قاب خوانندگان

مسائل جدی در قالب طنز

مقوله طنز، مقوله‌ای است که به نظر می‌رسد همواره مهجور و مظلوم واقع شده است. هر کس با نگاه خود به طنز می‌نگرد و آن را با هجو و فکاهی و ... مخلوط می‌کند و پس از آن مدعی طنزسازی می‌شود، اما واقعیت و حقیقت طنز فاصله‌ای دور و طولانی با آنچه این روزها به تصویر کشیده می‌شود، دارد. در این میان هستند برنامه‌های تلویزیونی که به طنز واقعی می‌پردازند و با دستمایه قرار دادن آن، مشکلات، دغدغه‌ها و معضلات گوناگون را در سطوح مختلف اجتماعی بیان می‌نمایند.
کد خبر: ۳۱۴۸۵۲

«سرآشپز» جزو همین دست از برنامه‌هاست. سریالی که اگرچه دارای نگاه طنزآلود است، اما آنچنان با دقت به مشکلات گوناگون، بویژه در سطح خانواده‌ها می‌پردازد که قطعا یک سریال جدی به این حد قادر نخواهد بود به آن بپردازد. داستان با یک اتفاق کاملا تاثیرگذار و البته بسیار جدی آغاز می‌گردد که از همان ابتدا بیننده را شوکه می‌کند. نرمی و آرامش ابتدایی در همان آغاز یک مرتبه تبدیل به درگیری خانوادگی می‌شود. گرچه قصه در ظاهر، قصه تکراری کار کردن زن و مدیر بودن زن بر شوهر است، اما نحوه بیان و نوع پرداخت آن کاملا متفاوت بوده، ‌داستان از حضور زن در برنامه خانواده و تعریف وی از مدیریت و قابلیت هدایت امور توسط زنان را دارد که ناآگاه، همسر با دیدن این صحنه، ناراحت شده و شیب داستان در همین ابتدا سرعت می‌گیرد. شیبی که هر لحظه تندتر و تندتر می‌گردد به گونه‌ای که سیر بحران خانوادگی روندی سریع و غیرقابل پیش‌بینی را به خود می‌گیرد. «سرآشپز» با خروجش از رستوران، دامنه کدورت‌ها را دوچندان می‌کند و به تبع او، بقیه پرسنل نیز رها شده و در نتیجه رستوران با بحران جدی روبه‌رو می‌شود. کارگردان با ترسیم این مسیر ضمن بیان آن که بسیار از اختلافات، از حوادث پیش پا افتاده و کوچک آغاز می‌گردد، سعی می‌کند فقدان همراهی و وابستگی زن و شوهر را که منجر به شکست می‌شود را بسیار زیرکانه طراحی کند و در عین حال، از قابلیت‌‌های هریک از آنان به طور مجزا سخن گوید. با این تفاسیر، در فصل‌های گوناگون، مطالب و موضوعاتی طرح می‌گردد که به نوعی سخن از اشترک و وفاق در زندگی را دارد. با این وجود تاکیدات موکد بر این اصل توانسته، بیننده را حتی نسبت به برخی از حوادث و اتفاقات عادی حساس نماید. در «آشپزباشی» مفاهیمی نظیر لجاجت، خودخواهی، زودباوری، توقع بی‌جا و ... آنچنان به صراحت و دقت بیان می‌گردد که گرچه بیننده در ابتدا تصور می‌کند که چرا به این مفاهیم آنقدر تاکید می‌شود و بعضا نگاه دلزدگی در آن دیده می‌شود اما با استفاده با همین مورد، برخی از این مفاهیم باعث به فکر رفتن مخاطب گشته و بیننده را به تامل وا می‌دارد و این بازار هوشمندی کارگردان بوده که در عین تاکیدات زیاد، هیچ‌گاه از هدف و اصل قصه‌اش دست بر نمی‌دارد. آنچه می‌توان باز در این داستان مشاهده کرد، فضای واقعی و پرهیز از فضای تصنعی است. فضایی کاملا برگرفته از واقعیت و از این روی است که بیننده به سرعت با داستان گره می‌خورد و فضای حاکم. فضایی طنزآلود است اما جایگاه طنزکاملا در آن اعمال شده، چراکه با قالب‌بندی طنز، علاوه بر ایجاد فضایی شاد و مفرح که خود انگیزه‌ای برای تعقیب ماجرا توسط مخاطب را ایجاد می‌کند، بسیاری از تلخی‌ها و دغدغه‌های اجتماعی که نمی‌توان بصراحت بیان نمود در همین قالب براحتی انعکاس پیدا می‌کند. شخصیت‌های انتخابی در این داستان کاملا صحیح انتخاب شده‌اند. هر یک بجا، دقیق و لازم حضور پیدا کرده و در هنگامی که نیازی به حضورشان نیست، گر چه حذف می‌شوند ولی هیچ‌گاه محو نمی‌گردند.

حمید قرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها