کلاس‌های نقاشی و جوان‌هایی که می‌خواهند پیکاسو شوند

مواظب باش رنگی نشوی!

زنگ‌های هنر در مدرسه‌ها از کمترین احترام و جایگاهی در بین مدیر و معلمان مدرسه برخوردار بود. خیلی‌هایمان به یاد می‌آوریم روزهایی را که خسته از زنگ علوم و ریاضی، منتظر زنگ هنر، می‌نشستیم و به یک باره همه امیدهایمان با جان گرفتن این شایعه به نا امیدی بدل می‌شد: «قراره امروز خانم ریاضی بیاد به جای زنگ هنر.»
کد خبر: ۳۰۶۳۶۰

هنر در کودکی ما شانس چندانی برای شناخته شدن و باز کردن راهش در روح و روان و استعدادمان نداشت.

اغلب اتفاق‌هایی که می‌تواند ما را به سمت نقاش شدن هدایت کند در عنفوان جوانی رخ می‌دهند.

وقتی کودکی، خود به خود دوست داری نقاشی بکشی. فرقی هم نمی‌کند که یک تکه کاغذ گیرت بیاید یا با مداد و خودکار بزرگترها بیفتی به جان در و دیوار خانه. با این حال از نوجوانی و جوانی است که گرایش‌های هنری تقویت می‌شود و هر کس به سمتی می‌رود. این هفته رفته‌ایم سراغ کلاس‌های آموزش نقاشی.

زمانی تب رفتن به کلاس نقاشی در بین، جوان‌ها بسیار بالا گرفت. آنهایی که پشت کنکوری بودند و برای گذران اوقات فراغت‌شان باز هم یادگیری را انتخاب کرده بودند یا آنهایی که می‌دانستند در عرصه هنر استعداد بیشتری دارند اما (به هر دلیل) رشته شیمی را انتخاب کرده بودند و مجبور بودند در کنار شیمی خواندن، نقاشی را هم آموزش ببینند. البته یک دسته دیگر هم بودند که دلایل متفاوتی برای رفتن به کلاس‌های نقاشی داشتند.

چند سال پیش که خیلی هم دور نیست، می‌توانستید عصرها پسرها و البته اغلب دختران جوان و نوجوان زیادی را ببینید که تخته شاسی به دست از در موسسات آموزشی هنر بیرون می‌آیند. با دست و صورت‌هایی که اگرچه شسته شده‌اند اما هنوز آثار زغال و مداد کنته رویشان هست و لباس کارهای رنگ و وارنگی که از فرط استفاده دیگر رنگ اصلی‌شان پیدا نیست.

اما در کنار همه اینها، تعداد خیلی کمی از هنرجویان که تعدادشان از انگشتان دو دست فراتر نمی‌رود - از آنهایی هستند که از همان کودکی عاشق نقاشی بوده‌‌اند و لغو کلاس‌های هنر مدرسه هم هیچ تاثیری در روند علاقمندی‌شان به نقاشی ایجاد نکرده است.

این جوان‌ها نقاشی را نه به عنوان کار دوم یا سرگرمی، بلکه به عنوان خود زندگی انتخاب می‌کنند. کلاس نقاشی برایشان جدی است و برای همین هم بهتر از همه کار می‌کنند، لباس‌هایشان مندرس و موهایشان ژولیده‌تر است، بیشتر از همه در کلاس می‌مانند، در زمان کار هدفون در گوش می‌گذارند و موسیقی گوش می‌دهند و در نهایت هم خلاقانه‌ترین کار را به استاد نشان می‌دهند.

این افراد که قرار است آینده نقاشی این مملکت را بسازند، خیلی زود از کلاس رفتن‌های دسته جمعی خسته می‌شوند و سراغ کلاس‌های خصوصی با اساتید بزرگ و شناخته شده می‌روند. منطقه ممنوعه‌ای که فقط با استعدادها و البته پولدارها امکان ورود به آن را دارند.

در مقایسه با امکانات کم موسسات آموزشی (که شامل یک اتاق نه چندان بزرگ برای تعداد زیادی جوان هنرجو و در نهایت سه پایه نقاشی است)، قیمت این کلاس‌ها معمولا بالاست. با این حال حضور در یک جو هنری برای جوانی که باید بین مهندس یا نقاش شدن یکی را انتخاب کند و فرصت چندانی هم ندارد، بسیار مناسب است. این مساله انتخاب را برای او ساده‌تر می‌کند.

کلاس‌های نقاشی

یک کلاس درجه متوسط نقاشی را با یک نقاش میانسال محزون که برای گذران زندگی در کنار عشقش به نقاشی، تدریس هم می‌کند، در نظر می‌گیریم. در چنین کلاسی که حدود 1210 هنرجوی متوسط دارد، همه چیز از روی تخته شاسی و با تعدادی مداد آغاز می‌شود. شما باید بتوانید قدرت مانور دستتان را بالا ببرید. برای همین شکل‌های دایره‌ای را بدون آن که فرصت برگشت و اصلاح داشته باشید، دوباره و چند باره بر روی هم طراحی می‌کنید.

مرحله تقویت دست و ذهن، که با موسیقی گاهی آزار دهنده انتخابی استاد، همراه است، آنقدر طول می‌کشد که به نظر بعضی از شما خسته‌کننده هم می‌شود. به همین خاطر، تا پایان ماه اول، تعداد بچه‌های کلاس از 12 به 10 یا 9 می‌رسد. آنهایی که از اول هم برای کار رنگ روغن و کشیدن یک تابلوی سیب و کوزه و چسباندن آن به دیوار اتاق پذیرایی شان به کلاس نقاشی آمده بودند، تخته شاسی‌هایشان را زیر بغل می‌زنند و برای همیشه از در بیرون می‌روند تا از مغازه کناری قیمت گیتارهایش را بپرسند.

در تمام مدت کلاس، استاد محزون اما دلسوز، از اطلاعات و تجربه‌های هنری‌اش لبریزتان می‌کند و تاثیر نیروی جوانی ذهنی و جسمی تان را به عنوان یک عامل مهم برای تبدیل شدن به یک نقاش مشهور یادآوری می‌کند. البته در کلاس‌های سطح پایین‌‌تر از توضیح و تشریح آنچنانی هنر خبری نیست و همین که بتوانید بعد از چند ماه یک ظرف گلی و لیوان شیشه‌ای را درست و حسابی طراحی کنید و سایه‌های پارچه روی میز چوبی را خوب دربیاورید، باید کلاهتان را هوا بیندازید.

برای وارد شدن به مرحله رنگ که می‌تواند کار با آبرنگ، مداد رنگی، اکرلیک و یا هر تکنیک دیگری باشد، باید کاملا آماده باشید، فرم را شناخته و درباره رنگ‌ها اطلاعات تئوری داشته باشید. مرحله تجربه‌های رنگی موفق برای بسیاری از نقاشان بزرگ در جوانی اتفاق افتاده است.

البته کار با رنگ در دانشکده‌های نقاشی از ترم‌های چهارم به بعد آغاز می‌شود. شما به عنوان یک دانشجوی نقاشی باید چند ترمی را در کارگاه‌های طراحی و کلاس‌های تئوری هنری بگذرانید تا اجازه تماس با رنگ را پیدا کنید؛ در حالی که این مساله در کلاس‌های آزاد نقاشی بی‌برنامه‌تر و البته بنا به تشخیص و اراده استاد اتفاق می‌افتد.

موسسات آموزشی آمدند و رفتند

اغلب موسسات آموزشی هنری، با این‌که به سرعت از گوشه و کنار خیابان‌های اصلی و فرعی شهرهای بزرگ بیرون آمدند و به‌تدریج راه ورودشان را به شهرهای کوچک هم باز کردند، آنقدرها که باید پابرجا نماندند. البته با این‌که هیجان کلاس نقاشی رفتن چند سال بیشتر دوام نیاورد، هنوز هم تعداد زیادی از آنها وجود دارند و جوان‌های هنرجویی هستند که به عشق نقاش شدن، سر و صورتشان را در این کلاس‌ها سیاه می‌کنند.

با این‌که منطقه و محل تشکیل کلاس‌های نقاشی در پرجمعیت‌تر شدن آنها بی‌تاثیر نیست، اما معیاری که حرف اول را می‌زند، استادی است که باید کنارتان بایستد و ظرافت‌های فرمی و رنگی را بهتان گوشزد کند.

اساتید کلاس‌های نقاشی اغلب، یا فارغ‌التحصیلان جوان دانشکده‌های نقاشی هستند یا اساتید باتجربه‌تری‌اند که احتمالا اولین شرطشان برای پذیرفتن این سمت باید نقاش بودن باشد.

اگر استاد نقاشی را دیدید که سال‌هاست نقاشی را کنار گذاشته و تدریس پیشه کرده است، یا هنوز دارد تجربه‌های صاحب سبک شدن را طی می‌کند، تعجب نکنید. تعداد زیادی از کسانی که تدریس نقاشی در آموزشکده‌ها را بر عهده دارند، حرف تازه‌ای برای هنرجویانشان ندارند. در راه نقاش شدن، انتخاب یک استاد و مدرس قابل اعتماد، معروف و مجرب، اولین کاری است که باید درست انجامش بدهید.

البته شما در آموزشکده‌ها با مبلغ پایین‌تر اما در کلاس‌های پرجمعیت‌تری نقاشی یاد می‌گیرید. قیمتی که بسته به اعتبار آموزشکده و شهرت استادانش بسیار متنوع و متفاوت است. مثلا می‌توانید با پرداخت شهریه ماهانه از 10 تا 300 هزار تومان در کلاس نقاشی یک موسسه یا فرهنگسرا شرکت کنید. آن وقت البته درمی‌یابند تفاوت بین کلاس‌های ارزان و گران از زمین تا آسمان است.

اما اگر شما جوانی هستید که عزمتان برای نقاش شدن جدی‌تر از این حرف‌هاست، باید پول و پله‌ای جمع کنید و به صورت جدی به دنبال پیدا کردن استاد مجربی بروید که اصول نقاشی درست را یادتان بدهد.

در حال حاضر تعداد زیادی از جوان‌هایی که در عالم نقاشی اسمی دارند، به رغم جوانی‌شان صاحب سبکی هستند و حضور در چند نمایشگاه انفرادی در داخل و خارج از کشوررا در رزومه هنری‌شان دارند.

آنها در کنار هنرمندان نقاش قدیمی کلاس‌های خصوصی نقاشی برگزار می‌کنند. با این‌که هزینه این کلاس‌ها بالاست و گاهی برای شرکت در آنها باید از هفت‌‌خان رستم گذشت، اما اگر تصمیمتان جدی است، در انجامش درنگ نکنید.

محدثه مومنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها