در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالن بزرگ ورودی موزه را عکسهایی از سهراب پر کردهاند. عکسهایی اغلب سیاه و سفید که از کودکی تا میانسالی و زمان مرگ او را نشان میدهند.
به گفته یعقوب امدادیان، دبیر نمایشگاه روزنهای به رنگ: مروری بر نقاشیهای سهراب سپهری، این عکسها از مجموعههای شخصی و خصوصی به امانت گرفته شدهاند. البته عکسهایی که از سهراب بر دیوارهای موزه آویخته شدهاند، بیشتر پرسنلی بوده و تفاوت سنی سهراب در چند عکس اول به اندازه یکی دوسال است. در عکسهای بعد، سهراب را به هیبت شاعرانهای که از او میشناسیم نزدیکتر میبینیم. موهای بلند شده و صورت اصلاح نشدهای که تا زمان مرگ شاعر نقاش با او بود.
رنگ روغن، گواش روی مقوا، آبرنگ روی کاغذ، کلاژ و طراحی روی مقوا، اکریلیک روی مقوا و... تکنیکهای مختلفی است که سهراب با آنها نقاشی میکرده و اندازههای متفاوت قابها (که نقاشیهایی را از 3 در 5/1 متر گرفته تا آنها که روی کاغذهای4A نقاشی شدهاند) طبع آزاد و روح محدودیت گریز نقاششان را نشان میدهد.
امدادیان، تعداد آثار به نمایش در آمده را حدود 300اثر عنوان میکند و با اشاره به اینکه آمار دقیقی از آثار نقاشی سهراب سپهری به دست نیامده میگوید: قرار است با برپایی نمایشگاههایی از این دست، شناسنامهای دقیق از آثار نقاشی سهراب سپهری تهیه شود که این اقدام از نمایشگاهی که 10 سال پیش برگزار شد، آغاز شده است.
شکلهای ساده
تنههای بزرگ درختان با آن بدنههای سفت و پوستههای کشیدهای که از جوانی شان حکایت دارند در ردیفهای چندتایی ایستادهاند تا نقاش آنها را جایی در میانه تنههایشان اسیر کند و با رنگهای خاکستری قهوهای روی بوم و مقوا ثبتشان کند.
شکلهای ساده با کمترین پیرایش و خودنمایی رنگی، بهترین راه بیان نقاشی هایی است که همه چیز را ساده میخواهد. برای سهراب که شعرهای ساده میگوید، زندگی را ساده پیش میبرد و اگرچه حساسیتهای هنرمندانهاش در تقابل با جامعه آزارهای ذهنی به همراه دارند، در نقاشیهایش هم اصل همیشگی سادگی را رعایت کرده است.
شکلها در نقاشیهای سهراب اگرچه ثابت هستند، اما نگاه نقاش در بسیاری از تابلوها به همان اشکال تکرار شونده، نگاهی متفاوت است؛ البته این مساله درباره تنههای درختان که از موضوعات مورد علاقه سهراب برای نقاشی بوده، چندان صدق نمیکند.
افقهای ثابت و بیحرکت که با خطی ساده نشان داده شدهاند، خانههای کوچک کاهگلی که اغلب در گوشه پایینی تابلو جا گرفتهاند، درختها و بخشهای انتخاب شدهای از طبیعت که به شکل هوشمندانهای تفاوت نگاه سهراب را به طبیعت نشان میدهد، از جمله این المانهای ثابت هستند.
نگاه سهراب به طبیعت، در نقاشیهایش هم از همان نگاه کلی نشات میگیرد که از او در شعرهایش دیدهایم و این باید امری بدیهی باشد؛ اما انتخابهای تصویری سهراب جذابیت این موضوع بدیهی را درباره نقاشیهایش و ارتباط آن با شعرهایش بیشتر میکند.
سهراب را به عنوان شاعر رمانتیک حساسی میشناسیم که خوب شعر میگوید و اهل کاشان است، اما پای نقاشیهایش که به میان کشیده میشود، سهرابی را میبینیم که تصاویر همیشه با کلمه ساخته شدهاش را اینبار با ابزار تصویرگری به شکل دیگری متولد میکند. او با نقاشی کردن امکان دیگری را جز شاعری برای بیان و بروز در اختیار میگیرد.
اینکه شاعرها و نویسندهها به دلیل در اختیار داشتن قدرت استفاده از کلمه، امکان ارتباط برقرار کردن بیشتری با مخاطبانشان دارند، درباره سهراب آنقدرها صدق نمیکند. با اینکه شاعر محبوب ما با تراوشات ذهنیاش شناختهشده و دوست داشته میشود، اما این سهراب نقاش است که روزی بالاخره شاعری را کافی نمیداند و برای بیان چیزهایی که درونیترند و جایی دورتر از دسترس کلمه قرار گرفتهاند، دست به قلم مو میبرد و بومها را رنگ میزند.
اولین تجربههای سهراب برای نقاش شدن با مجموعه تصاویر خلاصه شدهای از طبیعت آغاز شد. اولین تجربههای آبرنگی و گواشی او هم به نوعی نمایش دوباره لحظات شاعرانهای است که پیش از این در قالب شعر تصویرشان کرده بود.
از سنگ تا درخت
گالری شماره 2 موزه را یک تابلو دو لته بزرگ از تنه درختان و چند کار کوچکتر پرکردهاند. تابلویی به نام قلوه سنگها وجود دارد و بقیه آثار بدون عنواناند. بیشتر تابلوهای به نمایش درآمده از سهراب بیعنواناند یا با عناوین کلی مانند تنه درختان، منظره کاشان و... اسمگذاری شدهاند. در شناسنامه کوچک کنار کارها که به 2 زبان انگلیسی و فارسی شامل نام اثر و مجموعهداری است که آن را به نمایشگاه امانت داده نشانی از تاریخ خلق اثر وجود ندارد.
اگر فرض را بر این بگیریم که برگزارکنندگان نمایشگاه در زمان چیدمان کارها، رعایت دورههای مختلف نقاشی سهراب را کرده باشند، باز هم کنجکاویهایی درباره تحولات کاری سهراب در نقاشیهایش و ارتباطشان با شعرهایی که در هر دوره میگفته برای بازدیدکنندهها باقی میماند.
با اینکه به گفته امدادیان، هدف از برگزاری این نمایشگاه آشنایی بیشتر مردم با سهرابی است که همراه با شاعری اش نقاشی هم میکرده است، اما اغلب بازدید کنندهها به اشتیاق دیدن نقاشیهایی آمده اند که سهراب مورد علاقه شان در کنار شاعری به آن هم مشغول بوده است.
در حالی که به اعتقاد امدادیان «سپهری پیش و بیش از آن که شاعر باشد، نقاش بود؛ ولی نسل کنونی بیشتر او را به عنوان شاعر میشناسد. این موضوع 2 دلیل توا‡مان دارد. اول این که معرفی او به عنوان یک نقاش آن گونه که شایستهاش بوده، صورت نگرفته است و دوم تفاوت میزان مخاطب در شعر و نقاشی را نمایان میکند.»
نمایشگاهی که امدادیان دبیریاش را به عهده گرفته و وزارت ارشاد و موزه هنرهای معاصر تهران برگزارکنندهاش هستند، مجموعه تقریبا کاملی را از آثار نقاشی سهراب سپهری در بر میگیرد. با این حال، نمایش صرف آثار سهراب بیآنکه هیچ نوشتهای بر سر در گالریها نصب شود یا کاتالوگی در اختیار بازدیدکنندهها قرار گیرد، در حالی که همایشهای موسیقی و ادبیات به عنوان بخشهای جانبی آن در نظر گرفته شده، چگونه میتواند در شناسایی وجه نقاشانه سهراب موفق عمل کند؟
در گالریهای دیگر موزه بجز گالری هفتم که مجموعه وسایل شخصی سهراب است تابلوها، مجموعهای از آثار طراحی، آبرنگ، گواش و رنگ روغنهای او روی بومها و کاغذهای کوچک و گاهی بسیار کوچک نمایش داده شدهاند.
وفاداری به ذات هنر ایرانی
سهراب کلیبینی و سرعت عمل را در طراحیهایش رعایت میکرد. آثار طراحی او بسیار ساده و شامل خطوط و شکلهای ابتدایی و بدون فرمها و پیچ و تابهای غیرضروری است. طراحیهای او بیتوجهی نقاششان را به جزییات نشان میدهد و در عین حال وفاداری او را به ذات هنر ایرانی.
تاکید بر طبیعت
در نقاشیهای سهراب، نور و سایه در وضعیت برابری قرار دارند. هر دوی اینها به یک اندازه مورد بیمهری او قرار گرفتهاند. سهراب در نقاشیهایش بر رنگ ذاتی طبیعت تاکید بسیاری دارد. برای همین هم در نقاشیهای او هیچ سبزی به خاطر در سایه قرار گرفتن قهوهای نمیشود و هیچ نوری نمیتواند رنگ کاهگلیهای خانههای آفتاب زده کویر را بی رنگ و محو کند. آنها با رنگهای طبیعی گل و کاهشان در بزرگی کویر جا گرفتهاند.
امدادیان، نقاش معتقد است: «سپهری به نسلی از هنرمندان ما تعلق دارد که در سالهای پس از 1340 رشد کرد و یکی از مشخصههای این نسل آن بود که دریافت کجا ایستاده است و در جهان پر تکاپوی معاصرش چه میگذرد و در برابر بحران هویت ملیاش چه راهحل یا پاسخی دارد. سهراب سپهری حاصل این سالها و دوران است.»
اگر سهراب سپهری را در دورهای که زندگی میکرده مورد بررسی قرار بدهیم، با نامهای بزرگ و کوچک بسیاری روبهرو میشویم که در هنر و ادبیات آن زمان حضوری قابل اعتنا داشتهاند، نامهایی که اغلبشان به جبر ناگزیر تاریخ آنقدرها که انتظار میرفته باقی نماندهاند. اما در کنار این شمار بسیار از یاد رفتگان، سهراب در مجموعهای جا میگیرد که باقی ماندن نامشان به نظر تضمین شده میآید.
گالریهای آخر موزه، طراحیهای خلوت سهراب را روی بومهای سفید نشان میدهد. شکلهای سادهای از سیب و موز که سایه خوردهاند و در گوشهای که تمرکز بیننده را به خودش میخواند، جا گرفتهاند.
گالری هفتم نمایشگاه، تختخواب چوبی بسیار بزرگی را در خودش جا داده است که گویا زمانی محل خواب و استراحت سهراب بوده است؛ اما کیف دستی سهراب در کنار کلاه لبهدار مشکیاش، آن صندلهای بسیار زیبای سنتی در محفظهای شیشهای و تخت بسیار بزرگ با نقشهای ظریف و کندهکاریهای زیبا، چه جایی در نمایشگاه مروری بر نقاشیهای سهراب سپهری میتوانند داشته باشند؟!
نمایش فیلم مستندی درباره سهراب سپهری، برگزاری کارگاه آموزشی و اجرای پرفورمنسی به کارگردانی محمد حاتمی در کنار برگزاری همایش بررسی شعر و اندیشههای ادبی و هنری سهراب از بخشهای جنبی این نمایشگاه بودند.
اسماعیل آذر، دبیر بخش ادبی نمایشگاه با بیان اینکه از میان کسانی که اندیشههایشان به سهراب نزدیک است برای سخنرانی دعوت به عمل آمده بود، گفت: «سخنرانیها در 2 حوزه ادبیات تطبیقی و تأثیر سهراب از دیگر شاعران پیش رفت. همچنین در همایش و نمایشگاه آثار این هنرمند، تأثیرپذیری او از نقاشیهای ژاپن و چین و آیینهای بودایی مورد بررسی قرار گرفت که نشانگر درهم تنیده شدن نگاه این هنرمند در اشعار و نقاشیهایش است.»
حرکات آزاد و شتابان قلم موی سهراب، اجازه ترکیب شدن را به رنگ مادهها دادند و استفاده از رنگهای خاصی مانند قرمز برای ایجاد تمرکز از جمله مشخصات نقاشیهای او هستند. ضمن آنکه گرایش به هنر شرق دور در آثار نقاشی او هم مانند شعرهایش دیده میشود.
سهراب که در مدت کوتاه زندگیاش، سفرهای بسیاری به کشورهای دیگر دنیا داشته، در سفری به هند، ژاپن و کشورهای شرق دور، با هنر این بخش از دنیا آشنا شده و از آن در کارهای بعدیاش بسیار بهره برده است. انگار روح شاعر ما منبع الهامش را پیدا کرده باشد، نقاشیهایش هم از هنر آن بخش زمین بی تاثیر نمانده است.
سمیه مومنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: