تاج سر مرگ می‌شویم

زنده‌هایی که به مرده می‌مانند، مرده‌هایی که انگار هنوز زنده‌اند، زنده‌های تلنبار شده روی مرده‌ها، مرده‌های تلنبار شده روی زنده‌ها، زن‌های ژولیده و خاک‌آلودی که جسد طفلکان‌شان را در آغوش می‌فشارند.
کد خبر: ۳۰۷۱۹۱

امدادگرانی که تن سرد بچه‌ها را به اصرار از آغوش مادران بیرون می‌کشند تا دفنشان کنند ، آدم‌های نیمه‌جان زیرآوار که خواب نور می‌بینند، بوی تلخ جسد‌های لهیده زیر خاک و آهن، گور‌های گمشده در هیاهو، تکه‌های پارچه پیچ تن بچه‌ها، زن‌ها و مردها، استخوان‌های بیرون‌زده از گوشت تن آدم‌ها، تلاش مردان برای به خاطر سپردن گور خانواده‌هایشان، صدای پارس سگ‌های زنده‌یاب، دزدهایی که پسمانده زندگی مرده‌ها را در خورجین می‌ریزند، درد، گرسنگی، عفونت، زخم، خون، شیون و مرگ و مرگ و مرگ... این سرانجام تلخ پورتوپرنس است، شهری که این روزها تاج سر مرگ است، شهری که این روزها...

7 روز پیش خبر وقوع زلزله‌ای در پورتوپرنس پایتخت هائیتی زبان به زبان گشت، پیش از این که تصاویر و فیلم‌های آن منتشر شود، 7 ریشتر فقط یک عدد بود، پورتوپرنس فقط شهری حقیر روی نقشه جهان و زلزله، بلایی ناگهان و ناروا که پابرهنه‌های پایتخت هائیتی را غافلگیر کرده بود، اما تصاویر که منتشر شد، فیلم‌ها که در رسانه‌های تصویری به نمایش درآمد، جسد‌ها که از 50 هزار به 100 هزار و از 100 هزار به 200 هزار نفر رسید و پیش‌بینی‌هایی ناامیدانه تا مرز 500 هزار نفر هم تخمین‌شان زدند، فاجعه فهمیدنی‌تر شد و همه را به وحشت انداخت از قیاس شهرشان با هائیتی زلزله‌زده که مبادا فردا نوبت آنها شود.

برای ایرانی‌ها 7 روز گذشت تا بالاخره دکتر بهرام عکاشه ، پدر زلزله‌شناسی ایران جرات کرد نفوس ناخوش بزند و از زلزله تهران به خبرگزاری مهر بگوید که میزان خسارت و تلفات احتمالی آن 10 برابر هائیتی خواهد شد و این یعنی فاجعه‌ای بی‌سابقه در تاریخ که هیبتش احتمالا دامن همه کشور را می‌گیرد، یعنی دستکم دو سه بار تیتر یک روزنامه‌های جهان شدن، یعنی مرده‌های تصاعدی و زنده‌هایی که از شدت فلاکت آرزوی مردن می‌کنند.

پای زلزله که به تهران برسد، مرگ که بال‌هایش را بر شهر ناایمن‌مان بگسترد، فاجعه طوری جهان را تکان می‌دهد که احتمالا همه، هائیتی را از یاد می‌برند و آن‌وقت نقل تاریخ‌دانان جهان می‌شویم که بنویسند: تهران شهری بود با مردمی بی‌خیال، مسوولانی بیگانه با مدیریت بحران و کارشناسانی که از ترس مشوش شدن افکار عمومی، زلزله حتمی را در شهرشان کتمان می‌کردند، شهری بود که متولیان شهری‌اش گمان کردند خودشان را اگر گول بزنند، زلزله هم گول می‌خورد، شهری بود 220 ساله با بافت‌های فرسوده و 12 میلیون نفر جمعیت که خیابان‌هایش فقط به اندازه 500 هزار دستگاه خودرو ظرفیت داشت اما بیش از 3.5 میلیون دستگاه وسیله نقلیه در معابر پایتختش می‌خزیدند، شهری بود با خانه‌های فکسنی و گسل‌های سرکش، شهری بود که مردمش همیشه پیش‌بینی می‌کردند در هوای آلوده‌اش خفه شوند اما زمین پیش‌دستی کرد و شهرشان را از روی همه نقشه‌های جهان خط زد، شهری بود...، تهران شهری بود خلاصه خودش!

مریم یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها