در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نخبگان و کلام آنان از جمله مباحثی است که حاشیههای زیادی ایجاد کرده است. نخبه به افراد بانفوذ و صاحبتجربه گفته میشود که در حوزه خود به لحاظ تواناییهایی که کسب کردهاند، قدرت تاثیرگذاری دارند و میتوانند به عنوان مرجعی مورد توجه قرار گیرند. در حوزه سیاست نیز نخبگانی وجود دارند که یا با حضور در عرصههای اجرایی و به واسطه داشتن مسوولیتهایی نخبه محسوب میشوند یا به عنوان ناظر سیاسی فعالیت میکنند. از این نظر کشور ما نیز دارای نخبگان زیادی است که بنابر نوع نگرش سیاسی که دارند، در جریانهای فکری گوناگونی جای میگیرند.
نخبگان، نقشی برجسته در تحولات اجتماعی و سیاسی دارند و در نهجالبلاغه نیز به این نقش اشاره شده است. نخبگان در نهجالبلاغه گروههای مختلف را شامل میشوند: انبیای الهی، امامان معصوم، نیکان و صالحان و حتی رهبران کفر و نفاق؛ بنابراین دامنه نخبگان یک جامعه گستره وسیعی دارد. در تحلیل جریاناتی که در طول تاریخ، سرنوشت جوامع بشری را دستخوش دگرگونی کردهاند، نقش عناصر نخبه برجسته مینماید که در جامعهشناسی به عنوان کارگزاران تغییر شناخته میشوند. اینان کسانی هستند که از توانایی و قدرت تاثیرگذاری ویژهای برخوردارند و جهت و آهنگ تحولات را عمیقا تحتتاثیر قرار میدهند. در متون و منابع دینی که مشتمل بر توصیههای جامعالاطرافی برای زندگی فردی و اجتماعی است، میتوان به مطالبی دست یافت که در تحلیل پدیدههای اجتماعی راهگشاست. با تامل در نهجالبلاغه تحلیلهای مبسوطی را در باب تحولات اجتماعی مییابیم که به بررسی عناصر نقشآفرین و تعیینکننده در این تحولات پرداختهاند. بر این اساس، رهبران دینی و نیز بزرگان و نخبگانی که از منزلت ویژهای میان مردم برخوردارند یا افراد ذینفوذی که تواناییهای سیاسی، تبلیغی یا مدیریتی برجستهای دارند در سرنوشت جامعه نقش دارند.
اما کلام میتواند عصای معجزهگر انسان باشد یا آتشافروز شود. رسول اکرم (ص) بسیار زیبا تاثیرگذاری کلام را بیان میکنند. حضرت محمد (ص) میفرمایند: «کلام تا وقتی برزبان جاری نشده اسیر توست، اما وقتی گفته شد، تو اسیر او میشوی.»
انتخابات خرداد 88 ایران نیز از آن مقاطعی بود که به عنوان یکی از جنجالیترین برگ کتاب تاریخ ایران ثبت شد. شاید اگر کلامهای زیادی گفته نمیشد و در عین حال برخی کلامها گفته میشد، وضعیت این گونه رقم نمیخورد و به جای تلخیهای این ششماهه، همچنان کام ملت ایران شیرین از حضور باشکوه 40 میلیونی و مشارکت بینظیر تودههای مختلف مردم باقی میماند.
با وجود این، واقعیت آن است که پس از انتخابات حوادثی پیش آمد و انتقادهای فراوانی نیز به نخبگان وارد شد، چه آن نخبگانی که میبایست سخنی میگفتند و حرفی نزدند و چه آن نخبگانی که میبایست کلام خود را کنترل میکردند و به دور از هیجانات سیاسی حرفی نمیزدند که متاسفانه بیانش کردند.
هماکنون که فضای احساسی بعد از انتخابات در حال فروکش کردن است، بهتر میتوان به رفتار و عملکرد نخبگان پرداخت. شاید واقعبینانهتر باشد که به جای پرداختن به مسائل حاشیهای، با بازگشت به متن جامعه در حقایق انتخابات گذشته کمی عمیقتر تفکر کرد.
رویکرد نخبگان
دیدگاههای مختلفی درباره انتخابات گذشته و روزهای بعد از آن و همچنین نوع موضعگیری و عملکرد نخبگان وجود دارد. نکته مشترک در باور تمام نخبگان، وجود فتنهای بود که باعث به وجود آمدن حوادث این چند ماه اخیر شد. فتنه نیز ویژگیهایی دارد که مهمترین و بارزترین آن، تیره کردن فضای حقیقیت و واقعیتهاست. در شرایط فتنه، کار تشخیص دشوارتر است. فتنه هنگامی توان نفوذ به جامعه را دارد که اتحاد میان افراد جامعه کمرنگ شده باشد، نظرات گوناگون باشد و احزاب و گروههای مختلف و متعارض در جامعه به وجود آمده باشند. در چنین شرایطی حتی اگر نخبگان و مصلحان جامعه بخواهند به اصلاح امور و سرکوب فتنهگران، بپردازند نهتنها از طرف فتنهگران بلکه به دست مردمی که مورد هجوم فتنه قرار گرفتهاند نیز آسیب میبینند.
با چنین شرایطی این پرسش مطرح است که چه باید کرد؟ آیا باید برای فروکش کردن فتنه صبر کرد و گذاشت تا شرایط خود به وضعیت پیشین برگردد؟ یا باید به بیان مسائل و عواقب فتنه پرداخت و در این باره روشنگری کرد تا حقیقت ذبح نشود؟ واقعیت این است که در شرایط ایجاد فتنه به دلیل در هم تنیدگی صفوف و حق پنداری هر گروه، مردم دچار حیرت و سرگردانی میشوند، زیرا فتنهگران با چهره اصلی وارد نمیشوند و خود را طرفدار جبهه حق نشان میدهند و مخالفان خود را مخالفان صراط حق و مستقیم میدانند. همان طور که نماد اصلی فتنه یعنی معاویه خود را خالالمومنین و حافظ دین اسلام میدانست و در تبلیغات خود کار را به جایی رساند که هنگام شهادت حضرت علی (ع) در مسجد کوفه عدهای در شام از یکدیگر میپرسیدند مگر علی(ع) نماز میخواند؟
پس بسیاری بر این باورند که باید در وضعیت فتنه سخن گفت و هیچ سکوتی جایز نیست. باید با بصیرت به تبیین مشکلات به وجود آمده پرداخت و در این مسیر آنچه را فکر میکنیم درست است، بر زبان راند. بر این اساس، تعدادی از نخبگان کشورمان در موقعیتهای مختلفی که در اختیار داشتند، سخنانی بیان کردند و حرفهایی زدند. نتیجهای که به طور طبیعی پس از این موضوع عاید نخبگان میشود، یک حالت بیشتر ندارد و آن مورد حمله قرار گرفتن از سوی بانیان فتنه و افرادی است که عواید زیادی از وجود فتنه نصیبشان میشود.
وقتی فتنه وارد میشود مانند جوان در عنفوان جوانی است. بسیار شاداب، جذاب و بانشاط است. هیچ کس از او نمیترسد و احساس خطر نمیکند؛ اما کسانی که بیتفاوت نمیمانند و جریان فتنه را در جامعه پیگیری میکنند، آماج حملات فتنهگران قرار میگیرند و به قول حضرت علی هر کس بینا باشد بلا و مصیبت به او روی میآورد. (نهجالبلاغه، خطبه 93، ترجمه شهیدی)
در کشور ما نیز از خرداد گذشته تا کنون این اتفاق برای بسیاری از نخبگان روی داد وآنان به خاطر حفظ منافع ملی و اصل نظام عافیتطلبی نکرده و خود را وارد معرکهای کردند که گرد و غبار آن چشمها و جانها را اذیت میکرد و در عین حال مانع حقیقتبینی شده بود.
گروه دیگری نیز لب به سخن گشودند تا به زعم خود و از سر دلسوزی مراتب نگرانی از وضعیت به وجود آمده را بیان کرده، مردم را به هشیاری دعوت کنند و نقاب از چهره فتنهگران بردارند، اما نکته قابل تامل آنکه پس از اظهارنظر کردن این عده، نهتنها وضعیت و حیرانی مردم بهبود نیافت، بلکه وضعیت به وجود آمده به نفع فتنهگران و آشوبطلبان شد و مردم سرگردانتر از قبل در شناخت حق از باطل واماندند. این مساله 2 علت داشت یکی اینکه به فرموده رهبر معظم انقلاب نخبگان از بصیرت کافی برخوردار نبودند. مولا علی (ع) نیز در این خصوص در یکی از خطبههای خود در نهج البلاغه کاملا ویژگیهای فتنه را توصیف و توصیه کرده هرگاه زمانه به فتنه گرفتار آمد و جلوههای آن پدیدار شد برجای خویش بمانید و دچار تزلزل و تردید نشده و بدون مطالعه و بررسی همهجانبه وارد این معرکه نشوید؛ چون فتنه از گذرگاهها و راههای مختلف و غیر آشکاری وارد میشود و دستهای پنهان آن را هدایت میکند.
بدین ترتیب میبینیم شرایط فتنه به گونهای است که ممکن است حتی خود نخبگان نیز دچار اشتباه بشوند. رهبر انقلاب نیز در اینباره در یکی از دیدارهای خود فرمودند: «من میبینم در بعضی از اظهارات، در بعضی حرفها، فضا آنچنان مغشوش میشود که افراد سردرگم میشوند، مردم نسبت به همدیگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسوولانشان بدبین میشوند. این درست نیست. »
در همین حال برخی دیگر نیز با یادآوری اختلافاتی که به طور طبیعی میان آنها و دیگر نخبگان ممکن است وجود داشته باشد، امکان دارد نهتنها آتش فتنه را خاموش نکنند، بلکه شعلهورترش هم بکنند. رهبر معظم انقلاب نیز با توجه به این واقعیت اعلام کردند: «آن کسانی که مصالح کشور را میخواهند، مایلند حقایق را غالب کنند. من توصیهام به آنها این است که از این اختلافات جزئی و غیر اصولی صرفنظر کنند.»
«شایعهسازی و شایعهپراکنی درست نیست. انسان میبیند صریحا و علنا به مسوولان کشور - کسانی که بارهای کشور را بر دوش دارند- تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعهسازی میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیسجمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوه قضاییه باشد؛ اینها مسوولین کشورند. مسوولین کشور کسانی هستند که زمام یک کاری به اینها سپرده شده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعهپراکنی کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعهپراکنی کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسوولین بدبین کند( .» بیانات رهبر انقلاب در دیدار با بسیجیان کشور- 4/9/1388).
اما عدهای از نخبگان نیز ترجیح دادند سکوت کنند. این تصمیم آنان میتوانست به دو علت اتخاذ شده باشد؛ یکی آنکه واقعا وضعیت را به گونهای تیره و غبارآلود میدیدند که صلاح دیدند به خاطر آلودهتر نشدن فضای آغشته به فتنه، سکوت کنند. اما برخی نیز به خاطر آنکه خود دچار تردید در وضعیت به وجود آمده شدند، در عین حال توانایی تصمیمگیری درست را نداشتند، ترجیح دادند کلامی بر زبان نیاورند و گوشه عزلت برگزینند. در هر دو حالت این افراد نیز مورد انتقاد قرار گرفتند و آنها نیز از آماج حملات لفظی در امان نماندند.
همواره از یک نخبه انتظار رفته اندیشههایی عمیق داشته باشد، نه افکاری ساده و پیشپاافتاده. افق اندیشه او بلندتر از هر فرد عادی است و طبعا برای فرد عادی بسادگی قابل درک نیست. در واقع، برای یک نخبه، بیان اندیشه بهگونهای که همه درک کنند یک معضل است واین معضل در شرایط فتنه، حادتر میشود؛چرا که ماهیت اصلی فتنه و نحوه حضور آن یک ماهیت پنهان و مافیایی است و تا زمانی که چهره در نقاب دارد زنده است ولی هرگاه صورت واقعی آن برای مردم آشکار شود زمینه حیات او از بین میرود. بنابراین آنان با خشونت تمام مانع از هرگونه افشاگری میشوند و اگر کسی بخواهد در کارشان دخالت کند و عملکرد آنها را برملا سازد از صحنه روزگار حذف خواهد شد. اگر کسی بخواهد با آنها مقابله کند او را لگدمال و پایمال میکنند.
با این حال به خاطر نقش و جایگاهی که نخبگان به لحاظ پایگاه اجتماعی و سیاسی در هر جامعهای دارند،نخستین برنامه جریان نفاق و فتنه جذب نیروهای اصیل و سرمایهگذاری برای شکار نخبگان و نیروهای موثر است. نیروهایی که دارای شعور اجتماعی هستند و نسبت به مسائل مختلف حساسند. اگر دشمن بتواند با نفوذ درون جبهه حریف نیروهای موثر و کارامد را جذب کند به سهولت میتواند برآنان پیروز شود و سخت ترین ضربهها را با همین نیروها وارد سازد. در نتیجه از دیرباز جذب نیرو از جبهه حریف جزو سیاستهای موفق و مجرب جنگآوران است.
چه میتوان کرد؟
همان طور که گفته شد نخبگان اشخاص و گروههایی هستند که درنتیجه قدرتی که به دست میآورند و تاثیری که بر جای میگذارند یا به وسیله تصمیماتی که اتخاذ میکنند یا بهوسیله ایدهها، احساسات و هیجاناتی که به وجود میآورند، در کنش تاریخی جامعهای موثر واقع میشوند. نخبگان ایران نیز از این امر مستثنا نیستند.
افراد بسیاری برای این نظام زحمت کشیده و استخوان خرد کردهاند و معمولاً داعیه هم نداشتهاند؛ لذا باید شرایط برای ورود این افراد به زمینه تحولات سیاسی جامعه فراهم شود. مشخصه چنین افرادی این است که با اینکه به یکی از دو جناح تعلق نسبی بیشتری دارند، ولی در شرایط گوناگون، انصاف را فدای برخی مناسبات و علاقههای جناحی نمیکنند و به دلیل انصافی که دارند، مورد احترام هر دو جریان بودهاند. با وجود این از این نکته نیز نباید غافل بود که برداشتن چند گام برای خروج از فتنه ضروری است. اولین گام، توقف و تامل و مطالعه شرایط موجود است. در این شرایط فتنه بیمحابا رفتن و دویدن و بدون تامل حرف زدن آتش فتنه را شعلهورتر میکند. حضرت علی (ع) در این مواقع توصیه جالبی دارد که میگویند: مانند بچه شتر باش که نه سواری دهی و نه شیرت بدوشند.
از سوی دیگر باید جهلزدایی و افزایش آگاهی و دانایی را هم در نظر داشت. آتشافروزان و فتنهانگیزان با روشهای مختلف مردم را در جهل نگه میدارند و از همین ناآگاهی برای دستیابی به اهداف خود استفاده میکنند.
اما مهم ترین اصل نیز، پرهیزکاری و خویشتنداری است. به یقین اگر با خدا دوست باشیم و از وسوسه شیاطین زمینی و همینطور هوای نفس، به او پناه ببریم،قطعا در دام فتنهگران قرار نمیگیریم و شکار آنها نخواهیم شد.حضرت علی در این باره میفرماید: «بدانید که هرکس تقوی پیشه کند خداوند زمینه برونرفت او را از فتنهها فراهم میکند و به او نوری عطا میکند تا از تاریکیها رهایی یابد.» (نهجالبلاغه ؛ خطبه 183)
د رهمین حال پرهیز از خودسری و توجه به نصیحت و راهنمایی مصلحان نیز باید سرلوحه نخبگان قرار گیرد. مولا حضرت علی در این زمینه میفرمایند: برای رهایی از فتنهها، نصیحتها و پند و اندرزهای خیرخواهانتان را بشنوید و از جان و دل آن را بپذیرید. (خطبه 121)
اگر بخواهیم این سخن را در چند جمله خلاصه کنیم و توصیهای به عنوان فصل ختام به عرض نخبگان و عامه مردم عنوان کنیم، میتوان گفت یکی از برنامههای فتنهگران آن است که قداستها و حرمتها را بشکنند و روح بیاعتمادی را حاکم کنند تا در مقابل حرکت ویرانگرشان مانع و سدی وجود نداشته باشد. آنها حیات خود را در گریز مسلمانان از یکدیگر میبینند. در این حالت باید گوش جان به کلام خیرخواهان بسپاریم و از سرسختی و غرور و تعصبها و دشمنیهای بیمورد پرهیز کنیم بلکه بتوان به ساحل نجات رسید.
مریم جمشیدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: