در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گویا عادت کردهاید که از میانه فصل مربیگری کنید. این ترجیح شخصی شماست یا جبر زمانه؟
بهتر است بگوییم جبر زمانه. به هر حال تصمیمگیرنده و انتخابکننده مدیران هستند و ما انتخابشونده هستیم. من تاکنون در تهران مربیگری نکرده بودم.
من در دبی با تیم فوتسال ماهان (که به عنوان مشاور آنان را همراهی میکردم) بودم که از طرف باشگاه صبا تماس گرفتند و پس از حضور من در تهران و انجام مذاکرات به توافق رسیدیم و قرارداد بستیم.
قبول دارید که هدایت تیمهای بحرانزده و عدم نتیجهگیری احتمالی به کارنامه کاری شما لطمه میزند؟
به هر صورت شغل ما این است. نمیتوان که منتظر بود تا یک تیم از اول فصل بیاید و ما را بخواهد. شرایط صبای قم با شرایط برق شیراز که من هدایتش را در انتهای فصل گذشته قبول کردم، متفاوت بود.
به دلیل این که هم تا پایان فصل تعداد بازیهای بیشتری باقی مانده و هم با یک تعطیلی دو سه هفتهای مواجه بودیم که با استفاده از این فرصت میتوانستیم پارهای اصلاحات را در تیم انجام دهیم.
ضمن آن که مهرههای موجود در صبا به تفکرات من نزدیکتر است و فکر میکنم با امکانات موجود میتوان شرایط را بهبود بخشید.
وقتی به صبای قم پیوستید اوضاع تیم را چطور دیدید؟
من دو سه هفته برای ترمیم نقاط ضعف تیم فرصت داشتم. ابتدا یک اردوی 6 روزه در مشهد داشتیم و به چند نکته از وضعیت تیم برخوردم. اول اینکه تیم از لحاظ جسمانی زیاد سرحال نبود و به علت نتیجه نگرفتنهای متوالی از نظر روحی و روانی تحت فشار بود. تیم جنگندگی نداشت و خیلی شکننده بود.
تا وقتی صاحب توپ بود خوب فوتبال بازی میکرد، ولی وقتی توپ را از دست میداد قدرت پس گرفتن آن وجود نداشت. این سه موضوع خیلی زود عیان شد و سعی کردیم کار بدنی را در دستور کار قرار دهیم و مقداری هم روی مسائل روحی و روانی کار کردیم.
در اولین بازی با سایپا، اشکالات را به صورت واضح دیدم، ولی در بازی بعد با تراکتورسازی گرچه یک 3 باختیم، اما نتیجه با کیفیت بازی صبا اصلا تناسبی نداشت و تیم ما شایسته شکست نبود، یعنی با اخراج ناخودآگاه یک بازیکن و اشتباه داوری روی 2 ضد حمله 2 گل دریافت کردیم، ولی پس از بازی با تراکتور توانستیم استیلآذین را ببریم.
برد پرگل مقابل تیم پرمهره استیلآذین خیلی جالب بود...
آن برد از نظر روانی خیلی به ما کمک کرد واعتمادبهنفس از دست رفته بازیکنان صبا را برگرداند. ما مصمم به بردن بودیم.
در آن بازی ما در دقیقه 2 گل خوردیم ولی با توجه به تصمیمی که برای موفقیت گرفته بودیم نیمهاول را با برتری 3 - 2 به رختکن رفتیم و نیمه دوم هم یکگل دیگر زدیم و با اداره بازی به یک پیروزی پر گل رسیدیم. ارزش این برد برای ما خیلی بیشتر از 3 امتیاز بود. به دلیل این که ما را از زیر فشار روانی مضاعف بیرون آورد.
روند فعلی صبای قم را چطور میبینید؟
کارها نسبتا خوب پیش میرود، ولی این تعطیلیها قدری آزاردهنده است. اگر بازیهای لیگ ادامه داشت برای ما بهتر بود، چون به دلیل محلی که در تهران تمرین میکنیم و بعد مسافت آن تا منزل بازیکنان، 2 بار تمرین گذاشتن در روز برای تیم قدری دشوار است.
اینجا (ورزشگاه قیانوری) امکانات خاصی برای استراحت بازیکنها ندارد و این موضوع خواسته من را برآورده نمیکند. ولی با شرایط موجود داریم میسازیم و تلاش میکنیم شرایط بهتر شود.
میانگین سنی صبا زیادی بالا نیست؟ به نظر میرسد تعداد بازیکنان بالای 30 سال در صبا زیاد هستند...
بله. یک مقدار میانگین سنی تیم بالاست، ولی اگر بازیکنان ما آماده باشند میتوانند از تجربهشان بخوبی استفاده کنند. من روند تیم را رو به رشد میبینم.
عبدالله ویسی را هم به عنوان دستیار با خودتان به صبا آوردید. چه شد که با او همکاری میکنید؟
او بازیکن خود من بوده و چند سال در تیم فولاد با مربیان مختلف کار و تجربهاندوزی کرده است.
به دلیل رابطه خوبی که با هم داشتیم و شناخت خوب از همدیگر وی را به کادر فنی تیم اضافه کردم. در ضمن من نفرات قبلی را در کادر فنی حفظ کردم.
هدفگذاری شما برای این فصل چیست؟
تیمی که در رده یازدهم و دوازدهم جدول است. در درجه اول باید فاصله خود را با انتهای جدول بیشتر کند. با وضعیت فشرده جدول باید ابتدا خیال خود را از بابت این موضوع راحت کنیم.
وقتی خطر انتهای جدول برطرف شد تلاش برای رسیدن به رتبههای بالاتر بیشتر میشود.
گویا برای تقویت تیم 2 بازیکن خارجی هم جذب کردهاید؟
بله. ما یک مهاجم برزیلی گرفتیم به نام دیهگو که خیلی خوب دارد جواب میدهد و پس از بازی با تراکتور که او را 15 دقیقه بازی دادیم تبدیل به بازیکن اصلی ما شد. او بازیکنی است که به درد لیگ ایران میخورد.حمل توپ و مانور دادن و استارتهای انفجاریاش خوب است.
یک مدافع لهستانی هم جذب کردیم که در بازی با استیلآذین یک نیمه او را بازی دادم، ولی دیدم به دلایلی هماهنگی لازم را با تیم ندارد و چندان آماده نیست. برای همین نیز دیگر از او استفاده نکردم.
کمی از بحث صبا فاصله بگیریم. تا چند سال پیش ما اعراب را به خاطر برکناری سریع مربیان مسخره میکردیم، ولی الان خودمان از آنها بدتر شدهایم. نظرتان چیست؟
ما چیزهای خوب فوتبال دنیا را یاد نمیگیریم و فقط نکات منفیاش را زود فرا میگیریم. تا وقتی اختیار و پول دست مدیرانی است که خیلیهایشان با ورزش بیگانه هستند، این اتفاقات میافتد.
الان فشار روی فدراسیون برای تعویض مربی تیم ملی هست و اگر روند نتیجه گرفتنها در تیم ملی تداوم پیدا کند ممکن است بر اثر فشارها، مربی تیم ملی هم تغییر کند.
به هر حال این تغییر و تحولها اکثرا به علت فشارهای موجود در حاشیه فوتبال است و بیشتر آن را مردم و رسانهها به وجود میآورند.
من بعضی وقتها میبینم که برخی رسانهها از مدیران هم نگرانتر و تبدیل به کاسه داغتر از آش شدهاند. با 2 تا باخت مربی را در فهرست سیاه برکناری میگذارند و با 2 تا برد او را تا عرش بالا میبرند. حوصلهها در فوتبال ما کم شده است.
چرا فوتبال ما دارد روز به روز نتیجهگراتر میشود؟
وقتی پول وارد فوتبال شد برای به دست آوردن پول بیشتر یا ماندن سر پستها این مسائل به وجود آمد؛ البته همه جای دنیا نتیجهگرایی وجود دارد ولی انگار برای ما بیشتر است و تنها پیروزی میتواند یک مدیر یا مربی را حفظ کند.
شاید علت پسرفت فوتبال ما نیز همین باشد؟
بله، درست است. الان کسی به دنبال خود فوتبال نیست. در تیمها چهار پنج پاس صحیح پشت سر هم داده نمیشود و فقط بازی مستقیم و بزن زیرش به منظور رسیدن به گل تصادفی مورد توجه است.
این تفکر اشتباهی است که در فوتبال ما وجود دارد. مجموعه ارکان فوتبال ما حرفهای نیستند و بازیکنان ما زمان بستن قرارداد حرفهای میشوند، ولی زمان بازی سعی میکنند با کمترین استهلاک و فشار و صدمه کار کنند.
به همین دلیل فوتبال دارد از کیفیت میافتد و صرفا به نتیجه فکر میکنیم.
نتیجهگرا بودن حسن است یا عیب؟
نمیشود به طور مطلق گفت. اگر بازی خوب و نتیجه خوب هر دو کنار هم باشند به پیشرفت فوتبال و جذب تماشاچی کمک میکند.
چرا استادیومهای ما دارند خالی میشوند؟ چون مردم دارند با کیفیتترین بازیهای دنیا را به صورت مستقیم از تلویزیون میبینند و توقعشان با فوتبال داخلی همخوانی ندارد.
مربیان ما چقدر در نتیجه نگرفتنها مقصرند؟
به نظر من سهم مربی در موفقیت یا ناکامی تیم 15 یا 20 درصد بیشتر نیست. خیلی فاکتورهای دیگری وجود دارد که روی عملکرد تیم تاثیر میگذارد. ما در ایران اصلا به سهم مدیر و بازیکن کاری نداریم.
یعنی اگر پنالتی گل نشود و تیم ببازد مربی مقصر است؛ البته این شرایط در هنگام پیروزی تیم هم کاملا صدق میکند. از دیدگاه مردم این زندهباد و مردهباد گفتنها متعلق به مربی است.
نظرتان راجع به حضور نسل جدید مربیان فوتبال مثل مدیر روستا، مهابادی، تارتار و... چیست؟ آیا آنها پشتوانه لازم را برای کار مربیگری دارند؟
مهم این است که فضا و اختیار به مربیان جوان داده شود. قرار نیست رسول کربکندی یا محمود یاوری تا آخر عمر مربیگری کنند. مدیران باید به نیروهای جوان اعتماد کنند تا آنها نیز به این چرخه وارد شوند.
همانطور که زمانی هم به ما اعتماد شد تا توانایی و استعداد خودمان را بروز بدهیم. ما بازیکن ملیپوش و کلاس رفته زیاد داریم. فقط باید به آنها فرصت کار داده شود.
البته در حال حاضر رسانهها از ورود چهرههای جدید به عرصه مربیگری حمایت میکنند و در زمان نتیجه گرفتن آنها نیز بخوبی از آنان یاد میکنند. ولی زمان نتیجه نگرفتن دیگر کسی به سن و سال توجهی نمیکند.
بله، البته برخوردها کمی متفاوت است. اگر مربیان جوان فورا نتیجه بگیرند بنده و امثال من فورا متهم به سنتی بودن میشویم و باید بازنشسته بشویم اما وای از وقتی که مربی جوان نتیجه نگیرد. چنان از او انتقاد میکنیم و زیر دو خم او را میگیریم که فورا زمین بخورد و نتواند بلند شود.
باید به جوانها فرصت بیشتری بدهیم تا مسنترها. آنها به دلیل کمبود تجربه حق اشتباه بیشتری دارند.
تعریف مربی سنتی چیست؟ شما بالاخره سنتی هستید یا نه؟
از یک دیدگاه مرسوم هر مربی که سنش بالا میرود سنتی است و هر مربی که جوان است میشود باسواد و باکلاس. ما از این مسائل و تشبیهات زیاد دیدیم و شنیدهایم.
من وقتی به صبای قم آمدم و دو بازی اول را نتیجه نگرفتم متهم به سنتی و عقبافتاده بودن شدم و به اعتقاد عدهای باید بسرعت برکنار میشدم! بعد که برد آوردیم کربکندی تبدیل شد به مرد روزهای سخت و مربی با تجربه و از این حرفهای تکراری، سنتی بودن اصلا ربطی به سن و سال ندارد.
راجع به تعطیلی لیگ انتقاد داشتید. فکر نمیکنید تیم ملی به بازی تدارکاتی نیاز دارد؟
بله، اما هر چیز سر جای خودش. مگر نه این است که تیم ملی قوی از دل لیگ پویا بیرون میآید؟ ما الان داریم وارونه فکر میکنیم.
یعنی آقای قطبی اعتقاد دارد تیم ملی باید بازیکن بسازد نه باشگاهها. البته بازیکن نساختن باشگاهها هم دلیل خاصی دارد و بحث مفصلی دارد. وی این که لیگ مکرر تعطیل بشود، صددرصد به فوتبال ملی ضربه میزند.
چرا بعضی کارشناسان باخت در بازیهای دوستانه را تبدیل به فاجعه میکنند؟
این هم یکی از اشکالات بزرگ موجود است. خودمان جوی درست میکنیم که مربیان از شکست بشدت واهمه داشته باشند.
به همین دلیل یا بازی تدارکاتی انجام نمیشود یا با تیمهای ضعیف بازی میکنند که حتما آنها را شکست دهند.
من یادم میآید آقای برانکو تیم ملی را میبرد تا با تیمهای دسته دوم و سوم بازی کند و یک برد پرگل بیاورد و کسی انتقاد نکند.
از فوتبال ملی فاصله بگیریم. به نظر میرسد امسال سال اصفهانیهاست. علت نتیجه گرفتن تیمهای اصفهانی را در چه میبینید؟
در درجه اول سرمایهگذاری مناسب و در وهله بعدی ثبات مدیریت؛ البته درست است که ذوب آهن مدیر باشگاهش را تغییر داد،ولی مدیرعامل جدید در راستای تفکرات مدیریت قبلی کار میکند.
همانطور که دیدید ترکیب ذوبآهن حفظ شد و مدیرعامل نگذاشت تیم به هم بریزد. اصفهانیها کمکم جایگاه ویژهای در فوتبال پیدا میکنند.
اعتماد به نفس آنها بالا رفته است و ظرفیت برتر بودن را پیدا کردهاند. به همین علت است که اصفهان تبدیل به قطب بزرگی از فوتبال شده است.
بیشترین شانس قهرمانی را برای چه تیمی قائل هستید؟
به طور طبیعی سپاهان، چون تفاوت امتیازش با ذوب آهن زیاد است، ولی با توجه به بازی مستقیمی که این دو تیم با هم دارند نتیجه آن بازی میتواند خیلی به سپاهان کمک کند تا زودتر از پایان فصل قهرمان شود، ولی اگر ذوب آهن برنده شود فشردگی کار بیشتر میشود و شانس ذوب آهن قدری افزایش مییابد.
محمد طاهری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: