در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، عصر روز 2 مهر سال 85 مأموران کلانتری 126 تهرانپارس از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 تهران بزرگ از کشف یک جسد با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل اعلام شده دریافتند یک خودروی پیکان در حالی که جسدی طناب پیچیده در آن رها شده است در گوشه یک خیابان در این منطقه پارک شده است.
مأموران بررسی خود را از خودرو و جسد داخل آن آغاز کردند تا اینکه مشخص شد جسد متعلق به مرد جوان 23 ساله به نام هادی است که صاحب خودرو است.
شهریاری، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران درباره این پرونده گفت: تحقیقات ادامه یافت تا اینکه پس از 3 سال مشخص شد هادی با یک دختر جوان به نام شهلا ارتباط داشته است.شهلا در تاریخ 15 آذر امسال شناسایی و دستگیر شد اما در بازجوییها مدعی شد به هیچ عنوان هادی را نمیشناسد و از نحوه مرگ وی اطلاعی ندارد.پس از چند روز شهلا مدعی شد هادی را میشناسد و روز حادثه هادی از وی خواسته تا به خانهشان بیاید و با یکدیگر مواد مخدر مصرف کنند.
شهلا مدعی شد پس از مصرف مواد مخدر هادی بیمار شد و بدون آنکه بتوانم برای وی کاری انجام دهم او بر اثر سکته جان باخت و فوت کرد اما جسد وی در خانه ما ماند. پس از این حادثه با مادرم صحبت کردم او هم 2 نفر مرد را به نام اسد و اصغر به خانه آورد و این افراد هادی را به ماشین منتقل کردند و او را بردند.
بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران گفت: اصغر و اسد شناسایی و دستگیر شدند تا اینکه مشخص شد اصغر بر اثر یک تصادف شدید دچار قطع نخاع شده و توان حرکت کردن ندارد.
اسد هم مدعی شد روز حادثه مادر شهلا از آنها خواسته تا جسد را به بیرون از خانه منتقل کنند و به همین دلیل از نحوه مرگ هادی بیاطلاع بوده است.
شهریاری گفت: پزشکی قانونی در معاینه جسد مدعی شده است فشار بر رگهای حیاتی در ناحیه گردن باعث مرگ هادی شده است به همین دلیل اصغر و اسد به همراه شهلا به اتهام قتل عمد بازداشت شدند.همچنین مادر شهلا هم به دلیل اختفای ادله جرم و همکاری نکردن با مأموران پلیس دستگیر و بازداشت شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: