در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من و سارا از دوران ابتدایی دوست هستیم و تا همین الان که جفتمان سال اول دانشگاهیم حتی یک لحظه را هم بدون هم نگذراندهایم. راستش ما هر دو تکفرزند هستیم و به خاطر همین بشدت به هم وابستهایم. تا همین امروز من حتی یک خاطره جداگانه ندارم. در همه خاطرات کودکی و جوانیام سارا حضور داشته است. چون خانوادههای ما هم به خاطر دوستی ما با هم ارتباط برقرار کردهاند و حالا سالهای سال است که ما تقریبا شب و روزمان را با هم میگذرانیم. اما حالا خانواده سارا به خاطر کار پدرش میخواهند ایران را ترک کنند و به یکی از کشورهای اروپایی بروند. این سفر مثل بختک از چند سال پیش بر سر دوستی ما سایه انداخته بود. در این مدت نمیدانید ما چقدر دعا کردیم که این سفر عملی نشود. حتی به خاطر این که خانواده سارا بیخیال بردن او شوند هر دو تا سرحد مرگ درس خواندیم تا دانشگاه اهواز در یک رشته خوب قبول شویم و شدیم. اما حالا خانواده سارا تصمیم به سفر گرفتهاند و گریه و زاریهای ما هم هیچ تاثیری نداشت. سارا به من میگوید اگر تو نخواهی من نمیروم ولی من نمیدانم چه کار باید بکنم. از یک طرف میبینم که یک فرصت برای بهترین دوستم فراهم شده تا زندگی دیگری را تجربه کند و نمیتوانم این شانس را از او بگیرم و از طرف دیگر نمیتوانم بدون او هم سر کنم. به خاطر همین بر سر یک دوراهی وحشتناک ماندهام و نمیدانم چه باید کرد. شاید بگویید جدا شدن از یک دوست که نباید اینقدر سخت باشد ولی برای من خیلی سخت است. درست مثل این که خواهر عزیزتان برای همیشه از شما جدا شود. کسی که حتی وقتی مسافرت هم میرفتی کنارت بوده است. من آنقدر به سارا وابستهام که طی این سالها با هیچکس دیگر هم دوست نشدهام یعنی اصلا احساس نیاز نکردهام و حالا وقتی سارا برود نمیدانم با این تنهایی چطور باید کنار بیایم. حالا شما بگویید چه کنم؟ از یک طرف باید خودم را نگه دارم و نشان ندهم که خیلی ناراحتم که سارا هم اذیت نشود، از طرف دیگر واقعا دارم به معنای وسیع کلمه دق میکنم. خواهش میکنم کمکم کنید.»
خب، محبوبه منتظر جوابهای شماست. امیدوارم زیاد منتظرش نگذارید. تا هفته بعد درود و بدرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: