در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دروازهبان قلابی
پرونده متهم 30 سالهای به نام حسن که خودش را به دروغ دروازهبان یک تیم فوتبال لیگ برتر معرفی و کلاهبرداری میکرد 2 هفته قبل در روزنامهها بازتاب پیدا کرد.
این متهم اکنون در بازداشت است و تحقیقات از وی ادامه دارد. یکی از دخترانی که فریب این فوتبالیست قلابی را خورد میگوید: «آشناییام با حسن اتفاقی بود، او خودش را دروازهبان یکی از تیمهای لیگ برتر فوتبال معرفی کرد و حتی عکس خودش را که در یکی از روزنامههای ورزشی چاپ شده بود به من نشان داد. او بعد از چند جلسه ملاقات به من پیشنهاد ازدواج داد.
از این موضوع خیلی خوشحال شدم و وقتی با خانوادهام مشورت کردم آنها هم موافقتشان را اعلام و از این که داماد آیندهشان فوتبالیست است ابراز خرسندی کردند.
بالاخره حسن به خواستگاریام آمد، البته تک و تنها، درباره دلیل غیبت مادرش بهانهتراشی کرد و ما هم حرف او را باور کردیم. یک هفته بعد از این که بله را گفتم یک روز حسن با من تماس گرفت و گفت باشگاهش قبلاً برای بازیکنان آپارتمانهایی را در شمال تهران خریده و قرار شده متقاضیان، پول آپارتمانها را به صورت قسطی بپردازند، اما حالا مهلت یکی از قسطها به پایان رسیده و او پول کافی ندارد. من برای کمک به شوهر آیندهام از پدرم کمک خواستم و او 10 میلیون تومان به حسن داد و از آن روز به بعد حسن ناپدید شد.»
این متهم که بعد از طرح 2 شکایت مشابه در خانهاش در سعادتآباد شناسایی و بازداشت شد اتهامش را قبول دارد و میگوید علاوه بر دختران از چند بازاری هم کلاهبرداری کرده است. او با عنوان جعلی خودش از بانک دستهچک گرفته و با همین عنوان از بازاریان خرید عمده کرده و گریخته بود. سرهنگ محمد اشراقی، رئیس پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران میگوید: برای این که شاهد موارد مشابهی نباشیم به دختران جوان و خانوادههایشان توصیه میکنم حتما در صورت مواجه شدن با موارد اینچنینی، درباره طرف مقابل تحقیق کنند و فریب ادعاهای این افراد را نخورند.
کلاهبرداری از دختران نوجوان
این نخستینبار نیست که یک ستاره قلابی دست به ارتکاب جرم میزند، پیش از این هم شاهد چنین مواردی بودهایم. کلاهبرداری 4 خواننده قلابی از دختران دانشآموز یکی از این پروندههاست.
4 متهم در اطراف مدارس راهنمایی و دبیرستانهای دخترانه در شمال تهران پرسه میزدند و در برابر دختران ادعا میکردند خواننده مشهور هستند، آنها بعد از این که به اصطلاح آلبوم خود را به این دختران میدادند و اعتماد طعمههایشان را جلب میکردند به بهانههای مختلف از آنها مبالغی بین 50 تا 100 هزار تومان میگرفتند و فرار میکردند. این متهمان به دختران نوجوان وعده شهرت و حضور در ویدئو کلیپها را میدادند و نهتنها از نظر مالی به طعمههایشان ضرر میرساندند بلکه لطمههای روانی نیز به آنان وارد میکردند. نادر میرزایی، روانشناس میگوید: «شهرتطلبی در همه آدمها وجود دارد، فقط میزان آن متفاوت است انسانهایی که خطرگریزی کمتر دارند بیشتر دنبال شهرت میروند. طبیعی است چنین افرادی در سنین نوجوانی و جوانی اغفالشدنی هستند و براحتی میتوان آنان را فریب داد. در واقع این وظیفه خانوادههاست که حس خطرگریزی و شهرتطلبی فرزندانشان را به مسیر صحیح هدایت کنند.»
فریب بزرگ
قضات شعبه 72 دادگاه کیفری استان تهران تجربه رسیدگی به پروندهای را برعهده دارند که موضوعی مشابه داشت. این پرونده زمانی تشکیل شد که مردی جوان با معرفی خود به عنوان تولیدکننده فیلمها و سریالهای مطرح سینمایی تبلیغات گستردهای راه انداخت و دخترانی را با وعده هنرپیشه شدن جذب کرد. چندی بعد یکی از این دختران از او به اتهام سرقت و آزار و اذیت شکایت کرد و مدعی شد صاحب این دفتر سینمایی از وی سوءاستفاده کرده است. پس از آن بود که پرونده در پلیس امنیت به جریان افتاد و متهم در دادگاه کیفری استان تهران تحت پیگرد قرار گرفت. میرزایی معتقد است یکی از دلایلی که باعث میشود دختران جوان به این شیوه اغفال شوند تبلیغات کاذبی است که درباره زندگی هنرپیشهها انجام میشود. او میگوید:
«به خاطر اطلاعرسانیهای نادرست و تبلیغات غلط مردم عموما از زندگی واقعی ستارهها خبر ندارند و تصور میکنند شهرت، سایر مزایا را نیز چه از نظر مالی و چه از نظر روحی و روانی به همراه خواهد داشت، حال آنکه هنرپیشهها، فوتبالیستها و ... هم در زندگی مشکلات زیادی دارند و زندگی آنها متفاوت با دیگران نیست و تنها تمایز آنها شغلشان است. اگر نوجوانان و جوانان از این امر آگاه شوند کمتر برای رسیدن به شهرت خودشان را به مخاطره میاندازند.»
اعتماد بیدلیل
در برخی موارد دیده شده است ستارههای قلابی جعل عنوان را برای انجام جرمی دیگر استفاده میکنند. مردی مالباخته که پروندهاش در دادسرای ناحیه 12 تهران در جریان بود، میگوید: «من علاقه زیادی به بازیگری داشتم، اما هرچه برای ورود به این رشته تلاش کردم با درهای بسته مواجه شدم تا این که زن و مردی را پیدا کردم که به گفته خودشان هنرپیشه حرفهای بودند و تئاتر کار میکردند. آنها به من گفتند قرار است کاری را در فرانسه اجرا کنند و به تعدادی بازیگر نیاز دارند . قرار بود من همراه گروه به اروپا بروم، برای همین پولی را که خواسته بودند فراهم و پرداخت کردم اما آن زن و مرد فرار کردند و بعدا فهمیدم آنها کلاهبردارانی بودند که به غیر از من سر چند نفر دیگر را هم کلاه گذاشتهاند.»
کاظم بیرجندی، آسیبشناس اجتماعی میگوید: «مهمترین وظیفهای که مسوولان آموزشی و فرهنگی هر جامعهای برعهده دارند الگوسازی است.
هر فردی در زندگی یک یا چند نفر را به الگوی خود تبدیل و از آنها پیروی میکند، حال این که چه کسانی صلاحیت الگو شدن را دارند به فرهنگ آن جامعه بستگی دارد. متاسفانه امروزه جوانان و نوجوانان ما الگوهای خود را با توجه به معیارهای ظاهری انتخاب میکنند، به همین سبب است که مشاغلی مانند هنرپیشگی به یک رویا تبدیل میشود و برخی در آرزوی دست یافتن به آن به خود ضربه میزنند، البته این که یک هنرپیشه الگوی جوانان باشد هیچ اشکالی ندارد، به شرط این که افراد بیاموزند از اخلاق نیکو و رفتارهای پسندیده او تقلید کنند نه این که محو در شهرت وی و ظواهر امر شوند.»
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: