کارشناسان و هنرمندان از جایگاه نقد هنرهای نمایشی در نشریات می‌گویند

نگاه‌ قلم‌ها به‌ صحنه‌ تئاتر

نقد تئاتر در ایران به درازای تاریخ این هنر در کشور است. پس از آن که میرزاآقا تبریزی، نمایشنامه‌های خود را برای فتحعلی آخوندزاده می‌فرستد تا نظر خود را درباره‌اش جویا شود، او هم یک یادداشت بلند می‌نویسد و درباره نقاط قوت و ضعف این متون اظهارنظر می‌کند. از آنجا که نوع بررسی کاملا مرتبط با ساختار و محتوای این نمایشنامه‌هاست، از آن به عنوان اولین نقد نوشتاری در کشورمان یاد می‌شود. به همین دلیل وضعیت نقد تئاتر می‌تواند بیانگر وضعیت خود تئاتر باشد. اگر بپذیریم که تئاتر آیینه طبیعت است، کاملا گویاست که نقد هم می‌تواند آیینه خود تئاتر باشد.
کد خبر: ۳۱۳۹۸۴

ریشه‌های نقد در جهان

فرشید ابراهیمیان، منتقد و استاد دانشگاه بدون آن که اشاره‌ای به وارداتی بودن نقد تئاتر همانند خود این هنر داشته باشد، در ارجاع ما به ریشه‌های نقد تئاتر از یکی از کتاب‌های ایروینگ واردل نقل قول می‌آورد و گوشزد می‌کند که پوشش تئاتر از طریق جراید و روزنامه‌نگاران در لندن و از قرن هجدهم میلادی آغاز شد. او این زمان را معادل با خروج تئاتر از منازل اشراف و درباریان و مردمی شدن آن می‌داند.

ابراهیمیان بر این باور است که نقد تئاتر در قرن بیستم ضمن رشد و توسعه صنعت و تجارت امپریالیسم در کل جهان ابتدا در کشورهای پیشرفته و صنعتی رشد می‌کند و بعد به کشورهای در حال توسعه می‌رسد.

نسبت تئاتر و نقد

رحمت امینی، منتقد و مدرس تئاتر باور دارد که نقد هر جریان هنری و ادبی از جمله تئاتر، تابع وضعیت خود آن هنر است. تا تماشاگر و منتقد، تئاتری قوی و محکم ‌نبیند، نمی‌تواند نقد درخور تاملی هم بنویسد. منتقد باید توسط یک نمایش تشویق و متاثر شود تا در خلوت خود یک نقد درست و تاثیرگذار بنویسد. این استاد دانشگاه تاکید می‌کند گفته‌اش به این معنا نیست که حتما نمایش باید عالی باشد، بلکه نمایش باید تاثیری قوی بر مخاطب بگذارد. این تاثیر می‌تواند حتی بدون تایید جنبه‌های هنری، ادبی و تکنیکی نمایش به وقوع بپیوندد و همین آغاز تاثیرگذار است که منتقد را دعوت می‌کند تا درباره چرایی این خوب نشدن‌ها جستجو کند.

نصرالله قادری: نگاه جناحی در ایران یکی ازمشکلا‌ت اصلی نقدنویسی است، چون مانع تحقق نقد کاربردی در مطبوعات می‌شود.

عباس شادروان، دیگر منتقدی است که نقد تئاتر را معلول یک علت می‌داند. آن هم خود اثر است. او می‌گوید: وقتی وضعیت عامل را در نظر بگیریم که پایگاه و جایگاهش در جامعه چگونه است، معلولش یعنی نقد تئاتر هم به شکل مطلوبی دیده خواهد شد.

وی یادآور می‌شود: مخاطب و منتقد تئاتر پیش از انقلاب محدود به جماعت فرهیخته می‌شدند، اما با توجه به گستردگی مخاطب پس از انقلاب، هنوز جایگاهی برای منتقد تئاتر تعریف نشده است. به همین دلیل نقد تئاتر جزو حلقه‌های مفقوده تئاتر ماست.

نقد روزنامه‌ای و مجله‌ای

نقد مکتوب در ایران به شکل نقد روزنامه‌ای یا نقد مجله‌ای مطرح می‌شود؛ البته این قاعده استثنائاتی هم دارد. نصرالله قادری، منتقد و کارگردان تئاتر، نقد روزنامه‌ای را برای مخاطب عام و در حد معرفی یک اثر می‌داند که از دامنه ماندگاری کمتری برخوردار است. وی نقد مجله را معتبرتر از نقد روزنامه‌ای می‌داند چون اصول تکنیکی‌تر را رعایت می‌کند و با نگاه تحلیلی و نه مصرفی ارائه می‌شود. رئیس کانون ملی منتقدان تئاتر ایران ادامه می‌دهد: برخی مجلات مانند صحنه و نمایش فقط به تئاتر می‌پردازند و برخی دیگر به تمام مقولات هنری توجه دارند و فقط بخشی از صفحات خود را به تئاتر اختصاص می‌دهند. این مجلات غیرتخصصی هم نقدهایشان جنبه روزنامه‌ای دارد تا تحلیلی و اصول تکنیکی.

رحمت امینی از منظر دیگری موضوع را می‌شکافد و می‌گوید: یک منتقد در روزنامه علی‌رغم میل باطنی‌اش درباره آثاری هم ممکن است نقد بنویسد که از آن آثار تاثیر نگرفته باشد. در اینجا نقد وظیفه‌ای است و فارغ از این که منتقد موضعی دارد، نوشته می‌شود.

وی همچنین در ادامه، تفکیک 2 نوع نقد روزنامه‌ای و مجله‌ای را لازم نمی‌داند و از این رو برای آنها ارزشگذاری نمی‌کند و ضرورت وجود هر دو را یاد آور می‌شود.

رحمت امینی: نقد هر جریان هنری و ادبی از جمله تئاتر، تابع وضعیت خود آن هنر است. تا تماشاگر و منتقد، تئاتری قوی و محکم ‌نبیند، نمی‌تواند نقد درخور تاملی هم بنویسد.

فرشید ابراهیمیان در این ارتباط بر حرفه‌ای شدن کار نقد در جهان اشاره می‌کند و می‌گوید: در واقع آنجا یک منتقد حرفه‌ای تمام وقت و به‌صورت ساکن و مقیم در سالن‌ها و روزنامه‌ها به کار نقد و گزارش می‌پردازد. او اطلاعات لازم را برای جذب و جلب مخاطب یا برعکس به کار خواهد گرفت. در دنیای غرب به همین بسنده می‌کنند. مخاطب با یک اشاره منتقد درمی‌یابد که کارگردان و اثر هنری از چه پشتوانه و جایگاهی برخوردارند.

حال و روز نقد و منتقدان

عباس شادروان، منتقد تئاتر از 3 منظر متفاوت به حال و روز نقد در ایران نگاهی می‌اندازد. اول این که نقدی نوشته می‌شود بدون این دغدغه که مخاطبی داشته یا نداشته باشد. در این حالت برای نقاد مهم نیست که نوشته‌اش در کجا کار بشود. دوم این که نقد به صرف چاپ در جریده‌ای نوشته می‌شود. روزنامه یا مجله صفحاتی را اختصاص به نقد داده است و باید این صفحات پر شود، بدون آن که به لحاظ کیفی برایشان مهم باشد چگونه نقد نوشته شده است. سوم این که نقد با این منظور نوشته می‌شود که تماشاگران بالقوه‌ای را که متصور هستیم، تشویق کند تا بالفعل شوند و سر از سالن‌های تئاتر در بیاورند.

فرشید ابراهیمیان: هنوز نقد تئاتر در ایران از جایگاه بایسته و شایسته‌ای برخوردار نیست و هنرمندان و منتقدان تعامل خوبی با یکدیگر ندارند.

این مترجم 2 گونه اول و دوم نقد نویسی را رد می‌کند، چون از شناسنامه و کیفیت برخوردار نیستند و به هیچ وجه تضمینی برای توجه به آن وجود ندارد و در مقابل گونه سوم را باعث برانگیختگی و جذب مخاطبان بیشتر می‌داند.

نصرالله قادری نیز منتقدان تئاتر را به 3 گروه تقسیم می‌کند. اول، گروهی که به صورت حرفه‌ای نقد می‌نویسند و از این راه ارتزاق می‌کنند. دوم، افرادی که از طریق نقد نوشتن پلی به دنیای تئاتر و سینما می‌زنند و پس از آن دیگر نوشتن را ادامه نمی‌دهند. سوم، گروهی هستند که برای انتقامگیری آمده‌اند و به جای پرداختن به اثر، بر کارگردان نقد می‌نویسند و این نوع نقد بیشتر جنبه اخلاقی دارد.

مشکلات نقد نویسی

نصرالله قادری در فهرست مشکلات نقدنویسی در ایران، اول از همه به سراغ دستمزد پایین منتقدان می‌رود که خود مانعی بزرگ بر سر ظهور قلم‌های توانمند و ماندگار در مطبوعات به شمار می‌آید. وی همچنین تاکید می‌کند: علاوه بر این در مطبوعات کمترین صفحات به تئاتر اختصاص پیدا می‌کند که ناشی از نشناختن جایگاه این هنر در عرصه فرهنگ است.

این نمایشنامه‌نویس در ادامه از نگاه جناحی گلایه می‌کند، چون مانع تحقق نقد کاربردی در مطبوعات می‌شود. او معتقد است: در ایران جناح چپ و راست یا روشنفکران هر یک بنابر دیدگاه خود به مقوله هنر می‌پردازند. مجله روشنفکری اعتقادی به منتقد مذهبی ندارد و بالعکس! در مجلات تخصصی هم حتی این سیاست پیش گرفته می‌شود که منتقد بنابر سلیقه آن نشریه باید بنویسد و نه موضع شخصی که همین از پیدایش نقد درست جلوگیری می‌کند.

فرشید ابراهیمیان هم با تاکید بر این که هنوز نقد از جایگاه بایسته و شایسته‌ای برخوردار نیست، بر تعامل هنرمندان و منتقدان اشاره می‌کند و می‌افزاید: چنین تمایلی با این که به شکل ادواری مطرح می‌شود، اما در نهایت هیچ برنامه‌ریزی‌ای برای تحقق آن انجام نمی‌شود. اگر این 2 گروه درک متقابلی از یکدیگر پیدا کنند، آنگاه روشن خواهد شد که نه تنها رودروی هم قرار ندارند که تکمیل‌کننده هم هستند.

رضا آشفته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها