شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: در مغازهام بودم که زوج سالخوردهای همراه دختر جوانی برای خرید طلا نزد من آمدند و خواستند گرانبهاترین حلقههای انگشتری را به آنها نشان دهم. من هم چند نمونه را روی پیشخوان مغازه قرار دادم.
شاکی ادامه داد: آنها پس از دیدن نمونهها، گفتند به عروسی یکی از اقوام دعوت شدهاند و باید هدیهگرانبهایی به عروس و داماد بدهند.
وی افزود: با توجه به سر و وضع مرتبشان، گفتههایشان را باور کردم و چند نمونه از جدیدترین طلاهایم را نشان دادم.
آنها هم پس از مشاهده طلاها، یک حلقه انگشتری انتخاب کردند و در همین موقع، تلفن همراه دختر جوان به صدا درآمد و او با فردی صحبت کرده و گریهکنان، گفتگویش را قطع کرد و از والدینش خواست هر چه زودتر به خانه بازگردند.
مکالمه دروغین
شاکی گفت: وقتی علت را جویا شدم، آنها گفتند یکی از اقوام عروس فوت کرده و باید هر چه زودتر به خانه بروند و روز دیگری برای خرید میآیند.
پس از آنکه مغازه را ترک کردند، در حال جمعآوری حلقههای انگشتری بودم که متوجه شدم، 2 نمونه طلا سرقت شده و به جای آن 2 انگشتر بدلی در پیشخوان است. به همین خاطر بلافاصله از مغازه خارج شدم و به جستجوی آنها پرداختم ولی بینتیجه بود. پس از طرح شکایت این مرد، پروندهای تشکیل و تحقیقات آغاز شد تا اینکه معلوم شد سارقان به کرمانشاه سفر کردهاند.
به این ترتیب، ماموران با نیابت قضایی به کرمانشاه اعزام شدند و با هماهنگی قضایی، ماموران اطلاعات امنیت کرمانشاه به جستجوی سارقان ادامه دادند تا این که چند روز قبل، متهمان فراری را پس از سرقت از طلافروشی در کرمانشاه دستگیر و به اداره پلیس منتقل کردند.
با انتقال متهمان به مرکز پلیس اطلاعات امنیت کرمانشاه، آنها مورد بازجویی قرار گرفتند و راز سرقتهای متعددی را فاش کردند.
اعتراف به سرقتهای خانوادگی
یکی از متهمان به نام مریم در اظهاراتش به پلیس گفت: چندین بار همراه والدینم به اتهام سرقت از طلافروشی دستگیر و روانه زندان شدیم تا این که یک سال قبل از زندان آزاد شدیم و سرقتهایمان را از سر گرفتیم. به این ترتیب پس از شناسایی طلافروشیها در کردستان، تهران، شیراز، کرمانشاه و اصفهان به این شهرها میرفتیم.
متهم ادامه داد: به بهانه این که قصد خرید طلای گرانبها به عنوان هدیه تولد و ازدواج را داریم، صاحبان طلافروشیها را فریب میدادیم و نمونههای گرانبهای حلقههای انگشتری و دستبندهای طلا را انتخاب میکردیم. وی افزود: طبق نقشه دقایقی بعد از انتخاب، تلفن همراه من یا پدرم به صدا درمیآمد و برادرم به دروغ خبر مرگ یکی از اقوام عروس یا داماد را میداد و میخواست هرچه زودتر به خانه بازگردیم.
مغازهدار هم علت حادثه را سوال میکرد و در این لحظات طلاهای بدلی را با طلای واقعی جابهجا و بعد آنها را سرقت میکردیم و در برخی موارد هم والدینم مغازهداران را با صحبت کردن از سمت ویترین دور میکردند و من طلاها را جابهجا میکردم.
با اعتراف این متهم والدین سالخورده وی هم مورد بازجویی قرار گرفتند و به سرقتهای متعدد در5 شهرستان اعتراف کردند.
بنا بر این گزارش، دادیار تیموری رئیس شعبه دوم دادسرای کرمانشاه پرونده سارقان خانوادگی را با عدم صلاحیت رسیدگی به دادسرای استان کردستان ارسال کرد تا تحقیقات تکمیلی از آنها برای افشای دیگر سرقتهایشان صورت گیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم