دانشگاه تهران که اکنون 3 ربع قرن از حیاتش می‌گذرد، به وسیله یکی از استبدادی‌ترین دولت‌های ایران تأسیس شد، اما در قامت یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های مبارزه علیه استبداد نمودار گشت و سرسختانه به دفاع از آزادی و استقلال کشور برخاست.
کد خبر: ۳۱۳۱۴۵

پهلوی اول، دانشگاه تهران را صرفا به عنوان یک نهاد علمی بنیان نهاد و در همین چارچوب بدان می‌نگریست، اما دانشگاه در این چارچوب محدود نماند و خیلی زودتر ازآن چه گمان می‌رفت با رویه‌های دولت پهلوی در همه ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دچار اصطکاک شد. این امر البته در هفت سال اول عمر دانشگاه که در زمان پهلوی اول طی شد، رخ نشان نداد. زیرا آن که دانشگاه تازه پا بود و استبداد پهلوی با سرکوب شدید کنترل اوضاع را در دست داشت.

با سقوط ناگهانی دولت پهلوی اول در شهریور 1320 و درپی آن آزادی‌های سیاسی ناشی از در هم ریختگی اوضاع و ضعف نهاد سلطنت؛ دانشگاه در حیطه سیاست کاملا فعال شد. تقریبا همه گروه‌های سیاسی از اسلام گرایان (که در همین دهه نخستین انجمن اسلامی دانشگاه را بنیان نهادند) تا گروه‌های ملی گرا و حزب توده، همگی در دانشگاه تهران پایه و مایه داشتند. این پایگاه مبارزاتی در فاصله سال‌های 1329 تا 1332 و در خلال جنبش ملی‌شدن صنعت نفت و نخست وزیری دکتر محمد مصدق نقش فعال تری را ایفا کرد و بسیاری از استادان و دانشجویانش به صفوف مخالفان دولت پیوستند.

این‌که اندکی پس از کودتای 28 مرداد، و در 16 آذرماه 1332 رژیم پهلوی به سرکوب خونین دانشجویان معترض دانشگاه تهران در دانشکده فنی دست زد، نشانه قدرت این نهاد در معادلات سیاسی و واهمه رژیم از مقاومت آن در برابر کودتای آمریکایی انگلیسی بود. در واقع در این سال‌ها و تا پایان عمر رژیم پهلوی فعالیت سیاسی دانشگاهیان به محوریت دانشگاه تهران معطوف به دو چیز بود: مبارزه با استبداد داخلی و نفی استعمار خارجی.

این وضع در فاصله سال‌های 1332 تا 1342 که دوره سرکوب شدید نیروهای سیاسی و پراکندگی اپوزیسیون رژیم پهلوی بود، ادامه یافت تا به یکی از نقاط عطف خود در سال 1340 رسید. روز اول بهمن ماه این سال تظاهرات دانشجویان طرفدار جبهه ملی درون دانشگاه تهران در اعتراض به سیاست‌های رژیم منجر به یورش پلیس به داخل دانشگاه، ضرب و شتم شدید دانشجویان و استادان و تخریب اموال دانشگاه شد. رژیم بلافاصله این رخداد را به نیروهای وابسته به شوروی نسبت داد اما بعدها در گزارش کمیته بررسی حادثه که از سوی خود شاه انتخاب شده بود، این نظریه کاملا رد و دخالت بیش از حد دولت در امور دانشگاه از جمله اسباب وقوع حادثه ذکر شد.

حضور فعال دانشجویان دانشگاه تهران در قیام 15 خرداد 1342 و همدوشی آن با حوزه‌های علمیه نشان داد که روند مستمر سرکوب دانشگاه خصوصا واقعه 1 بهمن 1340 نتوانسته جنبش دانشجویی را مهار کند. سرکوب بی‌رحمانه قیام 15 خرداد تلاش برای مبارزه با استبداد پهلوی در چارچوب قوانین موجود را به بن بست کشاند و بی درنگ گروههای مسلحانه گوناگونی با گرایش‌های اسلامی، اسلام التقاطی و چپ شکل گرفت. نگاهی به نام بنیانگذاران، کادر مرکزی و اعضای شاخص این گروهها نشان می‌دهد که غالبا از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه تهران بوده‌اند.

این روند تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 ادامه یافت. در این زمان با تأسیس دانشگاه‌های دیگر در تهران و سایر شهرها دانشگاه تهران از حیث سیاسی به نوعی تکثیر شده بود و بیش از پیش در تحولات سیاسی تأثیرگذار جلوه می‌کرد. گویی دانشگاه تهران با حفظ جایگاه خود در عرصه دانش و پژوهش، تبدیل به یک سنگر سیاسی شده بود. سنگری برای دفاع از اعتقاد استقلال و آزادی ایرانیان.

حسین صدرالدینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها