در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
توکلی شرح میدهد، با گروه فیلمبرداری در بابلسر بودیم. من، آتیلا پسیانی و حسین جامی کنار دریا نشسته بودیم و استراحت میکردیم. من با لباس و عینک کنار دریا نشسته بودم و به دریا نگاه میکردم که ناگهان دیدم یک پسربچه دارد در دریا دست و پا میزند. به حسین گفتم نکند این بچه دارد غرق میشود و ناگهان با لباس پریدم توی آب. زیر آبی رفتم، کرال رفتم، قورباغه رفتم، خلاصه همه شناها را رفتم و بچه را گرفتم و به ساحل آوردم. پسربچه را روی شنها خواباندم و شروع کردم به دادن تنفس مصنوعی که ناگهان پدر پسربچه آمد و به من حمله کرد که آقا چه کار میکنی؟ مگه تو بیکاری؟ بچه من شناگر حرفهای است! خودش غریق نجات است! داری بچهام را خفه میکنی!
توکلی ادامه میدهد: خیلی شرمنده شدم. بیچاره پسر بچه داشته شنا میکرده، من به اشتباه فکر کردم دارد غرق میشود و موقع تنفس مصنوعی داشتم او را خفه میکردم. آتیلا بعد از آن ماجرا همه جا میگوید: غریق نجات فقط رضا توکلی!
این بازیگر یک خبر ناراحت کننده هم میدهد. سگ اصحاب کهف مرده است: در سریال مردان آنجلس سگی که با من بازی میکرد، اول با من غریبه بود و بعد به من عادت کرد. بعد از این سریال او گرفتار غار اصحاب کهف شده بود. این سگ حیوان عجیبی بود. قبل از اینکه بازیگر شود، سگ گله بود و بعد دیگر هرگز به گله نرفت. سالها بعد از اتمام فیلمبرداری به سمت غار میرفت و آنجا مینشست.
آخر سر از آقای میرفخرایی شنیدم که صاحب این سگ که از دستش خسته شده بوده او را کشته است.
این بازیگر شوخ طبع ماجرای دیگری را نیز تعریف میکند: اکنون که با شما صحبت میکنم کمرم را بستهام. مشغول ضبط سریال ستارههای سربی هستیم که قرار است دهه فجر پخش شود. در این سریال قرار است من محسن افشانی را روی دو دستم بگیرم و در کوچه بدوم. زمانی که سناریو را خواندم و قبول کردم فکر میکردم 45 کیلو بیشتر نیست اما وزنش کردیم دیدیم 67 کیلوست! الان کمرم دارد میشکند. وای به لحظهای که بخواهیم صحنه را بگیریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: