در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مقاله به بررسی این موضوع با توجه به شرایط کنونی و فرجام روند سازش پرداخته است.
بررسی تحولات خاورمیانه در ماههای اخیر نشان میدهد که موج جدیدی از تحرکات برای از سرگیری این مذاکرات آغاز شده است. دیدارهای مکرر مقامات کشورهای عربی با یکدیگر با محوریت عربستان، اردن و مصر در کنار تشدید تحرکات دیپلماتیک آمریکا در منطقه را میتوان از نشانههای این رویکرد دانست.
در همین چارچوب هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا در دیدار با مقامات ارشد کشورهای عربی از جمله ابوالغیظ وزیر خارجه مصر بر لزوم رویکرد کشورهای عربی و فلسطینیها به روند سازش بدون پیش شرط تاکید کرد. هرچند که رویکرد به روند به اصطلاح صلح خاورمیانه را محافل رسانهای و سیاسی غرب و کشورهای عربی رویکردی به برقراری ثبات و امنیت در منطقه و تحقق اهداف فلسطینیها عنوان میکنند اما نکات دیگری در حاشیه آن مطرح است.
رویکرد به روند سازش با نام فلسطین در حالی آغاز شده است که بررسی تحولات فلسطین این حقیقت را آشکار میکند که این رویکرد، توجه به امری حاشیهای است که در لوای آن متن رویداد و بسیاری از مسائل اساسی آن خواسته و ناخواسته به فراموشی سپرده شده است. در ارزیابی این امور میتوان به چند نکته اساسی اشاره داشت.
حق بازگشت آوارگان فلسطینی
کشورهای عربی به ویژه مصر و اردن و عربستان که خود را از اصلیترین بازیگران منطقه میدانند در باب روند سازش اجرای طرح صلح عربی را که بر لزوم عقبنشینی صهیونیستها از اراضی اشغالی و بیتالمقدس و حق بازگشت آوارگان فلسطینی تاکید دارد، در دستور کار قرار دادهاند. آنها میگویند هیچ طرحی جز طرح خود را نمیپذیرند در حالی که چندین بار موافقت خود را با طرحهای آمریکایی نشان دادهاند. نکته بسیار مهم در این عرصه آن است که بیش از 5 میلیون فلسطینی در سراسر جهان آواره هستند اما به دلیل سیاستهای صهیونیستها و حمایتهای غرب از آنها، حق بازگشت به وطن را ندارند.
براساس اسناد و گزارشهای منتشره یکی از محورهای اصلی طرحهای صهیونیستها و غرب برای حل بحران خاورمیانه، جلوگیری از حق بازگشت آوارگان فلسطینی به وطن است. این امر عملا در طرحهای سازش آمریکا و اروپا برای اعراب مطرح شده است. بر اساس این طرح صرفا 50 هزار فلسطینی حق بازگشت به فلسطین را دارند و چندین میلیون فلسطینی باید در سایر کشورها اسکان داده شوند. کشورهای عربی نیز در حالی به نام فلسطین باردیگر روند سازش را آغاز کردهاند که عملا این حق فلسطینیها را کنار نهاده و دیگر به عنوان پیش شرط به آن نمینگرند.
فراموشی غزه
کشورهای عربی و غربی در حالی به نام فلسطین روند سازش را مطرح میکنند که این کشورها پس از گذشت یک سال از جنگ 22 روزه غزه هیچ اقدامی برای بازسازی و پایان محاصره این منطقه انجام ندادهاند. در نشست شرم الشیخ مصر در دوازدهم اسفند سال گذشته کشورهای شرکت کننده بیش از 5 میلیارد دلار برای بازسازی غزه متعهد شدند که کشورهای عربی با بیش از یک میلیارد دلار و آمریکا 900 میلیون دلار و اتحادیه اروپا 500 میلیون دلار بیشترین تعهد را در این میان برعهده گرفتند. اما، پس از گذشت یک سال نه تنها این وعدهها محقق نشده بلکه همین کشورها با عدم توجه به مسائل غزه و همسو شدن با امر محاصره عملا اقدام به کشتار آرام 5/1 میلیون فلسطینی ساکن این منطقه کردهاند. اگر کشورهای عربی و غربی واقعا به دنبال کمک به ملت فلسطین هستند چرا پس از گذشت یک سال از جنگ غزه به وعدههای خود برای بازسازی این منطقه که با بحران انسانی شدیدی مواجه است عمل نکردهاند؟
اسرای فلسطینی
از دیگر مسائل مطرح در عملکرد کشورهای عربی و غربی بیتوجهی آنها به مساله اسرای فلسطینی است که در بدترین شرایط به سر میبرند.
مرکز پژوهشها و حقوق اسیران فلسطینی اعلام کرده است تعداد اسیران فلسطینی که از بیماریهای مزمن رنج میبرند تاکنون به یکهزار مورد رسیده است. فواد الخفش، مدیر این مرکز تاکید کرد که در بین اسیران بیمار 40 نفر شرایط بسیار سختی دارند و از بیتوجهیهای پزشکی و عمدی اشغالگران رنج میبرند. وی افزود: تعدادی از آنها حتی توانایی راه رفتن ندارند و از صندلیهای چرخدار استفاده میکنند و تعدادی دیگر نیز از نارسایی کلیه و بیماریهای خطرناک دیگر رنج میبرند. بیش از 11 هزار فلسطینی از جمله صدها زن و کودک در زندانهای رژیم صهیونیستی بهسر میبرند. در زندانهای صهیونیستها فلسطینیها در هر سنی از نوزاد تا افراد کهنسال وجود دارند اما هیچ اقدامی برای آزادی آنها صورت نگرفته است.
اشغالگری صهیونیستها و دیوار حائل
اعراب در حالی به روند سازش روی آوردهاند که در مقابل توسعهطلبی صهیونیستها بویژه ادامه شهرکسازی، اخراج فلسطینیها از اراضی اشغالی، ساخت دیوار حائل در کرانه باختری، اجرای طرحهای گسترده برای نابودی زیرساختهای اسلامی مسجدالاقصی و اشغال کامل این مکان مقدس راه سکوت در پیش گرفتهاند. اکنون این سوال مطرح است که چرا اعراب و غربیها که ادعای تحقق اهداف فلسطینیها را دارند در برابر اشغال اراضی فلسطینی نشین، اخراج فلسطینیها از کرانه باختری و قدس، شهرک سازی صهیونیستها، راه سکوت در پیش گرفته و به محکوم سازی بسنده کردهاند؟ اشغالگران در بیتالمقدس تصمیم گرفتهاند تا بیش از 50 هزار فلسطینی را در راستای سیاست یهودیسازی بیتالمقدس خارج از چارچوب این شهر اعلام کنند. ساخت دیوار حائل نه فقط اهداف امنیتی بلکه با اهداف سیاسی و جمعیت شناختی صورت میگیرد بویژه اینکه دیوار یادشده بیتالمقدس از کرانه باختری کاملا جدا میکند.
مرکز حقوق اجتماعی و اقتصادی بیتالمقدس با رد ادعاهای رژیم صهیونیستی در خصوص وضعیت 50هزار فلسطینی ساکن بیتالمقدس اعلام کرده است: بیش از 125 هزار فلسطینی ساکن این شهر با خطر لغو حق اقامتشان در این شهر روبهرو هستند. این مرکز تاکید کرد که اقدام شهرداری بیتالمقدس تنها 50 هزار فلسطینی را هدف قرار نمیدهد و آمار و ارقام ارائه شده در خصوص تعداد فلسطینیان ساکن مناطق شمال شرقی بیتالمقدس چندین برابر بیشتر است.
دیوار فولادی
از دیگر مسائل نادیده گرفته شده از سوی اعراب، مقابله با ساخت دیوار فولادی در مرز مصر و غزه است. دولت مصر قصد دارد با حفر 400 چاه به عمق 30 متر و با فاصله 30 متری از یکدیگر در طول مرز 12کیلومتریاش با نوار غزه و با ایجاد شبکه لولهگذاری روی این چاهها، آب دریای مدیترانه را با فشار به این چاهها منتقل کرده تا با نشت آب از طریق چاههای احداث شده به زمینهای فلسطینی، تونلهای احداث شده در این منطقه ریزش کند و در عین حال امکان احداث تونل در این زمینهای باتلاقی عملا از بین برود. این اقدام برابر با محاصره کامل غزه و تبدیل آن به زندانی بزرگ است. این مهم مطرح است که چرا اعراب بهویژه مصر که ادعای سردمداری روند به اصطلاح کمک به ملت فلسطین را دارد با ساخت دیوار فولادی در مرز غزه و ممانعت از ورود کاروان امدادرسانی شریان حیات این منطقه عملا در محاصره را قطع کرده و در کشتار دسته جمعی فلسطینیها مشارکت میکند؟
محاکمه سران جنایتکار صهیونیست
کشورهای عربی و غربی در حالی اکنون اصل سازش را مطرح میکنند که برخی از همین کشورها در برابر خواست جهانی برای محاکمه سران جنایتکار رژیم صهیونیستی در مجامع جهانی یا راه سکوت در پیشگرفته و یا در حمایت از صهیونیستها مانع از اجرای این امر شدهاند. برخی کشورهای اروپایی در کنار آمریکا در حالی از روند سازش در فلسطین و اجرای صلح بهاصطلاح صلح خاورمیانه به نام حمایت از ملت فلسطین سخن میگویند که همین کشورها چندی پیش در شورای حقوق بشر سازمان ملل و مجمع عمومی این سازمان در برابر گزارش کمیته حقیقتیاب سازمان ملل (گزارش گلدستون) موضعگیری کرده و به مخالفت با آن پرداختند. اکنون این سوال مطرح است که آیا میشود از صلح و سازش سخن گفت در حالی که در عمل از احقاق کوچکترین حقوق ملت فلسطین در مجامع جهانی جلوگیری به عمل میآید؟ متاسفانه کشورهای عربی نیز با گرایش به روند سازش در مسیری قرار گرفتهاند که براساس آن افکار عمومی از جنایات صهیونیستها دور شده تا در نهایت پرونده محاکمه سران جنایتکار صهیونیست مختومه شود.
ادامه حمایت آمریکا از صهیونیستها
نکته مهم دیگر در مساله روند سازش آن است که آمریکا در حالی از اعراب میخواهد به این روند وارد شوند که خود به جای مقابله با جنایات صهیونیستها همچنان به حمایت از این رژیم ادامه میدهد.
آمریکا نیز که داعیه دار بازیگری فعال و گسترده در روند صلح خاورمیانه است با اعزام جورج میچل، نماینده ویژه در امور خاورمیانه، طرحهای متعددی را برای به اصطلاح صلح خاورمیانه مطرح کرده است. مهمترین طرح آنها طرح 57 کشوری است که براساس آن 57کشور اسلامی باید رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته و حداقل با آن رابطه اقتصادی داشته باشند. این ادعا در حالی مطرح شده است که صهیونیستها در مقابل آن، تعهد خاصی به اعراب و فلسطینیها نداشته و به سیاستهای گذشته خود ادامه میدهند. البته طرح کنفدرالی برای اماکن مقدسه با محوریت واگذاری بیتالمقدس به صهیونیستها، فلسطینیها و اردن نیز مطرح شده است که اساس آن را نیز حذف اصل بازپسدهی قدس به فلسطینیها و ارتباط اعراب با صهیونیستها به بهانه گردشگری تشکیل میدهد. آمریکا نزدیک به 3میلیارد دلار برای کمک به صهیونیستها در سال 2010 اختصاص داده است. آمریکا همچنین تجهیز نظامی این رژیم و تقویت تشکیلات خودگردان برای سرکوب مقاومت را در دستور کار قرار داده است.آمریکا حتی از اصل توقف شهرک سازی صهیونیستها عقبنشینی کرده و دیگر سخنی از آن به میان نمیآورد. در چنین شرایطی کشورهای عربی به جای آنکه با ابزارهای اقتصادی (بهویژه نفت) آمریکا را به تغییر این روند وادار کنند بر همکاری با آمریکا در روند سازش تاکید میکنند.
نکته بسیار مهم در تحولات کنونی تاکید مقامات آمریکا از جمله جورج میچل، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه مبنی بر لزوم حل مساله فلسطین ظرف دو سال آینده است. مقامات آمریکایی ادعا کردهاند که روند صلح فلسطین ظرف دو سال آینده باید اجرایی شده و سپس سازش اعراب و صهیونیستها نیز محقق شود. آمریکا در حالی از شرایط صلح سخن میگوید که عملا اقدامی برای این مهم که اساس آن را مقابله با توسعهطلبی و شهرکسازی صهیونیستها، کمک به فلسطینیها برای بازسازی ویرانههای غزه و احقاق حقوقشان در قدس و اراضی اشغالی انجام نداده و صرفا از سازش سخن به میان آورده که دستاوردی نیز نداشته است. در حالی مساله سازش در دو سال آینده مطرح میشود که در گذشته نیز فرصتهای زمانی برای این مساله از سوی مقامات آمریکایی اعلام شده بود. کارنامه جورج بوش که بر اجرای صلح ابتدا تا سال 2005 و سپس 2009 تاکید کرده بود و یا وعدههای بیل کلینتون، رئیسجمهور اسبق آمریکا که وی نیز جدول زمانی را برای این امر تعیین کرده بود، هیچگاه تحق نیافت. این زمانبندی در حالی صورت گرفته که حاصل تمام آنها، ایجاد شرایط زمانی برای توسعهطلبی صهیونیستها در اراضی اشغالی و بیتالمقدس، اخراج بیشتر فلسطینیها، تشدید محاصره غزه و... بوده است. به عبارت دیگر، تقویم زمانی صرفا راه را برای توسعهطلبی صهیونیستها هموار میسازد تا در لوای انحراف افکار عمومی به تحولات حاشیهای و غفلت از حقایق فلسطین را اجرایی کنند.
نتیجه گیری
در جمعبندی کلی از رویکرد اعراب به روند سازش میتوان گفت که کشورهای عربی به جای پرداختن به اصول اساسی فلسطین به مساله حاشیهای روند سازش روی آوردهاند. بررسی پرونده فلسطین نشان میدهد که در نزدیک به دو دهه گذشته صهیونیستها با کمک متحدان غربی خود با به بازی گرفتن فلسطینیها و کشورهای عربی در لوای طرح روند سازش و به اصطلاح تشکیل کشور مستقل فلسطین، ضمن امتیازگیری از آنها سیاستهای توسعهطلبانه خود را اجرا کردهاند. بهعبارتی دیگر آنها از فرصت ایجاد شده برای سازش با محوریت به مذاکره نشاندن و برخی تحرکات دیپلماتیک سعی کردهاند تا ضمن خلع سلاح مقاومت از توجه افکار عمومی جهان به سیاستهای توسعهطلبانه و اشغال اراضی فلسطینی نشین به ویژه قدس جلوگیری کنند. با توجه به شرایط حاکم بر فلسطین و مسائل مهمی که در این عرصه مطرح است رویکرد کشورهای عربی به روند سازش بدون توجه به این مسائل را میتوان خیانتی خواسته و ناخواسته به آرمانها و حقوق ملت فلسطین دانست؛ اقدامی که نه تنها دستاوردی برای ملت فلسطین بههمراه ندارد بلکه در نهایت محقق کننده اهداف آمریکا و صهیونیستها خواهد بود. با تمام این تفاسیر باید به این مهم تاکید داشت که طرحهای صهیونیستها و آمریکا برای به سازش کشاندن اعراب همچون گذشته با یک مانع مهم مواجه است و آن تاکید ملت فلسطین بر عدم هرگونه سازشپذیری و استمرار مقاومت است. کشورهای عربی که مسائل مهم فلسطین را کنار نهاده و صرفا به روند سازش روی آوردهاند، باید بدانند که ملت فلسطین به مقاومت تا تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف ادامه خواهند داد. بر این اساس و در شرایطی که ملت فلسطین و افکار عمومی منطقه و جهان بر حمایت از مقاومت تاکید دارند، رویکرد اعراب به سازش با این شرایط نه تنها دستاوردی برای اعراب ندارد بلکه به انزوای بیشتر آنها در میان ملتهایشان منجر خواهد شد.
قاسم غفوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: