خودسانسوری

البته ارعاب روزنامه نگاران برای کسانی که در راس قدرتند ، روشی کاملا کلاسیک است.
کد خبر: ۳۰۵۶۱
اگر رئیس جمهور امریکا پوشش خاصی را دوست نداشته باشد ، دولت براحتی می تواند دسترسی خبرنگار متخلف به دست اندرکاران برای گرفتن مصاحبه را غیرممکن کند و یا می تواند از پاسخ دادن به تلفنهای مکرر او خودداری کند و گزارشگران خارجی ممکن است مجبور به ترک آن کشور شوند. خبرنگاران بسرعت خودسانسوری را می آموزند و یا حواس آنها را براحتی به موضوعات دیگری متمرکز می کنند. سیاست های رسانه ای امریکا و عراق بیش از آنچه رهبران دو کشور بخواهند، با یکدیگر شباهت هایی دارند. هلن توماس به عنوان خبرنگار یونایتدپرس اینترنشنال ، برای چندین دهه ، کاخ سفید را پوشش می داد. او سپس در اوایل قرن بیست و یکم به یک ستون نویس زنجیره ای ارتقاء یافت و زمانی که احتمال جنگ در اواخر سال 2002 زیاد شد ، معطل نکرد. در سخنرانی پرشوری در دانشگاه «ام آی تی» فریاد زد: «اگر بوش و دار و دسته اش به حال خود گذاشته شوند، بمبهایی خواهند بود که بر سر مردم عراق و بر سر آزادی های مدنی ما فرود خواهند آمد.» او با یادآوری سالهای دراز گزارشگری اش از کاخ سفید گفت : «من از زمان گزارشگری ام تاکنون ، 50سال است که خودم را سانسور می کنم». اگر چه ممکن است ما از روزنامه نگاران بخواهیم عقاید شخصی خود را از گزارش های خبری دور نگه دارند ، می توانیم انتظار داشته باشیم که آنها همه حقایق مربوط به آن را برای ما گزارش کنند و موضوع اصلی همین است ؛ بسیاری از اطلاعات کلیدی در میان فیلترها از بین می روند. این پروسه اغلب در جامعه ای با آزادی های دمکراتیک زیاد و سانسور علنی اندک ، بسیار ظریف و دقیق صورت می گیرد. جورج اورول بیش از نیم قرن پیش می گفت : وقتی مربی ، شلاق خود را به حرکت در می آورد، سگهای سیرک از جای خود می جهند، اما سگی که خوب تربیت شده ، آن سگی است که وقتی شلاقی در کار نبود نیز، پشتک بزند.» هیچ شلاقی امروزه ، در اتاقهای خبر و استودیوهای مدرن امریکا قابل رویت نیست . هیچ ریسمانی بر گردن سردبیران ، گزارشگران ، تهیه کنندگان و خبرنگاران وجود ندارد اما در رسانه های جریان اصلی ، روزنامه نگاران بسیار کمی خارج از حیطه مقرر در حرکتند. هربرت شیلر، منتقد رسانه ای ، معتقد است : «در حقیقت ، قدرت پروسه کنترل ، در غیبت آشکارش نهفته است .» شیلر آن گاه در ادامه می گوید: «نتیجه سیستماتیک مطلوب ، معمولا با یک پروسه سهل و ساده سازمانی اما موثر، حاصل می شود. فرهنگ و آموخته روزنامه نگاران و سایر متخصصان رسانه ای ، بر پایه پاداش و توبیخ برای انجام کار مورد نظر است ، هنجارها برای آنان به عنوان قوانین اصلی و با دخالت مستقیم گاه و بی گاه ، اما موثر بالادستی ها، تعریف شده است . اهرم اصلی ، ملکه کردن و درونی ساختن ارزش هاست.» توافق و تسلیم ، عادی و طبیعی می شود. در بین نتایج ، دینامیسمی هست که اورول آن را به عنوان بازتاب شرطی وصف می کند: «توقف در آستانه هر فکر خطرناک به صورت غریزی ... و خسته یا زده شدن از هر تفکری که قابلیت هدایت به سمتی متفاوت از سنتهای رایج را داشته باشد.» برخلاف سانسور دولتی ، که شناخت و رویت آن بسیار آسان است ، خودسانسوری در میان روزنامه نگاران در ملا عام ، بسیار نادر است . روزنامه نگاران دوست ندارند به صورت علنی در خصوص اعمال نفوذهایی که کار آنها را محدود می کند، سخن بگویند؛ آنها در حقیقت در خصوص خودسانسوری نیز، درگیر خودسانسوری اند. لازم نیست شما در محیط بشدت رقابتی رسانه های امریکا ، حتما یک دانشمند موشک و یا حتی یک دانشمند علوم اجتماعی باشید تا بفهمید که مخالف ، هرگز در شغل خود ارتقائ نمی یابد و این واقعیت بخصوص در دوران جنگ عینی تر می شود. پاداش فرمانبری و کنار آمدن با همه چیز، بسیار روشن و خطرات نافرمانی و ناتوانی در پیروی از دستورات نیز روشن است .

نورمن سالومون - ریس ارلیچ
برگردان : محمد رضا نوروزپور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها