در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شعری که ایشانبرای ما ارسال کردهاند غزلی کلاسیک است با همان زبان، بیان و جهان شاعرانهای که در تاریخ گرانسنگ ادبیات موارد مشابه فراوانی دارد، اما شاید مهمترین وجه تمایز و به نوعی برتری این اثر در آن باشد که همسر شهید در هیئت یک راوی و از قول شهید و پس از شهادت او شعر را کلمه به کلمه و بیت به بیت روایت میکند.
چه شکر گویمت ای بخت کامگار امروز
که دست من برساندی به دست یار امروز
این شعر با همین مطلع و همین نوع زبان و بیان، بیدرنگ مخاطب را به یاد آثار فراوانی در حوزه ادبیات کلاسیک ایران میاندازد، آثاری شبیه این بیت از خواجه شیراز:
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
اتفاقا این شعر معظمه اقبالی هم دقیقا شبیه همین شعر حافظ حال و هوایی معنوی و عرفانی دارد و روایت هم روایت دوست است، چرا که پس از این مطلع بلافاصله میگوید:
اگرچه مفتخرم من! ولی به درگه دوست
خوشم از آن همه الطاف بیشمار امروز
مگر نه آنکه خداوند رحمان و رحیم به صراحت در کلامالله مجید میفرماید: قُل لِلّهِ کَتَبَ عَلَی نَفسِهِ الرَّحمَه`َ لَیَجمَعَنَّکُم : بگو از آن خداست که رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است.
و مگر نه آنکه هر آنچه ما داریم و داشتهایم از کرم و الطاف خداوند است، از نفسی که به قول استاد سخن سعدی فرو میرود و ممد حیات است تا هرآنچه در طبیعت و پیرامونمان از بهار و زیباییهایش در جریان است، درست شبیه بهاری است کهسال57 و در دل بهمن جوانه زد و سبز شد و در بیت بعدی این غزل هم مورد اشاره شاعر یعنی خانم معظمه اقبالی قرار گرفته:
خوشم از آن بهار شکوفا که سر به سر گل بود
شد آشکار به من معنی بهار امروز
پایانبندی این غزل هم با سر سپردن به آستان جانان آرام میگیرد:
بر آستانه جانان که قبله جان است
سزد که سر بگذارم به افتخار امروز
و این پایانبندی هم یک بار دیگر مخاطب اهل شعر را ناخودآگاه به یاد این بیت از غزل حافظ دوباره میاندازد:
بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
سینا علیمحمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: