در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این کتاب اتفاقا راحت خوانده میشود. اما کتاب دیگر این نویسنده که امسال منتشر شده و اسمش «کتاب آذر» است این روزها مدام دربارهاش گفته میشود. این کتاب مجموعه داستانهای کوتاه این نویسنده اصفهانی است که به دلیل سابقه و تاثیرگذاریاش یکی از انتخابهای ناگزیر این روزهای کتابخوانها است. مخاطب کتاب اگر حرفهای باشد کمتر ولی اگر خواننده گذری باشد با یک عمل شاق روبهرو است. کتاب را که در دستش میگیرد به جای این که بتواند ماجرا را دنبال کند و حس را دریابد مدام باید حدس بزند و مدام باید با خودش فکر کند این حرف را چه کسی زد؟ اگر الان حرف میزند منظورش چیست؟ خب اگر صبور باشد میتواند ماجرا را دنبال کند. ماجرای خانمی که برای اولین بار در زندگی مشترک تنهایی به سفر رفته است و مرد و فرزندانش تنها ماندهاند. این البته یکی از داستانهای این کتاب است. شاید نویسنده از تمام زواید و حواشی کم کرده است اما این سبب شده تا خواننده را درگیر مسائل جانبی کند. اما کتاب دیگری که شما حتما برای خواندن با سوال و جوابهایی روبهرو میشوید کتاب «چرخدندهها» است. اما جنس این سوال و جوابها باهم فرق میکند. شما کتاب را که باز میکنید انگار صفحه روزنامه را باز کردهاید. خلاصهای از تمام خبرهایی که روز 18 خرداد اتفاق افتاده است را میبینید. شما قرار است با سوال: «آیا اتفاقات جهان همه بر روی هم تاثیر میگذارند؟» روبهرو شوید. این تنها سوالی نیست که با خواندن این کتاب ذهنتان را درگیر میکند. دو مرد به اسم آقای سین و آقای صاد تصادفی همدیگر را در تاکسی میبینند. یکی مردی است منضبط، مقرراتی و به معنای دقیق کلمه یک کارمند. دیگری اما از همه چیز زندگیاش خسته شده است؛ از زن و فرزندش و کارش. او میخواهد همه چیز را رها کند. اهواز یکی از مکانهایی است که بخشی از اتفاقات در آن میافتد. این رمان کوتاه 3 فصل دارد. 3 فصلی که درباره این دو مرد است. در فصل اول با هم ملاقات میکنند آن هم به صورت تصادفی. در فصل دوم با هم تصادف میکنند. در این مدت ما مدام درباره آنها میخوانیم؛ درباره گذشتهشان، درباره فکرهایشان و درباره آرزوهای داشته و نداشتهشان. به همین خاطر چند ماه بعد که آنها بازهم همدیگر را میبینند کاملا برای ما آشنا هستند. در این بین اما اتفاقی که میافتد یعنی تصادف ادامه دارد اما به شکل دیگری. این بار آقای صاد، آقای سین را زیر میگیرد. اما فصل بعد درباره آقای صاد است؛ این که در بزرگراه مدرس چاقو میخورد. در این فصل قرار نیست او را قاتل بدانیم و قرار نیست او به مجازات برسد اما خودش در نهایت به آنچنان خشونتی دست میزند که خواننده را متحیر میکند. کتاب با وجود حجم کم 100 صفحهای از فرصت توصیفهای تاثیرگذار و متعجب کردن خواننده استفاده کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: