در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازهم یک بام و چند هوا
فیلم «تسویه حساب» ساخته تهمینه میلانی بعد از چند سال هفته گذشته رفع توقیف شد و به بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر هم راه یافت.
«تسویه حساب» فیلمی کمدی است که در دوره قبل معاونت سینمایی در ردیف فیلمهای مبتذل قرار گرفت که نمایش آنها باعث پایین آمدن شأن سینمای ایران میشد.
این فیلم را میلانی بعد از موفقیت مالی فیلم «آتشبس» ساخت. فروش میلیاردی «آتشبس» میلانی را وسوسه کرد که به ساخت فیلمهای کمدی ادامه دهد.
در تسویه حساب اکبر عبدی نقش اصلی را بازی میکند. او مرد زورگویی است که چند زن تصمیم میگیرند بدجوری از او انتقام بگیرند... رفع توقیف تسویه حساب مثل رفع ممنوعیت نمایش همه فیلمهایی که در چند ماه اخیر صورت گرفت اتفاق خوبی است، اما یک پرسش را بیشتر از هر زمان دیگر مطرح میکند و آن این است که ممیزی در سینمای ایران و کلا در امور فرهنگی و هنری در کشور ما چگونه است؟ مگر در چند ماه گذشته چه اتفاقی افتاده است که فیلم مغضوبی مانند «تسویه حساب» که میلانی از نمایش عمومی آن کاملا ناامید شده بود، چنان بر مذاق مدیران فعلی سینما خوش میآید که آن را حتی در جشنواره نیز به نمایش میگذارند. جشنوارهای که فیلمهای آن را نماینده سینمای ایران میدانند و آیینهای که کل سینمای سال آینده را میتوان در آن دید.
و سوال دیگر اینکه چرا یکی پیدا نمیشود حد و مرز سینمای ابتذال را در سینمای ایران مشخص کند تا مردم و فیلمسازان دیگر با این واژه و اصطلاح مشکلی نداشته باشند و بدانند تا کجا باید پیش بروند تا پا روی فرش ابتذال نگذارند؟
رفع توقیفهای چند ماهه اخیر نشان داد که چقدر برنامهریزی برای سینمای ایران که مهمترین سرگرمی و پرمخاطبترین هنر در ایران است، روزمره است و این نشان میدهد فیلمسازان ایرانی با ساخت هر فیلم چه ریسک بزرگی میکنند.
در میان فیلمهای جشنواره نام فیلم «سن پترزبورگ» ساخته بهروز افخمی دیده نمیشود. گویا برای این فیلم هم در محدوده ممیزی مشکلاتی به وجود آمده است، همانگونه که انگار این مشکل برای فیلم «پوپک و مش ماشاءالله» به کارگردانی فرزاد موتمن نیز به وجود آمده است...
سال کارگردانان مشترک
تاکنون کارگردانی مشترک در سینمای کشور ما مثل بقیه کشورها چندان رایج نبوده. در سینمای جهان برادران کوئن بیشتر از بقیه به صورت مشترک فیلمهای مطرح و بینالمللی ساختهاند که آخرین فیلم آنها «جایی برای پیرمردها نیست» در کل دنیا مطرح شد و جوایز زیادی گرفت. در ایران هم کیوان علیمحمدی و امید بنکدار چند سالی است با هم فیلم مستند و داستانی میسازند که فیلمهای «شبانه» و «شبانه روز» آنها برای نمایش در سینماها مقابل دوربین رفته است، اما امسال در جشنواره فیلم فجر چند فیلم است که دو کارگردان آنها را ساختهاند؛ طهران تهران(داریوش مهرجویی، مهدی کرمپور)، نفوذی (احمد کاوری، مهدی فیوضی) و راز دشت تارزان (هاتف علیمردانی، محمد لطفعلی.)
این فیلمها نشان میدهد که قرار است بازار فیلمهایی با کارگردانی مشترک در کشور ما داغ شود.
به نتیجه رسیدن تولیدات آفریده
مرکز سینمای مستند و تجربی در تعریف کلاسیک خود باید محلی باشد برای حمایت و ساخت فیلمهای تجربی از سوی کارگردانانی که سینما را از طریق ساخت فیلم کوتاه و تجربی فراگرفتهاند و به نوعی به سینمای مستقل اعتقاد دارند. سینمایی که معمولا حرفی ویژه برای مخاطبان خود دارد و یک گام فراتر از داستانهای عامهپسند برمیدارد.
چند سالی است مرکز سینمای تجربی و مستند روی تولید فیلمهای بلند سینمایی متمرکز شده است. البته با نگاهی به فیلمهای تولیدی این مرکز میتوان به این محصولات، نام سینمای مستقل داد.
از این فیلمها میتوان به فیلم «پابرهنه در بهشت» اشاره کرد که چند سال پیش بهرام توکلی آن را کارگردانی کرد؛ کارگردان جوانی که امسال با فیلم «پرسه در مه» در جشنواره حضور دارد. این فیلم را جواد نوروزبیگی برای مرکز سینمای مستند و تجربی تهیه کرده است.
این مرکز امسال با 10 فیلم در جشنواره فیلم فجر حضور چشمگیری دارد. این فیلمها در زمانی که محمد آفریده رئیس مرکز بود، ساخته شدهاند. این فیلمها عبارتند از: بیداری رویاها (محمدعلی آهنگر)، پرسه در مه (بهرام توکلی)، برخورد خیلی نزدیک (اسماعیل میهندوست)، خانواده ارنست (محسن دامادی)، دیگری (مهدی رحمانی)، سفر مرگ (حسن آقاکریمی)، گنج روان (امین اصلانی)، لطفا مزاحم نشوید (محسن عبدالوهاب)، مرا ببخش (مهدی نادری) و نزدیکتر از آشنا (رضا سرکانیان.)
پرویز سعیدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: