در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از آن شروط، قدیمی نبودن کتابی بود که خدمت شما معرفیاش میکنیم. از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، از همان روزهای اول که این حرف مطرح شد و حدیثاش بر دل سردبیر نشست، میخواستم 40 سالگی ناهید طباطبایی را برایتان از قفسه بیرون آورم، اما به صفحه اولش که نگاه کردم مثل این که برق مرا گرفت؛ چرا؟ آخر تاریخ نخستین چاپش تابستان 1379 بود، اما، ز رحمت در دیگری باز شد و نور امیدی دمید که چاپ پنجم کتاب روانه بازار شده آن هم در زمستان 87 ، پس کتاب، خواننده داشته و استقبال هم خوب بوده است و این یعنی پذیرفتن سردبیر.
چنین شد که امروز با هم مروری میکنیم بر این کتاب خواندنی که خود مروری است بر یک زندگی بر دل 90 صفحه نوشتار.
بهمن ماه است و جشنوارههای هنری و فرهنگی در راهند. این اما دغدغهای جدی برای زنی شده که 20 سال پیش در دانشکده هنر، موسیقی خوانده است. آلاله که امروز 40 سالگی را تجربه میکند و در یکی از مراکز هنری مشغول کار است، مدتی است با رسیدن نامهای، به 20 سال پیش برگشته و خاطرات آن روزها، زندگی امروزش را تحت تأثیر قرار داده است.
هرمز شادان که حالا در پاریس، رهبر ارکستر است، همشاگردی آلاله بوده است.
هرمز در راه تهران است و آلاله مسوول هماهنگی برنامههای او شده است.
ناهید طباطبایی با قلمی شیوا این موضوع را و دغدغههای 40 سالگی من و تو را به تصویر کشیده و زوایای مختلف آنرا واکاوی کرده است.
در طول داستان، فرهاد ، همسر آلاله حال و هوای او را میبیند و دلشورههای همسرش را درمییابد. او عاشق آلاله است و آنقدر فهیم که در همه حال تکیهگاهی مطمئن برای خانوادهاش بوده است.
در همان ابتدای کتاب از میان افکار آلاله با او و روحیاتش آشنا میشویم.
میدانست او با دقت به حرفهایش گوش میکند و همه را میفهمد، خوبِ خوب.....میدانست او صبر میکند تا خودش به حرف بیاید و میدانست تا نخواهد مجبور نیست توضیحی بدهد.
شقایق، دختر آلاله و فرهاد که دانشجو است نیز رابطه عمیق و محکم پدر و مادر را میشناسد.
این پیوستگی میان افراد خانواده، جمعهای شبانهشان، خندیدنها، گفتنها و شنیدنها در مورد آنچه که در روز برای هر کدامشان پیش آمده، پیوندی عمیق ایجاد کرده که در طول داستان، لمس و احساسش میکنیم.
طباطبایی با دوری جستن از زیادهگویی و نپرداختن به حواشی زاید و با بیانی روان و به دور از برخی بزرگنماییها، ما را قدمبهقدم با این خانواده پیش میبرد، چنان که گویی دوستانی هستند که مدتهاست میشناسیمشان.
در قسمتی از داستان، این سوال همیشگی که شاید من و شما هم از خودمان پرسیده باشیم در ذهن آلاله نقش میبندد.
ما زن و شوهرها، عاشق هم هستیم؟ یا دوست داریم و دوستمان میدارند؟ یا در طول زندگی به هم عادت کردهایم؟
و راوی قصه از زبان او یا من یا شما میگوید: دوست داشتن یا عادت کردن؟ مساله اینجاست، عشق یا عادت؟ عشق یا دوست داشتن؟ کی گفته بود دوست داشتن بهتر از عشق است؟ هر که بود حرفش خیلی پسندیده بود. او گفته بود: عشق با هیجان، بیفکری و غم همراه است اما دوست داشتن، استوار، آرام و منطقی است.
در مسیر داستان، دغدغههای زنانه هم با آلاله همراه است؟ این که شوهرش در مورد او و آمدن همکلاسی قدیمی چه فکری میکند و چگونه برخورد خواهد کرد؟ شقایق با این موضوع چطور کنار میآید؟ و حتی همکارش خانم شیرازی.
روزی که آلاله از درون انباری خانه، ساز خود را بیرون میآورد و پس از سالها مینوازد در حالی که اشک از چشمانش برگونه و روی سازش میچکد، گویی تمام خاطرات و آنچه را دوست داشته و به هر دلیل دنبال نکرده است، با خود مرور میکند.
شاید ما هم چنین کرده باشیم، اگر دقایقی در زندگی با خود صادق بوده باشیم.
اما آنچه باید بیشتر مورد توجه باشد، برخورد فرهاد است با این موضوع که دقایقی، مابین ماجرای آلاله و افکار او گم میشود. مردی که به همسرش احترام میگذارد و با مسائل زندگی، واقعبینانه مواجه میشود.
فرهاد، بعضی اوقات حتی از حد یک همسر نیز فراتر میرود، از جمله آنجا که با خود میگوید: .... باید کمی به او برسم. بعضی وقتها فکر میکنم من باید مادر او میشدم.
با خواندن این رمان شاید آنها که هنوز به 40سالگی نرسیدهاند با خود فکر کنند که آیا ما هم با قدم گذاشتن در مرز 40 سالگی، احساس پیر شدن میکنیم؟ این احساس از کجا نشأت میگیرد؟ عواملش چیست؟ و چگونه باید با آن مقابله کرد؟
ما میدانیم که 40 سالگی مترادف با پیری نیست؛ پس چه میشود که افکاری در ذهن ما شکل میگیرند و هالهای از گذشته بر ما و افکارمان سایه میاندازد؟
اینها و نکاتی دیگر را ناهید طباطبایی در داستان چهل سالگی با ما در میان میگذارد.
چاپ پنجم چهل سالگی با قیمت 1700 تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است. امیدواریم شما هم از خواندن این کتاب لذت ببرید.
کورش اسعدیبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: