در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته خیلی نمیتوان این انگشت اتهام را به سوی همه آثار طنز برد اما متاسفانه غالبا چنین است. اخیرا بر پرده سینماها، اثری در حال اکران است به نام «تردست»؛ اثری طنز که شاید از نقاط ضعف این روزهای سینمای کشور است؛ فیلمی مبهم با داستانی بدون پتانسیل محتوایی. در این فیلم ناهمگونی موضوعی از همان ابتدا کاملا مشهود است. ناهمگونیای که با شروعی کاملا انفعالی در داستان، بستر مخدوش شدن داستان در ماجراهای گوناگون میگردد. در این فیلم، داستان هیچگاه سمت و سوی مشخصی به خود نمیگیرد و قصه بهنوعی در کل فیلم رها گشته. «تردست» با چنین اتفاقی نامیمون آغاز میگردد. چنین برمیآید، فیلم در بین راه، دیگر تاب ادامه را ندارد و از همین روی است که در میانه فیلم، مجددا سیر قصه تغییر پیدا کرده و با معرفی شخصیتهای حاشیهای و بخصوص عدول از روند واقعی طنز، شرایط دیگری را به خود میگیرد. در هر پلان بیننده شاهد آدمها، شخصیتها و حتی داستان جدید است. «تردست» اگر با همان قصه و یا بهتر بگوییم، روند ابتدایی، ادامه مییافت، هیچگاه دچار سردرگمی و نوسان نمیشد. به همین دلیل است که معرفی شخصیتها در این فیلم با دشواری همراه است و هیچگاه داستان قادر نبوده تا شخصیتهای محوری خود را در طول داستان پرورش دهد. تنها بازیگران مطرحی نظیر گوهر خیراندیش، بهزاد فراهانی، شهرام حقیقتدوست و ... توانستهاند کمک شایانی به ادامه حرکت این فیلم بنمایند. محمدعلی سجادی در مقام کارگردان این اثر که قطعا توقع از او بیش از این بود، نتوانسته هدایت صحیحی را در طول ماجرا بنماید.
گرچه از نظر هنری و بویژه ساختاری توانسته خلاقیتهای بصری را به نمایش بگذارد. سجادی در این فیلم آنچه معطوف به بازیگران سرشناس شده که گویی قصه را رها کرده، شاید تکرار مبحث قصه در این نقد، کمی تکراری به نظر آید ولی واقعیت آن است که همهچیز در یک فیلم به عنصر موضوعی و قصه بازمیگردد، که متاسفانه «تردست» از این فضا به دور است. سیروس ابراهیمزاده و امیر جعفری که دو شخصیت مکمل در این فیلم هستند توانستهاند فضاهای خالی را پر نمایند اما هیچگاه مشخص نمیشود نیوشا ضیغمی چه کمکی به رسیدن نهایی ماجراها دارد. تردست با چنین ضعفی هیچگاه نتوانسته به جایگاه مثبتی دسترسی پیدا کند. همه عوامل آماده، همه امکانات مهیا اما ناتوانی پردازش دراماتیکی بزرگترین ضربه را به آن زده است.
به هر حال این اتفاق فقط مربوط به «تردست» و چند فیلم همسان نیست، بلکه رنجی است که در سینمای امروز ایران مشهود است. کسی مخالف ژانر طنز نیست ولی فراموش نکنیم جایگاه طنز واقعی کجاست؟ آنچه امروز در حوزه سینمای طنز وجود دارد در چه جایگاهی قرار گرفته است؟
سیدعلی موسوی تاکامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: