در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اعتماد:بنی آدم اعضای یک پیکرند
«بنی آدم اعضای یک پیکرند»عنوان یادداشت روز روزنامهی اعتماد به قلم بهروز بهزادی است که در آن میخوانید؛یکی از ویژگی های هوای بهاری آستانه نوروز این است که آدمی را به یاد نوروزهای گذشته می اندازد. نوروزهایی که من نوجوان بودم و غرق بازی های نوجوانی آن روزها نظیر تخم مرغ بازی و شادی های زودگذری که از تجسم عیدی های بزرگان در وجودم جوانه می زد. اسکناس های نو تا نخورده عجب برقی داشت و از همه مهم تر کفش و لباس های نو که آرزوی هر نوجوان و حتی جوانی بود. به یاد دارم که در روز عید همه چیز ما مثل سال، نو می شد. از لباس های زیر گرفته تا لباس های پلوخوری، و البته همه می دانستند که بعضی از خانواده ها استطاعت خرید لباس برای بچه ها را ندارند و به یاد ماهی پلوی شب عید بر سر سفره نان خشک می نشینند.این مقدمه را داشته باشید تا با هم به چهل و چند سال پیش در چنین روزهایی بازگردیم.
پرده اول؛ حدود ساعت هشت شب دو هفته یی مانده به نوروز در منزل حاج احمد“ چند نفر از بزرگان محل جمع شده اند، عده یی با بسته هایی در دست می آیند، آنها را در گوشه حیاط بزرگ خانه حاجی می گذارند و می روند. در گوشه دیگر حیاط گونی های کوچک برنج و حلب های پنج کیلویی روغن چیده شده است.من به اتفاق پدرم از ساعتی پیش به خانه حاج احمد رفته ایم تا آن طور که پدر می گفت تا نیمه شب به امر خیری که در پیش داشتند کمک کنیم. این بیا و بروها یکی دو ساعت طول کشید تا اینکه بیشتر جماعت رفتند. چند نفر از نوجوانان مثل من با پدران شان که در تهیه وجوهات بسته ها و برنج و روغن و... به حاج احمد کمک کرده بودند، مانده بودیم. زیاد طول ندهم. حاج احمد به اتفاق پدران ما از اتاق مهمانخانه به ایوان آمد. ما را صدا کردند. جلو رفتیم و...
پرده دوم؛ حاج احمد لیست بلندبالایی در دست دارد. این لیست شامل افراد محل است که توانایی مالی گذران شب عید را ندارند. به ما می گوید «هر یک از شما مسوول توزیع کمک ها در یک بخش محل هستید. برای هر یک از خانه ها که آدرس آنها نوشته شده است، یک گونی برنج، یک حلب روغن و یک گونی دیگر که بعداً فهمیدم محتویات آن خشکبار و بقولات است آماده شده و بسته های دیگری شامل لباس است که روی آنها اسم و آدرس نوشته شده است. بعضی ها یک فرزند و بعضی تا چند فرزند دارند، با توجه به سن آنها، پارچه و کفش و... تهیه شده است و سعی شود اشتباه نشود.» بعد از این صحبت ها بود که به صورت کامل فهمیدم چه ماموریتی به من واگذار شده است. از ته دل احساس رضایت می کردم. لیست مربوط به خودم را که از حاج احمد می گرفتم بیخ گوشم گفت روش کار را که می دانی، نگاهی استفهام آمیز حاکی از آنکه تقسیم اینها روش خاصی نمی خواهد، به حاجی کردم که متوجه ماجرا شد و گفت؛ اصرار داریم اهالی این خانه ها نفهمند این اجناس از کجا آمده است و اضافه کرد از سعید... که یکی دو سال از من بزرگ تر بود راهنمایی بخواهم. وقتی پیش سعید رفتم و راهنمایی خواستم، او گفت؛ تو با فیروزخان، همانی که بنز 180 مشکی دارد می روی، اجناس را پیاده می کنی، پشت در خانه می گذاری، در می زنی و وقتی مطمئن شدی کسی برای گشودن در می آید، به سرعت سوار ماشین می شوی. البته نگفت فرار می کنی، ولی چیزی شبیه فرار گفت.
پرده سوم؛ شب از نیمه گذشته است، ماموریت را تمام و کمال انجام داده ام. با سایر بچه ها در حیاط خانه حاج احمد جمع شده ایم. راننده ها هم مزد خود را گرفته اند و رفته اند. حاجی به اتفاق پدرها به حیاط می آید و از همه ما تشکر می کند. من می گویم برای کار خیر نباید تشکر کنید. این وظیفه ما بود که حاجی با تایید سرش را تکان می دهد و می گوید؛ یا عزیز زهرا(س) ان شاء الله که قبول شده باشد و بعد از ما می پرسد کسی که متوجه نشد اجناس از کجا آمده است و وقتی خیالش راحت شد، نوبت تشکر از یکایک ما رسید. و پرده دوم فرو می افتد.
نتیجه گیری؛امروز که نزدیک عید است من دل به گذشته سپرده ام؛ ماجرایی که هر سال در خانه حاج احمد تکرار می شد و من افتخار حضور در یک سال آن را داشتم. حاج احمد یکی از اهالی همین کشور بود. به قول خودش کار خیر نیاکانش را پی می گرفت. او عمیقاً معتقد بود «بنی آدم اعضای یک پیکرند» و با اینکه از نظر مالی وضع خوبی داشت، ولی درد نداری و فقر را تشخیص می داد. مثل برخی ثروتمندان امروزی که معتقدند همه کارها و حتی کارهای خیر اینچنینی را دولت باید انجام دهد، نبود. اگر اندکی مطالعه کنیم، می بینیم امثال حاج احمدها در جامعه ما بسیارند. شاید ما آنان را نمی بینیم. ایرانی همیشه اقتدا به مولایش حضرت علی(ع) کرده است. همه ما وظیفه داریم به دیگران، دیگرانی که مشکلات مالی دارند، برسیم و بدانیم «چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار».
همه ما در همسایگی خود خانواده هایی فقیر، اما باآبرو داریم. بسیاری از دختران دم بخت با مشکل جهیزیه روبه رویند و به همین دلیل به خانه شوهر نمی روند. بسیاری از مردم نیازمند، چشم به کسانی دارند که بدون تظاهر به کمک شان بشتابند وتوضیح؛ سردبیر بودن، حواشی بسیار دارد. به خصوص من که یادداشت هایی درباره مشکلات مالی و تامین اجتماعی نوشته ام. گاه می شود بعضی درد دل خود را با سردبیر روزنامه مطرح می کنند و حاصل آن نامه هایی با صفحات بسیارمی شود که گاه اشک بر چشمان من جاری می کند. این یادداشت برآیند چنین نامه هایی است که یکی از آنها سه روز پیش برای بار دوم به دست من رسید. در آن نوشته شده بود؛ «از اول می دانستم امیدی که بر تو بسته بودم بی حاصل است.» این یادداشت شاید پاسخی باشد به او و «او»های دیگر در این زمینه که «اگر قلم را ثروت می دانید، من با این نوشته بخشی از آن را به شما تقدیم می کنم» تا شاید باشند- که هستند- کسانی که هنوز معتقدند «بنی آدم اعضای یک پیکرند».
کیهان:ضرب شست 20
«ضرب شست 20»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم محمد ایمانی است که در آن میخوانید؛شکار در آسمان، مختصات و محدودیت های خود را دارد. چنین شکاری دشوار است و اغلب ممکن است تیربه خطا برود اما حتی اگربه هدف هم اصابت کند معمولا او را از پای در می آورد. شکار در آسمان به گونه ای که صید بی هیچ خراشی به زیر کشیده شود، شاه شکار است، مثل اینکه کوسه ای را زنده صید کنند و به ساحل بکشند. شکار اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در بامداد سه شنبه گذشته از این جنس است. شکار زنده در آسمان.
بامداد سه شنبه گذشته وقتی عقاب های ایرانی، هواپیمای گریزان و نافرمان مسیر دبی- بیشکک را در بندرعباس بر زمین نشاندند، بمب خبری در دنیا ترکید. «ایران بن لادن ثانی را زنده و کتف بسته دستگیر کرد». سرکرده تروریست ها به خودی خود اهمیتی نداشت. آنچه به ماجرا ابعاد جهانی می بخشید، این بود که سرویس های اطلاعاتی- دست کم- 6 کشور شامل آمریکا، انگلیس، اسرائیل، عربستان، پاکستان و امارات، این گروهک تروریستی و سرکرده آن را از چند سال پیش تر و خشک می کردند و ضمن حفاظت و مراقبت از او، به تجهیز مالی و نظامی و اطلاعاتی گروهک ریگی پرداخته بودند. آخرین اخبار منتشره قبل از شوک روز سه شنبه حاکی از آن بود که پنتاگون و سیا از گروهک تروریستی منافقین خواسته اند به گروهک ریگی بپیوندد تا سرویس های اطلاعاتی سیا، ام آی6 و موساد بتوانند شبکه ترور علیه ایران را با مشارکت ضلع سوم تروریست ها- باند تندرو انجمن پادشاهی- تجدید سازمان کنند. ضلع چهارم و پنجم (پژاک و سلفی ها) نقش مکمل خود را در غرب ایران حفظ می کردند.
درباره اتفاق اخیر ملاحظاتی را باید مد نظر داشت:
1-دو سال اخیر به ویژه سال 1388، روزگار باز تولید ترور و خشونت و تشدید جنگ اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی ایران بود. سرویس های اطلاعاتی سه گانه (سیا، موساد و اینتلیجنس سرویس) با همکاری وزارتخانه های دفاع و خارجه مثلث استکبار، در 2 سال اخیر جنگی همه جانبه را علیه امنیت و اقتدار و ثبات جمهوری اسلامی تعریف کردند. برآیند این پروژه که از چند محور اجرا شد، لق کردن بنیان های امنیت و ثبات در ایران بود. اگر آشوب و اغتشاش رکنی از ارکان این پروژه به شمار می رفت، ترور و خشونت مکمل آن بود. این مکمل، به رخ کشیدن ناتوانی اطلاعاتی و امنیتی ایران را در نظر داشت. بنابراین به موازات تدارک برای آشوب و اغتشاش خیابانی و اختلاف افکنی در عمق حاکمیت، دور تازه جنایت های سازمان یافته کلید خورد. این جنایت ها از مرزهای سیستان و بلوچستان و کردستان و آذربایجان غربی آغاز شد و تا عمق شهرها و نهایتاً پایتخت گسترش یافت. بمبگذاری در مسجد علی ابن ابیطالب(ع) زاهدان، جنایت های تاسوکی و دارزین، بمب گذاری در حسینیه سیدالشهدای شیراز، کشتار سران قبایل بلوچ و شماری از فرماندهان خدوم سپاه در منطقه سرباز، ترور علمای اهل سنت در سنندج و... سرانجام، امتداد ترورها به پایتخت و به شهادت رساندن دکتر مسعود علی محمدی استاد دانشگاه تهران در کنار برخی ترورهای دیگر نظیر ترور خانم آقاسلطان و سیدعلی حبیبی موسوی. در اغلب این ترورها به وضوح هدایت ام آی6 انگلیس و موساد اسرائیل در کنار سازمان «سیا» مشاهده می شد.
غافلگیری سرکرده یکی از اصلی ترین گروهک های دخیل در پروژه جنایت و ترور و شکار رعدآسای وی در آسمان، مانند یک سیلی پرقدرت، برق از چشم سرویس های اطلاعاتی پدرخوانده پراند. این شکار از آن رو اهمیت پیدا می کند که ریگی از جزئیات و مختصات شبکه 6 ضلعی جاسوسی علیه ایران مطلع است، باراندازها و پایگاه ها و اتاق های امن اطلاعاتی را می شناسد، از ساز و کار ارتباط سرویس های پدرخوانده با شبکه مزدوران باخبر است و ابعاد مهمی از نقشه جنگ اطلاعاتی و امنیتی علیه ایران را لو می دهد. او طی سال های اخیر از سوی برخی رسانه های عربی- عبری، آمریکایی- انگلیسی و ضدانقلاب (نظیر روزآن لاین) مدام تر و خشک شده و در این زمینه نیز می تواند اطلاعات با ارزشی را رو کند.این دومین ضربه اطلاعاتی به دشمن پس از حوادث ماه های اخیر است.
2-ضرب شست اطلاعاتی ایران به رقبای استکباری و منطقه ای خود، کاملا تمیز، نرم و بی عیب و نقص یا به عبارتی ضرب شست«20»بود، یک جراحی بزرگ بدون کوچک ترین جراحت و خونریزی. یک کار کاملا متشخص و با دیسیپلین و منطبق بر حقوق بین المللی. رسانه های بسیاری در غرب شکار سرویس اطلاعاتی ایران را با جنگ آمریکا و انگلیس علیه تروریسم در افغانستان و عراق مقایسه کردند و زبان به تحسین گشودند. این رسانه ها، بن لادن را به رخ کشیدند که پس از 9سال همچنان آمریکا و ناتو را در افغانستان به چالش کشیده است. اشغالگران تلفات سنگینی را بر ملت افغانستان تحمیل کرده و خود نیز هزینه های گزافی را متحمل شده اند اما ثمره 8سال یاغی گری و قانون شکنی و جنایت در افغانستان، تشدید تروریسم و صدور آن به پاکستان و هند بوده است همچنان که آتش جنایت در عراق زبانه می کشد. اکنون این تعبیر به تدریج در محاورات رسانه ای جهانی تبدیل به یک ضرب المثل می شود که آمریکا و ناتو دستگیری بن لادن را به سرویس امنیتی ایران بسپارند یا لااقل از ایران یاد بگیرند.
همچنین رسانه ها اقدام اخیر سرویس اطلاعاتی ایران را با جنایت تازه موساد در دوبی و به شهادت رساندن محمود عبدالرئوف المبحوح یکی از فرماندهان جنبش حماس مقایسه کردند.
اگرچه این قیاس تا حدود زیادی مع الفارق است و شهید المبحوح فرمانده یک جنبش مردمی برای مبارزه با اشغالگران صهیونیست بود، اما نشان می دهد که موساد در این اقدام، اولا حقوق بین المللی را زیرپا گذاشت ثانیا به یک جنایت کاملا ساده در محل هتل اقامت شهید المبحوح متوسل شد ثالثا در این جنایت از کمک برخی سرویس های اطلاعاتی اروپایی- و احتمالا منطقه ای- استفاده کرد و رابعا حرکت اخیر به یک رسوایی و شرمندگی بزرگ برای رژیم تروریست صهیونیستی تبدیل شد. اما در مقابل جمهوری اسلامی 1-با اقتدار و افتخار تمام 2-بدون هیچ پنهانکاری و شرمندگی 3-بی هیچ جنایتی 4-به تنهایی و بدون کمک گرفتن از دیگران 5-با رعایت و احترام به موازین حقوق بین الملل 6- و به صورت زنده سرکرده تروریست های وابسته به موساد و سیا و ام آی6 را بازداشت کرد.
3-احترام ایران به حقوق بین الملل به مفهوم نادیده گرفتن حقوق و امنیت خود نیست. «دفاع مشروع» نیز از لوازم همین حقوق بین الملل است و اگر هر رژیمی چه در منطقه و چه در جهان به قلمرو حقوق و منافع و امنیت ایران دست درازی کند، نباید از مقابله به مثل ایران آسوده خاطر بماند.
وقتی به آمریکا و اسرائیل گفته می شد اگر دست از پا خطا کنید، عمق تل آویو در آتش قهر ایران خواهد سوخت یا ناوهای جنگی آمریکا به قعر خلیج فارس کشیده خواهد شد و پایگاه های نظامی و نیروهای آمریکا در منطقه هیچ امنیتی نخواهد داشت، خیلی ها این هشدار را جدی می گرفتند اما کسانی هم از سیاستمداران و ژنرال های جبهه استکبار پیدا می شدند که خیال کنند ایران بلوف می زند. اما برخی رویدادهای سالیان اخیر و ضرب شصت های متواتری که ایران نشان داده- و از جمله ضربه اخیر- از عزم مصمم جمهوری اسلامی در این زمینه حکایت می کند. بازداشت مقتدرانه ملوان های نظامی انگلیس در اروندرود و کندن لباس های رزم آنان و بدرقه کردنشان با کت و شلوار، همان پیامی را با خود دارد که بازداشت 3جاسوس آمریکایی در داخل مرز کردستان یا اجازه ندادن به جنگنده های ناتو برای عبور از آسمان ایران به سمت افغانستان.
آن ایران قاجاری بود که در سال 1856 میلادی (154سال پیش) با هجوم چند کشتی جنگی انگلیس به خرمشهر و بوشهر، معاهده پاریس را امضا و هرات را به انگلیسی ها (کمپانی هند شرقی) بخشید. بعد از 150 سال باز هم شبه قاره و افغانستان طوفانی است اما نه به نفع ابرقدرت ها، که اگر چنین بود ریچارد هالبروک فرستاده ویژه اوباما به پاکستان و افغانستان مجبور نمی شد در بیشکک یا ماناس قرقیزستان، تروریست دون پایه ای مثل ریگی را با ناکامی به انتظار بنشیند.روزگار پهلوی هم سپری شد که بحرین را دو دستی تقدیم آمریکا و انگلیس کرد و آن عبارت سخیفی که هویدا گفت (دختر خودمان بود، شوهر دادیم رفت. به کسی ربطی ندارد!). ایران جدید، همان ایران مقتدری است که فرماندهان سلحشورش چند سال پیش از فرمانده خویش شنیدند اگر ناوهای آمریکایی دست از پا خطا کردند و متعرض شدند، بلافاصله آنها را می زنید و البته اگر غنیمت بگیرید و به ساحل بیاورید، بهتر است.
جمهوری اسلامی ایران هر تعدی و تعرضی را تلافی می کند اما نه لزوما محدود. این تلافی همه جانبه، پیشی ناپذیر و نامتقارن خواهد بود و ممکن است هر جایی اتفاق بیفتد. ایران در هر زمینی که خود بخواهد می جنگد نه در زمینی که دشمن تعریف می کند. رئیس کودک کش رژیم صهیونیستی با همه رجزخوانی زیردستی هایش، قدرت ایران را خوب می شناسد که می گوید «زمزمه حمله به ایران ابلهانه است، ایران می تواند جهنم برپا کند».
ایران هنوز به شیوه های ایجاد ناامنی و بی ثباتی علیه رژیم های استکباری دست نیازیده است و این از خویشتنداری و بزرگواری است نه از ناتوانی. اما این خویشتنداری همیشگی نیست و می تواند نقطه پایان داشته باشد. سران رژیم های استکباری باید بفهمند- و البته عنداللزوم باید تفهیم کرد- که بی ثبات سازی و ایجاد ناامنی، یک بازی سرگرم کننده- و به تعبیر هاآرتص درباره جنایت اخیر موساد در دوبی، «جیمز باندبازی»- یا یک بازی گلادیاتوری نیست که مستکبران در حاشیه امنیت بنشینند و خاورمیانه را میدان جنگ های وحشیانه کنند و خود از تماشای این بازی مهیج لذت ببرند بلکه ممکن است ناگهان پای آنها هم وسط این بازی مرگ و زندگی کشیده شود. امنیت برای همه و ناامنی برای همه.
4-طیف هایی از رسانه های استکباری و شاخه های گروهکی آنها برای کوچک جلوه دادن قدرت نمایی و ضرب شست اخیر ایران مدعی شده اند پاکستان ریگی را دستگیر کرده و تحویل داده یا آمریکا معامله کرده و ریگی را به ایران فروخته است. البته سران فتنه هم برخلاف شادمانی عمومی ملت ایران، در بهت و سکوتی سنگین فرو رفته اند. شرکت هواپیمایی قرقیزستان در این میان اذعان کرد که ایران هواپیمای قرقیزی را نشانده و ریگی و همراه وی را در بندرعباس دستگیر کرده است. می ماند لاف معامله و امتیاز دادن آمریکا به ایران. یک جمله کوتاه و این همه دروغ؟! امتیاز برای چه، مگر به حریفی که می خواهند او را ضعیف و ناتوان و آشفته کنند یا ناتوان نشان دهند در اوج تنش و درگیری امتیاز می دهند؟! آن شبکه اطلاعاتی بزرگی که سال ها برای آن هزینه شده و لو رفته چه می شود؟ معامله بر سر چه؟ آمریکا چه چیزی از ایران گرفت، جز رسوایی و ضعیف قلمداد شدن؟ می گویند ریگی را دادند تا 3جاسوس دستگیر شده در کردستان آزاد شوند. چند روز یا چند هفته که صبر کنند و جاسوسان آزاد نشوند، این دروغ نیز آشکار می شود.
اما می ماند دو نکته دیگر، یکی سکوت سنگین سران فتنه که گویی مانند مقامات آمریکا و انگلیس و اسرائیل روی میخ نشسته اند و برخلاف قاطبه ملت ایران نمی توانند شادمان و مفتخر و مبتهج باشند. آیا ریگی به کفش یا میخی بر تن آنها نیست؟! آنها نیز مانند سرکرده تروریست ها، مظنون و سوژه سیستم امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی هستند و وقتی بخشی از شبکه وابسته به آمریکا ضربه می خورد، ارتعاش های این ضربه طبیعتا این حضرات را نیز مرتعش می کند. نکته دوم، هراس وسیع گروهک های رنگ به رنگ ضدانقلاب است که پس از فتنه سبز، جان گرفته بودند اما اکنون دوباره نیمه جان و هراسان شده اند. اگر سری به رسانه های آنها بزنید، به صراحت از اشراف اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران حتی در عمق اروپا ابراز وحشت می کنند. آنها هم ریگی به کفش دارند و همزمان ریگ های دیگری به کفش آمریکا هستند. آنها خائنند و حق دارند هراسان باشند که گفته اند الخائن خائف.
سال 88 در حالی به سر می آید که درهای رحمت و موهبت الهی یکی پس از دیگری به روی ملت نستوه، عازم و پا به رکاب ایران باز می شود. «اگر خدا را یاری کنید، یاری تان می کند و گام های شما را استوار می گرداند.»
مردم سالاری:دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟!
«دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟!»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم حمید رضا شکوهی است که در آن میخوانید؛به تازگی نمابری از وزارت راه و ترابری به روزنامه مردم سالا ری- و احتمالا سایر رسانه ها- ارسال شده که در نوع خود جالب توجه است. دراین متن که از سوی روابط عمومی وزارت راه و ترابری تنظیم شده آمده است که یک شهروند در نامه ای به این وزارتخانه سخنان احمد خرم وزیر راه و ترابری دولت خاتمی در گفت و گو با روزنامه همشهری را تکذیب کرده و هرچقدر که علیه این وزیر اسبق قلم فرسایی کرده، به همان اندازه به تعریف و تمجید از مدیران فعلی وزارت راه پرداخته است.
این شهروند پس از آن که علیه «اصلا حات» موضع گیری کرده و نوشته: «در این مقطع که تعدادی از آقایان در آن سوی مرزها به رجز خوانی و عقبه به اصطلا ح اصلا حات در این جا به دو پهلو سخن گفتن مشغولند، این گونه سخنان با اصلا حات واقعی فاصله زیادی دارد; اصلا حات اینچنینی به معنی دروغ و تزویراست»، تاکید کرده که:«در هیچ مقطعی مثل حالا تمامی مدیران این حوزه، دانش آموختگان رشته حمل و نقل نبوده اند.
نقطه نقطه این مرزو بوم، سازندگی شروع و به کارگاه راهسازی تبدیل شده و به حمدالله هر روزمان بهتر،آبادتر و پیروزتر از روز قبل است و وزیر، خود متخصص و صاحب کرسی و از نخبگان جهانی این رشته است». حال، بگذریم از این که همین وزیر متخصص و صاحب کرسی و نخبه، به دلا یل مختلفی همچون سوانح متعدد هوایی، ریلی و جاده ای، انتصابات کارشناسی نشده و پروژه های ناتمام، در آستانه استیضاح از سوی نمایندگان مجلس قرار گرفته است. اما صرفنظر از این موضوع، اینگونه تبلیغ کردن به نفع یک وزارتخانه را، آن هم با هزینه کردن از «یک شهروند» که نه نامش مشخص است و نه معلوم است چرا آن شهروند نامه خود خطاب به وزیر راه و ترابری دولت اصلاحات را، نه به روزنامه ای که با آقای خرم مصاحبه کرده، بلکه به وزارت راه و ترابری دولت دهم ارسال کرده است، باید، در نوع جدید تبلیغات ثبت کرد.
جالب اینجاست که در انتهای نامه، وزارت راه و ترابری توضیح داده که این شهروند، در پاسخ به گفت وگوی وزیر راه و ترابری دولت اصلاحات در روزنامه همشهری که «خواستار برقراری ارتباط مستقیم با آمریکا» شده، این متن را به وزارت راه ارسال کرده که «متن دستنویس این نامه در اداره کل روابط عمومی وزارت راه و ترابری موجود است».
اینگونه توضیح نوشتن در مورد نامه یک شهروند و تاکید بر عنوان «اصلاحات» برای وزیر اسبق راه، یا برجسته ساختن تقاضای آقای خرم برای برقراری رابطه با آمریکا، نشان می دهد که متن نامه آن شهروند بی نام و نشان، با آنچه وزارت راه و ترابری دولت دهم می پسندد بسیار نزدیک است. ضمن اینکه گویا در وزارت راه وترابری، خودشان هم می دانستند که ممکن است در مورد این نامه شائبه هایی ایجاد شود که از وجود متن دستنویس آن خبر داده اند; هرچند که وجود متن دستنویس این نامه در اداره کل روابط عمومی این وزارتخانه نیز اگر ابهامی در مورد این نامه وجود داشته باشد نمی تواند آن را برطرف کند.
متن دستنویس از کدام شهروند؟! البته در این نامه، دم خروس هم پیداست چرا که در ابتدای متن منتشر شده توسط وزارت راه، تاریخ مصاحبه با وزیر راه و ترابری دولت اصلا حات با روزنامه همشهری، هفدهم بهمن اعلا م شده و در انتهای همین متن، هفدهم اسفند! دم خروس درهمین تاریخ اشتباه و در همان جملا ت لفظ قلم یک شهروند درمورد دولت اصلا حات پیداست! حالا دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟!
آقای بهبهانی زمانی که تازه به عنوان وزیر راه و ترابری انتخاب شده بود، در بازدید از پروژه آزاد راه تهران- شمال گفته بود که اگر روابط عمومی خوبی داشتیم، این پروژه خاری در چشم ما نمی شد. شاید روابط عمومی مطلوب آقای بهبهانی در وزارت راه همین باشد که تاریخ مصاحبه ای را که هفدهم بهمن بوده، هفدهم اسفند ذکر می کند که هنوز نرسیده است!
و نکته پایانی: وزیر راه و ترابری به جای این تحرکات، در اندیشه رفع کاستی های حوزه تحت امر خود باشد تا دیگر، کسی علیه عملکرد این وزارتخانه صحبت نکند و اگر هم صحبت کرد، حرفهایش آنقدر بازتاب پیدا نکند که وزارت راه مجبور شود نامه یک شهروند خطاب به وزیر دولت اصلا حات را به روزنامه ها فکس کند و روی سایت وزارتخانه قرار دهد...
رسالت:سیاست تعاملی ضدنظام سلطه
«سیاست تعاملی ضدنظام سلطه»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن میخوانید؛رهبر معظم انقلاب دیروز در دیدار سفرا و روسای نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، انقلاب اسلامی را پدیدآورنده یک منطق و سیاست نو در عرصه روابط بین المللی، با عنوان “سیاست تعاملی ضدنظام سلطه” دانستند و تاکید فرمودند: “وظیفه سفیر و نماینده جمهوری اسلامی ایران، به کارگیری دیپلماسی کیفی، قوی و کارآمد برای پیشبرد “سیاست ضد نظام سلطه” است که لازمه آن نیز ایستادگی منطقی بر اصول انقلاب و مبانی شرعی و رودربایستی نداشتن نسبت به این اصول و مبانی است.”
در دوره ای که چالشهای پسا وستفالیایی نقش دولت-ملت ها را در حد شهرداری نظام سرمایه داری جهانی تقلیل داده است انقلاب اسلامی ایران با بهره مندی از یک منطق عالی، نظم تحکم آمیز جهانی را زیر سوال برده و تعریف جدیدی را در تصلب یخی دوالیسم سلطه گری یا سلطه پذیری به وجود آورده است. جمهوری اسلامی مبتنی بر قرائت حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری نه می خواهد سلطه گر باشد و نه میخواهد سلطه پذیر. در عین حال این نظام انقلابی متکی بر راهبرد ضد سلطه خود اجازه نخواهد داد چند کشور استکباری با سرنوشت جامعه جهانی بازی کنند و راه حل های قرون وسطایی خود را به اسم اجماع جهانی قالب کنند.
ایران انقلابی این موضع را به صراحت از ابتدای انقلاب بارها تکرار کرده است و هیچ رودربایستی در پایبندی منطقی بر اصول انقلاب و دیدگاه عقیدتی خود ندارد. این منطق تا به امروز بخش مهمی از افکار عمومی دنیا را در زیر سوال بردن نظام سلطه متقاعد و همراه خود ساخته و حرکت پیش رونده ای داشته است. مبتنی بر همین منطق و سیاست نو است که گفتگوهای ایران و آمریکا پا نمی گیرد. نوعا اعتقاد بر این است مذاکره از جنس تهدید نیست بلکه تلاشی است برای یافتن راه حلهایی که با علایق قانونی طرفین مذاکره کننده سازگار باشد.
دولتمردان آمریکا نباید فراموش کنند تا زمانی که در جبهه استکبار حضور دارند، رابطه جمهوری اسلامی با آمریکا همان الگوی امام خمینی(ره) یعنی رابطه گر گ و میش است. تفاوت تنها اینجاست که امروز گرگ در تله افتاده است و بایستی سر فرود آورد. هیچ تغییری در استراتژی همیشگی تقابل استضعاف و استکبار در طول تاریخ پیش نیامده است.
بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی(ره) کاملا واقع بینانه و به زبان ساده این واقعیت را در کوران انقلاب در پاسخ به سئوال خبرنگاری که پرسید “رابطه یک دولت اسلامی و دولتآمریکا در آینده چگونه خواهد بود؟ “ تبیین فرمودند: “باید ببینیم آمریکا خودش در آینده چه نقشی دارد . اگر آمریکا بخواهد، همان طور که حال با ملت ایران معامله می کند با ما رفتار کند، نقش ما با او خصمانه است و اگر چنانچه آمریکا به دولت ایران احترام بگذارد ما هم با همان احترام متقابل عمل می کنیم و با او به طور عادلانه، که نه به او ظلم کنیم و نه به ما ظلم کند، رفتار خواهیم کرد و اشکال پیش نمی آید” .(صحیفه نور، ج3 ، ص 33 )
آمریکایی ها همیشه راه درست را انتخاب می کنند اما دقیقا بعد از آنکه تمام راه های اشتباه را امتحان کردند. در31 سال گذشته آمریکایی ها چون از منطق انقلاب اسلامی درک صحیحی نداشته اند تمام روشهای خصمانه فاقد راهبرد اعم از ترور، تحمیل جنگ، تحریم و ... را علیه ملت ایران به کار بسته اند و در هر یک سال انقلاب شکست سختی خورده اند.
دولت آمریکا همان طور که پیشبینی می شد با روی کار آمدن اوباما رویکرد سخت افزاری خود را به جنگ نرم افزاری تبدیل ساخت اما در این حرکت مذبوحانه نیز شکست سختی خورد و ناخواسته فرصتی برای افزایش توان و قدرت جمهوری اسلامی پدید آورد.
راقم این سطور فردای پیروزی اوباما در یادداشتی نوشت: “طی ماههای آتی شیفت معناداری از رویکردهای سخت افزاری به مواجهه نرم افزاری با ایران در سیاستهای ایالات متحده رخ خواهد داد. دوباره اهرمهای فشار یک جانبه آمریکا در خصوص مسائلی چون حقوق بشر، دموکراسی، آزادی های سیاسی، زنان و... به کار خواهند افتاد و دموکراتها با این حربه تمام تلاششان را برای ائتلاف سازی علیه تهران علی الخصوص به منظور سنگ اندازی در مسیر پرونده هسته ای ایران به کار خواهند گرفت.”اما شکست سخت آمریکا در حوادث پس از انتخابات قدرت جمهوری اسلامی ایران را بار دیگر به رخ دنیا کشید.
در واقع مشکل آمریکایی ها این است که با پدیده انقلاب اسلامی و منطق ضد سلطه آن آشنایی ندارند و عمدتا در تجزیه و تحلیل مسائل و تحولات سیاسی - اجتماعی ایران دچار اشتباه محاسباتی می شوند. آنها نه شناخت درستی از پیچیدگی های جامعه اسلامی ایران دارند و نه ارزیابی درستی از تحولات آن برایشان مقدور است.
امروز نوبت آن است که آمریکایی ها منطق انقلاب اسلامی ایران را درک کنند و با ما وارد گفتگو شوند. نظام اسلامی به سرعت در حال تغییر معادلات منطقه و جهان است.امروز منافع ملی ایران از مرزهای چین تا سواحل مدیترانه در جریان است و دستگاه دیپلماسی کشور هر از گاهی به حیاط خلوت قدرتهای بزرگ نیز سرک می کشد.
نظام اسلامی در داخل، از یک ثبات و انسجام خوبی برخوردار است و با اتکا به آراء، عواطف و ایمان مردم مسیر رو به رشدی را طی می کند. حماسه میلیون ها ایرانی در نهم دی و22 بهمن امسال خواب های دشمنان انقلاب را بیش از گذشته آشفته ساخت. در موضوع دستاوردهای هسته ای ملت ایران زیر دین هیچ کشور و دولتی نیست و سرافرازانه به قلل رفیع پیشرفت میاندیشد و حاضر نیست به هیچ دولتی در این زمینه باج دهد. به زعم عبدالله اوهابی یکی از تحلیلگران سیاست خارجی در فرانسه “سیاست این کشورها(آمریکا و غرب) همواره بر ایده تحت سیطره قرار دادن کشورهای دیگر و نشان دادن خوی امپریالیستی استوار بوده است. امروزه این سیاستها از سوی برخی از کشورها به چالش کشیده شده است و برنامه هسته ای ایران نیز نماد مقابله با این خوی استعماری به شمار می رود.”
بزرگترین بحران در نیم قرن اخیر، بحران مشروعیت رژیم صهیونیستی است. جمهوری اسلامی با پیشنهاد برگزاری یک رفراندوم قانونی و ملی در این مسیر پیشگام شده و حرف های جدی برای گفتن دارد. اما راه حل نظام سلطه تا کنون چیزی به جز ترور، حمله به کشورهای منطقه و قتل و عام مردم بی گناه و غیرنظامی نبوده است.
آمریکا پس از گذشت سه دهه از انقلاب ناگزیر است جایگاه و شان منطقه ای ایران را به رسمیت بشناسد و برای ملت ایران در بازی های بین المللی جا باز کند. هیلل فریش کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک بگین - سادات در اسرائیل طی مقاله ای نوشت:”از زمان تهاجم آمریکا به عراق، محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران رفتار یک هژمون منطقه ای را به خود گرفته است و به صورتی حرف می زند و عمل می کند که گویی رهبر جدید جهان سوم می باشد.”
ایران داعیه رهبری جهان سوم را ندارد اما مطمئنا رهروی منفعل نیز نخواهد بود. در قرن بیست و یکم با کیشهای بی هدف نمی توان طرف مقابل را که هنوز مهره های زیادی برای بازی دارد، مات کرد. به تعبیر ریچارد نیکسون” رجزخوانیهای خصمانه فاقد هرگونه راهبرد استراتژیک است.”
عزت کم سابقه جمهوری اسلامی ذیل رویکرد “سیاست تعاملی ضدنظام سلطه” مستلزم نوعی تغییر و تحول در شیوه سیاست خارجی دولت آمریکا است. بنابراین تا زمانی که آمریکایی ها زیر دستکش مخملی خود یک دست چدنی دارند و بر سیاستهای یک جانبه گرایانه خود اصرار می ورزند نمی توانند منطق انقلاب اسلامی را درک کنند و بسترهای لازم را برای گفتگو و مذاکره فراهم نمایند.
لذا می توان پیش بینی نمود تا زمانی که دولت آمریکا بر مواضع فعلی خود اصرار بورزد و نخواهد با در ک منطق انقلاب اسلامی جایگاه و شان منطقه ای و فرار منطقه ای جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد نه تنها امکان برقراری رابطه وجود ندارد بلکه آغاز هر مذاکره ای فوق العاده بعید به نظر می رسد.
ابتکار: شبکه های ماهواره ای ایران خطرناک تر از سلاح هستهای است
«شبکه های ماهواره ای ایران خطرناک تر از سلاح هستهای است»عنوان یادداشت روز روزنامهی ابتکار است که در آن میخوانید؛«شبکه های ماهواره ای ایران خطرناک تر از سلاح هسته ای است.» پایگاه خبری مفکره الاسلام وابسته به وهابیون سعودی، مقاله ای را با عنوان «شبکه های ماهواره ای شیعی، جنگ جدید ایران» منتشر کرده است. این مقاله، از طرفی بیانگر بغض و هراس از شبکه های شیعی و به طور خاص شبکه الکوثر صداوسیماست و از طرف دیگر نشان دهنده موفقیت این شبکه ها در اهداف تبلیغی و رسانه ای خود است.نویسنده در این مقاله، شش شبکه شیعی مهم را معرفی می کند که در صدر آن ها شبکه الکوثر ایران قرار دارد. وی شبکه های شیعی را اینگونه معرفی می کند.
شبکه الکوثر: شبکه ای است که در سال 1980 در ایام جنگ ایران و عراق با یک ساعت برنامه در روز آغاز بکار کرد. استراتژی این شبکه تمجید و تعریف از انقلاب اسلامی و ]امام[ خمینی رحمه الله علیه بودکه در این میان برنامه های دینی همراه با عزاداری سید الشهدا» علیه السلام پخش می شد اما برنامه های سیاسی بدلیل شرایط سیاسی حاکم برکشور در آن زمان نسبت به برنامه های دینی بیشتر بود. با گذشت زمان این شبکه پیشرفت نمود تا جایی که سریال "یوسف پیامبر" علیه السلام از این شبکه به زبان عربی دوبله و پخش شد. بطوریکه 55 کشور همزمان آنرامشاهده می کردند وبه این ترتیب مخاطبان زیادی را جذب کرد. پس از الکوثر، شبکه های شیعی دیگر هم این سریال را پخش کردند.
المنار: شبکه ای متعلق به شیعیان لبنان خصوصا وابسته به جنبش حزب الله که در سال 1991 آغاز به کار کرد. اما در سال 2000 به عنوان شبکه ای ماهواره ای که در تمام دنیا قابل دریافت است، فعالیت خود را منسجم تر کرد و فعالیت های این شبکه از لحاظ پرداختن به موضوعات سیاسی دارای ابعاد گسترده تری شد. دیدگاه های سیاسی المنار موازی با شبکه الکوثر بود ولی بشکل وسیع تری روی مسایل سیاسی متمرکز شد. البته این مساله مانع از آن نشد که المنار از پخش زنده برنامه های دینی غافل بماند. المنار بدلیل ارتباط و انتساب نزدیکش به مقاومت اسلامی لبنان به جایگاه ویژه و نفوذ بالایی در مناطق عربی دست پیدا کرد.
شبکه جهانی اهل البیت(ع): یکی از شبکه های شیعی ماهواره ای است که از کربلا برنامه پخش می کند.
شبکه الانوار: شبکه ماهواره ای الانوار1 و 2 در کویت است که یکی از آن ها مخصوص آموزش های مذهبی و بحث و گفت وگو های عقایدی است و دیگری برنامه های ادعیه و مرثیه شیعیان را پخش می کند.
المعارف: از بحرین پخش می شود و متعلق به شیعیان بحرین است و بزودی شبکه فورتین 14 معصوم) را روی آنتن می برد. این شبکه فقط به پخش زنده ادعیه ها و عقاید شیعی کفایت نمی کند بلکه فیلم ها و سریال های درام هم پخش می کند. بینندگان کمی هم ندارد. بیش تر زنان و نوجوانان بینندگان آن هستند.
شبکه هادی تی وی: شبکه ماهواره ای مخصوص کودکان که سرودها و کارتون های دینی را بزبان خیلی ساده برای کودکان پخش می کند. بسیاری از خانواده ها کودکان خود را به دیدن این برنامه ها تشویق می کنند در حالی که از خطر تاثیر این عقاید بر کودکان خود غافلند!
احمد عمرو نویسنده وهابی این مقاله می گوید: «شگرد شبکه های شیعی این است که با برنامه سازی در همه زمینه ها از جمله فیلم و سریال های متنوع، سعی در جذب خانواده ها دارند که این مسئله را به وضوح می بینیم و این همان تاثیر آرام، خطرناک و مستقیمی است که شاهد آن هستیم.» نویسنده ادعا می کند: «برای ما بسیار عجیب است که 35 شبکه شیعی عرب زبان منطقه ما را آماج تیرهای خود و عقاید شیعه نموده اند و ما حتی یک شبکه ماهواره ای فارسی زبان نداریم»! مقاله نویس سایت افراطی مفکره الاسلام در ادامه مطلب خود و با هدف تحریک حس ناسیونالیستی خوانندگان ادعا می کند: «شبکه های ماهواره ای شیعی، با پخش برنامه های خود به دنبال نفوذ در کشورهای منطقه و بر هم زدن امنیت منطقه هستند.»
با تحلیل محتوای برنامه های شبکه الکوثر می توان علت بغض و عداوت نسبت به این شبکه را پی برد. شبکه الکوثرعرب زبان برون مرزی بیش از 20سال است که از فعالیت آن می گذرد. این شبکه از 6سال پیش با نام اختصاصی الکوثر وارد رقابت در جهان شبکه های ماهواره ای شد. الکوثر همانند یک شبکه عمومی، سبدی متنوع از انواع برنامه ها را در قالب های مختلف و برای طبقات سنی و سلیقه های گوناگون مخاطبان تولید و پخش می کند.
این شبکه با نمایش فیلم و سریال های سالم و اخلاقی، مورد توجه بسیاری از مخاطبان عرب زبان که علاقه مند به تماشای برنامه های خانوادگی و سالم هستند; واقع شده است و این مسئله، فرصتی برای الکوثر فراهم کرده است تا آمار مخاطبان شبکه را افزایش دهد. و اما آنچه موجب هراس شبکه های غیر شیعی رقیب الکوثر شده است; رویکرد اعتدالی و غیرتعصبی و تشریح موضوعات دینی و سیاسی به شیوه ای کاملا" منطقی در این شبکه می باشد. الکوثر بدون ورود به عرصه های جنجال برانگیز شیعه و سنی و بدون دست گذاری بر نقاط اختلاف نظر شیعه و سنی، مباحث معارفی اسلامی را به پیش می برد به گونه ای که حتی در برخی برنامه های شبکه از کارشناسان سنی مذهب استفاده می شود.
افزون بر این رویکرد، برنامه های عقیدتی شبکه از جمله برنامه «مطارحات فی العقیده» با برخورداری از کارشناس مجرب مذهبی توانسته است با ظرافت و هنرمندی و به دور از فضای جنجال و هیاهو، مکتب راستین تشیع را به مخاطبان عرب زبان معرفی نماید و همین نکته باعث گرایش مخاطبان عرب زبان به شبکه الکوثر و هراس شبکه های غیرشیعی شده است که بازتاب این خشم و عصبانیت را در مقاله پایگاه مفکره الاسلام می توان دید.
جمهوری اسلامی:ملاحظاتی پیرامون انتشار اوراق مشارکت ارزی
«ملاحظاتی پیرامون انتشار اوراق مشارکت ارزی»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛ضرورت پیمودن راهکارهای مناسب مطمئن و البته زودبازده برای تامین منابع مالی لازم جهت سرمایه گذاری در حوزه انرژی کشور واقعیتی است که روز به روز بیتشر خود را به رخ می کشد. پیشرفت سریع سایر کشورهای منطقه در بهره برداری از منابع نفتی و گازی خود و سرمایه گذاریهای هنگفت بین المللی در حوزه پالایشگاهی گازی و پتروشیمی خصوصا در آن دسته از کشورهایی که دارای میادین مشترک نفتی و گازی با ایران هستند زنگ خطری است که برای جایگاه جمهوری اسلامی ایران در حوزه بسیار حساس انرژی به صدا درآمده است و تکاپوی بسیار بیشتری را برای جذب سرمایه و تامین مالی طرح های این حوزه می طلبد.
به گفته مقامات رسمی وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله کشور در حوزه انرژی به سالانه 30 میلیارد دلار سرمایه گذاری نیازمند است و اولویت اصلی این سرمایه گذاریها هم باید میادین مشترک نفتی و گازی باشد . این درحالی است که ایران در 4 منطقه دارای میادین مشترک نفت و گاز با دیگر کشورهاست . تعدادی از این میادین که جزو میادین هیدروکربوری هستند در خلیج فارس قرار گرفته اند که پارس جنوبی و 12 میدان نفتی و گازی مشترک با قطر عمان امارات کویت و عربستان را شامل می شوند و در اولویت توسعه و سرمایه گذاری قرار دارند.
گذشته از کشور قطر که با سرمایه گذاریهای هنگفتی در میدان گازی مشترک خود با ایران برداشتهای فراقانونی و غیرمتعارفی از این میدان داشته کشور عراق نیز در سال جاری روند جذب سرمایه خارجی و توسعه میادین خود را گسترش داده است . این کشور 70 بلوک اکتشافی و 65 میدان نفتی خود را به مناقصه گذاشته و تاکنون موفق شده با عرضه 10 بلوک اکتشافی قراردادهای مورد نظر را با 7 پیمانکار منعقد کند . هدف عراق از این سرمایه گذاریهای گسترده افزایش ظرفیت تولید نفت از 112 میلیون به 170 میلیون بشکه است.
ناگفته پیداست که ادامه چنین روندی درحالی که ایران در پی پافشاری و استقامت بر سر حقوق اساسی خود در دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای و مواضع حق طلبانه در عرصه بین المللی با تحریم مالی و سرمایه گذاری و پیمانکاران جهانی روبرو شده در آینده نه چندان دور به جایگاه فوق العاده حساس و راهبردی ما در حوزه تامین انرژی جهانی لطمه می زند و قدرت تاثیرگذاری ما را در پیشبرد اهداف ملی و اسلامی در سطح بین المللی کم می کند.
از این رو مدیران کشور با درک اهمیت این مسئله به فکر ابداع و استفاده از ابزارهای جدید مالی برای جذب سرمایه های خارجی در راستای تامین مالی طرح های نفت و گاز کشور افتاده اند چرا که بی تردید سرمایه هنگفت مورد نیاز این بخش که رقمی در حدود 30 میلیارد دلار در سال برآورد می شود از محل سرمایه گذاریهای داخلی قابل حصول نیست .
در این میان اعلام شده است که انتشار اوراق مشارکت ارزی به عنوان ابزاری اسلامی برای جذب نقدینگی از بازارهای جهانی در برنامه های وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است و بنابه گفته سخنگوی اقتصادی دولت یک میلیارد یورو از این اوراق از نیمه اسفند سال جاری منتشر می شود.
اگرچه استفاده از ابزاری به نام اوراق مشارکت که البته در عرف بین المللی اوراق قرضه نام دارد روشی متداول و شناخته شده است اما به نظر می رسد موفقیت این روش مستلزم تحقق چند پیش شرط اساسی است که درصورت عدم فراهم بودن آنها انتشار اوراق ارزی چندان مثمرثمر نخواهد بود.
نخستین پیش شرط برخورداری از قوانین و زیرساخت های حقوقی روشن و شفاف در حوزه سرمایه گذاری خارجی در ایران است به عبارت دیگر صاحبان سرمایه و نقدینگی در بازارهای جهانی باید به روشنی بدانند که درصورت خرید اوراق مشارکت ارزی ایران از چه حقوقی برخوردارند.
دومین شرط که از زاویه اقتصاد داخلی مطرح می شود شیوه و بهره وری استفاده از نقدینگی حاصل از محل فروش اوراق است . یعنی با توجه به عمر بالای طرح های عمرانی در کشور ما و تاخیرهایی که در سایر فازهای پارس جنوبی در بهره برداری بودجود آمده بیم آن می رود که در مدت زمان مقرر سه ساله برای این اوراق طرح های مدنظر (فازهای 15 تا 18 پارس جنوبی ) به بهره برداری نرسد و اصل و فرع اوراق فروخته شده ناگزیر از محل درآمدهای امروزی و... بازپرداخت شود. بنابر این استفاده بهینه از منابع حاصل از فروش اوراق یکی از مهمترین تدابیری است که باید اندیشیده شود.
سومین شرط نیز تفاوت اوراق قرضه و مشارکت است . بنابر عرف اقتصادی جهان اوراق قرضه دارای سود ثابت و از پیش تعیین شده است درحالی که تعیین چنین سودی از نظر فقه اسلامی محل اشکال است . همین مسئله هم باعث شد تا اوراق مشارکت که نرخ سود در آنها علی الحساب و غیرثابت است در اقتصاد ایران جایگزین اوراق قرضه شود اما نکته در اینجاست که چنین رویه ای در عرف بین المللی شناخته شده نیست و باید برای معرفی و جلب اعتماد عمومی و در عین حال حفظ اصول شرعی راه حلی بینابین یافت که در این صورت گام مثبتی هم در راستای معرفی قابلیت ها و ظرفیت های اقتصاد اسلامی به جهان بحران زده غرب برداشته می شود.
تهران امروز:همه «سایان»ها یهودی نیستند
«همه سایانها یهودی نیستند»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم سیدجواد ساداترضوی است که در آن میخوانید؛در فرهنگ صهیونیستی واژهای وجود دارد که کمتر کسی است که بداند مفهوم واقعی این واژه چیست. مگر آنکه عبری بداند و نیز افزون بر آن بر فرهنگ صهیونیسم تسلط کافی داشته باشد.
این واژه «سایان» است. صهیونیستها و بهویژه دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی و تروریستی آنها، به کسی «سایان» میگویند که 1 - یهودی باشد 2 - در سرزمینهای دیگری غیر از فلسطین اشغالی زندگی کند 3 - امکان در اختیار گذاردن کمکهای مالی، مادی، فکری و... را برای عملیات جاسوسی، ضدجاسوسی یا تروریستی دستگاههای ترور و آدمکشی رژیم غاصب اسرائیل فراهم آورد. «سایان» همهگونه کمکی را که بتواند، به ماموران ماشین ترور رژیم صهیونیستی ارائه میدهد. از تهیه محل و مکان اختفا گرفته تا در اختیار گذاردن خودرو، پول و ابزارهای دیگر. «سایان» در عین حال یک مامور پوششدهنده و گردآوریکننده اطلاعات موردنیاز نیز هست.
بخش بزرگی از عملیات تروریستی و آدمکشی رژیم صهیونیستی در خارج از مرزهای فلسطین اشغالی به کمک همین «سایان»ها امکانپذیر شده است. اما افتضاحی که ترور شهید المبحوح در امیرنشین کوچک دوبی در پی داشت، آشکار ساخت که «سایان»ها دیگر فقط یهودیان طرفدار رژیم غاصب اسرائیل نیستند. امروزه مفهوم «سایان» طیف گستردهای از دولتهای غربی که مخالفت آنها با تروریسم و دفاع آنان از حقوق بشر گوش فلک را کر کرده است در بر میگیرد که نقش «سایان» را برای دستگاه ترور رژیم غاصب اسرائیل ایفا میکنند.
دولتهایی – یا بهعبارت بهتر سایانهایی- که گوش به فرمانند، امکانات و خدمات کنسولی خود از جمله پاسپورت، ویزا، کارتهای اعتباری و حتی مکان سکونت جعلی تروریستهای اسرائیلی را به رایگان در اختیار رژیم صهیونیستی و ماموران ترورش میگذرانند و بدینگونه تحرک و فعالیتهای تروریستی آدمکشان رژیم صهیونیستی را تسهیل میکنند. با این حال بهنظر میرسد «سایان»های غیریهودی- بخوانید دولتهای اروپایی و آمریکایی- برای آنکه دستشان رونشود، به اصطلاح ایز گم میکنند. حکایت آنکه خود، جیببر بود و چون مالباخته دریافت که دزدی رند و هفتخط جیبش را زده است، همراه با مالباخته فریاد میزد: آی دزد، آی دزد!
اعتراض دولتهای اروپایی و غربی به رژیم غاصب اسرائیل و در جریان ترور شهید المبحوح – به علت استفاده از پاسپورتها، ویزاها و کارتهای اعتباری اروپایی و آمریکایی و استرالیایی- بهرژیم صهیونیستی چیزی در حد همان آی دزد گفتن جیببر رند و هفتخط است.تاریخ منحوس رژیم غاصب اسرائیل و تاریخ غصب سرزمین فلسطین گویای این واقعیت است که دولتهای اروپایی به هنگامی که هنوز دست از استعمار سخت – استعمار به شیوه کهن – برنداشته بودند، هیچگونه ابایی از اینکه خود را حامی و پشتیبان تشکیل و تداوم دولت غاصب اسرائیل قلمداد کنند، نداشتهاند.
تنها با تغییر فضای فرهنگی جوامع خاورمیانه و افزایش آگاهی ملتهای ستمکشیده بود که مفهوم استعمار سخت جای خود را به استعمار پنهان و نرم داد. اما هنگامی که قرار باشد خداوند فتنه و مکر نظام سلطه را آشکار سازد، بسا رازهای پنهان که از پرده برون میافتد. «و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین.» این ناموس و قانون الهی است که «هرکس با خداوند تبارک و تعالی مکر بورزد، خداوند نیز با او مکر میورزد و البته که خداوند بهترین مکرکنندگان است.» دستگیری و بازداشت حماسهگونه تروریست خونخوار، عبدالمالک ریگی نیز در همین ارتباط قابلتفسیر است.
ریگی که گمان نمیرفت به چنگ دلاورمردان ایرانی بیفتد بهزعم اربابانش بیش از دو سرنوشت در پیشرو نداشت: 1 - تا آنجا که میتوانست در خدمت اهداف تروریستی اربابان قرار گیرد. 2 - و سپس هنگامی که تاریخمصرفش سر میآمد، میتوانست به شیوه مرموزی سر به نیست شود. در این سناریو کمترین احتمال آن بود که ریگی به چنگ ماموران عدالت جمهوری اسلامی ایران بیفتد. پردهها یکی پس از دیگری برمیافتند، اکنون «سایان»ها حتی از سایههای خود نیز میهراسند. اسرائیل بهنحو دردناکی به پایانش نزدیک میشود.
دنیای اقتصاد:پیشنهادی به «دولت» برای کوچک شدن دولت
«پیشنهادی به «دولت» برای کوچک شدن دولت»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم علیرضا کدیور است که در ان میخوانید؛در شرایطی که لایحه بودجه سال 89 در کمیسیون تلفیق مجلس در حال بررسی است و تا چند روز دیگر برای چکشکاری و تصویب نهایی به صحن علنی میرود،شرکت بورس اوراق بهادار تهران با انتشار گزارشی، ابعاد مختلف این بودجه را مورد واکاوی قرار داده و در نهایت پیشنهادهایی را برای لحاظ شدن در بودجه سال آینده کل کشور مطرح کرده است.
بخش آغازین این گزارش به مبانی درآمدی دولت در خصوص پیشبینی قیمت نفت خام و نرخ ارز اختصاص یافته است. دولت در بودجه 89، قیمت فروش نفت خام را برای هر بشکه 65 دلار و نرخ ارز را 985 تومان در نظر گرفته است. این در حالی است که پیشبینی دو موسسه معتبر بینالمللی برای طلای سیاه در سال آینده، 51 و 58 دلار است. وضعیتی که در صورت تحقق میتواند موجب کاهش چشمگیر درآمدهای دولت درسال آینده شود. هر چند دولت دراین شرایط میتواند با افزایش نرخ ارز، کسری درآمد مزبور را جبران کند، اما نکته قابل توجه در بودجه سال آینده، افزایش بودجه عمومی دولت و بودجه شرکتهای دولتی است.
اگرچه تعداد شرکتهای دولتی مندرج در قانون بودجه از ابتدای دهه 80 شمسی تاکنون به میزان 44 شرکت کاهش یافته است، اما حجم بودجه این شرکتها با رشدی 800 درصدی از 30 هزار به 270 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. وضعیتی که در عمل منجر به افزایش سهم بودجه این شرکتها از 70 درصد بودجه کل کشور به 73درصد شده است. البته شاید بتوان گفت علت اصلی رشد بودجه شرکتهای دولتی در سال 89 نسبت به 88، افزایش قیمت نفت و اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها است، اما روند صعودی این متغیر طی دهه 80، حاکی از افزایش تصدیگریهای دولت است.
همچنین هر چند براساس قانون برنامه چهارم توسعه، مقرر شده بود نسبت بودجه کل کشور به تولید ناخالص داخلی به طور متوسط سالانه 2درصد کاهش یابد، اما در سال 88 این نسبت 10 درصد افزایش یافته است؛ وضعیتی که از افزایش دخالت دولت در حوزههای حاکمیتی حکایت دارد. در حقیقت با وجود اینکه جهتگیری اقتصاد کشور براساس سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی، باید به سمت کاهش تصدیگریهای دولت و افزایش سهم بخش خصوصی و تعاون حرکت کند، اما روند صعودی بودجه عمومی دولت و بودجه شرکتهای دولتی، حاکی از حرکت اقتصاد ایران در جهت عکس است.
حال در این شرایط شرکت بورس اوراق بهادار به عنوان عالیترین نهاد اجرایی بازار سرمایه در کشور، پیشنهادهای 11 گانهای را برای تقویت حضور بخش خصوصی در اقتصاد و حمایت دولت از بورس ارائه کرده است.
از جمله این پیشنهادها میتوان به اولویتدهی پرداخت بدهی دولت به بانکهای بورسی، اعمال قیمتهای ترجیحی حاملهای انرژی برای شرکتهای بورسی، معافیت شرکتهای زیانده و در جریان واگذاری دولتی از پرداخت 40 درصد سود ابرازی به دولت، تخصیص تسهیلات خرید سهام شرکتهای مشمول واگذاری از محل صندوق توسعه ملی، واگذاری صندوقهای بازنشستگی شرکتهای دولتی به وزارت رفاه، حضور نمایندگانی از بازار سرمایه در صندوق توسعه ملی و اولویتدهی به شرکتهای بورسی از سهم 30 درصدی اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها برای کمک بلاعوض به بنگاههای تولیدی اشاره کرد.
هر چند تجربه سنوات گذشته نشان داده پیشنهادهایی از این دست به دلیل بانک پایه بودن اقتصاد ایران نتوانسته چندان فرصتی برای عرض اندام پیدا کند و دولت در عمل بدون توجه به بخش غیر دولتی، اقدام به تدوین بودجه سنواتی کرده است؛ اما در حال حاضر به نظر میرسد توانمندسازی بخش خصوصی و توجه ویژه به بازار سرمایه برای استفاده از کارکردهای آن، الزامی اجتنابناپذیر برای اقتصاد ایران محسوب میشود. همچنین باید توجه داشت که بازار سرمایه نیز باید شیب انتظارت خود از دولت و مجلس را متناسب با متغیرهای کلان اقتصادی و شرایط دولت تدوین کند.
قدس:مؤلفه های دیپلماسی نظام اسلامی در بیانات رهبری
«مؤلفه های دیپلماسی نظام اسلامی در بیانات رهبری»عنوان سرمقاله روزنامهی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن میخوانید؛مقام معظم رهبری، حضرت آیةا... خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار وزیر امور خارجه، مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، انقلاب اسلامی را پدید آورنده یک منطق و سیاست نو در عرصه روابط بین المللی، با عنوان «سیاست تعاملی ضد نظام سلطه» دانستند.
در این دیدار، حضرت آیةا... خامنه ای مؤلفه های الگوی مناسبات بین المللی جمهوری اسلامی را که بر اخلاق و منطق انسانی مبتنی است تبیین نمودند که در ذیل به برخی از مؤلفه های تشکیل دهنده آن اشاره می گردد.
اهمیت دیپلماسی
عصر مناسبات کنونی قبل از آنکه بر اساس جنگها و برخوردهای نظامی تعریف شده باشد، بر مبنای مناسبات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی که مهمترین ابزار آن دیپلماسی می باشد، تدوین گردیده است. کشور برخوردار از توانمندی دیپلماتیک و دارنده منطق قوی و کارآمد، قطعاً در عرصه های سیاسی قدرت تأثیرگذاری فراوانی خواهد داشت تا بتواند مطالباتش را بر اساس منافع و امنیت ملی پیگیری نماید.
در گذشته، تضاد منافع، دولتها را به رویارویی نظامی می کشاند و طبیعی بود که کشورها با سرمایه گذاری بر اهرم میلیتاریستی، در کسب و ارتقای قدرت با دیگران رقابت می کردند، به نحوی که برخی دولتمردان معتقد بودند قدرت از لوله تفنگ بیرون می آید.
جمهوری اسلامی از بدو پیروزی انقلاب با احترام به همسایگان، همواره خواهان رابطه مسالمت آمیزبوده و از برقراری رابطه با همه بازیگران جهانی - به استثنای رژیم جعلی و نامشروع صهیونیستی که در دایره دولتها بر اساس شاخصهای حقوق بین الملل نمی گنجد- استقبال نموده است.
اکنون دیپلماتهای زبده و کارشناس، جایگزین تسلیحات مدرن گردیده اند، به نحوی که با قدرت نرم افزاری کشورشان می توانند در عرصه مناسبات بین المللی و تعاملات موجود، منافع ملی را تعقیب نمایند. انقلاب اسلامی در برقراری رابطه با بازیگران جهانی از این موضوع مستثنا نیست، اما این راهبرد زمانی می تواند معطوف به نتیجه گردد که بر عقلانیت، کارآمدی، منطق و روح اعتماد به نفس مبتنی باشد.
پشتوانه عظیم مردمی
سیاست ضد نظام سلطه بر اساس حمایت گسترده مردمی شکل گرفته است. این راهبرد بر اساس متغیرهای تشکیل یافته از دیگر الگوهای رفتاری بین المللی متمایز است. در جهان کنونی، استیلا بر کشورهای ضعیف و جهان سوم، اصول کشورداری ابرقدرتها گردیده تا از این رهگذر منافع نامشروعشان را تعقیب کنند. تعابیری از قبیل شمال- جنوب، جهان اول- جهان دوم و سوم و یا کشورهای برخوردار و نابرخوردار، همگی مؤید این واقعیت است که استمرار این روند، تضمین کننده الگوی تحمیلی امردهی و امربری است. نبود این صورت بندی قدرت، به مثابه تزلزل جایگاه سلطه گران ارزیابی می گردد که در مقابل هر تغییری با رویکرد نظم جدید مقاومت می کنند.
بدون تردید، نظام جمهوری اسلامی با پشتوانه عظیم مردمی تاکنون در صحنه های گوناگون بین المللی نه تنها به استیفای حقوق ملی مبادرت ورزیده است، بلکه توانسته با آلترناتیو مناسبات جدید، منظومه مناسبات جهانی را با تردیدهای جدی مواجه کند.
حق طلبی جمهوری اسلامی در مقابل زیاده خواهی سلطه گران، خروجی پشتوانه مردمی نظام است که مصادیق متعددی را به عنوان جلوه های این موضوع می توان ذکر نمود.
در سیستم رابطه نظام سلطه اگر سلطه گر و سلطه پذیر نباشد، این مفهوم نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد. جمهوری اسلامی با طرد سلطه و عدم سلطه پذیری اساس این روش مرسوم را دگرگون نمود که مهمترین تبلور این عرصه را می توان در ایجاد جسارت در برخی دولتها و ملتها دید که توانسته اند بلوک ابرقدرت را با چالشهای متعددی مواجه نمایند.
پیشرفتهای خیره کننده علمی و فناوری دانشمندان
سیاست راهبردی جهان اول برای تثبیت موقعیت آنها، عقب نگه داشتن دولتهای خارج از منظومه منافع آنها بوده است و تلاش کردند کشورهای دیگر قادر به دستیابی به پیشرفتهای علمی مدرن نگردند تا آنها همچنان با حفظ موقعیت برتر خویش، پیشتاز و دارنده دستاوردهای نوین باشند.
این موضوع در بین کشورهای دیگر به یک باور تبدیل گردید. رتبه علمی بازیگران جهان سومی هر گونه رقابت را از آنها در ارتباط با دولتهای جهان اول سلب نموده است و آنها نمی توانند با دولتهای برخوردار از قدرت علیا رقابت کنند، پس ناگزیر از پذیرش رابطه شمال- جنوب هستند و همواره در تقسیم بندیهای مناسبات، مرتبه قدرت سفلی به آنها تعلق دارد. انقلاب اسلامی با مشی استقلال طلبی خویش، اقدام به بر هم زدن رابطه تحمیلی استعماری نمود و توانست با پیشرفتهای علمی جوانان خویش، حصار علوم استراتژیک، سلولهای بنیادی و نانو تکنولوژی را نیز تسخیر نماید و از این طریق بعضاً در زمره 10 کشور برتر دنیا قرار گرفت که این موفقیت، مبین استراتژی جدید ارتباطی انقلاب اسلامی است.
تصورات غلط همرنگ شدن با ادبیات غربیها
عده ای که هنوز باورهای انقلاب اسلامی را نمی توانستند به عنوان ایده ای بدیع در دنیای ارتباطات متأثر از آموزه های ماتریالیستی ببینند، بر این تصور بودند که شیوه برقراری رابطه با دنیا بر اساس عرف موجود است و این دیدگاه جمهوری اسلامی در دنیای کنونی نمی تواند نتیجه بخش باشد، بلکه موجب انزوای ایران نیز می شود. آنها به دلیل عدم درک درست از منطق و عقبه معرفتی جمهوری اسلامی، مقهور اراده غربیها بودند، ولی گذشت زمان و عمر 31 ساله انقلاب اسلامی این واقعیت را به اثبات رساند که می توان با طرح ایده های نو متأثر از عقلانیت و منطق، جهان را متحول کرد، چنان که در شرایط کنونی انقلاب اسلامی با این نوآوری سیاسی و دیپلماسی، در دنیای مناسبات بین المللی شناخته می شود.
مفاهیم کاربردی غربیها کهنه و بر اساس مبانی انسان شناسی مکاتب غرب است، حال که آورده انقلاب اسلامی با رویکرد جدید نگاه به کرامت انسانی و متأثر از آموزه های دینی است که توانست تحول مثبتی را در عرصه جهان ایجاد کند.
بنابراین، سفرا و نمایندگان جمهوری اسلامی در خارج از مرزها به عنوان نمایندگان فرهنگ و مکتب اسلامی با بهره گیری از فرمایشهای مقام معظم رهبری، می توانند انقلاب اسلامی، را بیش از پیش به ملتها معرفی و سیاست ضد نظام سلطه را به عنوان جایگزینی برای شیوه های کهنه امانیستی ارائه کنند.
آفرینش:سونامی سرطان
«سونامی سرطان»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم حسین نوری هشجین است که در آن میخوانید؛بی تردید دردنیای امروز پیشرفت های تکنولوژیک علاوه بر مزایایی که درزندگی انسان ها دارند، پدیدآورنده مشکلات جدید یا تشدید کننده مشکلات قدیمی نیز هستند. بی گمان یکی از تبعات منفی رشد تکنولوژی، پیدایش یا تشدید برخی بیماری های حاصل از زندگی ماشینی ، همچون گسترش انواع سرطان هاست. به نحوی که طی سال های اخیر شیوع بالای سرطان در ایران و کاهش سن ابتلا به این بیماری سخت و پر هزینه باعث شده که برخی متخصصان سرطان شناسی از اصطلاح "سونامی سرطان" برای نشان دادن شدت خساراتهای جانی و مالی این بیماری در کشور سخن بگویند.
و رییس اداره سرطان وزارت بهداشت اخیرا با هشدار نسبت به وضعیت آلودگی هوا و ارتباط آن با سرطان خون، اعلام نماید: در صورت ادامه وضعیت فعلی آلودگی هوا، طی چند سال آینده تمام پول نفت کشور باید صرف درمان سرطان خون شود.
هر چند که اکنون سرطان خون در رده پنجم سرطان ها قرار دارد و سرطان معده و دستگاه گوارش فوقانی در مردان و سرطان سینه در زنان بیش از بقیه سرطان ها در ایران شایع است.
با این حال ، به گفته کارشناسان، مهمترین چالش های ما در زمینه بیماری سرطان این است که با وجود گسترش و اهمیت این بیماری، هنوز یک انستیتوی ملی سرطان در ایران نداریم و انستیتوی کانسر دانشگاه تهران بسیار کوچک و قدیمی و مربوط به بیش از 30 سال پیش است. این درحالی است که پس از بیماری های قلبی عروقی و سوانح و حوادث، سرطان سومین عامل مرگ و میر در ایران است. به طوری که سالانه بیش از 30هزار نفر از ایرانیان در اثر سرطان، جان خود را از دست می دهند.
همچنین سالانه حدود 70 هزار مورد جدید به آمار مبتلایان به سرطان در کشور افزوده می شود. به گفته کارشناسان، براساس آمار موجود، پیش بینی می شود که تقریبا 200 هزار نفر در کشور مبتلا به یکی از انواع مختلف سرطان باشند. وزارت بهداشت نیز اعلام می کند که به طور متوسط در هر 100 هزار نفر جمعیت در هر سال حدود 100 مورد به سرطان مبتلا می شوند و متوسط جهانی این آمار به صورت 143 نفر در 100 هزار نفر است.
هر چند که انتظار می رود با افزایش امید به زندگی و افزایش درصد سالمندی در جمعیت کشور، موارد بروز سرطان در دو دهه آینده به دو برابر فعلی ، افزایش یابد. با این وجود نباید از بیان این نکته غافل شد که برخلاف نظرعامه مردم که بیماری سرطان را معادل یک بیماری غیرقابل درمان تصور می کنند، با وجود پیشرفت های صورت گرفته در زمینه های درمان این بیماری در حال حاضرحدود 40 درصد انواع سرطان ها قابل پیشگیری و 90 درصد سرطان ها در مراحل اولیه قابل درمان هستند.
به شرطی که مسوولان با یک عزم راسخ و برنامه ریزی درست سعی نمایند حمایت های لازم مشاوره ای و درمانی را از بیماران سرطانی با ایجاد یک نهاد مسوول همچون انستیتو ملی سرطان به عمل بیاورند.چرا که یکی از اساسی ترین مشکلات بیماران سرطانی در کشور نبود نهاد کافی و پاسخگو در زمینه سرطان و هزینه های بالای درمان آن است.
به طوری که متوسط هزینه های درمان یک بیمار سرطانی حدود 10 تا 20 میلیون تومان تخمین زده می شود که بدون حمایت دولت از طریق پوشش عام بیمه ای، امکان معالجه حداقل بیماران کم بضاعت امکان پذیر نیست.
غیراز این به اعتقاد متخصصان،مشکل عمده دیگر بیماری سرطان در ایران این است که اطلاعات کافی در این زمینه وجود ندارد و این امر در بیشتر موارد سبب می شود که سرطان به عنوان بیماری صعب العلاج عنوان شود.
اما واقعیت این است که اگر این بیماری به موقع تشخیص داده شود، از برخی بیماری ها زودتر قابل درمان است که باید در این خصوص سطح آگاهی های مردم بالابرده شود.
چرا که برپایه گزارش های منتشره، مردم از علائم بیماری سرطان اطلاع چندانی ندارند. درکناراین، مشکلا ت ناشی از بروز تشخیص و علائم ا ین بیماری، نداشتن روش غربالگری و عدم اجرای روش غربالگری از مهم ترین عوامل تشخیص دیرهنگام بیماری سرطان عنوان می شود که مراحل درمان را درصورت مراجعه دیر بیمار به پزشک پیچیده و برخی اوقات غیرممکن می سازد.
متخصصان; عوامل ژنتیکی و محیطی، تغییر سبک زندگی به سمت ماشینی شدن، کاهش تحرک و ورزش بین مردم، تغذیه نامناسب، استرس و استعمال دخانیات را از جمله عوامل موثر در بروز انواع سرطان ها نام می برند.
این در حالی است که سرطان نه فقط در کشور ما بلکه در تمام دنیا در حال گسترش است. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت در سال 2020، حدود 20 میلیون نفر به سرطان مبتلامی شوند که از این میزان، 60 درصد در کشورهای در حال توسعه است. همچنین براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، بیماری سرطان از سومین عامل مرگ انسان ها در حال حاضر تا سال 2030 به رتبه اول عامل مرگ انسان ها صعود خواهد کرد.
بنابراین در شرایطی که آمارهای جهانی حکایت از یک رشد فزاینده انواع سرطانها در تمام جوامع بشری دارد، شایسته است مسوولان کشورما تدابیر جدی در راستای مقابله با این بیماری هزینه بر و کشنده بیاندیشند. تا پولهای زیادی که در بخش درمان این بیماری هزینه می شود را در تشخیص این بیماری به کار گیرند تا مصداق این عبارت معروف قدیمی عینیت یابد که "پیشگیری همیشه بهتر از درمان است.
جهان صنعت:رژه ارقام، پشت شیشه مه گرفته
«رژه ارقام، پشت شیشه مه گرفته»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت است که در آن میخوانید؛دولت در لایحه بودجه 89 مجموعهای از اجازهها و اختیارات را درخواست کرده است که بر اساس آن میخواهد طبق مصلحتاندیشیهای خودش تصمیم بگیرد و چون از حدود و ثغور این مصلحتاندیشیها هیچکس خبر ندارد بنابراین هیچ برآورد مشخصی از بودجه وجود ندارد و حتی نمایندگان درگیر بودجه هم نمیتوانند پیشبینی کنند که چه اتفاقی خواهد افتاد.
ماجرا از انضباط مالی و ضوابط خاص بودجهریزی گذشته است و گویا اساسا این بودجه را برای بیانضباطی مالی تدوین کردهاند بنابراین آنچه امسال به عنوان لایحه بودجه تدوین شده را نمیتوان بودجه نامید. برای مثال، دولت در بودجه سال 89 در بخش عمومی بیش از 60 درصد و در بخش عمرانی بیش از 30 درصد اجازه جابهجایی خواستهکه اگر این اتفاق بیفتد در حقیقت بودجه به ورقههای بیخاصیت تبدیل میشود.
این در حالی است که در بودجههای گذشته، رقم درخواستی دولت برای اینگونه جابهجاییها نیم درصد تا یک درصد بیشتر نبوده است. بسیاری از حرفها را هم دولت شفاها به نمایندگان میگوید و در متن لایحه خبری از آنها نیست و فقط تدوینگر بودجه از آن خبر دارد. به عنوان مثال رقم 5/13 هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی قرار است از حساب صندوق توسعه برای طرحهای عمرانی بخش غیردولتی برداشت شود که طبیعتا نباید هیچگونه تعهدی برای دولت ایجاد کند اما در کمال تعجب میبینیم که این رقم در سرفصلهای بودجه 89 آمده است بنابراین به نظر میرسد که دولت در قالب لایحه بودجه سال 89 به دنبال مجموعهای از اجازهها و اختیارات بوده تا بتواند قوانین دایمی کشور را در حوزههای مختلف متوقف کند یا بنا به مصلحتهایی که خودش میبیند، آنها را تغییر دهد نکته مهم دیگر که میتوان به آن اشاره کرد این است که در بودجه سالهای گذشته این موضوع که نفت بر اساس بشکهای چند دلار در بودجه بستهشده است، مشخص بود.
به گونهای که روشن و شفاف میدانستیم که مثلا بودجه بنا دارد از محل فروش هر بشکه نفت،A دلار برای هزینههای عمومی و بودجه عمومی کشور استفاده کند بنابراین اگر ایراد کارشناسی به آن وارد بود توان تشخیص آن وجود داشت. اما امسال ادعای دولت با محاسبات کارشناسی بودجه متفاوت است. دولت میگوید قرار است بودجه 89 را با نفت بشکهای 65 دلار ببندد اما در مقابل محاسبات مرکز پژوهشهای مجلس واقعیتهای دیگری را نشان میدهد. با پیشفرضهایی نظیر نرخ ارز 985 تومانی، میزان تولید نفتی که برای سال دیگر پیشبینی شده و همچنین با در نظر گرفتن مصرف داخلی، علیالقاعده نفت در بودجه 89 بشکهای 80 دلار درمیآید. به این معنا که اگر نفت بشکهای 80 دلار به فروش برود، کفاف هزینهها و مصارف دولت را خواهد داد.
بنابراین اگر در سال آتی متوسط فروش نفت کشور کمتر از 80 دلار باشد از همین حالا باید منتظر کسری بودجه باشیم.می بینید که همه چیز متکی به اما و اگر است و هیچ تعریف و تصویر روشنی از سال آینده وجود ندارد؛ برای مثال دولت آمده یک جدول ارایه کرده و اجازه تغییرات 60 درصدی از مجلس خواسته است. این به معنای آن است که این جدول دیگر خاصیتی ندارد و اگر قرار است این ارقام 60 درصد تغییر کند، دیگر به هیچوجه قابل پیشبینی نیست که در آینده چه اتفاقی رخ میدهد. از طرف دیگر، رییس بانک مرکزی به کمیسیون تلفیق آمده و گفته که نمیدانیم دولت در سال آینده چه میخواهد بکند.
بنابراین نمیتوانیم هیچ رقمی هم برای تورم سال آینده اعلام کنیم. وقتی که تنها مرجعی که صلاحیت اعلام رسمی نرخ تورم کشور را دارد، نمیداند سال بعد چه اتفاقی میافتد چه انتظاری داریم که یک پیمانکار طرحهای عمرانی یا یک تولید کننده یا تاجر بتواند از آینده برآورد داشته باشد و براساس آن برنامهریزی کند. اکنون یک ماه به آغاز سال 1389 مانده ولی نمایندگان مجلس هنوز هم از زمان اجرای هدفمندکردن یارانهها و سناریوی انتخابی دولت و ثمره اجرای آن بیاطلاع هستند. نمایندگان حتی نمیدانند این عدد 40 هزار میلیارد تومان در لایحه بودجه که از آزادسازی یارانهها حاصل میشود چطور بهدست آمده و دولت همچنان در حال ارایه سناریو است.
نزدیک به 90 درصد از بودجه جاری کشور صرف پرسنل دستگاههای دولتی میشود؛ یعنی یا حقوق و مزایای مستمر آنهاست یا اعتباری غیرمستمر که به پرسنل داده میشود و تقریبا نه دولت و نه دستگاههای اجرایی و نه مجلس اختیاراتی در جابهجایی آنها ندارد.بنابراین به حدود 80 یا 70 هزار میلیارد تومان از بودجه جاری نمیتوان دست زد و برای باقیماندهای که در حدود 10 یا 15 هزار میلیارد تومان میشود، احکامی دارید که میتواند این رقم را تغییر دهد. مثلا اگر 11 هزار میلیارد تومان تفکیکی از شرکتهای دولتی بابت فرهنگ به آنها افزوده شود، این 10 یا 15 هزار میلیارد تومان تبدیل به 25 هزار میلیارد تومان میشود اما اگر این میزان افزوده نشود یک عدد دیگری و اگر بخشی افزوده شود رقم دیگری میشود.
دولت برای این ارقام هم مجوز جابهجایی خواسته است. یعنی برای آن چیزی که مجلس اصلا نمیداند چه میزان است باید اجازه جابهجایی هم بدهد. امثال این احکام فراوان است مثلا برای اولین بار بودجههای متفرقه نزدیک به 30 درصد بودجه عمومی دولت را تشکیل میدهد. حتی در بخش بودجههای عمرانیکه معلوم است پروژهها چیست و چه کار باید کرد، بلاتکلیفی وجود دارد.نسبت بودجههای جاری و عمرانی و بحث شرکتهای دولتی هنوز روشن نیست. همچنین سهم دستگاههای مختلف، تغییراتی که باید در وضعیت پرسنل و درآمد آنها انجام گیرد و نیز تکلیف دولت در حوزه نفت روشن نیست.
بر اساس آن چیزی که دولت پیشنهاد کرده است که بتوان یک برآوردی از وضعیت سال آتی داد، من در بودجه این را نمیبینم و شاید به همین دلیل است که بانک مرکزی اعلام میکند هیچ تصویر روشنی از وضعیت اقتصادی در سال آتی نداریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: