در مرحله اول روند بیولوژیکی باستانی به صورت تصادفی در زندگی روزانه انسان جریان داشته است در مرحله بعد آغاز این مرحله به حدود قرن 17 میلادی مربوط میشود. آزمایشات تجربی دانشمندان بر اساس روندهایی قدیمی در این مرحله شروع شد و در واقع بیوتکنولوژی در این مرحله تاسیس شد.
در مرحله جدید و مدرن، از میکروبها برای راهاندازی صنایع عظیم استفاده کردند و با پیشرفت بیشتر تکنیکهایی مانند نوترکیبیDNA و کشت سلولی امروزه این اقدامات بنام فناوری زیستی مدرن نامیده میشود. این فناوری چیزی نیست جز کاربرد مهندسی ژنتیک یا دست ورزی ژنتیکی و در واقع روشهایی است که بوسیله آنها میتوان ژنها و یا بخشی از ژنها را از جایگاه اصلی خود در یک موجود زنده جدا و آن را پس از تغییر و یا بدون تغییر به دیگر موجودات زنده و یا به محل دیگری در سلول میزبان اصلی منتقل کرد تا خصوصیت مورد نظر در سلول میزبان ایجاد شود. چنین موجود دستورزی شده ژنتیکی را موجود تراریخته یا GMO/LMO مینامند.
در حقیقت فناوری زیستی مدرن عبارت است از بکارگیری سازوارههای دستورزی شده ژنتیکی چه تک سلولی و یا پر سلولی، تولید و کشت موجودات تک سلولی، تولید یاختههای موجودات زنده و یا تولید فرآوردههای موجودات زنده از طریق فرمانتاسیون برای تهیه غذا، دارو، کودهای بیولوژیک و یا مواد اولیه صنعتی .
بیتردید روز به روز بر تعداد محصولات فناوری زیستی از جمله محصولات غذایی منابع انرژی مواد شیمیایی خاص و مواد خام اضافه شده و افراد مختلف جامعه از آن بهره میبرند.
انتقال و کاربرد فناوری زیستی مدرن و محصولات آن دو مساله اساسی هستند که بر روی اقتصاد کشورهای توسعه یافته تاثیر عمیقی گذاشته است و صنعت فناوری زیستی باید به صورت ابزاری در جهت برآورده کردن انتظارات تمام مردم جهان در آید نه اینکه فقط در دسترس کشورهای توسعه یافته باشد.
همانند هر تکنیکی کاربرد این فناوری نیز بدون مشکل و عوارض جانبی نیست. یکی از مشکلات عدم برخورداری کامل کشورهای در حال توسعه از علم فناوری زیستی مدرن و محصولات آن (بیوتکنولوژی مدرن) است به طوری که اغلب تحقیقات و بررسیهای این علم در کشورهای صنعتی انجام گرفته و تنها محصولات آنها در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار میگیرد.
کاربرد و منافع فناوری زیستی مدرن
یکی از مسائل مورد بحث در محیط زیست کاربرد فناوری زیستی مدرن و محصولات آن است. در دهه گذشته کاربرد محصولات سازوارههای دستورزی شده ژنتیکی از رونق بیشتری برخوردار بوده است و همچنین مصرف آنها روز به روز افزایش یافته است. دو شاخه جهانی پر قدرت یعنی تجارت آزاد و سازمان حفاظت محیط زیست مانع توسعه تجارت آزاد جهانی میشود؟ یا اینکه آنها میتوانند همدیگر را کامل کنند و شرایط تجارت بیشتر همراه با محیطی با کیفیت زیستی بالاتری را ایجاد کنند؟ پاسخ این سوالات مبتنی بر ماهیت سیاستگذاری در محیط زیست و در زمینه بازرگانی در کشورهاست.
ایمنی زیستی
ایمنی زیستی دستورالعملهایی است که برای محافظت شخص و یا محیط زیست از آسیبها یا مخاطرات احتمالی سازوارههای دست ورزی شده ژنتیکی بکار گرفته میشوند و در واقع دستورالعملهای ضروری برای حفاظت محیط زیست و تنوع زیستی از اثرات زیانبار احتمالی موجودات زنده دست ورزی شده ژنتیکی )GMO/LMO( که در محیط به طور خواسته و یا ناخواسته رهاسازی میشوند. دستورالعملهای ایمنی زیستی بسیار متنوع بوده و طیف شمول آن عرصههای مختلف علمی و فنی را در برمیگیرد.
از آنجایی که تجارت و توسعه محیط زیست برای ایجاد حداکثر آسایش و رفاه هر منطقهای مورد نیازند در نتیجه میتوانند با تقویت یکدیگر و رعایت قوانین ایمنی زیستی شرایط بهتری در جامعه ایجاد کرده و باعث افزایش رفاه عمومی شوند. ولی واقعیت این است که قوانین کاملی جهت تجارت آزاد وجود ندارد و نه سیاست مناسبی برای حفاظت از محیط زیست است در نتیجه راههای این دو منشعب شده و سیاستهایشان کارهایشان را محدود تر میسازد.
صنعت فناوری زیستی باید به صورت ابزاری در جهت برآورده کردن انتظارات تمام مردم جهان در آید نه اینکه فقط در دسترس کشورهای توسعه یافته باشد
تجارت آزاد با توسعه محصولات دستورزی شده ژنتیکی زمینه خطرات زیست محیطی را فراهم میسازد. تاثیر تخریبی شرکتهای بزرگ چند ملیتی بر روی محیط زیست به مراتب بیشتر از صنعت است. پروسههای تولیدی آنها به طور اجتنابناپذیری پوشش سبز طبیعی را تغییر میدهد. کاربرد کودها و آفتکشها تکنیکهای آبیاری و پایداری مواد دفعی در محیط، همه و همه منجر به نابودی گونههای بومی و فلور نرمال و جانوران آن اقلیم میشود.
کشاورزی صنعتی به طرز وسیعی کیفیت آب آشامیدنی محیط زیست حیوانات وحشی و فرسایش خاک را تحت تاثیر قرار میدهد. آیا تجارت آزاد و سیاستهای ایمنی زیستی محیط زیست قادرند با انتشار سیاست مشترک موقعیتهای محیطی را بهبودی بخشند؟
تاکنون حداقل 64 گونه مهم گیاهان نوترکیب که از نظر اقتصادی اهمیت خاص دارند با دستورزی ژنتیکی تولید شدهاند. مهمترین آنها شامل ذرت، سویا، کتان، گوجهفرنگی، سیب زمینی، گل اطلسی، دانه روغن، کلم، برنج، گندم، چغندر، جو، باقلای بنگالی، کلم پیچ و تنباکو هستند.
در طی 12 سال گذشته مطالعات زیادی بر روی انتقال ژن از طریق گرده افشانی انجام گرفته است. فاکتورهای متعدد موثر در این رابطه عبارتند از گستردگی جغرافیایی محیط زیست مورد بررسی، پتانسیل گونههای پذیرنده هاگ حاوی ترانس ژن، زمان گل دهی هماهنگ گونهها، سازگاری جنسی بین گونهها، قابلیت گرده افشانی در فواصل مختلف برخی از حشرات در عمل گرده افشانی موثرند و از این طریق باعث جریان ژنی میشوند.
گستردگی جغرافیای محیط زیست
جهت تعیین تاثیر یک ژن خاص بر روی گونههای وحشی یک اقلیم باید در مورد عوامل موثر بر روی دینامیک گونههای بومی آن منطقه اطلاعات کافی داشته باشیم. به عنوان مثال چنانچه یک ژن مقاوم به ویروس انتقال یابد باید بدانیم این عفونت ویروسی چه وسعتی از جمعیت یک ناحیه را در برمیگیرد و تاثیر آن به چه صورتی میباشد. البته کسب این اطلاعات و ارزیابی تغییرات ژنی کار دشواری است.
پتانسیل گونههای پذیرنده: در بررسیهای که بر روی موقعیت ژنومیک ترانس ژن انجام گرفته به این نتیجه رسیدهاند که سرعت الحاق یک ژن در گونه پذیرنده بستگی به موقعیت کروموزومی ترانس ژن دارد که در هسته و یا در سیتو پلاسم باشد. همینطور باید اطلاعاتی در مورد بیولوژی گونه میزان حاصلخیزی هیبریدهای حاصل، سهولت ورود ترانس گژن به گونههای پذیرنده، نوع تکثیر ارگانیسم پذیرنده (رویشی یا تخمگذار) و میزان بقاء آن (سالانه یا ماندگار) داشته باشیم.
سازگاری جنسی بین گونهها: نتیجه منطقی جریان ژنی همچنین بستگی به سازگاری جنسی بین گونهها دارد. سازگاری جنسی در نمونههای معینی و سریعا در مجامع بینالمللی مورد بحث و گفتگو واقع شده است. در این مورد باید به قابلیت گونههای گیرنده ترانس ژن توجه کافی شود و در صورت تولید ارگانیسمهای هیبرید شباهت آنها با محصولات مقاوم به آفتکشها به گیاهان در گونههایی که از نظر جنسی سازگارند از نظر محتوی به هم نزدیکترند و در اکو سیستمهای طبیعی مجاور سکونت دارند ممکن است منجر به تشکیل علفهای هرز مهاجم هیبرید شوند که نتیجه آن تخریب اکو سیستم طبیعی و محیط زیست میباشد. کنترل چنین امری در کشاورزی مشکل بوده و سرانجام کشاورزان را وادار به کاربرد بیشتر علفکشها میکند و در نهایت منجر به آسیبرسانی به ارگانیسمهای غیر هدف مانند میکروارگانیسمها، جانوران، حشرات و پرندگان بومی آن ناحیه میشود.
به این ترتیب باید تاثیرات ترانس ژنها بر روی ارگانیسمهای غیر هدف در محیط زیست دقیقا مورد ارزیابی قرار گیرد تا با در نظر گرفتن تمام جوانب و اثرات دست به چنین اقداماتی زد.
حمیده سادات هاشمی
منبع: دبیرخانه ایمنی زیستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم