براساس 2 دهه کار و تجربه در زمینه تالیف کتاب درسی و امور مربوط به آن، معتقدم مولف کتاب تاریخ باید از این ویژگیها برخوردار باشد:
دانش آموخته رشته تاریخ
مولف میبایست در رشته تاریخ درس خوانده باشد. تحصیل تدریجی، سرکلاس نشستن، گفت وگو با استاد و همکلاس،انجام تکالیف درسی و نظایر آن، ذهنیت و توانایی ایجاد میکند و به نوعی «معرفت» منتهی میشود که با مطالعه حرف و حتی علاقه خیلی زیاد حاصل شدنی نیست. مولف در مراحل گوناگون کار به نوعی، روش تحقیق در تاریخ را به کار میگیرد. او منابع پژوهشی و مطالعاتی مورد نیاز را شناسایی میکند و به مطالعه و انتخاب مطالب دست میزند. بنابراین میبایست برای این کار تربیت شده و از تجربه کافی برخوردار باشد. در غیر این صورت، علاوه بر این که از ذهن تربیت شده تاریخی برخوردار نیست فاقد توانایی لازم برای تشخیص ارزش و اهمیت مطالب خواهد بود و به جای استفاده از منابع معتبر و مفید چه بسا از منابع غیر علمی، سطحی و بیارزش بهره ببرد.
سابقه معلمی
مولفانی که سابقه معلمی و حضور در کلاس دارند با واقعیات مرتبط با کار تالیف آشنا هستند، ویژگیهای عقلانی و ذهنی فراگیران را میدانند، میزان توانایی و ظرفیت آنان را در نظر دارند و میتوانند عکسالعملهای آنان را نسبت به هر بخش از محتوای آموزشی نظیر توضیحات، مثالها، تصاویر، حجم، نقشهها، اسامی، پرسشها و غیره حدس بزنند. بنابراین نوشته آنان با واقعیتها سازگار است و کمتر معلمان و دانشآموزان را به دردسر میاندازد.
توانایی نویسندگی و سازماندهی مطالب
براساس طرح کتاب درسی که به آن «راهنمای برنامه درسی» میگویند و توسط جمعی از صاحبنظران تهیه میشود انتظار میرود که مولف مطالبی را در قالب چند درس یا واحد آموزشی، ارائه کند. هر درسی خود شامل قسمتهای مقدماتی، میانی و نهایی میشود. بعلاوه مولف باید به خاطر داشته باشد که برای هر قسمت، فعالیت نکته اضافی، پرسش، تصویر، نقشه، جدول و غیره را لحاظ کند. مولف میبایست مدام اهداف آموزش را در ذهن خود مرور کند تا به بیراهه نرود و از نگارش مطالب غیر ضروری بپرهیزد.( به یاد دارم تالیف یک کتاب درسی تاریخ را به یکی از استادان صاحب نام دانشگاه سپرده بودم. کتاب را نوشت و تحویل داد. دیدم که برای درس نخست یک صفحه و برای درس دوم 30 صفحه درنظرگرفته بود)! نویسندگی توانایی و هنری نیست که یکباره حاصل شود. بلکه تمرین و ممارست زیادی میخواهد. نویسنده در واقع کسی است که مطالبی را که در ذهن دارد یا احساس میکند، به قلم میکشد. چه بسا کسی که گوینده یا معلمی زبردست و توانا است اما نویسندهای ناتوان و ضعیف باشد. نویسنده کتاب درسی نه تنها از هنر نوشتن برخوردار است بلکه از نوع خاصی از هنر نویسندگی نیز بهره میبرد. بدین معنی که باید بتواند ساده بنویسد، از به کار بردن واژهها و اصطلاحاتی که دانشآموز با آن بیگانه است پرهیز کند، از نوشتن جملههای طولانی خودداری ورزد و از آنجا که مخاطبان او هزاران نفرند که در یک سطح از رشد عقلی و ذهنی برخوردار نیستند حد متوسط آنان را در نظر بگیرد.
مقتضیات زمان
سیاست، اجتماع، روابط بینالملل، ادیان و مذاهب، اقوام و اقشار... از اموری هستند که با تاریخ ارتباط دارند. از طرفی در کشور ما ادیان و مذاهبی با باورهای ویژه خود وجود دارند که گاه با هم معارض مینمایند. نویسنده کتاب درسی تاریخ برخلاف مولف ریاضی و شیمی و نظایر آن، ناچار باید با این امور آشنا شود تا در هنگام نگارش خطایی مرتکب نشود که جبران آن سخت باشد.
مولفانی که سابقه معلمی و حضور در کلاس دارند با واقعیات مرتبط با کار تالیف آشنا هستند و ویژگیهای عقلانی و ذهنی فراگیران را میدانند، بنابراین نوشته آنان با واقعیتها سازگار است و کمتر معلمان و دانشآموزان را به دردسر میاندازد
مقتضیات کتاب
وقتی تالیف کتابی را به مولف یا تیم تالیف سفارش میدهند باید بداند که چنان درسی در کل برنامه درسی، چه نقش و جایگاهی دارد. باید بدانند دانش آموزان در سال یا سالهای قبل. چه مطالبی مرتبط با آن را آموختهاند یا در سالهای آتی خواهند خواند.(ارتباط عمومی) و چه مطالبی را در همان پایه تحصیلی در سایر کتابهای درسی میخوانند که با آن مرتبط است.(ارتباط افقی) بیتوجهی به این اصل ممکن است کار او را با عیبها و اشکالهایی همراه سازد.
کتاب آرایی
کتابهای تاریخی فراوانی را میتوان یافت که فاقد تصویر، نقشه و نظایر آنند. این نقیصه از نویسندگان و ناشران چنان کتابهایی پذیرفتنی نیست اما کتاب درسی تاریخاساسا نمیتوانند چنین باشد. مولف چنان کتابی لازم است در حین نوشتن و سازماندهی هر قسمت بیندیشد که چه نوعی از منابع بصری بر آن لازم است. او گاه دانشآموزان را به آنها ارجاع میدهد. حتی گاه از نگارش نکتهای خودداری میکند و به جای آن یک تصویر و زیرنویس مناسبی را لحاظ میکند. او منابع بصری را یا خود در اختیار کارفرما قرار میدهد یا شیوه دستیابی به آنها را خاطرنشان میسازد.
پس از چاپ کتاب
کار مولف با تمام شدن تالیف پایان نمییابد. بلکه تازه آغاز کار است!
پس از انتشار کتاب درسی و وارد شدن آن در چرخه آموزش او موظف است که به میان معلمان برود و برای آنان نکات ضروری برای تدریس و ارزشیابی کتاب را بیان کند، بعد هم که در میدان عمل یعنی در کلاس درس، عیبها و کاستیهای کارش عنوان شد، بدون تعصب و لجاجت آنها را بپذیرد و در اصلاح آن برای چاپهای بعدی بکوشد. به همین دلیل مولف کتاب درسی باید آماده همکاری با مسوولانذیربط و قابل دسترسی باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم