بررسی کارنامه یک ساله ریاست جمهوری اوباما

این باز آیا کبوتر می‌شود ؟

باراک اوباما که توانسته بود در انتخابات درون حزبی افرادی مانند هیلاری کلینتون را پشت سرگذارد و به عنوان نماینده نهایی دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حاضر شود سرانجام بر مک کین رقیب جمهوریخواه خود نیز برتری یافت و به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور وارد کاخ سفید شد. وی در حالی به این مهم دست یافت که بسیاری از ناظران سیاسی موفقیت وی را در شعارهای به اصطلاح صلح طلبانه با محوریت شعار «تغییر» ارزیابی می کردند. نتیجه 8 سال سیاست های جنگ طلبانه نومحافظه کاران تحت ریاست جمهوری جرج بوش پسر بحران شدید اقتصادی در عرصه داخلی و موجی از مشکلات در عرصه جهانی برای آمریکا بود. آمریکا نه تنها در عرصه جنگ در عراق و افغانستان ناکام مانده بود بلکه به دلیل سیاست های سلطه طلبانه سران کاخ سفید موقعیت خود را در عرصه بین الملل نیز از دست داده و به کشوری منفور مبدل شده بود. مجموعه این عوامل سبب شد تا سرانجام اوباما بتواند با شعار و وعده تغییر این سیاست ها به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده امریکا آرای مردم برای ورود به کاخ سفید را کسب کند. اکنون که یک سال از زمان ریاست جمهوری اوباما می گذرد می توان کارنامه او را در عرصه عمل ارزیابی کرد.
کد خبر: ۳۰۵۷۵۷

سال 2010 میلادی در حالی آغاز شده است که یکی از مهمترین رویدادهای سال 2009 را پایان دوران بوش و آغاز ریاست جمهوری باراک اوباما تشکیل می دهد. اوباما وعده داده بود که در صورت پیروزی در انتخابات به تغییر سیاست های آمریکا در عرصه جهانی و به اصطلاح جبران سیاست های بوش همت گمارد.

سیاست داخلی

اوباما در عرصه داخلی بر اساس وعده تغییر کابینه‌‌ای متشکل از تمام گروههای حاضر در چرخه دموکرات‌ها را تشکیل داد اما مهم‌ترین پست ها را به متحدان لابی صهیونیست خویش سپرد. انتخاب جو بایدن به عنوان معاون اول رئیس جمهور، هیلاری کلینتون وزیر خارجه، رام امانوئل رئیس کارکنان کاخ سفید ، جیمز جونز مشاور امنیت ملی و مانند آن همگی از مدافعان سرسخت منافع اسراییل در آمریکا به شمار می روند، نشانگر تعهد وی نسبت به صهیونیست‌هاست. بر اساس آمار70 درصد کابینه اوباما را افرادی از حامیان و نزدیکان صهیونیست ها تشکیل می دهند. البته وی در کابینه اش از جمهوریخواهانی مانند رابرت گیتس وزیر دفاع نیز استفاده کرده است که بسیاری آن را سندی بر جنگ‌طلبی وی می دانند.

سیاست اقتصادی

در عرصه اقتصادی نیز اوباما به رغم شعارهای مطرح‌شده رویکرد به سرمایه‌داران را در اولویت کاری خود قرار داد چنانکه بخش عمده ای از کمک مالی 800 میلیارد دلاری دولت او در اختیار این قشر قرار گرفت. در همین چارچوب رسانه های آمریکایی فاش کردند که حتی طرح اصلاح ساختار بهداشتی آمریکا در شرایطی که بحران اقتصادی این کشور را در بر گرفته، نتیجه رویکرد اوباما به همکاری با شرکت‌های بیمه‌ای و دارویی آمریکاست. این رویکردها در حالی صورت گرفته که اوباما به رغم تمام وعده ها تاکنون نتوانسته است در حل بحران اقتصادی به نتیجه ای مطلوب دست یابد چنانکه نرخ بیکاری در طول سال 2009 میلادی به رقمی بالاتر از 10 درصد رسید. هم‌اکنون 44 میلیون نفر در آمریکا فاقد بیمه درمانی هستند در حالی که بحران بیکاری هر روز بر تعداد این افراد می افزاید.

در مجموع ناتوانی اوباما در اجرای طرح های داخلی و در نهایت خارجی موجب شد تا بیش از 60درصد مردم آمریکا از سیاست های وی ابراز نارضایتی کنند.

سیاست خارجی

اوباما با توجه به چالش های جهانی آمریکا بخشی از سیاست های خود را بر اعلام شعارهای تبلیغاتی استوار ساخت که شاید در آن زمان هزینه چندانی نیز به همراه نداشت. اعلام اجرای طرح های گسترده برای صلح خاورمیانه ، رویکرد به گفت و گو با ایران و کشورهایی مانند سوریه و کره شمالی، کشورهای آفریقایی ، آمریکای لاتین ، چین و روسیه که بیشتر در حد حرف بوده است ، تاکید بر پایان جنگ طلبی در عراق و خروج نیروها ، بستن زندان گوانتانامو، احیای روابط با سازمان های جهانی ، پایان دادن به ادعای دوران بوش مبنی بر سیاست جنگ با تروریسم ،بیان ادعای کاهش تسلیحات هسته ای آمریکا و جهان، مبارزه با گرمایش زمین و ... را می توان در این چارچوب دانست.

پرونده سیاسی، نظامی و حقوق بشر اوباما نشان می دهد که سیاست‌های وی سخنانی زیبا؛ اما بدون ضمانت اجرایی بوده است

تمام این ادعاها در حالی مطرح شد که در عمل رفتارهای اوباما شاخصه های دیگری را نشان می دهد. تاکید بر حمایت از رژیم صهیونیستی و لزوم سازش کشورهای اسلامی و فلسطینی ها با این رژیم با کنار نهادن تمام آرمان‌ها و حقوقشان ، تاکید بر عدم بستن گوانتانامو حداقل تا اواسط سال 2010، تکرار سیاست‌های جنگ طلبانه در عراق با محوریت حضور بلند مدت در این کشور ، اعزام ده‌ها هزار نیروی جدید به افغانستان و تاکید بر لزوم مشارکت سایر کشورها در این جنگ ، آغاز حملات جدید به پاکستان با ادعای استراتژی مبارزه با طالبان و تروریسم ، آغاز جنگ در یمن به عنوان چهارمین جنگ آمریکا در منطقه ، تکرار سیاست های خصمانه در قبال ایران با دخالت در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران و تکرار سیاست تهدید و تحریم - البته اوباما برای ظاهر سازی اقداماتی مانند اعلام پیام تبریک سال نو به ملت ایران و نیز تاکید بر لزوم مشارکت ایران در اجلاس هایی مانند اجلاس افغانستان را انجام داد- استمرار تقابل با روسیه بویژه در حوزه سپر موشکی در حالی که در ظاهر ادعای تمایل برای همکاری با روسیه را مطرح می کند ، ادامه جنگ افروزی در شرق آسیا با تهدید کردن کره شمالی و تقویت حضور نظامی آمریکا در کره جنوبی و ژاپن، عدم اجرای تعهدات در قبال فقر زدایی و کمک به کشورهای آفریقایی ، تاکید بر عدم کاهش سلاح های هسته ای و عدم پیوستن به پیمان‌های مربوط به کاهش گازهای گلخانه‌ای ، تکرار سیاست کودتا در آمریکای لاتین با اجرای این طرح در هندوراس و نیز ایجاد پایگاه نظامی در کلمبیا ، تلاش برای استمرار نظامی گری در جهان که نمونه های آن در آسیای مرکزی و قفقاز ، خاورمیانه و آفریقا به خوبی قابل مشاهده است و... تنها بخش هایی از اقدامات آمریکا در صحنه بین الملل از زمان روی کارآمدن اوباما تاکنون به شمار می رود.

اوباما در عرصه سیاسی نشان داده است که بیش از آنکه مرد عمل و اجرای تغییر باشد بیشتر به دادن شعار و اعلام تاریخ و وعده برای تحقق سیاست های خود علاقه دارد، به گونه ای که پس از گذشت یک سال از روی هیچ کدام از آنها اجرایی نشد است.

کارنامه نظامی

باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در حالی اولین سال ریاست جمهوری خود را به پایان می‌برد که از ادعاهای وی مبتنی بر پایان جنگ‌طلبی در جهان و گرایش به روند و ثبات بین‌المللی بود، اما شاید بتوان گفت که تصویب بودجه نظامی 636 میلیارد دلاری برای سال 2010 در کنار درخواست میلیاردها دلار برای ادامه جنگ در عراق و افغانستان بیانگر ادامه سیاست های جنگ‌طلبانه دوران بوش در دوره اوباما می باشد.

ادعای صلح طلبی اوباما در حالی مطرح شده بود که بررسی کارنامه اوباما و سیاست خارجی آمریکا بیانگر استمرار سیاست‌های جنگ‌طلبانه این کشوردر عرصه جهانی است.

1) آمریکا بر خلاف وعده خروج از عراق همچنان به سیاست‌های گذشته‌اش در این کشور ادامه داده و به رغم خروج از شهرها همچنان به نظامی گری در این کشور ادامه می‌دهد. به عبارتی دیگر جنگ طلبی‌های آمریکا در عراق مانند گذشته استمرار یافته و صرفا در ظاهر از واگذاری امور امنیتی به نیروهای عراقی سخن به میان می‌آید.

2) در افغانستان نیز آمریکا با اعزام 30 هزار نیروی جدید و اجرای عملیات‌های نظامی رسما جنگ طلبی و کشتار را در این کشور تشدید کرده است. در این چارچوب باراک اوباما استراتژی جدید جنگی را اعلام کرده که براساس آن آمریکا در ابعاد گسترده‌تری جنگ افغانستان را ادامه می‌دهد.

3) محور سوم جنگ طلبی آمریکا را می‌توان در تحولات پاکستان مشاهده کرد. هرچند که آمریکا ادعا می‌کند برای مبارزه با تروریسم و امنیت افغانستان حملات هوایی به خاک پاکستان را اجرا می‌کند اما در عمل آمریکا از یک سو با این حملات به طور مستقیم به جنگ طلبی در پاکستان می‌پردازد و از سوی دیگر با اعمال فشار بر ارتش پاکستان و حتی برخی بحران سازی‌ها در این کشور سعی دارد تا اسلام آباد را به پذیرش جنگ طلبی‌های خود وادار سازد.

4) ضلع چهارم جنگ طلبی آمریکا را می‌توان در تحولات یمن مشاهده کرد. آمریکا که با بهانه‌های واهی ابتدا ارتش یمن و سپس عربستان را به جنگ علیه مردم یمن وادار ساخته بود، با بهانه قرار دادن قراردادهای امنیتی و تعهدات گذشته اش به این دو کشور ، با اعزام نیروهای ویژه و تجهیزات نظامی رسما وارد جنگ یمن شد.

براساس گزارش‌های منتشره آمریکا برای تکمیل سناریوی خود حتی تحولاتی نظیر بمب گذاری در خطوط هوایی «آمستردام- دیترویت» توسط اتباع نیجریه‌ای را که با روحانی یمنی در ارتباط بوده را طراحی و اجرا کرده است. البته جنگ طلبی آمریکا در یمن که به بهانه مبارزه با القاعده اجرا می شود صرفا شامل همین منطقه نمی شود بلکه واشنگتن تلاش دارد دامنه آن را به سایر همسایگان دریای سرخ بویژه به آفریقا گسترش دهد.

ادعای صلح طلبی اوباما در حالی مطرح شده که بررسی کارنامه و سیاست خارجی آمریکا بیانگر استمرار سیاست‌های جنگ طلبانه این کشور در عرصه جهانی است

5) نکته مهم در ابعاد جنگ طلبی های اوباما را می‌توان در تحرکات وی در قبال جهان اسلام مشاهده کرد. هرچند وی ادعا می کند که رگه هایی از مسلمان بودن در وی وجود دارد اما اقدامات وی عملا در چهارچوب جنگ‌طلبی علیه اسلام است.

در کنار جنگ‌های آغاز شده در افغانستان، عراق، پاکستان و یمن ، اوباما با تغییر نام دادن اصل مبارزه با تروریسم بوش و تبدیل آن به مبارزه با بنیادگرایی عملا در تقابل با اسلام قرار گرفت. حمایت وی از رژیم صهیونیستی و در نهایت نسبت بالابردن فضای امنیتی آمریکا با محوریت محدود سازی مسلمانان را می‌توان در این چارچوب دانست.

کارنامه حقوق بشر

باراک اوباما در حالی وارد کاخ سفید شد که از ادعاهای وی را حمایت از حقوق بشر تشکیل می داد. از مهمترین رسوایی های وی را می توان عدم بستن زندان گوانتانامو در سال 2009 ، ممنوع ساختن انتشار عکس ها و تصاویر شکنجه زندانیان توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا ، افزایش فضای امنیتی آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم که بیشتر شامل مسلمانان می‌شود ، رای دادگاه آمریکا بر تبرئه جنایت کاران شرکت امنیتی بلک واتر که اسناد جنایات آنها در عراق مشهود است، اختصاص بودجه برای فیلترسازی و مقابله با رسانه ها و شبکه های خبری مانند المنار ، الاقصی که مغایر با اهداف آمریکا برنامه سازی کنند و ... تنها گوشه ای از نقض حقوق بشر توسط آمریکا در دوران اوباماست. در این میان مهمترین مواضع مغایر با ادعای حقوق بشر اوباما را می توان در مواضع وی در قابل غزه مشاهده کرد.

هرچند که آمریکایی ها ادعا می کنند در طول جنگ 22 روزه همسویی آمریکا با صهیونیست ها بر اساس استراتژی بوش صورت گرفته و با آمدن اوباما این روند تغییر خواهد کرد اما بررسی کارنامه یک ساله اوباما در قبال غزه نکته ای دیگر را آشکار می سازد.

عدم اجرای تعهد 900 میلیون دلاری برای بازسازی غزه بر اساس نشست شرم الشیخ (12/12/87)، مشارکت در ادامه محاصره غزه و عدم اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی برای بازگشایی گذرگاه‌های این منطقه که در نتیجه آن بیش از 360 نفر که اکثریت‌آنان را زنان و کودکان تشکیل می دادند به شهادت رسیدند، مخالفت با انجام تحقیقات بین‌المللی درباره جنایات صهیونیست‌ها در جنگ 22 روزه غزه و رای منفی به گزارش کمیته حقیقت یاب سازمان ملل درباره فجایع انسانی روی داده در غزه (گزارش گلدستون ) در نشست شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل و حتی تهدید به وتوی این گزارش در شورای امنیت ،ارائه طرح های متعدد برای به اصطلاح اجرای طرح صلح خاورمیانه در حالی که در آن هیچ گونه اشاره ای به لغو محاصره غزه در این طرح نشده است و... تنها بخش‌های کوچکی از اقدامات دولت اوباما در یک سال اخیر در قبال غزه بوده است.

البته اقداماتی نظیر عدم مخالفت با ادامه حملات صهیونیست‌ها به غزه و عقب نشینی در برابر شهرک‌سازی صهیونیست ها در کرانه باختری و قدس را نیز باید به کارنامه یک ساله اوباما در قبال فلسطین و غزه اضافه کرد. در شرایطی که در هفته های اخیر تظاهرات و اعتراض های گسترده جهانی علیه ساخت دیوار فولادی از سوی مصر در مرز این کشور با غزه برگزار شده ، اسناد و گزارش های منتشره نشان می دهد که دیوار مذکور در آمریکا ساخته و مورد آزمایش قرار می گیرد و سپس برای نصب در مناطق مرزی به مصر منتقل می شود. به عبارتی دیگر در اصل آمریکا عامل اصلی طرح دیواری است که بر اساس آن محاصره غزه در شدیدترین ابعاد اجرا می شود که عملا 5/1 میلیون نفر را در زندانی بزرگ در بدترین شرایط زندگی محاصره خواهد کرد. مجموع این تحولات در کنار مواضع مغرضانه و گزینشی آمریکا در زمینه حقوق بشر در سایر کشورها کارنامه ای ناموفق از اوباما بر جای گذاشت.

نتیجه گیری

در جمع بندی کلی از تحولات یک سال ریاست‌جمهوری اوباما می توان گفت که وی بیش از آنکه مرد عمل و تحقق وعده تغییر باشد بیشتر مرد تعیین تاریخ برای اجرای سیاست های آمریکا در عرصه داخلی و جهانی است به گونه ای که در یک سال گذشته اقدامی جدی برای اجرای این تغییرها انجام نداده است. پرونده سیاسی ، نظامی و حقوق بشر اوباما نشان می دهد که سیاست های وی سخنانی زیبا اما بدون ضمانت اجرایی بوده است.

مجموعه این اقدامات موجب شده تا نه تنها جایگاه آمریکا در عرصه جهانی احیا نشود بلکه پس از یک سال افکار عمومی جهان وی را ادامه دهنده سیاست‌های دوران بوش معرفی کنند. به عبارت دیگر، همگان اوباما را بازی در لباس کبوتر می دانند که سیاست جنگ و کشتار،اساس سیاست های وی را تشکیل می دهد. در چنین شرایطی،اکنون این سوال برای افکار عمومی باقی است : آیا این باز، کبوتر می شود؟

قاسم غفوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها