در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سارق، گوش صاحبخانه را برید
سارقان دوباره پیرمرد را کتک زدند و با زور و تهدید به کشتن همسرش، کلید صندوقچهای که پولها را در آن نگهداری میکرد، از او گرفتند و با باز کردن در صندوقچه، بستههای اسکناس را برداشتند و به سوی مرد صاحبخانه رفتند و از او خواستند محل نگهداری اسناد خانه و مدارک شناسایی را به آنها نشان دهد که مرد سالخورده بیتوجه به خواسته آنها، به داد و فریادهایش ادامه داد.
سارقان که احساس خطر کرده بودند، پیرمرد را به اتاق دیگری انتقال دادند و یکی از آنها با چاقویی که همراه داشت ، به سوی وی حمله کرد و یکی از گوشهای او را برید و به کناری انداخت که پس از این حادثه، مرد صاحبخانه بیهوش شد و سارقان پس از سرقت، محل را ترک کردند.
یکی از همسایهها که متوجه سر و صداهای خانه مرد مالباخته شده بود، با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهرستان ساوه تماس گرفت و با ارائه نشانی خانه همسایهاش، از ماموران تقاضای کمک کرد.
پس از این تماس، ماموران با هماهنگی قضایی وارد خانه زوج سالخورده شدند و پی بردند که مرد صاحبخانه با گوش بریده داخل یکی از اتاقها افتاده و همسرش با دست و پای بسته در اتاق دیگری زندانی شده است.
نوه بیکار در مظان اتهام
به این ترتیب، ماموران انتظامی شهرستان ساوه زوج صاحبخانه را برای درمان به بیمارستان انتقال دادند. با تشکیل پرونده قضایی در این رابطه، کارآگاهان تحقیقات ویژه را آغاز کردند و مشخص شد یکی از نوههای آنها جوانی بیکار بوده و به دفعات از اقوام و حتی پدربزرگ و مادربزرگش پول دریافت کرده و بدهیهای خود را پرداخت نکرده است.
ماموران اداره آگاهی شهرستان ساوه با به دست آمدن این اطلاعات، به نوه آنها مشکوک شدند و او تحت تعقیب قرار گرفت که معلوم شد مرد جوان چند روزی است به خانهاش مراجعه نکرده است.
ماموران پاتوقهای احتمالی او را زیر نظر گرفتند و سرانجام 2 روز قبل، او را در خانه یکی از دوستانش شناسایی و دستگیر کردند و به بازجویی از وی پرداختند تا بالاخره متهم پرونده به سرقت از خانه مادربزرگ و بریدن گوش پدربزرگ خود اعتراف کرد.
با اعتراف این مرد، مخفیگاه همدست وی هم شناسایی و او نیز دستگیر شد و به همکاری با نوه خطاکار اعتراف کرد.
سرهنگ رفیعی، معاون اجتماعی نیروی انتظامی استان مرکزی درباره این پرونده گفت: در تحقیقاتی که از نوه خطاکار و همدستش به عمل آمد، معلوم شد وی به خاطر اختلافهایی که با خانوادهاش پیدا کرده و بیکاری، از افراد مختلفی پول قرض گرفته و به آنها بدهکار شده است و برای این که بدهیهای خود را بپردازد، وسوسه میشود نقشه سرقت از خانه پدربزرگش را عملی کند بنابراین با یکی از دوستانش نیمه شب به خانه آنها میرود و 2 میلیون تومان پول و طلاهایی به ارزش 2 میلیون تومان را به سرقت میبرد و به پدربزرگش به خاطر مقاومت مقابل خواستهاش آسیب میرساند.
بنا بر این گزارش، متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: