در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوستانی که برای دستیابی به مال و پول حاضرند دست به هر کاری بزنند، در آخرین نقشه آنها، آن دو تصمیم میگیرند به سراغ پیرزنان متمول شهر جهت اخاذی بروند و البته تا حدودی هم موفق هستند. در یکی از این موقعیتها. نقشههای آنها درست اجرا نمیشود و با ورود ماموران، «رضا» به زندان میافتد. اما در این بین اسد برای فرار از دست ماموران به سالن جشن خیرین مدرسهساز رفته با زنی به نام «افسانه» آشنا میشود. تا بدین جای کار و شاید بهتر بگوییم بخشهای مقدماتی این فیلم تماشاچی شاهد اتفاق خاصی نبوده و به نوعی با این شخصیتها آشنا میشود. نقطه عطف فیلم مسیری است که داستان به طراحی «اسد» برای اغفال «افسانه» میپردازد. این بخش از داستان با نوسان و هیجان همراه است و بیننده را به فضای متفاوت یا بخشهای ابتدایی میکشاند.
این که ژانر طنز، قدرت نفوذ فوقالعادهایی دارد، هیچکس شکی ندارد، اما نباید غافل شد که واژه طنز صرف هیچگاه قادر نخواهد بود برخی از مفاهیم را در پرده به نمایش گذارد و این هنر کارگردان و داستاننویس است که میتواند به آن بعد دهد کاری که متاسفانه در «نیش زنبور» به آن پرداخته نشد، شوخیهای تصنعی، حرکت غیرمعمول که سبب خنده میشود آنقدر در این فیلم وجود دارد که بیننده از اصل و مفاهیم کلی غافل شده و با خنده آنی همه چیز را فراموش میکند. تیکها و خرده رفتارهای تلویزیونی برخی از هنرپیشگان تلویزیون و بویژه عطاران گر چه پدیدآورنده لحظات جذابی است اما هیچگاه بربیننده تاثیرگذار نبوده و قادر نبوده با مخاطب رابطهای صادقانه به وجود آورد. مهمترین نقطه قوت این فیلم، بازی بازیگران آن میباشد، بازیگران، پیشتر از بازی در «نیش زنبور» خود افراد بنام و مطرحی در سینمای کشور هستند که خلاقیت و بازی آنها توانسته در پدید آوردن شخصیتهایی مثل رضا، اسد و افسانه، کمک شایانی نماید. «نیش زنبور» گرچه در قاب تصویری کاملا براساس قواعد دستوری کار کرده به طوری که هیچ مانور تصویری که میتوانست کمک شایانی را به لطافت اثر نماید، دیده نمیشود همین نکته ظریف هم بسترساز عدم خلاقیت بصری و ریسک گشته. کارگردان در قاب بندی پلانهایش و بویژه در تدوین کاملا از قواعد رسوم تکراری استفاده کرده که خیلی به کار جلوه نداده. اما نباید از این مورد نیز غافل شد که صلاحمند در مقام کارگردان، خیلی به سراغ خنداندن مخاطب نرفته و با استناد برموقعیت، مخاطب را در برابر هر موقعیتی رها میکند، تا بازتاب طبیعی مخاطب باعث پدید آمدن شرایط قصه از نگاه خودش گردد. به هر حال، «نیش زنبور» به عنوان یک طنز موقعیتی این قدرت را داشت که در سینمای ایران تبدیل به یک اثر برجسته گردد، اما به دلیل عدم دقت در پردازشهای گوناگون و بویژه داستان، گرفتار آفت دیگر فیلمهای در حوزه ژانر طنز گشته است.
سیدرضا رضوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: