گفتگو با فرهاد اصلانی ، بازیگر سریال‌های گاوصندوق و آشپزباشی

لذت ‌بازیگری ‌در ‌میانسالی

با این‌که مدت‌ها بود فرهاد اصلانی را در تلویزیون ندیده بودیم، اما امسال این فرصت فراهم شد تا در 2 سریال «گاوصندوق» و «آشپزباشی» او را در 2 نقش طنز ببینیم و همین خود فرصت مناسبی است تا با مقایسه اینها به توانایی او در بازیگری پی ببریم.
کد خبر: ۳۰۸۶۰۹

وی بازی در تئاتر را سال 1357 همزمان با تحصیل و همچنین بازی در نمایش‌های رادیویی را از سال 1371 آغاز کرد. اولین بار در نقش جوان میوه‌فروش مجموعه تلویزیونی همسایه‌ها که سال 1372 و به‌ مناسبت ماه مبارک رمضان از تلویزیون پخش می‌شد ، نظرها را به خود جلب کرد و سپس حضور در جلوی دوربین را سال 1373 با فیلم روسری آبی رخشان بنی‌اعتماد تجربه کرد.

اصلانی خیلی اهل گفتگو و مصاحبه با مطبوعات نیست، اما وقتی از طرف روزنامه «جام‌جم» به او زنگ زدم با کمال میل این گفتگو را پذیرفت، اما آن را به 2 هفته بعد موکول کرد و قول داد در این مدت با هیچ نشریه‌ای مصاحبه نکند. او به قول خود وفا کرد و این مصاحبه نتیجه گفتگوی ما با فرهاد اصلانی است.

در انتخاب نقش غیر از متن، چه معیارهای دیگری را در نظر می‌گیرید؟

خود نقش که برای من یک اتفاق و تجربه تازه باشد و بتواند لذت بازیگری را به من بچشاند؛ چون برای من در این سن هیچ چیز به‌اندازه لذت بازی کردن شگفت‌انگیز و جذاب نیست.

یعنی لذت بازیگری در این سن سراغ بازیگر می‌آید؟

نه این‌که در سنین پایین‌تر نباشد، اما بازیگر وقتی تازه وارد این کار می‌شود خیلی حق انتخاب نقش ندارد و بیشتر در حال تجربه اندوزی و دستیابی به موقعیت حرفه‌ای است، اما وقتی این مراحل را پشت‌سر می‌گذارد دیگر این لذت بازی کردن است که به او انگیزه می‌دهد.

چرا بازی در گاوصندوق برایتان لذت بخش بود؟

هم به دلیل خود قصه که درباره میراث ملی و فرهنگی ما سخن می‌گفت و در نهایت این میراث به دست اهلش می‌افتاد و هم شخصیت‌پردازی‌های آن که یک بعدی نبودو اکثرا دارای ابعاد چندوجهی بودند که باعث جذابیت آن می‌شد. در کل متن از پیچیدگی خوبی برخوردار بود و قصه پر تعلیقی داشت که همه اینها بازی در آن را لذت بخش می‌کرد و البته کار کردن با خود مازیار میری برای سومین بار. اولین کاری که میری در زمینه کارگردانی انجام داد فیلم کوتاهی به نام رابین هود بود که من برایش بازی کردم. همچنین با مصطفی عزیزی در راه بی‌پایان همکاری خوشایندی داشتم. او یک تهیه‌کننده فرهنگی و اهل هنر است که کار کردن با وی لذت بخش است. در عین حال حضور پررنگ بچه‌های با سابقه تئاتر در این سریال که این اتفاق خوشایندی بود و امیدوارم تلویزیون از بازیگران تئاتر در ساخت سریال‌های تلویزیونی بیشتر استفاده کند.

پس بازیگران دیگر هم در این مقوله موثرند، مثلا حضور پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا در آشپزباشی برای شما انگیزه بیشتری برای قبول یک نقش در سریال ایجاد می‌کند؟

قطعا همین‌طور است بویژه این‌که من تجربه همبازی شدن با پرستویی را قبلا داشتم. حضور پرستویی در یک فیلم یا سریال حکم ستون را برای خیمه دارد و بازیگر در کنار او احساس امنیت می‌کند.

در گاوصندوق از همان ابتدا قرار بود نقش جلوه را بازی کنید؟

اولش نقش‌های دیگری هم مطرح بود، ولی چون من در آشپزباشی مشغول بودم بیشتر بر آن تمرکز داشتم و چون بچه‌های گاوصندوق از دوستان من بودند خواستم به کمک آنها بیایم و یک خلا‡ از کار را پر کنم. به هر حال مشکل گریم هم برای حضور همزمان در این دوکار وجود نداشت اما همیشه همه چیز مطابق میل ما پیش نمی‌رود. در سریال گاو صندوق با 2 مشکل عمده مواجه شدم. یکی از دست‌دادن برادرزاده‌ام در سانحه هواپیمایی مسیر تهران ارمنستان که بشدت باعث آشفتگی من شد، همچنین همزمانی ساخت گاوصندوق با انتخابات و مسائل پس از آن ‌که به هر حال فضای ملتهب جامعه روی کار ما نیز تاثیر می‌گذاشت. علاوه بر اینها قرار بود سریال شش‌هفت ماهه ساخته شود که استرس کار را بیشتر می‌کرد. به نظر من تصویربرداری این سریال حداقل به یک سال زمان نیاز داشت. درضمن این اولین تجربه میری در تلویزیون بود و سعی می‌کرد محتاط‌تر پیش برود و مجموعه این عوامل موجب شد تا تجربه دشواری را در گاوصندوق از سر بگذرانم.

این فضای ملتهب جامعه برای شمای بازیگر یا کارگردان، این نگرانی را ایجاد نمی‌کرد که با توجه به شرایط عمومی جامعه سریال آن طور که باید و شاید دیده نشود؟

من در پاسخ به پرسش شما نقل قولی از آقای هنرمند می‌آورم که می‌گفت وظیفه ما این است در هر شرایطی کار خودمان را درست انجام دهیم، چون ما به خانه‌های مردم می‌رویم و مخاطبان انتظار دارند از ما کار خوبی ببینند. اما من به رویکرد صداوسیما به سریال‌سازی هم نقد دارم.

خب نقد خود را بگویید.

ببینید به هر حال تلویزیون موظف است برای مخاطبانش مدام سریال تولید کند، اما باید ببینیم که نقش و جایگاه واقعی آن نسبت با این مساله کجاست. تلویزیون، هم نقش حمایتی دارد و هم نظارتی، اما گاهیآنقدر نقش‌ نظارتی سنگین شده که گاهی موجب می‌شود نقش حمایتی را فراموش کند. الان نگاه به سریال سازی به گونه‌ای است که نقش تهیه‌کننده را در حد یک واسطه تنزل داده است و بازیگران هم صرفا مجری کارند و به نوعی خودش وظایف تهیه‌کننده و کارگردان را به‌عهده گرفته است. ما چندین سال است که برای تلویزیون کار می‌کنیم و چگونگی و محدودیت‌های کار را می‌شناسیم و بر ضد منافع ملی و مذهبی هم کار نمی‌کنیم. فیلمنامه‌ای که قرار است ساخته شود مراحل قانونی نظارتی را طی کرده و ممیزی‌های لازم روی آن انجام شده است و از کسانی هم استفاده شده که مشکلی ندارند و قبلا امتحان خود را پس داده‌اند و حدوحدود متعارف را می‌دانند، اما وقتی سریال به پخش می‌رسد، بار دیگر باید فرآیند نظارتی را طی کند.

در مورد خود شخصیت جلوه چی؟

این شخصیت که من بازی کردم به نظر آدم رانتخواری می‌آید که نزول خواری هم می‌کند و این کارها را در لوای یک چهره مذهبی انجام می‌دهد. در واقع جلوه به تظاهر رفتار ‌کرده و از باور‌های مذهبی مردم سوءاستفاده می‌کند با استفاده از برخی لوازم و رفتارها مثل تسبیح دست گرفتن و به کار بردن کلمات عربی که همه اینها حذف شد. یک فیلمساز باید جامعه خود را آسیب‌شناسی کند و مرز حق و باطل را نشان دهد.

بازیگر وقتی تازه وارد این کار می‌شود خیلی حق انتخاب نقش ندارد اما وقتی تجربه کافی کسب کرد لذت بازیکردن است که به او انگیزه می‌دهد

دست فیلمساز و بازیگر باید باز باشد که بتواند به نقد سالم بپردازد و به مخاطب هشدار دهد که ظاهر یک انسان نمی‌تواند معیار باشد و عملکرد او مهم‌تر است. من برخی مدیران تلویزیون را می‌شناسم و با آنها کار کرده‌ام که انسان‌های فرهنگی و اهل هنری هستند، مثل آقای فرجی و میرمیران که تعامل خوبی با هنرمندان داشتند.

به نظر من تلویزیون عرصه کاری هنرمندان است و نمی‌شود آنها را غریبه محسوب کرد و نگاه یکسویه داشت. من به عنوان بازیگر عاشق مملکتم هستم و مذهبم را دوست دارم و تلویزیون باید امثال ما و مردم را از خود بداند. به نظر من نباید با نگاه تنگ‌نظرانه به این مباحث ورود کرد و من به این علت «جام‌جم» را برای مصاحبه انتخاب کردم که بتوانم حرف‌هایم را با مدیران تلویزیون به شکل صمیمانه و صادقانه در میان بگذارم.

با توجه به نقش اصلی شما، آیا در معرفی این شخصیت به مخاطب نیز خدشه جدی وارد شد؟

خب بسیاری از ریزه‌کاری‌هایی که من در پرداخت نقش روی آن کار کردم و به هر حال زحمات یک بازیگر با اقدامی سلیقه‌ای و بدبینانه نباید به باد می‌رود. در ضمن ادامه این روند به بی‌اعتمادی هنرمندان و مدیران تلویزیون منجر خواهد شد و در دراز مدت نتایج سوئی خواهد داشت؛ مثلا در مختارنامه تعامل و همکاری میان هنرمندان و مدیران تلویزیون در نهایت تفاهم و همدلی است و ثابت کرد که تعامل سازنده چقدر در موفقیت یک اثر تلویزیونی تاثیر می‌گذارد.

شما همزمان در آشپز باشی هم یک نقش طنز را بازی می‌کردید که با نقش‌تان در گاوصندوق به لحاظ شخصیت‌پردازی کاملا متفاوت بود. این باعث تداخل حسی نمی‌شد.

نه چندان، چون من وقتی که به سریال گاو صندوق ملحق شدم برای نزدیک به 2 ماه در آشپزباشی کاری نداشتم و قرار بر این بود که بازی‌های من در گاوصندوق فشرده و بدون وقفه فیلمبرداری شود؛ البته حضور همزمان در 2 کار بدون اشکال نخواهد بود و من در برخی سکانس‌ها از اجرای خود ناراضی هستم.

در آشپز باشی چطور به لهجه همدانی رسیدید؟

یک عامل به خود فیلمنامه و ساختار قصه برمی‌گشت و دوم از طریق گفتگوهایی که با آقای هنرمند داشتم به این نتیجه رسیدیم که گویش شخصیت داستان همدانی باشد، چون وجود این لهجه راه را برای ما در ارائه این نفش روشن تر می‌کرد.

آن‌وقت شما با لهجه همدانی آشنا بودید؟

نه رفتم و تحقیق کردم. برای همین کار به همدان رفتم و صدا ضبط کردم و با مردم آنجا صحبت کردم و از طریق تمرین و ممارست به این لهجه رسیدم. یکی از امتیازات هنرمند این است که برای بازی پیشنهادهای زیادی دارد و این به بازیگر کمک می‌کند تا بهتر به نقش نزدیک شود. در واقع او توانایی و استعداد بازیگرانش را کشف می‌کند.

کمتر از شما بازی در نقش طنز دیدیم چه شد که این نقش را پذیرفتید؟

همیشه دوست داشتم بازی در نقش کمدی را تجربه کنم و امیدوارم در آشپزباشی موفق شده باشم این کار را بدرستی انجام دهم؛ البته همواره نسبت به ایفای نقش طنز حساس بودم تا به هجو و لودگی نزدیک نشود ولی وقتی دیدم هنرمند کارگردان آن است خیالم از این بابت راحت شد و نقش را پذیرفتم چون می‌دانستم هنرمند امانتدار خوبی است.

شما در مدیوم‌های سه گانه تئاتر، سینما و تلویزیون تجربه بازیگری داشتید ولی به نظر بیشتر در تلویزیون دیده شدید.

نمی‌دانم شاید این نظر شما باشد، ولی من در هر حوزه‌ای که مسوولیتی را به عهده گرفتم سعی کردم با تمام توان و ظرفیتم کار کنم. شاید دیده شدن من در تلویزیون به خاطر کثرت مخاطب و میزان تاثیرگذار بودن آن است.

بیشتر شخصیت‌هایی که بازی کردید مثل جلوه در گاوصندوق نقش منفی بوده است، اساسا مثبت یا منفی بودن نقش برایتان مهم است؟

ببینید من اساسا نمی‌فهمم منفی مطلق یا مثبت مطلق چیست و خیلی با دو قطبی و سیاه و سفید کردن نقش‌ها موافق نیستم. حتی اگر یک نقش بظاهر منفی به من پیشنهاد شود من یک نکته مثبت به آن اضافه خواهم کرد، مثل شخصیتی که در سریال «خانه‌ای در تاریکی» داشتم که در عین منفی بودن رابطه خوبی با مادرش داشت، در گاوصندوق هم اگر جلوه آدم خلافکاری است، اما رابطه قشنگی با دخترش دارد.

و حرف پایانی؟

این‌که از کار کردن با هر 2 کارگردان میری و هنرمند و تمام عوامل زحمتکش راضی‌ام و از خداوند آرزوی امانتداری برای دست‌اندرکاران پخش در تلویزیون را دارم و امیدوارم مدیران فرهنگی تعامل بیشتری با هنرمندان داشته باشند، چرا که آنها از طریق نظرسنجی می‌توانند نظرات مردم را بی‌واسطه دریافت کنند و بازتاب دهند، البته ما که هنرمند نیستیم.

سید رضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها