در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی از اواسط بهمن ماه هوا این جوری گرم میشود، آدم هی با خودش میگوید؛ پس آمدن بهار اصلا ذوق کردن ندارد. چون از حالا هوا بهاری شده، اما این هوای بهاری به جای این که سرمستت کند نگرانت میکند. هی به خودت میگویی ای وای! الان که وسط زمستان است، پس چرا برف و باران نمیبارد. لااقل نم بارانی، چیزی؟
ولی من فکر میکنم زمستان دارد ملاحظه ما را میکند. به خصوص ما تهرانیها را! چرا؟ چون کافی است بارانی توی این شهر ببارد. دیدهاید چطور ماشینها به هم گره میخورند؟ خیابانها قفل میشود، هیچ تاکسی مسافر سوار نمیکند، مگر دربستی؟ حالا فکرش را بکن برف هم ببارد. یعنی فقط به اندازه چند سانتیمتر برف بنشیند، آن وقت ...
اما جدای از این حرفها که نیمی شوخی و نیمی جدی بود زمستان امسال خیلیها را نگران کرده است.
خیلیها دارند فکر میکنند امسال تابستان با بیآبی چه باید کرد؟ یا اگر حالا که درختها گول گرمای هوا را خوردهاند و فکر کردهاند معجزه شده و بهار چند هفتهای جلوتر رسیده، شکوفههای شان را روی شاخهها ظاهر کردهاند، زمستان بخواهد واقعا بعد از عید چنگ و دندان نشان دهد، چه باید کرد؟
لابد شما هم توی اخبار یا توی روزنامهها چیزهایی درباره گرم شدن زمین شنیدهاید. این که تولید گازهای گلخانهای توسط کشورهای صنعتی، باعث میشود زمین هر روز گرمتر و گرمتر شود تا دست آخر از زمستان هیچ رد و نشانی باقی نماند.
ظریفی میگفت جالب اینجا است که آنها (کشورهای صنعتی) زمین را گرم میکنند ولی زمستانهای خودشان تازه با «نان اضافه» است. یعنی آن قدر برف و باران دارند که گاهی از زور بارندگی برف زندگیشان فلج میشود، بعد ما که نقش مان به مراتب کمتر از آنها است اینجا باید با زمستانهای گرم دست و پنجه نرم کنیم. پر بیراه هم نمیگفت این دوست ما! شما چه فکر میکنید؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: