در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در چند شماره قبل، 2 حادثه عجیب از زندگی محمدی را نقل کردیم؛ تصادف دوستش در کودکی و سرقت از خودش همراه با تهدید به قتل. این بار اما از چند سرقت از ماشینش به اختصار مینویسیم.
یکی از سرقتها به ایام عید قربان امسال برمیگردد. محمدی و دوستانش تا نزدیک صبح بیدار ماندهاند و گرم صحبت بودند که یکی از همسایهها زنگ میزند و میگوید: نمیخواهید ماشینتان را بردارید؟ برایتان مهم نیست اگر ماشین را هم ببرند؟ محمدی سراغ ماشینش میرود و میبیند که بله! دزدها ابتدا ضبط و محتویات داشبورد را غارت کردهاند. در مرحله دوم سرقت، کیف و جعبه ابزار او را بردهاند و رفتهاند که برای مرحله سوم تجدید قوا کنند. از محمدی میپرسم ماشینش چیست که اینقدر دزدها به آن علاقه نشان میدهند؟ میگوید: «به ماشین علاقه ندارند. انگار به رانندهاش علاقه دارند. من زمانی پژو 405 داشتم، بعد گل خریدم و بعد کوراندو. اما در مجموع 9 بار ازماشینهایم سرقت شده. البته وقتی کوراندو را تازه خریده بودم شیرینی سنگینی بابتش دادم.»
آخر شب بوده و محمدی در بزرگراه کردستان رانندگی میکرده است. چراغ راهنمای سهراه قزل قلعه زرد بوده و او تصمیم میگیرد مثل یک راننده پایبند به قانون بایستد. در حال گوش دادن به موزیک، یک موتوری کنار او میایستد و میگوید: شیشه را بده پایین. او به هوای اینکه قصد موتوری پرسیدن آدرس است شیشه را پایین میکشد. موتورسوار ناگهان یک قمه در میآورد و میگوید: شیرینی ماشینت را نمیخواهی بدهی؟ گفتم: بله؟ گفت: «یا شیرینی میدهی یا که با این خودت یا ماشینت را میزنم»!
فرد موتورسوار که همراه هم داشته او را مجبور میکند ماشین را متوقف کند و کاپوت را بالا بزند تا دیگران فکر کنند ماشینش خراب شده. همراهش با موتور سرگرم میشود و خودش مشغول میشود به جستجو در ماشین. محمدی میگوید: «از او پرسیدم این چه مدل شیرینی گرفتن است؟ گفت: معلوم است تازه خریده ای. باید شیرینی بدهی. 100 هزار تومان خواست. گفتم: من چه طور میتوانم این ساعت شب این مقدار پول را تهیه کنم؟ خودش مشغول جستجو شد و تمام موجودیام را که 40 هزار و خردهای بود برد.»
حوادثی اینچنینی بر سر معراج محمدی بسیار آمده. اما یک اتفاق برایش افتاده که از آن به عنوان خوش شانسی بزرگ زندگیاش یاد میکند: آشنایی با فواد حجازی. محمدی توضیح میدهد: «آشنایی با او زندگی مرا دگرگون کرد. او برای تولید دو تک ترانهای که باعث شهرت من شد کمک فراوانی کرد. در شرایطی که وضعیت مالی بدی داشتم به کمکم آمد. یکی از ترانهها «بوسه بر تیغ» در مدح حضرت علی بود که مورد توجه بسیاری قرار گرفت.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: