در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آمار دختران فراری در کشور دقیقا اعلام نشده اما به گفته کارشناسان قابل توجه است. آنها به دلایل مختلف خانه را ترک میکنند. بعضی از آنها دوباره تصمیم میگیرند به خانه برگردند و بعضی به خاطر شرایط بدی که در خانه دارند ماندن در محیط کثیف خیابان را ترجیح میدهند. اما آنچه درباره همه آنها صدق میکند این که بازگشت آنها به خانه و زندگی عادی به خاطر برخوردهای تندی که معمولا صورت میگیرد برای آنها سخت و وحشتآور است. طبق بررسیهای انجام شده تنها در 14درصد موارد خانواده پس از بازگشت فرزندشان رفتار مناسب داشتهاند. طبق آمار 34درصد دخترانی که از خانه مجددا فرار میکنند از سوی اعضای خانواده مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، 33درصد با تنبیه مواجه میشوند، 6درصد به گدایی و 13درصد به خرید و فروش مواد مخدر وادار میشوند.
در گفتگو با امانالله قرایی مقدم، جامعهشناس، علل فرار دختران از خانه را جویا میشویم. به عقیده او خانواده، شرایط و رفتار اعضای آن، مهمترین دلیل فرار دختران از خانه است: «دختران فراری معمولا از خانوادههای بیکفایت، ضد اجتماعی، آشفته و از هم گسیخته و خانوادههایی که اعضایش مشکلات رفتاری در روابط خود دارند، میآیند. از عوامل دیگر میتوان به ویژگیهای فردی و شخصیتی دختران از دید روانشناسی اشاره کرد. ویژگیهایی مانند ضد اجتماعی بودن، برونگرایی و هیجان زده بودن.»
تاثیر گروههای همسالان به گفته این جامعهشناس بر روی دختران فراری غیرقابل انکار است: «دوستان و همسن و سالهای دختران آنها را با هنجارهای جدیدی آشنا میکنند که در چارچوب خانواده جایی ندارد. ممکن است اعضای گروه فرد را به ترک خانه تشویق کنند و یا حتی با هم دست به فرار بزنند. وسایل ارتباطجمعی مانند ماهواره و اینترنت نیز ممکن است بر روی فرار دختران موثر باشد. فروریختگی اجتماعی یا آنومی و تغییر هنجارها و فرهنگ جامعه نیز بیتاثیر نبوده است.»
مریم رامشت، روانشناس نیز تحلیل این جامعه شناس را تایید میکند: «بیشک مهمترین عامل خانواده است. خانوادهای که در آن روابط سالم وجود ندارد، تبعیض در آن وجود دارد و خانوادههای کنترلکننده بستر فرار دختران از خانه را آماده میکنند. شکاف بین نسلها را نیز نباید فراموش کرد. اختلاف نسل پدر و مادر و فرزندان باعث میشود آنها نتوانند همدیگر را درک کنند. طبیعتا نوجوانانی که در دوره بحرانی قرار دارند وقتی از سوی خانواده درک نمیشوند میتوانند به رفتارهای پرخطری دست بزنند.»
به گفته رامشت ازدواجهای اجباری، تعصب افراطی و تربیتی خارج از چارچوب خانواده نیز یکی دیگر از عوامل فرار دختران از خانه است.
انگیزههای فرار دختران از خانه اما متفاوت است. طبق تحقیقی که دکتر مصطفوی، روانشناس و استاد دانشگاه انجام داده علل فرار دختران از خانه در 19/5 درصد ناسازگاری با والدین، 16درصد اغفال، 13 درصد عدم امنیت در خانواده ، 15درصد وضعیت اقتصادی، 12/5 درصد طلاق، 7 درصد گرایش به مسائل انحرافی، 12/5 درصد ازدواجهای ناموفق، 2/3 درصد اعتیاد و 5 درصد مشکلات روانی بوده است. 35 درصد دختران فراری سابقه اعتیاد به مواد مخدر چون هروئین و تریاک را دارند. 25درصد دختران فراری هروئین، 28 درصد تریاک،15درصد حشیش و 31درصد سیگار استفاده میکنند.
قراییمقدم با بیان اینکه نمیشود آمار را صددرصد تایید کرد درباره انگیزههای فرار دختران میگوید: «آزار جنسی و جسمی در خانواده، بیتوجهی، بدخلقی والدین و ضرب و شتم فرزندان توسط آنها، بیتوجهی والدین نسبت به نظرات فرزندان، سختگیری و محدودیت، جلوگیری از رشد فرزندان، رابطه ضعیف والدین بخصوص پدر با دختران، تشویق دوستانی که قبلا از خانه فرار کردهاند، اختلاف والدین، وجود ناپدری و نامادری، اعتیاد والدین و ترس از تنبیه و سرزنشهای دائمی، تبعیض در خانواده، خیالپردازیهای دور از ذهن و فرار از فقر اقتصادی از جمله انگیزههای فرار دختران از خانه است.»
به گفته این جامعهشناس، فرار دختران از خانه بین سنین 10 تا 17سالگی صورت میگیرد و هر چه سن بالاتر برود فرار از خانه کمتر میشود. «قراییمقدم توضیح میدهد: «با بالا رفتن سن، رفتار پرخطر دختران کمتر میشود. مثلا تحقیقات ما نشان میدهد که 75 درصد دخترانی که در سالهای اول و دوم دبیرستان تحصیل میکنند دوست پسر دارند اما این میزان در دخترانی که سال سوم و چهارم دبیرستان هستند به 20 درصد کاهش مییابد.»
نتایج تحقیقی که این جامعهشناس بر روی 116 دختر فراری انجام داده نشان میدهد که بیشترین تعداد دختران فراری در شهرهای تهران، کرج و قم دیده شده است. تحقیقات دکتر مصطفوی، روانشناس و استاد دانشگاه نیزبراین نکته تاکید میکند که پدیدهای به نام فرار دختران رو به افزایش است به طوری که هر سال 15 تا 20 درصد به آمار قبلی اضافه میشود. قرایی مقدم درباره علت این افزایش چنین میگوید: « مشغله زیاد والدین، بدسرپرستی در خانوادهها (بیکفایتی سرپرست خانواده) و افزایش آمار طلاق وضعیت خانوادهها را نابسامان کرده است.
دختران فراری معمولا میگویند که حاضر نیستند به خانه برگردند و تا مدتها آدرس خانواده خود را از پلیس و مسوولان بهزیستی پنهان میکنند. آنها از کتک خوردن یا حتی جان خود میترسند. در خانههای خود احساس امنیت نمیکنند. خانوادهها به جای اینکه به فکر آبروی خود باشند به این فکر کنند که اگر از دخترشان حمایت نکنند از دست میرود.
او به خانوادهها توصیه میکند در صورت بازگشت دخترشان به خانه اشتباهات خود را بپذیرند و برخورد خوبی با او داشته باشند: «مهمترین عامل در فرار دختران از خانه، خانواده است. خانوادهها باید مسوولیتپذیر باشند و بدانند بعد از بازگشت دخترشان وظیفه بر دوش آنهاست. والدین بخصوص پدر و مادر باید تمام مشکلات خود را با دختر خود حل کنند. روابط بخصوص پدر با دختر باید بسیار خوب باشد. خوب است که پدر محبتش را به دخترش نشان دهد. برای او هدیه بخرد و او را ببوسد. به درد دلش گوش دهد تا دختر گوش دیگری برای خود پیدا نکند. آنها به هیچ وجه نباید فکر کنند این دختر آبروی آنها را برده و حالا باید تنبیه شود و در نهایت حق ندارد در خانه آنها زندگی کند. خانوادهها بدانند که از هر جای ضرر برگردند منفعت است. اگر دخترشان را حمایت نکنند ناخواسته او را به سمت جرم و فحشا سوق دادهاند. »
این جامعهشناس با بیان اینکه بسیاری از دختران فراری بعد از برگشت، دوباره از خانه فرار میکنند توضیح میدهد: «دختران فراری معمولا میگویند که حاضر نیستند به خانه برگردند. آنها تا مدتها آدرس خانواده خود را از پلیس و مسوولان بهزیستی پنهان میکنند. آنها از کتک خوردن یا حتی جان خود میترسند. در خانههای خود احساس امنیت نمیکنند. خانوادهها به جای اینکه به فکر آبروی خود باشند به این فکر کنند که اگر از دخترشان حمایت نکنند از دست میرود. سعه صدر داشته باشند.»
خانههای امن و خانههای سلامت بهزیستی، اگر چه برای مدت کوتاهی پذیرای دختران فراری هستند، اما دیر یا زود این دختران تحویل خانوادههای خود میشوند. به همین دلیل جامعهشناسان و روانشناسان از خانوادهها میخواهند که با این موضوع کنار بیایند و با آغوش باز پذیرای دختر خود باشند. رامشت تاکید میکند: «خانوادهها معمولا عصبانی هستند اما آنها نباید فراموش کنند که دخترشان آسیب دیده و به حمایت نیاز دارد. دختر و خانواده آن باید تحت نظارت مشاور باشند. آنها باید نسبت به نحوه درست برخورد آگاه شوند وگرنه احتمال اینکه دختر نتواند تحمل کند و دوباره فرار کند بسیار است و این بار بسیار احتمال دارد که او به اعتیاد، دزدی و فحشا کشیده شود.»
رامشت تاکید میکند اگر به دختر فراری به چشم مجرم نگاه شود به او این فرصت داده میشود که واقعا به سمت جرم برود: «بسیاری از دختران فراری تشنه توجه و نیازمند مراقبت هستند. وظیفه جامعه و خانواده است که فضای امنی را برای آنها به وجود بیاورد.»
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: