قاب خوانندگان

نه شور، نه بی‌نمک

برخی از مجموعه‌های تلویزیونی از همان قسمت‌های نخستین بامخاطب فراوان همراه می‌شوند. البته شاید دلایلی نظیر تبلیغ فراوان، نوع داستان، بعضا نامگذاری خاص سریال و یا بازیگران سریال در این مهم نقش داشته باشند. نظیر چنین روندی در مورد سریال «آشپزباشی» صدق می‌کند؛ یعنی این سریال از همان ابتدا با انبوه بیننده همراه بود و شاید مهم‌ترین دلیلش، حضور بازیگری به نام «پرویز پرستویی» در کسوت سرآشپز بود. در آنونس‌های گوناگونی که قبل از این مجموعه تلویزیونی پخش گردید، بینندگان، شاهد آن بودند که پرستویی سریال «زیر تیغ» تبدیل به پرستویی «آشپزباشی»‌ شده که 360درجه تفاوت کرده، از همین روی شروع این سریال با هجوم بیننده همراه شد. اما این نکته زمانی می‌تواند قوت گیرد که داستان این فضای جذاب را ایجاد نماید.
کد خبر: ۳۰۷۲۴۲

قصه «محمدرضا هنرمند» از رستورانی آغاز شد که مدیریت آن برعهده زنی پرتوان، مدیر و به نوعی هم مغرور بود و همسر وی در حکم سرآشپز این رستوران، کار می‌کرد. نویسنده با زوم کردن روی دغدغه‌های خانوادگی از قالبی طنزآلود، بسیاری از بسترهای اختلافی را طراحی کرده و آن را در دامن این رستوران و عوامل آن رشد می‌دهد. فضای حاکم در قصه، فضایی کاملا خانوادگی است و «هنرمند» خیلی علاقه‌مند به خروج از این فضا نیست، از همین روی، چهار فرزند این خانواده را معرفی می‌کند. مشکلات بچه‌ها که به نوعی مشکلات موجود در سطوح اجتماعی با رویکرد جوانان است، براحتی و بدون هیچ حاشیه و اجباری در قصه «آشپزباشی» جای می‌گیرد. نویسنده در بخش‌های نخستین با بیان کدهای گوناگون ضمن معرفی شخصیت‌های داستان، نوعی تضاد بین این خانم مدیر و آن آقای سرآشپز را مطرح می‌کند تا این که با حضور زن در برنامه خانواده تلویزیون، دعوا بالا می‌گیرد و به نوعی این فضای خاکستری تعارفی تبدیل به فضای تیره جنگی می‌شود. حرکت قصه در مسیر عادی است. هیچ تعجیل و تاکید نابجا در سیر آن دیده نمی‌شود مگر در نقطه عطف داستان که بسیار بسیار حساس بوده و متاسفانه گویا فراموش شده؛ حضور زن در برنامه خانواده! مخاطبان تلویزیون براحتی با برنامه‌هایی نظیر برنامه خانواده شبکه یک ارتباط دارند، جای بسی تعجب است که در صحنه مصاحبه تاکید می‌شود شب بخیر. فضایی که بینندگان تلویزیون در ظهر با آن همراه هستند، البته شاید کارگردان از این روند، هدفی داشته، اما برای مخاطب عامی که لحظه لحظه برنامه تلویزیون را تعقیب می‌کند، نوعی خطا یا سهل‌انگاری تلقی می‌شود.

قصه «آشپزباشی» در عین سادگی و شادابی و طنزآلود بودن آن، هیچ‌گاه در مسیری ناهمگون و بی‌محتوا پیش نمی‌رود و کاملا سعی شده خط سیری فعال و متغیر و واقع نگر را داشته باشد. محمدرضا هنرمند در آشپزباشی به نکته‌ای تکیه می‌کند، که شاید برای بسیاری ساده به نظر می‌رسد، اما واقعیت آن است که بسیاری از اختلافات که منجر به طلاق می‌شود حاصل عدم توجه به همین سادگی‌هاست. این نقطه اشاره کارگردان سبب گشته تا قصه با تمام سادگی، با ظرافت، به نکاتی بپردازد که برای همه درس‌آموز است. از این روی باید اذعان نمود، آشپزباشی تا بدین جای کار، سریالی موفق و جذاب بوده و امیدوارم تا پایان مسیر این سریال شور یا بی‌نمک نشود.

«رضا کسایی»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها