در گفتگویی که میخوانید امیر یوسفی درباره فیلم آتشکار توضیحات بیشتری داده است.
آیا فیلمهای شما را میتوانیم در گروه فیلمهای مذهبی جای دهیم؟
نگاه مذهبی به مسائل اجتماعی در تمام فیلمهایی که تاکنون ساختهام وجود دارد اما این نگاه مذهبی تفاوتهایی را در متن هریک از فیلمها ایجاد کرده است؛ به این معنا که سعی کردم نگاه سفارشی از نوع مذهبی و یا آنچه به عنوان سینمای معنوی در چند سال اخیر مطرح است در هیچ از این آثار وجود نداشته باشد و نکته دیگر اینکه تمام فیلمهای من در اصفهان ساخته شده و این فیلمها به نوعی شبیه همان محیط است؛ به این معنا که مذهبیترین مردم ایران در اصفهان و مناطق اطراف آن زندگی میکنند و میدانیم که این مردم در عین مذهبی بودن بسیار طناز و خندهرو هستند. به همین دلیل معتقدم که ترکیب مذهب و روحیه طنازی هیچ منافاتی با هم ندارند البته ناگفته نماند که این نوع نگاه موجب سوءتفاهمهایی شده است و همین سوءتفاهمها موجب به تعویق افتادن نمایش فیلم آتشکار و نمایش ندادن خواب تلخ شده است. اما با وجود همه این سوءتفاهمها معتقدم یک فیلم علیرغم داشتن یک نگاه مذهبی میتواند فیلمی سرزنده و خندان باشد.
کارگردانی مثل شما که قدرت کار روی سینمای طنز را دارد چه اصراری به ساخت فیلمهایی در این حوزه و ایجاد سوءتفاهمهای احتمالی دارد؟
خیلی از دوستان و تهیه کنندههایی که پیشنهاد ساخت فیلم دادند به این نکته اشاره کردهاند اما من فکر میکنم آن نگاه و امضای شخصی که دنبال آن هستم در فیلمهایی که رنگ مایهای کاملا طنز دارد نمیگنجد. من دوست دارم فیلمی بسازم که در عین طنز بودن نگاهی متفاوتتر از جریانهای معمول اینِ ژانر سینمایی داشته باشد به عقیده من فیلمسازان با استعداد و کاربلد در این زمینه کم نداریم که فیلمهایی در گونه سینمای طنز نوشته و ساختهاند اما به نظر من میتوان همین طنز را به زبانی دیگر مطرح کرد، زبانی که برای من دوست داشتنیتر است.
بازی گرفتن از نابازیگر به یکی از شاخصههای اصلی فیلمسازی شما تبدیل شده است که این خصیصه طبعا از سینمای مستند در شما به وجود آمده است و تمام بازیگران فیلم خواب تلخ نابازیگر هستند اما در آتشکار یک بازیگر حرفهای مانند حمید فرخنژاد درکنار نابازیگران بازی میکند. چیدمان این ترکیب به چه ترتیب بود؟
متاسفانه نابازیگر کلمهای است که به عقیده من به اشتباه وارد فرهنگ لغت سینما در چندسال اخیر شده است و به نوعی اجحاف در حق مردم کوچه بازاری است که توانایی بازی مقابل دوربین را دارند ولی بنا به دلایلی موقعیت پیدا نکردهاند که بخشی از توانایی خود را به تصویر بکشد و این کلمه صفتی است که در وجود اقشار مختلف اجتماع وجود دارد، به همین دلیل معتقدم عنوان نابازیگر از ابتدا بد تعریف شده است و این درحالی است که نابازیگران سینمای ایران حق بزرگی به گردن سینما و به خصوص سینمای بینالمللی ایران دارد.
اتفاقا بسیاری از فیلمها به دلیل وجود همین نابازیگران هم در سینمای ایران و هم در مجامع بینالمللی مطرح شدهاند.
دوست دارم فیلمی بسازم که در عین طنز بودن نگاهی متفاوتتر از جریانهای معمول این ژانر سینمایی داشته باشد
نابازیگرانی که در فیلمها بازی کردهاند معمولا معادل یک بازیگر حرفهای ندارند. به عنوان مثال اسفندیار مرد مرده شور فیلم خواب تلخ در طول داستان خودش را به خوبی نشان داد تا جایی که نمیتوان یک بازیگر حرفهای را جایگزین آن کرد بنابراین نابازیگران در برخی مواقع جذاب و واقعیتر بازی میکنند ولی متاسفانه فیلمهایی از این دست در نهایت با عنوان فیلم با مخاطب خاص مطرح میشود در حالی که تماشاگر عام هم میتواند این فیلمها را ببیند و لذت ببرد.
آتشکار چطور؟ چون دراین فیلم یک بازیگر حرفهای در کنار نابازیگر قرار میگیرد.
در فیلم آتشکار سعی کردم کلیشه فیلم با مخاطب خاص را بشکنم و آتشکار را فیلمی عامه پسندتر از کار درآورم به شکلی که همه اقشار جامعه فیلم را ببینند و لذت ببرند اما ناگفته نماند بخشی از این فیلم همچنان در گرو نابازیگر است. در مورد حمید فرخ نژاد هم باید این نکته را متذکر شوم که حمید بازیگری شناخته شده در سینمای ایران است و فیلمهای خوبی هم در کارنامه کاری خود دارد اما در این فیلم خیلی آگاهانه سعی کرد مانند نابازیگران باشد به این معنا که نه سعی کرد که نابازیگران را مثل خودش کند و نه سعی کرد خودش را گل درشت و بازیگر حرفهای نشان دهد در واقع تمام تلاش حمید حفظ خط اعتدال بود و به خوبی هم توانست از پس آن برآید.
به عنوان کارگردانی که سینمای مستند را تجربه کرده و در فیلمهای بلندخود هم به نوعی خط سیر مستند را سیر کرده آیا تصمیم ندارید وارد دنیای تجاری سینما شوید؟
سینما ترکیبی از هنر و صنعت است به این معنا که هم در حیطه هنر وارد میشود و حرف مولف فیلم را بیان میکند و در نهایت با تماشاگر ارتباط برقرار میکند و هم صنعت است و من در مسیر فیلمسازی خود سعی کردم یک نگاه را دنبال کنم و به این ترتیب که خواب تلخ اقتباس ادبی از داستان کافکا بود، یکی دیگر یک مستند داستانی از واقعه عاشورا است و در کل دوست دارم ژانرها و سبکهای مختلف را تجربه کنم و درعین حال امضای خودم را پای هریک از فیلمها میگذارم. در واقع این امضا نگاهی است که در فیلمسازی دنبال میکنم و یا صادقتر بگویم فقط این نوع سینما را بلد هستم و در کل ترکیب بازیگر و نابازیگر را دوست دارم و فیلم آتشکار فیلمی است که ساخته شده تا با همه تماشاگران ارتباط برقرار کند.
با این اوصاف چیدمان عوامل در یک فیلم با بازیگر حرفهای و یک فیلم با نابازیگر متفاوت است؟
درست همین طور است. انتخاب نابازیگر یکی از سختترین مراحل کار است و همانطور که کلمه بازیگر با نابازیگر متفاوت است به همان اندازه چیدمان عوامل یک فیلم با بازیگر حرفهای با چیدمان عوامل یک فیلم با نابازیگر متفاوت است و این تفاوت در این است که اسم یک نابازیگر در جایی ثبت نشده و حتی نمیتوان آن را در حیطه علاقهمندان به بازیگری گذاشت چون معمولا علاقهمندان به بازیگری علایق خود را در بازیگران حرفهای جستجو میکنند و از سوی دیگر بازیگران حرفهای با هدف نشاندادن خود مقابل دوربین و عرضه به مخاطب در سینما فعالیت میکنند ولی نابازیگر برعکس است چراکه باید گشت و آنها را پیدا و کشف کرد.
پریسا ساسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم