در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعضیها میگویند ما ایرانیها زیاد به فال و رمالی اعتقاد داریم و حرفهای پیشگویی که به قهوه، شمع، آینه و چای متوسل میشود را خیلی زود باور میکنیم، اما اگر بدانیم که نه فقط ما بلکه بیشتر مردم دنیا فریفته دانستن آیندهاند کمی از تندی انتقاد نسبت به خود میکاهیم.
مثلا میگویند فال قهوه ریشه در تفسیر اشکال تفاله چای در چین باستان دارد. زمانی که راهبان چای را در فنجانهای زنگولهای شکل مینوشیدند و با توسل به نقوش ایجاد شده در ته این فنجانها آینده را پیشبینی میکردند.
اما این شیوه پیشبینی آینده خیلی زود از مرزهای چین فراتر رفت و به اعراب رسید. البته تازیان به جای چای از قهوه استفاده میکردند همان دانه کوچک قهوهای رنگ و خوشبو که میگویند اولین بار عربها کشفش کردند و نوشیدن آن را تا صدها سال جزو اسرار قوم خویش حفظ کردند.
ولی این راز هم زیاد سر به مهر نماند، چون قهوه بعدها توسط حکام عثمانی به ترکیه رسید و نخستین قهوهخانه جهان که «کیواهان» نام داشت در قرن پانزدهم میلادی در قسطنطنیه راهاندازی شد.
آغاز محبوبیت قهوه از همین جا بود تا آنجا که میگویند هنگامی که ترکان مجبور به شکستن محاصره وین در سال 1683 میلادی شدند، 500 گونه قهوه را برجا گذاشتند و یک تاجر لهستانی آنها را پیدا کرد و با همانها اولین قهوهخانه برلین را راه انداخت. از این تاریخ بود که موج محبوبیت قهوه شغلهایی به غیر از قهوهخانهداری را ایجاد کرد که به آنcup-women یا پیشگویی با تفاله قهوه میگفتند.
این فالگیران زنانی بودند که کار جدی خود را در فرانسه آغاز کردند و آن را تا آلمان گسترش دادند تا آنجا که فال قهوه به دنبال محبوبیتش به بدنامی رسید و اخطارهای رسمی برای توقیف فالگیران و فالنوشان آن را به فعالیتی مخفی تبدیل کرد.
ولی این موضوع هم طالبان آگاهی از آینده را از فعالیت بازنداشت تا آنجا که امروز در گوشه و کنار جهان زیادند آدمهایی که بدون نگرانی از قضاوت دیگران با دیدن دایره، شمع و یک پرنده در ته فنجان قهوه در انتظار ازدواج، محقق شدن یک آرزو یا شنیدن خبری خوش میمانند.
مریم خباز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: