در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلخترین حادثه زندگی کامیار اسماعیلی، در سال 77 اتفاق افتاده. زمانی که او سوار بر خودروی رنو 5 سفیدرنگ خود، همراه دستیارش به اصفهان میرفت تا از یک کارخانه لاستیکسازی یک فیلم صنعتی بسازد. او وسایل و تجهیزات فیلمبرداری را که در آن زمان، هم گران بودند و هم حجیم و سنگین، داخل ماشین میگذارد و راه میافتد. او ماجرا را اینگونه توضیح میدهد: در 45 کیلومتری اصفهان در جاده میمه، در منطقهای به نام قرقچی بود که خوابم برد. وقتی بیدار شدم دیدم ماشین به سمت راست منحرف شده. خوابآلود بودم و نتوانستم درست تصمیم بگیرم و دو سه بار فرمان را به سمت چپ چرخاندم. چون سرعت بالایی داشتم ماشین چپ کرد و سه چهار بار معلق خورد تا توی گودال وسط جاده افتاد. انگار این صحنه مثل فیلمهای سینمایی جلوی چشم من آهسته شده بود. میدیدم که وسایل فیلمبرداری از ماشین به بیرون پرت میشدند و ماشین هم له میشود. اما خوشبختانه من و دستیارم آسیب ندیدیم.
آیا بعد از این حادثه اسماعیلی برای چک آپ به بیمارستان میرود؟ پاسخ منفی است. او یک جرثقیل میگیرد و ماشین مچاله اش را بار کامیون میکند. خودش و دستیارش هم جلوی کامیون مینشینند و به اصفهان میروند. تجهیزات فیلمبرداری جدید کرایه میکنند و به کارخانه لاستیکسازی میروند.
این مجری تلویزیون میگوید: 11 سال از آن ماجرا گذشته اما من هنوز ترسم از آن ماجرا از بین نرفته است. من همیشه کمربند ایمنی میبستم، حتی زمانی که قانون سختگیرانهای برایش وجود نداشت. آن روز کمربند نبسته بودم و حتی ممکن بود بستن کمربند منجر به از دست دادن جانم شود. اما نمیشود گفت کمربند نبستن کار خوبی است. ثابت شده که کمربند ایمنی در تصادفات خسارت را کاهش میدهد.
اسماعیلی هنوز هم از خوابیدن در ماشین میترسد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: