در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در بعد از ظهر 27 نوامبر سال 1975 رز مک ویرتر، نویسنده و شخصیت شناخته شده تلویزیونی با شلیک گلولهای مورد سوء قصد قرار گرفت و جان خود را از دست داد. تا اینجای کار میتوان تنها این وضعیت را یک حادثه تلخ به شمار آورد. اما در همین حال برادر وی یعنی نوریس مک ویرتر که خانهاش با وی 48 کیلومتر فاصله داشت نیز با سقوط از بلندی از بین رفت. از اینجای داستان به بعد نه تنها باید گفت دو حادثه تلخ روی دادهاند بلکه دو رویداد همزمان نیز به وقوع پیوستهاند. این دو حادثه و همزمانی آنها سر و صدای زیادی را در رسانهها به راهانداخت که به شکلگیری جریان خبری موسوم به برادران مک ویرتر منجر شد. عامل مهمی که در این خبرسازی نقش داشت شهرت این دو برادر به عنوان مغزهای متفکر و همهکاره کتاب رکوردهای جهانی گینس بود. آنها دوقلو بودند اما وقوع حوادثی از این دست در میان دوقلوها رویدادی نادر به شمار نمیآید. گفته میشود روزی در نیویورک دانشآموزی ناگهان از خواب برخاسته و این درحالی بود که بشدت نسبت به وضعیت خواهر دوقلویش در آریزونا نگران و وحشتزده میشود. نگرانی وی بی دلیل نبوده است چون وی چند دقیقه بعد خبردار شد بمبی در نزدیکی خانه خواهرش منفجر شده است.
مدرک مستند دیگر: دو برادر چندی پیش و البته همزمان در دو پیست اسکی متفاوت کوههای آلپ حاضر میشوند. پای هر دوی آنها در همان روز و به شیوهای کاملا مشابه شکسته میشود! مواردی از این دست نشان میدهند دوقلوها عادات غیرطبیعی درخصوص آگاهی از آنچه که قل دیگر در حال فکر کردن یا انجام دادن است دارند. این حس عجیب تا آنجا پیش میرود که یکی از قلها میتواند در معرض خطر بودن قل دیگر را بخوبی احساس کند. علت چیست و در میان دنیای دوقلوها چه میگذرد؟
پاسخی طلایی برای پرسش ما کیستیم؟
در واکنش به چنین رویدادهایی واکنشهای متفاوتی بروز داده میشود. ممکن است برخی افراد چنین فکر کنند که وجود پیوندهای عمیق عاطفی میان دوقلوها موجب میشود تا احساسی فراتر از احساسات رایج میان افراد شکل بگیرد. به عقیده این دسته از افراد، این ارتباطات احساسی با گذشت زمان و بزرگتر شدن آنها، بیشتر و بیشتر میشوند. اما نکته مهم اینجاست که وقوع چنین حوادثی آن هم در یک بازه زمانی مشابه در حالی ثبت شدهاند که این دوقلوها به دور از هم زندگی کرده و حتی در برخی موارد هریک از قلها اطلاعی درباره محل زندگی و سایر جزئیات زندگی قل دیگر خود نداشتهاند! در اینجا و همچون بسیاری از موارد عجیب دیگر، علم وارد عمل میشود تا حداقل توضیحی برای وقوع چنین حوادث همزمانی ارائه شود. مباحث گوناگونی در این زمینه مطرح شده است. آیا میتوان چنین رویدادی را به عنوان فرآیندی مشابه آنچه که به تله پاتی تعبیر میشود در نظر گرفت؟ یا باید گفت اشتراکات عجیب ژنتیکی میان دوقلوها نقش اصلی را در بروز چنین فرآیندی ایفا میکنند؟ علم ثابت کرده است که اشتراکات ژنتیکی نقش غیرقابل انکاری در زندگی مشابه دوقلوها ایفا میکند اما آیا میتوان مدعی شد نقش این فاکتور در اتخاذ تصمیمات مشابه، طرز تفکر بسیار شبیه به هم و در نهایت انتخابهای هم رنگ بسیار فراتر از آنچیزی است که تاکنون تصور میشده است؟
از مدتها پیش دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که دوقلوها ابزار بسیار خوبی جهت بررسی دقیق تأثیرات ژنتیکی و فاکتورهای زیستمحیطی بر رشد و سلامت انسانها به شمار میآیند. سر فرانسیس کالتون نخستین محققی است که در این زمینه مطالعات زیادی انجام داده است. وی در سالهای 1870 میلادی به مطالعه گسترده این موضوع جالب علمی پرداخت و به نتایج مهمی نیز دست یافت. این نتایج تا آنجا مهم بودهاند که در حال حاضر و با گذشت بیش از 140سال از آن دوران، محققان هنوز هم از نتایج آن مطالعات در بررسی رازهای نهفته در پس زندگی دوقلوها و اشتراکات آنها استفاده میکنند. نکته جالب دیگر است که به عقیده بسیاری از محققان علوم ژنتیکی، دوقلوها را میتوان کلید طلایی درک این حقیقت دانست که ما کیستیم؟
با بخشی مرموز از طبیعت سر و کار داریم
پروفسور توماس بوکارت از دانشگاه مینسوتا و محقق بینالمللی و شناخته شده در زمینه دوقلوها میگوید: زمانی که دوقلوها را مورد بررسی قرار میدهیم در حقیقت در حال بررسی بخش جذابی از طبیعت هستیم. او معتقد است: طبیعت موهبتی به نام دوقلوها را به ما داده تا با استفاده از آنها به بررسی تأثیرات ژنی بپردازیم.
در تحقیقات مربوط به دوقلوها به مقایسه شباهتهای موجود میان دوقلوهای همسان (در علم ژنتیک به دوقلوهایی گفته میشود که در شباهتهای ژنی به مرز 100 درصد رسیدهاند) و دوقلوهایی کمتر مشابه هم پرداخته میشود. این دسته از دوقلوها در حدود 50 درصد شباهتهای ژنی دارند. محققان با بررسی دقیق صدها جفت دوقلو میتوانند تأثیرات ژنتیکی ناشی از محیطهای مشترک را بر آنها شناسایی کرده و درک خود درباره سطح بندی وراثت در آنها را افزایش دهند. بررسیهای آنها نشان داده است بالا بودن سطح وراثت به معنای آن است که تفاوتهای شخصی در یک جمعیت عمدتا به دلیل فاکتورهای ژنتیکی است. به عنوان مثال، فاکتور قد در 90درصد موارد فاکتوری وراثتی است.
اما در نقطه مقابل تفاوتهایی که درخصوص فاکتورهای ضعیف وراثتی دیده میشود نظیر رضایت شغلی (که معمولا 30 درصد وراثتی است) عمدتا به دلیل فاکتورهای محیطی است و نه ژنتیکی. با این حال انتقاداتی نیز درخصوص طرح کلی مطالعات دوقلوها وجود دارد. یکی از این انتقادات این است که گفته میشود دوقلوهای همسان در مقایسه با دوقلوهای کمتر مشابه با حدود 50 درصد شباهتهای ژنتیکی رفتار مشابهتری دارند و توجیهی که در این خصوص مطرح میشود این است که درخصوص دوقلوهای همسان معمولا رفتارهای یکسانی شکل میگیرد.
اما در اینجا پای دوقلوهایی به بحث باز میشود که برای مدتهای طولانی و بسیار دور از هم زندگی میکنند. اگر دوقلوها از دوران نوزادی از یکدیگر جدا شده و در محیطهای متفاوتی نیز تربیت شوند، تنها فاکتوری که میان آنها مشترک است ژنهایشان است.
در سال 1979 پرفسور بوکارت درصدد برآمد تا دوقلوهایی را مورد بررسی قرار دهد که از دوران نوزادی از یکدیگر جدا شده بودند. وی در این مطالعه تاریخی از داستان هیجانبرانگیزی موسوم به دوقلوهای جیم الهام گرفت که در نوزادی از یکدیگر جدا شده بودند و بازگشتشان به یکدیگر در دوران بزرگسالی با سر و صدای زیاد رسانهها همراه شده بود. در عین حال تحقیقات پروفسور بوکارت نیز از آن زمان تاکنون به عنوان یکی از جامعترین مطالعات در زمینه شناخت دقیق به ارث بردن مشخصات روانشناختی به شمار میآید. طی یک بازه زمانی 20 ساله پروفسور بوکارت و تیم تحقیقاتی همراهش 126 جفت دوقلو که در زمان به دنیا آمدن از یکدیگر جدا و در محیطهای کاملا متفاوتی بزرگ شده بودند را مورد بررسی دقیق قرار دادند. از این تعداد قابل توجه 74جفت از نوع دوقلوهای همسان بودند. آنها این دوقلوها را با دوقلوهایی مقایسه میکردند که هم از دو طبقه همسان و کمتر همسان بوده و در عین حال از زمان به دنیا آمدن در کنار یکدیگر و در محیطهای مشابهی بزرگ شده بودند. پروفسور بوکارت میگوید: در گذشته محققان به طیف بسیار محدودی از مشخصههای فردی دوقلوها توجه کرده بودند که از آن جمله میتوان به تواناییهای روحی و روانی و متغیرهای شخصیتی و اجتماعی آنها اشاره کرد. اما مطالعات ما بسیار کامل و جامعتر بود تا آنجا که به بررسی مشخصههای پزشکی، روانشناختی و روانپزشکی آنها نیز پرداختیم. در این آزمایشات تمامی دوقلوها در تستهای مختلف شخصیتشناسی شرکت کردند و به بیش از 15 هزار پرسش مختلف و متنوع پاسخ دادند. موضوعاتی که در این پرسشها دیده میشد طیف گستردهای از علایق شخصی گرفته تا ارزش قائل شدن برای ترس و نگرانی، تلویزیون و عادتهایی که در حین خواندن دارند را شامل میشد. آنها همچنین در تستهای مختلف پزشکی و هوش شرکت کرده و در ادامه توضیحاتی درباره استرسهایی که در گذشته تحمل کردهاند ارائه کردند. نتایج تحقیقات آنها نشان داد که تقریبا تمامی مشخصههای شخصیتی این دوقلوها نظیر تمایل به کار سخت، علاقه به مکانهای مختلف برای گذراندن تعطیلات، توجه به امور مذهبی و مواردی از این دست حداقل 50 درصد وراثتی هستند. همچنین این مطالعات جامع نشان دادهاند دوقلوی همسانی که به دور از یکدیگر بزرگ شدهاند در خصوص موارد شخصیتی، علایق درونی و نگرش به بسیاری از موارد تقریبا یکجور هستند و مشابه دوقلوهایی عمل میکنند که در کنار یکدیگر بزرگ شدهاند. این نتایج محققان زیادی در سراسر جهان و از جمله پروفسور بوکارت را حیرت زده کرد. تا آن زمان هیچ گاه تصور نمیشد اشتراکات ژنتیکی نقش اینچنینی را در اشتراکات رفتاری و فکری ایفا کنند.
دکتر نانسی سیگال که در تحقیقات پروفسور بوکارت همکاری وی بوده معتقد است: اصلا بیایید به دوقلوها کاری نداشته باشیم. منطقی است اینگونه فکر کنیم اگر دو فرد غیر دوقلو مدت زیادی را در کنار هم زندگی کنند، اشتراکات رفتاری و فکری به مراتب بیشتری نسبت به زمانی خواهند داشت که جدا از هم زندگی کنند. البته وی به این یافته مهم علمی هم اشاره میکند که براساس اطلاعات به دست آمده، مشابهتهای شخصیتی میان خویشاوندانی که در کنار یکدیگر زندگی میکنند صرفا به دلیل در کنار هم بودنشان نیست، بلکه در این میان باید به ژنهایی نگاه کرد که میان آنها مشترک هستند. اما نکته جالب درباره تمام دوقلوها این است که براساس تحقیقات 15سالهای که در آلمان انجام شده است، 8/75درصد دوقلوها به فاصله 15 دقیقه از یکدیگر به دنیا میآیند و کمتر از 2 درصد آنها نیز به فاصله بیش از یک ساعت به دنیا میآیند.
سعید حسینی
منبع: focus
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: