در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«ناصر عربزاده» حدود 7 سال است که در این عرصه فعالیت میکند. او فعالیت خود را با «علیرضا فتحی» آغاز کرد. فتحی رئیس کانون بدلکاران خانهسینما است که در پروژههای مختلفی به عنوان بدلکار حضور داشته است. عربزاده 2 سال هم با گروه مرحوم «پیمان ابدی» همکاری داشته و بعد از جدا شدن از این دو گروه، فعالیتهای خود را به شکل آزاد ادامه داده است. از حدود 2 سال قبل هم تیمی را به شکل آزاد راهاندازی کرده و در حال حاضر به شکل مستقل کار میکند.
ورود بدلکاران به پروژههای سینمایی و تلویزیونی از طریق واسطهای به نام «تلفن» صورت میگیرد. اساسا بعد از این اختراع مهم که توسط «الکساندر گراهام بل» صورت گرفت، بسیاری از ارتباطها با این وسیله انجام میشود. در این تماس تلفنی با بدلکاران هم معمولا همه چیز بسادگی و صراحت بیان میشود. نمونهای از گفتگوی بین بدلکار و سفارشدهنده چنین است: «یه صحنه داریم که توش یه انفجار اتفاق میافته و یه نفر باید بره رو هوا.»
عربزاده به مساله مهمی اشاره میکند و میگوید: «بعضی از کارگردانها مثل مهدی فخیمزاده که با حال و هوای فیلمهای اکشن آشنایی دارند، موقع نوشتن فیلمنامه خودشان هم میدانند که دقیقا چه میخواهند. به همین خاطر توضیح میدهند که صحنه بدلکاری باید چطور باشد اما بعضی دیگر از کارگردانها این دانش را ندارند و چیزهایی میخواهند که انجام دادنی نیست و ما هم از خیر اجرای این صحنهها معمولا میگذریم.»
حالا با این توضیح این سوال پیش میآید که معمولا چه صحنههایی قابلیت اجرا دارد؟ این سوالی است که بدلکار جوان سینما و تلویزیون در پاسخ به آن میگوید:« کارهایی که توسط گروه ما انجام میشود شامل چپ کردن خودرو، پرواز کردن با طناب، رفتن توی شیشه، انواع و اقسام تصادف با خودرو، تصادف با موتورسیکلت و فرد و افتادن از پله است. مثلا همان تصادف با خودرو به چندین شکل مختلف انجام میشود. برخی صحنهها هم ترکیبی است. مثلا یک موتور از کوچهای در حال خارج شدن است که خودرویی در خیابان ترمز میکند و این موتور با آن برخورد کرده و سرنشین آن کف خیابان میافتد. برخی حرکتهای خودرو هم شامل ویراژ دادن در خیابان میشود. آتشسوزی خودرو هم کار دیگری است که در فیلمهای ایرانی خیلی اتفاق میافتد که این کار با همکاری مدیران جلوههای ویژه فیلمهای سینمایی همچون داوود رسولیان و محسن روزبهانی انجام میشود.
او در توضیح نحوه اجرای برخی از این صحنهها هم میگوید:«در ایران امکانات کامل برای اجرای کارهای بدلکاری وجود ندارد و معمولا کارهایی که در این زمینه صورت میگیرد تا حدود زیادی ابتکاری است. مثلا وقتی در صحنهای از فیلم بدلکار باید با شیشه یک ساختمان برخورد کند، در فیلمهای خارجی این شیشه از جنس بدلی و سینمایی است و برای همین کار ساخته میشود اما در فیلمهای ایرانی، از شیشههای موسوم به سکوریت استفاده میشود که ده میل قطر دارند. در این صحنهها برای برخورد بدلکار با شیشه، ابتدا مسوول جلوههای ویژه مواد منفجرهای را در بخشهایی از شیشه جاسازی میکند که همزمان با برخورد بدلکار با شیشه، به وسیله چاشنی انفجاری این شیشه خرد میشود و همزمان بدلکار خودش را به شیشه میزند.
در مورد صحنههای مربوط به تصادف خودرو هم معمولا خودرو گارد بندی میشود اما در ایران چنین امکاناتی وجود ندارد و کارها بیشتر بر اساس خلاقیتهای فردی صورت میگیرد.
عربزاده در توصیف یکی از این خلاقیتها میگوید: «هنگام ساخت فیلم به کبودی یاس به کارگردانی جواد اردکانی صحنهای بود که در آن باید در اثر انفجار یکی از شخصیتهای داستان به عقب پرت میشد. در سینمای ایران معمولا برای چنین صحنههایی به پشت بازیگر طناب بسته میشود و هنگام انفجار، بازیگر با طناب به عقب کشیده میشود. شکل اجرایی کار هم اینطور است که بازیگر شلوارکی را میپوشد که بخشهای مختلف آن به طنابهای گوناگون وصل است و در زمان پرش این طنابها رها میشود و بازیگر را به عقب پرت میکند. با این شکل از طناب گاه تا ارتفاع 20 تا 30 متر میتوان به عقب پرتاب شد.
البته طنابها هم دو نوع است. یک شکل برای پرشهای آزاد است که کش نمیآید. یکی دیگر هم طناب جامپینگ است که بیشتر برای پرتابهای طبقات بالا استفاده میشود.
انجام چنین صحنهای مستلزم این است که فیلمبردار بتواند طناب را در تصویر نشان دهد یا محو کند. چنین امکانی در فیلم به کبودی یاس نبود و به همین دلیل با پیشنهاد حمید رسولیان مسوول جلوههای ویژه برای پرش از تختهای که مخصوص ورزش ژیمناستیک است استفاده کردیم. این دستگاه شکلی چهار گوش دارد و در وسط آن فنری وجود دارد که با آن میتوان پرش را انجام داد.
برنامه روزانه بدلکاران چگونه است؟
کسانی که در این حرفه فعالیت میکنند یا علاقهمند به حضور در این عرصه هستند باید بدنی آماده داشته و ترجیحا رزمی کار باشند. تمرینهای یک گروه بدلکاری همیشه یک جا برگزار نمیشود. آنها در یک جا استخر میروند، در جایی دیگر کار با خودرو را تمرین میکنند و در مکانی دیگر هم درخصوص کارهای مرتبط با «آتش سوزی» تمرینهایی را انجام میدهند. رفتن به استخر یکی از برنامههای تمرینی این گروه از افراد است.
عربزاده خود در رشته کوشین کاراته 13سال سابقه فعالیت دارد و یک دوره عضو تیم ملی بوده و در مسابقات جهانی هم دو دوره سابقه حضور دارد. در سایر افراد گروه نیز تمایل و علاقه به ورزشهای رزمی دیده میشود. مثلا یکی از آنها در رشته «نین جوت سو» یا همان کشتی کج فعالیت میکند. دیگری علاقهمند به رشته «پارکوریست» است که این ورزش همان ورزشی است که در آن ورزشکار با مهارتهایی که کسب میکند میتواند به روی دیوارهای مختلف بپرد. «کیک بوکسینگ»، «خودرورانی» و «بوکس» هم دیگر رشتههایی است که اعضای این گروه در زمینه آن فعالیت میکنند و البته گاهی نیز در این زمینه تمرینهایی را با هم انجام میدهند. البته خود ماشینسواری هم شاخههای مختلفی دارد و هر کدام از اعضای گروه در یکی از این زمینهها تخصص دارد. مثلا یکی در چپ کردن ماشین متخصص است و دیگری در تصادف و آتش سوزی.
ورود به این حرفه
پای «ناصر عربزاده» از کلاسهای بازیگری به حرفه بدلکاری باز شد. در یکی از همین کلاسهای بازیگری او به دلیل تواناییهای رزمیاش مورد توجه «علیرضا فتحی» قرار گرفت و از سال 1382 وارد این رشته شد. اولین کاری هم که انجام داد، تصادف با خودرو بود که به گفته خودش البته خیلی بد از کار درآمد. او در سریال تلویزیونی «مختارنامه» هم بدل مهدی فخیمزاده بازیگر نقش «عمر سعد» بوده است. مدتی هم با «محمود اردلان» طراح حرکات رزمی سریال مختارنامه همکاری داشته و کارهای اکشن این سریال را انجام داده است. «درگیری» از جمله کارهایی است که او در سریال مختارنامه زیاد انجام داده است. در این درگیریها چند بار هم زخمی شده است.
در سریال «در چشم باد» هم او در دوره اول فیلمبرداری این سریال که در شمال کشور انجام شد، کارهایی مانند افتادن از ارتفاع، پریدن توی آب و... را انجام داده است. در همین سریال هم یک بار پشت گردن او سوخت.
طراحی صحنههای بدلکاری
عربزاده به این مساله اشاره میکند که در ایران فضایی برای آموزش کارهای مرتبط با بدلکاری وجود ندارد و یادگیری تکنیکهای مربوط به این کار بیشتر با تماشای پشت صحنه فیلمهای هالیوودی رخ میدهد. به این ترتیب که بدلکاران با دیدن این صحنهها و تمرین آنها سعی میکنند تا آن را در فیلمهای ایرانی اجرا کنند. البته او کار با طناب را زیر نظر مرحوم پیمان ابدی و مرتضی آهویی آموزش دیده است.
صحنههای بدلکاری برای یک فیلم یا سریال نیز مانند همه چیزهای دیگر در سینما نیازمند طراحی است. باید همه جزئیات به دقت کنترل شود تا حداقل حادثه و اتفاق برای افراد رخ دهد و کسی صدمه نبیند. مثلا در صحنههای تصادف با خودرو، فردی که خودرو او تصادف میکند و فردی که با خودرو او برخورد میشود حتما باید از اعضای گروه باشند. از یک تا 2 ساعت پیش از آغاز فیلمبرداری هم خودرو در اختیار اعضای گروه بدلکاری قرار میگیرد تا اعضای گروه تمرین کنند. ترمز زدن، افتادن روی ماشین و سایر کارها ابتدا تمرین میشود و سپس نوبت به قرار گرفتن و تعیین کردن جای دوربین میرسد.
در برخی شاخههای این حرفه تنوع زیادی وجود ندارد. مثلا افتادن از اسب 3مدل بیشتر نیست و یک شکل آن شامل افتادن از اسب به پشت میشود و دیگری هم افتادن به جلو، چپ و راست است. در تمامی این حالتها هم فرد بدلکار باید سعی کند در هر حال به پشت به زمین بیفتد و با صورت به زمین نیفتد چون در صورت افتادن با صورت حتما آسیب خواهد دید.
او درباره طراحی این صحنهها به نکته جالبی هم اشاره میکند و میگوید: «گاهی کارگردانها خودشان میخواهند بخشهای اکشن را کارگردانی کنند و این مساله در شرایطی صورت میگیرد که آنها آشنایی زیادی با صحنههای اکشن ندارند. در صورتی که برای نتیجه گرفتن در این بخش حتما باید طرف مقابل خود حرکات رزمی را بلد باشد تا بتواند این مسائل را به صحنه منتقل کند. گاهی هم برخی کارگردانها فردی که مثلا مربی کونگ فو است را به سر صحنه دعوت میکنند تا این فرد صحنههای رزمی را طراحی کند اما این شکل از کار صد درصد اشتباه است چون این فرد کارگردانی نمیداند و عدم اطلاع از این دانش سبب میشود نتواند چیزی را طراحی کند که مناسب دوربین باشد.
برخی از صحنههای بدلکاری چند ساعت و برخی چند روز وقت میگیرد. مثلا اگر قرار باشد خودروی از یک ارتفاع به پایین پرت شود، طراحی و اجرای این صحنه دو روز وقت میگیرد. برای چپ کردن خودرو هم بین دو تا سه روز زمان نیاز است. بخشی از این زمان هم صرف آمادهسازی فضا و محل میشود. مثلا از 2 روز قبل از فیلمبرداری صحنهای که در آن قرار است خودرو چپ شود، گروه در آن محل اقدام به گارد بندی و چیدن سکو میکنند و در روز موعود عملیات اجرایی میشود.
شب عید بدلکارها
بدلکاران هم مانند صنفهای دیگر در ایام خاصی از سال سرشان حسابی شلوغ میشود. یکی از این ایام «هفته نیروی انتظامی» است که در این ایام و نزدیکی آن، سفارشهای مختلفی برای ساخت فیلمهای اکشن به کارگردانهای تلویزیونی داده میشود و همین مساله سر آنها را حسابی شلوغ میکند. دهه فجر نیز معمولا زمان پُرکاری اکشنکاران است. اما در این سالها با شکلگیری این تخصص بسیاری از کارگردانها به سمت استفاده از تواناییهای بدلکاران در فیلمها و سریالهای مختلف رفتهاند و تلاش کردهاند تا براساس این توانایی، صحنههایی را به فیلمنامههای خود اضافه کنند.
فعالیت اصلی بدلکاران چیست؟
ناصر عربزاده متولد سال 1363 است و در کنار کار بدلکاری به عنوان مربی کوشین کاراته فعالیت میکند. در میان اعضای این گروه جوان چند نفری درس میخوانند.
اعضای این گروه چندان هم از شرایط کاری خود راضی نیستند. اعضای حرفهای این تیم که حدود 7 نفر هستند همیشه امکان فعالیت ندارند. علت آن هم این است که در سینمای ایران هنوز به این حرفه به آن شکل که باید اهمیت نمیدهند. البته در سریالهای تاریخی مانند «مختارنامه» زمینه خوبی برای فعالیت پیش میآید اما ساخت چنین سریالهایی کم پیش میآید.
یکی از کارهایی که عربزاده و دوستانش در کنار بدلکاری انجام میدهند «بازیگری» است؛ مشروط به اینکه پیشنهادی مطرح شود و به قول خودشان «کار بخورد.»
از مشکلاتی که امنیت شغلی این بدلکاران را تهدید میکند، حضور افراد غیرمتخصص در این رشته است. به گفته عربزاده برخی افراد وارد این حرفه میشوند که بدلکاری تخصص آنها نیست. حضور این افراد ممکن است در حین اجرای یک صحنه بدلکاری به قیمت از دست دادن جان آنها تمام شود. از طرف دیگر در سینمای ایران بازیگری که تنها دو روز زمان صرف ایفای نقش در یک فیلم میکند دستمزد خوبی میگیرد اما در مورد بدلکاری که برای اجرای یک صحنه جان خود را به خطر میاندازد، برای پرداخت دستمزد یا با او چکو چانه میزنند، یا بخشی از دستمزد او را پرداخت میکنند و یا اینکه بعد از چند ماه و گاهی چند سال دستمزد کار او را میدهند.
نرخهای بدلکاری
در رشته بدلکاری هم مانند هر حرفه دیگری کمابیش نرخهای مشخصی وجود دارد که البته تا حدود زیادی مانند سایر نرخهای موجود در سینما توافقی است. برخی از این نرخها به شرح زیر است:
تصادف فرد با خودرو: 700 هزار تومان. البته اگر در این تصادف شیشه بشکند، نرخ دستمزد کمی تفاوت میکند. شکستن شیشه هم شکلها و نرخهای مختلفی دارد.
تصادف خودرو با یک فرد. این مساله بسته به اینکه خودرو به فردی بخورد یا نه متفاوت است.
چپ کردن خودرو: بین 5/3 تا 5 میلیون تومان. تفاوت دستمزد نسبت به سرعت کم یا زیاد خودرو تفاوت میکند. معلق خوردن خودرو هم باعث افزایش دستمزد میشود. در اجرای این صحنهها تعهد گروه بدلکاری به گروه سازنده فیلم تنها اجرای یک بار صحنه است و اگر نیاز به تکرار این صحنهها باشد هزینهها فرق میکند.
آتشسوزی آدم: از 700 هزار تومان تا یک میلیون تومان.
پرش از ارتفاع بیش از 6 تا 10 متر: یک میلیون تومان.
در تمامی این موارد اعضای گروه بدلکاری با پروژه قرارداد میبندند و بر این اساس بیمه میشوند تا خدای ناکرده در صورت بروز هر حادثه ای، بخشی از خسارت وارده جبران شود.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: