ثانیههای آخر بازی، برای همه ورزشکاران، لحظاتی سرنوشتساز و سخت است. آنقدر سخت که گویی فراموش کردن آن چند روز طول میکشد. تلخترین حادثه زندگی ورزشی حسنزاده، در همین لحظات اتفاق افتاده است. او میگوید: آن50 ثانیه آخر بازی با ایتالیا خیلی سخت گذشت و وقتی گل خوردیم و باختیم انگار همه چیز را از دست داده بودیم. تیم ما لیاقتش را داشت که جزو 4 تیم برتر دنیا باشد، اما نشد.
از او درباره مقصر این باخت میپرسم. پاسخ میدهد: زمانی که یک تیم میبازد یا میبرد، نمیشود یک نفر خاص را مقصر شناخت. فقط دروازهبان نیست که گل میخورد. همه بچههای تیم چه داخل زمین و چه روی نیمکت گل خوردهاند. نمیشود کسی را مقصر دانست. همان کلمه حادثه، توصیف بهتری است برای اتفاقی که افتاده.
حادثه همیشه تلخ نیست و حسنزاده حادثههای شیرین زیادی را در زندگیاش تجربه کرده است، مثل همزمانی تولد او با قهرمانی تیم ملی در آسیا: در بازیهای آسیایی ماکائو در سال 2007 دقیقا روزی قهرمان شدیم که تولد من بود. بهترین هدیه را از بچههای تیم گرفته بودم و یک جشن خودمانی هم گرفتیم. فوقالعاده بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم