در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یعنی اگر چیزی داشتید که میخواستید چاپ شود مثل شعر یا داستان، باز برای من بفرستید. من هم قول میدهم آنها را هم نقد کنم و هم اگر خوب بود چاپ شوند. چطور است؟
برای شروع هم بهتر است اول شعری از احمد از بابل بخوانید:
بهار من به رنگ خزان شده چرا نمیآیی؟/ برای این برگ خزان زده چرا نمیآیی؟/ شمیم عطر نفسهای تو دلانگیز است/ برای سینه پر خون شده چرا نمیآیی؟/ برای خاطر عطر یاسها، اقاقیها/ برای نرگس بحران زده چرا نمیآیی؟/ شبم سیاهتر است از کمند گیسویت/ برای روشنی این شب زده چرا نمیآیی؟/ درون سینه پر از آتش و پر از دود است/ برای خامشی آتشکده چرا نمیآیی؟/ جهان شده است پر ز بتهای رنگارنگ/ برای صافی این بتکده چرا نمیآیی؟/ میان کوچههای دل پر از غم و کین است/ برای شادی این غمکده چرا نمیآیی؟/ هوای پر زدنش نیست پرنده احساس/ برای طایر غربت زده چرا نمیآیی؟/ دریغ مدار ز قاصدکی بهر این اسیر/ باری سبزی دشت غمزده چرا نمیآیی؟
خب، احمد آقا اولا باید بگویم شعرت از نظر محتوایی خوب است. یعنی میتوان رد و نشانی از وزن در آن پیدا کرد و این خودش خیلی مهم است. البته بعضی مصرعها شکست وزنی دارد اما برای مفهومی که انتخاب کردهای یعنی انتظار میتوانم بگویم کلمات خوبی انتخاب کردهای. این کلمات البته میتوانستند بهتر از این باشند اما در همین حد هم خوب است. خودت بهتر از من میدانی که یک شاعر آن هم شاعری که میخواهد موزون شعر بگوید حتما باید دایره لغات گستردهای داشته باشد. ضمن آن که در مورد انتظار تا به حال خیلی از آدمها شعر گفتهاند. تو وقتی تصمیم میگیری درباره چنین موضوعی شعر بگویی پیش از هر چیز باید فکر کنی که چطور باید این شعر را بگویی که تکراری نباشد. از چه جنبهای به انتظار نگاه کنی که کمتر دیده شده باشد و آن وقت کلماتی متناسب با آن زاویه دید انتخاب کنی. به هرحال فکر میکنم با مطالعه بیشتر و تمرکز فراوان روی مقوله شعر میتوانی به جاهای خوبی برسی. از همه مهمتر یکبار دیگر شعرت را بخوان و قافیهها را مرور کن ببین چقدر دچار مشکل قافیه شدهای.
باز هم منتظر شعرهایت هستم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: