در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما که تا چند سال پیش از مسوولان فوتبال حوزه خلیج فارس و کشورهای عربی خرده میگرفتیم حالا آستانه تحملمان پایین آمده و از این حیث رکورددار هستیم. این اتفاق حداقل در یکی، دو سال اخیر در فوتبال ما زیاد رخ داده است. نکته قابل تامل این است که در برخی مواقع حتی مربیانی که تصور میشد ناجی تیم بحرانزده باشند و همان شوکی لقب بگیرند که زیاد از آن صحبت میشود پس از دو، سه بازی ضعیف دوباره عامل ناکامی شناخته میشوند و حتی کنار میروند، این در حالی است که ایجاد تحول در یک تیم به زمان نیاز دارد و در اختیار داشتن این فرصت لازمه عملی کردن وعدههاست، اما نتیجهگرایی و فشردگی رقابت بین تیمها این اجازه را نمیدهد. با این اوصاف فوتبال ایران با اقدامات غیرکارشناسی و بعضا بیرون رفتن گاه و بیگاه مربیان در یک دور باطل گرفتار شده که تنها وقت را تلف میکند، به نظر شما یک مربی برای ایجاد تحول در یک تیم چقدر زمان لازم دارد و مقابل ناکامیهای یک تیم تا چه حد باید صبور بود؟
مربی باید 4 سال فرصت داشته باشد
رسول کربکندی در مورد زمانی که یک مربی باید در اختیار داشته باشد به «جامجم» میگوید: در دنیا به مربی یک دوره چهارساله میدهند تا تیمی را که میخواهد بسازد و مطابق تفکرات خودش پیش ببرد، اما این در صورتی محقق میشود که انتخاب مربی با یک تحقیق و بررسی درست صورت گرفته باشد و بهترین گزینه باشد.
وی با اشاره به تیم ملی خاطرنشان میکند: مثلا در مورد تیم ملی به نظر من بهترین زمان بعد از جام جهانی تا جامجهانی بعدی است، اما در ایران هیچ وقت این 4 سال زمان داده نمیشود چون فشار افکار عمومی، مردم و رسانهها به حدی است که هیچکس تحمل و صبر ندارد.
ما هرگز تحمل شکست نداریم و به همین سبب بازیهای تدارکاتی سخت انجام نمیدهیم یا با تمام بازیکنان اصلی در دیدارهای دوستانه به میدان میرویم و به همین علت پشتوانهسازی نمیشود. این اتفاق در زمان برانکو به اوج خود رسید. در هر بازی آن قدر از دایی و میرزاپور استفاده شد تا حالا هنوز از نداشتن مهاجم و دروازهبان رنج ببریم، الان هم همیشه فقط از رحمتی استفاده میشود چون مربی نمیتواند خطر کند و به دنبال جایگزین مناسب باشد.
پریدن از این شاخه به آن شاخه
کربکندی با اشاره به بهترین انتخاب در زمینه مربی برای یک تیم تصریح کرد: در مورد تیم ملی و افشین قطبی به نظرم آن تحقیق و بررسی لازم صورت نگرفت، از این شاخه به آن شاخه پریدن هم سودی ندارد، با حرفها و قولهای قشنگ نمیتوان به هدف رسید، باید به قطبی فرصت داد. در این زمان در قبال امکاناتی که مربی میگیرد فدراسیون هم به صورت متقابل باید خواستههایی داشته باشد، من در حال حاضر هیچ حرکت رو به جلویی در تیم ملی نمیبینم، برای موفقیت در جام ملتها باید کار اصولی انجام داد، اگر این اتفاق بیفتد میتوانیم تا جام جهانی بعدی تیم را به همین مربی بسپاریم و منتظر باشیم تا دوران گذار طی شود و تیم جدید ما به ثبات و تحول برسد.
در تیمهای پرطرفدار آستانه تحمل پایین است
اما در تیمهای باشگاهی وضعیت به چه صورت است؟ وقتی تیمی از طرفداران بیشتری برخوردار است، میزان حساسیت نسبت به نتیجه و به دنبال آن عملکرد مربی بیشتر میشود، طبیعی است که در چنین شرایطی با یک باخت تیم وارد بحران شود و مدیر برای بقای موقعیت خود چارهای جز ارزیابی عجولانه کارنامه مربی نداشته باشد، پرسپولیس و استقلال بارها از این بابت متضرر شدند و حتی به بهانه وارد شدن شوک مثبت تغییراتی داشتهاند که نتیجه هم نداده است.صمد مرفاوی در استقلال این فصل چند بار تا مرز پایان رفته است، چون تماشاگر تحمل شکست و تساویهای مکرر را ندارد. همین پرسپولیس با وجود این که بر همگان روشن شده بود با کرانچار راه به جایی نمیبرد با آمدن علی دایی و کسب یک تساوی و یک شکست سنگین همواره با تردیدهایی روبهروست. براستی مربیان تیمهای پرطرفدار برای رسیدن به ایدهآلهای موردنظرشان چه باید بکنند، وقتی با یک باخت مورد ارزیابی قرار میگیرند؟
کربکندی با اشاره به شرایط پرسپولیس و علی دایی حضور او را در درازمدت برای سرخپوشان مثبت ارزیابی میکند و میگوید: علی دایی کار سختی را پذیرفته است، در واقع یک مقدار با خوشبینی این کار را قبول کرده، لیکن اگر زمان داشته باشد که در اختیار داشتن آن در تیمی مثل پرسپولیس با طرفدارانش باتوجه به همان صبر و حوصلهای که گفتم وجود ندارد راحت نیست.
مسلما اگر این فرصت را داشته باشد در بلندمدت از پس این تیم برمیآید، درمجموع ایجاد تغییر و تحول در یک تیم باشگاهی از نظر سبک بازی و بازیکن در تیمهایی که طرفدار کمتری دارند راحتتر است چون کمتر زیر ذرهبین هستند و مربی میتواند راههای مختلف مورد نظرش را امتحان کند و سرانجام به نتیجه برسد.
مدیران و حفظ صندلی مدیریت
اما درخصوص این تغییر و تحولات عوامل دیگری هم نقش دارند، در مورد تیمهای باشگاهی، دولتی بودن آنها و موقعیت مدیران در این باشگاهها گاهی سرنوشت مربیان را روی نیمکت تحتتاثیر قرار میدهد، چون با چند نتیجه دور از انتظار مدیران ناچارند برای ارائه توضیحات به مراجع ذیربط آماده باشند و اولین کار برای حفظ صندلی مدیریت، تغییر مربی است تا شاید مربی بعدی برای آن تیم خوشیمن بوده و چند پیروزی کسب کند و آنها را نیز نجات دهد.
مربی، نیامده میرود
محمد پنجعلی در گفتگو با «جامجم» تصریح میکند:متاسفانه در فوتبال ما اصلا فرصت لازم در اختیار مربیان قرار نمیگیرد. بعضی اوقات دیده میشود مربی هنوز نیامده همان هفته دوم، سوم لیگ برکنار میشود. خیلی از مربیان هم تیمشان را خودشان نبستهاند یعنی ابزار اولیه برای کار ندارند، اما سریع بازخواست میشوند و مقصر تمام ناکامیها لقب میگیرند حتی این اتفاق برای قطبی در تیم ملی هم افتاد، بازی دوستانه برای ارزیابی نفرات مورد نظر مربی است، اما ما وقتی در چند بازی تدارکاتی با نتایج ضعیف تیم ملی روبهرو شدیم به عنوان مثال کار او را در تیم ملی تمام شده دانستیم یا همین حالا عدهای با باخت پرسپولیس برابر شاهین کارنامه دایی را ارزیابی و در مورد او زود قضاوت میکنند در حالی که در تمام دنیا این مساله حل شده است و حداقل یک زمان مناسب به مربی میدهند و در پایان آن فرصت، انتظاری دارند که اگر محقق نشود بعد در مورد فرد تصمیم میگیرند. ما جدیدا رکورددار تغییر و تحول در زمینه مربی چه در تیم ملی و چه در تیمهای باشگاهی هستیم.
وی در ادامه میافزاید: مشکل اصلی فوتبال ما خصوصی نبودن آن است، در بسیاری از باشگاهها که به صورت دولتی اداره میشوند، مدیران، مربیان را قربانی ماندن خودشان میکنند. چون باید جوابگو باشند، هزینه هم که از خودشان نبوده نگران شوند، بنابراین شانس خود را با یک مربی دیگر امتحان میکنند.
احساس بر منطق حاکم است
پنجعلی مشکل عمده فوتبال ما را احساسی بودن زیاد آن عنوان میکند و میافزاید: در فوتبال ما از سازمان و فدراسیون گرفته تا مدیران و مربیان و بازیکنان و بالاخره مردم همه احساساتی برخورد میکنند. فوتبال به خاطر همین تفکر در کشور ما افت داشته، تمام تیمهای باشگاهی ما در لیگ قهرمانان آسیا کنار میروند، تیم ملی به تیمهای درجه چندم میبازد، چون فقط همان لحظه را میبینیم و از آیندهنگری خبری نیست تنها راه نجات ما غلبه منطق بر احساسات و پذیرفتن حقایق است.
وقتی هدف تعریف نمیشود
اما آنچه فوتبال ما را با فوتبال دنیا متمایز میکند، تفاوت در هدفهاست. در فوتبال کشورهای صاحب سبک در این رشته ورزشی حتی زمانی که راه پیشرفت را طی میکردند با تعیین اهداف کوتاهمدت و بلندمدت دست به انتخاب میزدند حالا هم وضعیت به همین منوال است. انتظار هواداران هم به اندازه توانایی تیم محبوبشان است، اما در فوتبال ما طرفدار فوتبال حتی حضور در بین 4 تیم برتر جهان را هم دست یافتنی تصور میکند و دوست دارد با وجود باختهای عجیب به تیمهای درجه چندم تیم محبوبش هر غیرممکنی را ممکن کند، این گونه است که گاهی بیآن که بدانیم چه کردهایم و چه حقی داریم، در انتظار معجزه میمانیم.
مدیریت درست، افزایش زمان مربیگری
بیژن ذوالفقارنسب با مقایسه فوتبال ایران و فوتبال جهان در این زمینه به «جامجم» میگوید: در فوتبال دنیا، زمان استانداردی برای کار کردن مربی در یک تیم و متحول کردن آن وجود ندارد. اما طبق یک معادله منطقی، تیمی که مربی خوب خود را میشناسد، با توجه به هدفی که دارد، مدت انتظار برای رسیدن به نتیجه مطلوب را تعیین میکند.وی ادامه میدهد، ببینید در خصوص مربی و مدت زمانی که در یک تیم کار میکند باید بالاتر را دید، هر چقدر مدیریت درست و کماشتباه باشد، طول زمان کار مربی طولانیتر میشود. اما اگر هدفگذاری خوب و دقیق نباشد، متاسفانه دیده میشود که با دو یا سه نتیجه منفی به منطق ضعیف روی آورده میشود و در اولین اقدام مربی تعویض میشود در حالی که ممکن است اشتباه از جای دیگری باشد. البته مورد دیگری را هم باید مورد اشاره قرار داد. در تیمهای پرطرفدار درست یا غلط، حضور تماشاگران و حساسیت آنها موضعگیریهای مدیران را ناشی میشود و تصمیمگیریها را دستخوش خودش میکند که باید با این اتفاقات هم هوشمندانه و باتدبیر روبهرو شد.ذوالفقارنسب معتقد است در کشورهای بزرگ و صاحب سبک در فوتبال با اینکه استاندارد و کانون مشخصی وجود ندارد، معمولا 3 تا 4 سال به مربی زمان میدهند.وی میافزاید: اجازه میدهند مربی کارش را انجام دهد، در مقابل باختهای با علت و قابل توجیه که مربی برای آن دلیل منطقی ارائه میکند، حوصله به خرج میدهند و از مربی میخواهند در بازیهای بعدی معایب را برطرف کند.
پیشگیری بهتر از درمان
آنچه در طول این مدت بر تیم ملی و تیمهای بزرگ ما گذشته، چیزی جز عجله و نداشتن هدف نبوده است. پاسخ به یک پرسش راه را روشن میکند. تیمهای ملی و باشگاهی ما با این رفتوآمدهای کارشناسی نشده به چه چیز تازهای دست یافتهاند؟
اگر قرار بود با تغییر نامها، تمام ضعفهای فوتبال ایران برطرف شود تا حالا شرایط اول شدن در آسیا و دنیا فراهم شده بود. بهتر است به جای برخوردهای عجولانه با باختهای تیمهای باشگاهی و حتی ملی، شرایط تحقیق و بررسی برای انتخاب بهترین گزینه مربیگری را فراهم کنیم تا بتوان به پای بهترین انتخاب ایستاد و فرصت ایجاد تحول را به وجود آورد، همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: