نکته سوالبرانگیز اینجاست که چرا مسوولان به جای ورود آنی به قضیه و رفع مشکلات و سوءتفاهمهای موجود که بدجوری افراد را مقابل هم قرار داده است سکوت اختیار کردهاند؟ این در حالی است که بیان ناگفتهها و مسائل پشت پرده وزنهبرداری، اعتبار و حیثیت این رشته را نزد افکار عمومی تا حد زیادی پایین آورده است.
متاسفانه جنگ قدرت برای رسیدن به منافع فردی ، وزنهبرداری ایران را طی این 4 سال در سراشیبی سقوط قرار داده و جای سوال است که مسوولان ارشد ورزش به جای حل و فصل اساسی موضوع، با انتخابهای اشتباه در این رشته و پنهان شدن پشت نامهایی که سرمایه وزنهبرداری به حساب آمده و نباید اعتبار و پیشینهشان در جنگ قدرت موجود مخدوش شود شرایط ملتهب موجود را حفظ کردهاند تا در چنین اوضاع و احوالی، بازنده صرف، وزنهبرداری ایران باشد و بس!
دوپینگ نه یکی و نه دوتا، بلکه 5 وزنهبردار ایران در سال 2009 و اتصال پرونده این پدیده شوم به پرونده دوپینگ قبلی در سال 2005، آسمان وزنهبرداری ایران را کاملا تیره و تار ساخته است. با این اوصاف چه بخواهیم و چه نخواهیم با جنگ قدرت داخلی و دامن زدن به آتش اختلافات در این رشته، آب به آسیاب بدخواهانی ریختهایم که نمیخواهند موفقیت وزنهبرداری ایران را در رقابتهای جهانی و المپیک ببینند.
نمیخواهیم وارد این مقوله شویم که اصولا امید ناییج و سعید علی حسینی قربانی توطئهای سیاه شدهاند، اما بیشک مافیای وزنهبرداری در جهان چیزی نیست که کسی از آن بیخبر باشد. مافیایی که پشت پرده وارد بده و بستان میشود، شرایطی را بر کشورها تحمیل میکند که مقابله با آن، متضمن راهبردی درست و از موضع قدرت است. خوب به یاد دارم که چند سال پیش و در حاشیه رقابت باشگاههای آسیا در تایلند با رئیس فدراسیون وزنهبرداری قطر همصحبت شدم و وی عنوان کرد فدراسیون جهانی وزنهبرداری مدام و با بهانههای مختلف تلاش دارد آنان را سرکیسه کند.
آن هم در شرایطی که در سالهای اولیه قرن 21، قطر برای آنکه در وزنهبرداری جایگاهی دست و پا کند، چند وزنهبردار بلغاری را با اعطای تابعیت به استخدام درآورد تا با حضور آنها، روی مدال این رشته نیز در بازیهای آسیایی 2006 قطر حساب باز کند. با این حال این معادله برای قطریها چندان نیز ارزان تمام نشد، چرا که آنها مجبور شدند به دفعات سبیل مقامهای فدراسیون جهانی و ماموران آژانس مبارزه با دوپینگ را با دلارهای خود چرب کنند و تازه هیچ ضمانتی هم به این نبود مسوولان زیر قولشان نزنند.
رئیس قطری که از شیوخ این کشور به حساب میآمد، تلاش داشت علاوه بر رسیدن به ریاست کنفدراسیون آسیا، در تشکیلاتIWF نیز برای خود موقعیتی به دست آورد تا بیش از این در مقابل زیادهخواهیهای مافیای وزنهبرداری، دست و پا بسته نباشد. او صریحا به این نکته اشاره داشت که شب قبل از مسابقات جهانی، اعضای این شبکه به سراغ وی رفته و او را تهدید کردهاند که اگر فلان مبلغ را دوباره پرداخت نکند، نام وزنهبردارشان جزو دوپینگیها قرار خواهد گرفت و...
بیشک این مافیای مخوف بیکار نیست و همچنان در تلاش است با اعمال و رفتارهای غیر متعارف خود، صاحب پولهای کلانی شود. جریمههای 500 هزار دلاری کشورها به منظور رفع تعلیق و مسائلی از این دست، سودهای سرشاری برای مسوولان فدراسیون جهانی درپی خواهد داشت.
بگذریم از اینکه آنان با زد و بندهای پنهان شرایطی را فراهم میآورند تا وزنهبردار سنگینوزن کشور میزبان در مسابقات جهانی در سال 2009، صاحب مدال طلای این دسته شود. نکتهای که سعید علیحسینی، جوان اردبیلی و قربانی شده این فعل و انفعالات نامتعارف نیز بصراحت به آن اشاره کرده است.
بیشک باید جلوی مافیای وزنهبرداری ایستاد و به آنان اجازه نداد که مطامع پلید خود را در این رشته پیش ببرند. آنچه مسلم است حتی به قیمت اینکه حضور در مسابقات را برای یک یا دو سال از دست بدهیم، بهتر از این است که از اصول راستین قهرمانی چشمپوشی کنیم و به این مافیا باج بدهیم.
حجتالله اکبرآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم