گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

مطبوعات به صف، صف

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «چند سوال پیش پا افتاده!»،«زنگ خطر در سوکوترا»،«مطبوعات به صف، صف»،«راه باز است»،«روبه فردایی که بناست مثل دیروز نباشد»،«بازار پولی کشور در کما»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۰۵۰۴۰

آفتاب یزد: چند سوال پیش پا افتاده!  

«چند سوال پیش پا افتاده!»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفتاب یزد است که در آن می‌خوانید؛
سه روز قبل، یک مقام دولتی افاضه فرموده‌اند که «سوالات خبرنگاران روزنامه‌ها و برخی خبرگزاری‌ها از وزیران، سوالات پیش پاافتاده است» البته خدا را سپاسگزاریم که نه رزق و روزی خبرنگاران به دست این «مشاور کم لطف» است و نه آنها در امور اخلاقی و شرعی، مقلد افرادی مانند او هستند. ضمن آنکه بر این باوریم که قضاوت اغلب مردم نسبت به عملکرد‌ها و اظهارنظرها، بر استاندارد‌های عقلی و اخلاقی منطبق است ولذا حتی اگر ما برای دلخوشی مقام دولتی، سوالات خود را «پیش پا افتاده» بنامیم از ارزش این سوالات کاسته نخواهد شد. علاوه بر آن، بی‌تابی بعضی مسئولان در برابر برخی پرسش‌ها، نشان می‌دهد که سوالات مطرح شده، مهم و تاثیرگذار است و گاهی هم «عصبانی کننده.» به هر حال با اجازه پزشک مطبوعات – که قبلا خواستار فرستادن روزنامه‌ها به مرخصی استعلاجی، شده بود –چند سوال دیگر مطرح می‌کنیم و قضاوت در این مورد که عنوان «پیش‌پا افتاده» بیشتر شایسته سوالات است یا پاسخ‌ها را به مردم می‌سپاریم.

سوال مشخص این مقاله، پیرامون لایحه بودجه سال 1389 است. عدم تلاش برای تقدیم به موقع این لایحه به مجلس در تمام 5 سال گذشته به ویژه تاخیر رسمی و غیرقانونی سال جاری، نشان می‌دهد که از نظر برخی مسئولان دولتی، این لایحه نیز یک سند پیش پاافتاده می‌باشد و لابد تاخیر بیش از یک ماهه در ارائه آن به مجلس و کاهش حدود 50 درصدی از فرصتی که برای بررسی آن در اختیار نمایندگان مجلس می‌باشد، هیچ مشکلی در دقت و پختگی آن ایجاد نخواهد کرد. اما همه تاخیرها را که نادیده‌بگیریم، تعویق مجدد تقدیم بودجه و عدم ارائه آن تنها به دلیل سفر خارجی رئیس دولت، از عجایب عرصه مدیریتی کشور ماست. آقای احمدی‌نژاد بارها اعلام کرده که دولت او قانون‌گراترین دولت ایران بوده است.

قاعدتا این دولت باید برای عدم اجرای مصوبه قانونی مجلس درخصوص ارائه لایحه بودجه به مجلس تا 15 آذرماه، یک حجت قانونی ارائه نماید. دولت‌های نهم و دهم، همچنین «علمی‌ترین» دولت ایران، معرفی شده‌اند. لابد دولت علمی، برای ضعف در بررسی و تنظیم بودجه در مدت قانونی، دلیل محکمی ارائه خواهد نمود. مسئولان دولتی همچنین ادعا کرده‌اند که بحران اقتصادی جهانی را دو سال زودتر پیش بینی کرده بودند پس همگان حق دارند که توانمندی‌ این دولت در پیش‌بینی علمی و عملیاتی از تحولات مالی سال آینده کشور– که آنها را به تنظیم و تقدیم به موقع بودجه به مجلس، قادر می‌سازد – توقع داشته باشند.

از دیگر ویژگی‌هایی که برای دولت فعلی و رئیس آن، مطرح شده، اظهار نظر مشاور رئیس دولت است که در سال نخست فعالیت دولت نهم اعلام کرد «کارهایی که تصمیم‌گیری آنها قبلا 5 سال طول می‌کشید، توسط احمدی‌نژاد در یک شب تصمیم‌گیری می‌شود .» پس لابد یکی از سوال‌های پیش پا افتاده این خواهد بود که «‌چرا کاری که دولت‌های قبلی تا پایان آذرماه هر سال به پایان می‌‌رساندند با رسیدن به نیمه دوم دی ماه، هنوز انجام نشده است؟» اما از همه این‌ها مهمتر آن است که مگر دولت، از برنامه سفر رئیس‌خود بی‌اطلاع بوده است؟ مقامات دولتی وعده ارائه بودجه به مجلس در هفته گذشته را مطرح کرده بودند و پس از آن اعلام شد که به دلیل سفر خارجی احمدی‌نژاد، تقدیم بودجه به تعویق افتاده است.

البته بعید است که کسی به این پرسش پاسخی بدهد؛ همانطور که چهار ماه قبل، پرسش صاحب این قلم از مسئولان دولتی، در خصوص علت معرفی چند تن از وزیران به مجلس در تاریخ 16 شهریور 88 و بازپسگیری معرفی آنها پس از یک روز (17 شهریور) بی پاسخ ماند. در آن زمان، علت بازپسگیری «معرفی نامه وزیران» فرارسیدن شب‌های قدر اعلام شد اما کسی برای مردم توضیح نداد که «مگر رئیس دولت و همکاران و مشاوران او، هنگام ارسال معرفی نامه ‌به مجلس، از فرارسیدن شب‌های قدر، بی‌اطلاع بوده‌اند؟» به هر حال، اگر برخلاف نوبت قبل، این بار به این پرسش «پیش‌پا افتاده» جواب دادند آنگاه سوال مهم‌تری را مطرح و از مدیران قوه مجریه خواهیم پرسید که «از میان تعیین تکلیف بودجه – که تاخیر در تقدیم آن به مجلس، به معنای کاهش دقت در بررسی آن و یا تاخیر در تعیین تکلیف وظایف مالی همه دستگاه‌ها در سال آینده خواهد بود– و سفر به یک کشور همسایه برای افتتاح یک پروژه نه چندان مهم، کدامیک از اهمیت بیشتری برخوردار است و در صورت ضرورت برای تاخیر یکی برای ساماندهی دیگری، اولویت با کدام است؟ البته رئیس دولت، بارها نشان داده که اگر اراده جدی برای انجام کاری داشته باشد، نه سفر مانع اوست و نه هیچ چیز دیگر؛ همانطور که اخیرا برای به نتیجه رسیدن یک پروژه، سفر خود به شیراز را نیمه کاره رها کرد و پس از حضور چند ساعته در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجددا به شیراز بازگشت. او همچنین بارها، قبل از آغاز یک سفر داخلی و خارجی، در جلسات مهم داخلی از جمله جلسات مجلس شرکت کرده و شاید مستقیما از مجلس به فرودگاه رفته است.

ما سوالات خود را پرسیدیم . گمان هم نمی‌کنیم این سوالات از برخی سوالاتی که در مصاحبه‌های سفارشی با ‌ CNN‌ و سایر شبکه‌های آمریکایی مطرح می‌شود پیش پا افتاده‌تر باشد. پس امیدواریم ما را هم در حد خبرنگاران چشم آبی ‌ CNN‌ قابل بدانند و یکبار به این سوالات پیش پا افتاده پاسخ دهند زیرا برخی از همین سوالات در هفته‌های اخیر به دغدغه‌ بسیاری از نمایندگان مجلس و صاحب‌نظران امور اقتصادی و مدیریتی کشور نیز تبدیل شده است.

پی‌نویس
نا‌یب‌رئیس مجلس در تاریخ 12دی ماه به استناد وعده مقامات دولتی گفته بود که لایحه بودجه 89 این هفته به مجلس می‌آید اما در تاریخ 14 دی ماه معاون پارلمانی رئیس دولت اعلام کرد که دولت در نظر داشت، این هفته برنامه و بودجه را تقدیم مجلس کند. اما باتوجه به سفر احمدی‌نژاد به ترکمنستان و تاجیکستان، یکشنبه هفته آینده، لایحه بودجه و برنامه به مجلس می‌رود.
 
کیهان:زنگ خطر در «سوکوترا»

«زنگ خطر در سوکوترا» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان است که در آن می‌خوانید؛دیوید پترائوس فرمانده نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه چند روز پیش حامل پیامی از باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا برای علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن بود. درباره محتوای پیام او اطلاعات دقیقی منتشر نشده است ولی نگاهی به مجموعه تحرکات آمریکایی ها در یمن و تحولاتی که طی روزهای اخیر در این خصوص مشاهده شده تا حد زیادی از محتوای آن نامه پرده برمی دارد.
از آنجا که فرمانده نظامیان آمریکا در خاورمیانه حامل این نامه بوده می توانیم با قطعیت بگوئیم این نامه «امنیتی» و «ویژه» بوده است اما برای آنکه به محتوای این نامه پی ببریم توجه به خبرهایی که در حول و حوش آن وجود دارد، ضروری است.

1- علی الاحمد که سعودی الاصل و تبعه آمریکاست در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی از راه اندازی یک پایگاه نظامی توسط آمریکا در جزیره استراتژیک «سوکوترا» (SOCOTRA) که متعلق به یمن است خبر داد. این جزیره در دهانه باب المندب و حدود 380 کیلومتری مرزهای جنوبی یمن واقع شده و مساحتی به اندازه چند کشور کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس دارد. این جزیره به شاخ آفریقا، اولین تنگه استراتژیک دنیا، دریای سرخ و اقیانوس هند اشراف دارد.

2- آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای عرب شبه جزیره در تاریخ هشتم بهمن ماه آینده (28 ژانویه) در یک کنفرانس در لندن گردهم خواهند آمد. در این بین دفتر گوردون براون- نخست وزیر انگلیس- در تاریخ 11 دی ماه طی بیانیه رسمی اعلام کرد: «براون همه بازیگران بین المللی کلیدی را به نشستی در سطح مقامات عالی رتبه به منظور گفت وگو برای یافتن بهترین راه حل مبارزه با افراط گرایی فراخوانده است» انگلیسی ها و آمریکایی ها در دو سطح رسانه ای و دیپلماتیک، اسلام گرایی را با واژه افراط گرایی بیان می نمایند.

3- نشریه آلمانی «دی ولت» دو روز پیش نوشت: «آمریکا در نظر دارد در پاسخ به حمله تروریستی به هواپیمای مسافربری دلتا که به سمت دیترویت آمریکا پرواز می کرد، خود را برای انجام عملیات نظامی در یمن آماده کند.» آمریکایی ها مدعی شده اند که در روز اول کریسمس - 11 دی ماه- القاعده در صدد انفجار این هواپیما برآمده است. مدت ها بود که از القاعده در یمن خبر چندانی منتشر نمی شد اما پس از شکست سنگین ارتش یمن، ارتش عربستان و حملات هوایی آمریکا در جنگ علیه مبارزان صعده، مسئله پیدایی «القاعده جدید» مطرح گردید.

4- شبکه سعودی العربیه- که در منطقه به العبریه معروف است- سه روز پیش اعلام کرد که تدابیر امنیتی در اطراف سفارتخانه های غربی در صنعا متمرکز شده است. آمریکا و چند کشور دیگر غربی سفارت خانه خود را در این کشور تعطیل کرده اند و وزیرخارجه آمریکا اعلام کرده است که: «بی ثباتی یمن، امنیت منطقه و جهان را تهدید می کند.»

5- مارتین نسیرکی، سخنگوی دبیر کل سازمان ملل درباره اجلاس جهانی پیرامون یمن به خبرنگاران گفت: «بان کی مون گفته است که باید از نقش رئیس جمهور یمن هم در چنین نشستی اطمینان حاصل شود.» این اظهارات از وجود مباحثات بسیار جدی در میان کشورهای غربی طراح نشست 8 بهمن لندن پیرامون آینده یمن خبر می دهد.

6- معاون نخست وزیر یمن- راشدالعلیمی - در واکنش به نقشه های آمریکا پیرامون این کشور گفت: «مداخله مستقیم آمریکا در امور یمن به تقویت القاعده منجر می شود.» وی در عین حال بر تعهد کشورش در همراهی با برنامه آمریکا تأکید نمود.

7- روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن در تاریخ 23 آذرماه گذشته از اعزام نیروهای ویژه آمریکا به یمن پرده برداشت. این روزنامه به نقل از یک مقام امنیتی آمریکا نوشت: «هدف از اعزام نیروهای ویژه ارتش آمریکا به یمن، جلوگیری از تبدیل شدن این کشور به پایگاه افراطیون است.» سه روز پس از درج این خبر، هواپیماهای آمریکایی به یک روستا-الماجله- حمله کردند و مدعی شدند که مرکز آموزش نیروهای القاعده در این روستا بوده است اما در عین حال عملیات آمریکا در کوهستان مران از مرز 220 حمله تجاوز کرد و در این بین دهها نفر جان خود را از دست دادند. عملیات هوایی آمریکا علیه ساکنان روستای الماجله با حمله نیروهای زرهی ارتش یمن به این منطقه همراه بوده است.

8- دولت های مصر و اردن از حملات نظامی آمریکا- بطور تلویحی- ابراز نگرانی کردند. نخست وزیران مصر و اردن ضمن دفاع از عملیات عربستان علیه نیروهای الحوثی اعلام کردند که با هرگونه دخالت خارجی در امور یک کشور عربی مخالفند. این موضوع بیانگر نگرانی ناشی از کنار گذاشتن نقش کشورهایی نظیر مصر و اردن در حوزه عربی می باشد.

9- یک روز بعد از سفر دیوید پترائوس، آمریکایی ها سناتور «جان مک کین» -رقیب انتخاباتی اوباما- را در راس هیاتی به یمن اعزام کردند. کین بلافاصله پس از ورود به صنعا اعلام کرد که «آمریکا از دولت علی عبدالله صالح در برابر مبارزان صعده حمایت می کند.» اما او ظاهراً ماموریت دیگری داشته است.

10- دو روز پیش «تایمز مالی» چاپ انگلیس طی مقاله ای- که دیروز واحد مرکزی خبر ترجمه آن را منتشر کرد- نوشت: کارشناسان غربی امور یمن پیش بینی می کنند که دولت کنونی یمن تا سال آینده سقوط می کند و این در حالی است که احساسات ضدغربی در این کشور بسیار بالاست.
از مجموعه موارد یاد شده و موارد دیگر استنتاجات زیر- که با قطعیت زیادی همراه می باشد- بدست می آید.

1- آمریکا، اروپا و کشورهای محور آمریکا در منطقه در تلاشند تا یک دگرگونی اساسی در وضع امنیتی منطقه- شامل شبه جزیره، شاخ آفریقا و دریای سرخ- پدید آورند. محور یاد شده در این منطقه با چند مشکل جدی مواجه است. بن بست روند سازش به دلیل محور بودن مقاومت، وضعیت مبهم عربستان سعودی و احتمال جدی فروپاشی این رژیم از درون و حاکم شدن اسلام گراها بر کشوری که جایگاه قلب را در تن جهان اسلام دارد، فروپاشی دولت غرب گرای علی عبدالله صالح و قدرت گرفتن شیعیان مبارز در یک کشور عربی دیگر، فروپاشی رژیم صهیونیستی به دلیل رشد مقاومت فلسطینی-اسلامی، شکست جدی برنامه های نظامی آمریکا در منطقه و احتمال مواجه شدن غرب با وضعی که چاره ای جز خروج نظامی و سیاسی از این منطقه نداشته باشد.

2- آمریکا که کماکان روی استفاده از عنصر نظامی- بعنوان مهمترین نقطه امتیاز این دولت از سایرین- تاکید می کند، توجه خود را روی یافتن پایگاه ثابت و دارای ظرفیت لازم معطوف کرده است. به نظر آمریکایی ها می رسد که جزیره بسیار استراتژیک سوکوترا با حدود 3600 کیلومتر مربع مساحت و اشراف توامان بر شبه جزیره، شاخ آفریقا و دریای سرخ یک نقطه مناسب باشد.

براین اساس باید گفت آمریکایی ها به دنبال احداث یک پایگاه نظامی در سوکوترا نیستند چرا که این پایگاه را در این جزیره از سال 1373- بعد از وحدت دو یمن- در اختیار گرفته اند. این پایگاه در دوره حاکمیت چپ ها بر یمن جنوبی در اختیار شوروی بود. بلکه می توان با قاطعیت گفت که آمریکایی ها به دنبال تبدیل کامل این جزیره بزرگ به پایگاه نظامی و بلکه مهمترین پایگاه نظامی خویش در منطقه هستند.

3- کنفرانس 8 بهمن ماه لندن و مشارکت سه ضلع آمریکا، اروپا و کشورهای عربی در واقع برای یافتن راه مهار اسلام گرایی است چرا که دغدغه و نگرانی مشترک این سه ضلع- و ضلع چهارم که حضور دارد ولی در پشت چهره های دیگران پنهان می شود یعنی صهیونیست ها- بطور قطع اسلام گرایی است. البته آنان نوعاً عنوان های دیگری نظیر مبارزه با تروریسم، کنترل موج خشونت در منطقه و مبارزه با القاعده را مطرح می کنند ولی کیست که نداند اولا تروریسم در منطقه- و از جمله القاعده- مولود خود غرب است و از سوی دولت های عربستان، کویت و... تغذیه مالی می شود، از سوی دیگر کیست که نداند تروریسم در منطقه از حمایت های مردمی برخوردار نیست و برای ریشه کن شدن گروه های کوچک و وابسته کافی است غرب دست خود را از پشت آنان بردارد.

4- شکست جبهه مشترک غربی- عربی از شیعیان مظلوم صعده و رو به فزونی گذاشتن هواداران حوثی ها در یمن، مربع آمریکا، اروپا، صهیونیسم و کشورهای وابسته عربی را بشدت به وحشت انداخته است. این مربع منحوس سعی دارد که با احیای یک جریان وابسته شبه مذهبی- القاعده- شکست خود را بپوشاند و توجهات را به نقطه ای دیگر سوق دهد.

5- یک نکته مهم در این میان، به حاشیه راندن محور مقاومت می باشد. این مربع منحوس با طرح بحث «القاعده جدید» درصدد است که حساسیت محور مقاومت روی تحرکات خود را بکاهد و در سایه آن طرح بسیار خطرناک تحول در ساختار امنیتی منطقه و انهدام ساختارهای منطقه ای امنیت را جلو ببرد. بر این اساس، محور مقاومت با تعقیب جدی تحرکات محور غرب باید مانع تحقق طرح های خطرناک و در عین حال خیال پردازانه غرب شوند.

6- کشورهای اسلامی محور مقاومت و هواداران آن باید دریابند که محور چهارگانه فوق علی الظاهر دست اندر کار طراحی کلان امنیتی هستند ولی در واقع آنان سرگرم احداث یک کمربند امنیتی برای حفظ رژیم های رو به فروپاشی وابسته به خود در این منطقه هستند و بر این اساس بزرگترین پادزهر طرح های شیطانی آنان تداوم هجوم موج اسلام گرایی به اضلاع پوسیده این هندسه است. گام اول این هجوم در عرصه رسانه ها با افشاگری رقم می خورد. همه می دانند که ظرفیت مبارزه ملت ها با آمریکا بسیار بالاست. جبهه اسلام گراها می تواند با تکیه بر نفرت فزاینده مسلمانان از محور آمریکا، نیروهای عظیمی را به میدان بفرستد تا طی چند سال آینده دیگر در منطقه ما برج و بارویی برای غرب نماند.

رسالت:19 دی و ربع قرن روزنامه نگاری

«19 دی و ربع قرن روزنامه نگاری»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛32 سال پیش در چنین روزی مردم قم برای دفاع از حریم مرجعیت و روحانیت به خیابان ها ریختند. بیت آیت الله نوری همدانی در قم کانون این اجتماع انقلابی بود. مردم قم از اهانت روزنامه اطلاعات به  امام خمینی(ره) مرجع شیعیان جهان بر افروخته بودند.

یک بغض فرو خفته در این روز ترکید و پژواک صدای آن خیلی زود در سراسر کشور شنیده شد.
12 سال پیش از آن رژیم مستبد پهلوی،  امام (ره) را به جرم آزادیخواهی و اسلام خواهی و ایستادگی در برابر مظالم  آمریکا و به خاطر خروش انقلابی علیه لایحه کاپیتولاسیون به ترکیه و سپس نجف تبعید کرده بود.

تبعید امام(ره) از او یک سیمای نورانی که نماد دفاع از استقلال و شرف ایرانیان بود در تاریخ ایران به ثبت رساند.

19 دی سال56  یک پیچ تند در تاریخ سرزمین ماست که تمامی انرژی متراکم و غنی شده ملت انقلابی ما را در خود یکجا جمع کرده بود. در این روز ملت ما سیر و سلوکی را آغاز کرد که در مدتی کوتاه یعنی در روز22  بهمن57  شاهد آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی را در آغوش کشید.

پیام ملت ما بویژه مردم غیور و شجاع قم در روز19  دی این بود که شکنجه و شلاق در زندان های رژیم و سختی های مبارزه را تحمل می کنیم  اما توهین و تحقیر به مرجعیت و روحانیت را هرگز! این پیام مهمی برای دشمن بود که متاسفانه یا - بهتر بگوییم خوشبختانه- این پیام را نتوانست درست دریافت کند.

امروز پس از سه دهه از آن حادثه بزرگ، دشمن دوباره در همان راه اهانت و تمسخر پای نهاده است. اهانت به تصویر نورانی  امام(ره) توسط فرقه سبز و سپس هتک حرمت شعائر الهی نهضت کربلا در روز عاشورا، تکرار اشتباه دشمن در اهانت به  امام(ره) در دی ماه56  بود.

اگر رژیم شاه از آن اهانت توانسته بود طرفی ببندد، فرقه سبز و عمال  آمریکا و استکبار جهانی از این رویکرد زشت و سخیف هم طرفی خواهند بست.

آنچه جالب و شنیدنی و عبرت  آموز است، آن است که  امروز نیز بیت شریف آیت الله نوری همدانی که بحق آن را باید «بیت انقلاب» نامید و بیوت مراجع عالی قدر که نماد بیداری و هوشیاری ملت ایران است با همان انرژی و با همان طراوت و تازگی و نشاط در صحنه حضور دارند و دست رد بر سینه نامحرمان انقلاب و دشمنان نظام الهی زده اند.

آن روز ما در برابر تهدید سخت  آمریکا در رژیم شاه قرار داشتیم،  امروز مبارزه در پیچیده ترین شکل آن نمود دارد این بار در برابر تهدید نرم دشمنان قسم خورده نظام قرار داریم.

جبهه کفر، نفاق و الحاد در یک صف بی پرده و نقاب به همه نمادها و سمبل های عزت، شرف و پایداری و در یک کلمه مقدسات مردم اهانت می کنند، بدون شک تاریخ ایران در حال ثبت وقایعی شورانگیزتر و حماسی تر از روزهایی چون19  دی ماه سال56  است. روز9  دی ماه امسال نیز در تاریخ ایران و حتی اسلام یک روز تاریخی است. یک کاروان40  میلیونی چون سیل در خیابان های ایران و بویژه در تهران به حرکت درآمدند تا قدرت نرم جمهوری اسلامی را به رخ دشمنان نظام بکشند.

لحن دشمن و عمال آن در داخل پس از9  دی تغییر کرد. مردم مصمم هستند در حضوری دیگر که بزودی رخ خواهد داد به تکرار این پیام عبرت  آموز تاریخی بپردازند.

از سوی دیگر19  دی ماه روز تاسیس روزنامه رسالت است. اینکه بنیانگذاران روزنامه رسالت چرا چنین روزی را برای تاسیس این جریده انتخاب کردند، خود حکایتی است.

روزنامه رسالت از  امروز وارد بیست و پنجمین سال انتشار خود می شود. دقیقا24  سال پیش یک صدا به صداهایی که در عرصه رسانه در کشور مطرح بود، اضافه شد.

جمعی از علما و شخصیت های ملی کشور تصمیم  گرفتند گفتمان جدیدی را در فضای سیاسی کشور آغاز کنند تا یک ظرفیت جدید برای دفاع از انقلاب و نظام و ولایت فقیه را پدید آورند.

تولد این گفتمان آغاز یک رقابت جدی، قانونمند و جوانمردانه با کسانی بود که اداره کشور را و فضای گفتمانی انقلاب را تک صدایی می خواستند و اجازه شنیدن صداهای دیگر را نمی دادند. این جریان همانی است که بعدها مبلغ پلورالیسم سیاسی و حتی دینی شد! دشواری های کار رسالت در آغاز هزینه ای به  اندازه خار در چشم و استخوان در گلو داشت. به دلیل شرایط خاص جنگ و برخی ملاحظات، صدایمان را در حد آنچه به عنوان رسالت الهی درک می کردیم تنظیم می کردیم. رسالت طی ربع قرن روزنامه نگاری محفل انسی برای طرفداران واقعی امام(ره) و رهبری و شیفتگان عدالت اسلامی و فقاهت است.

ما در آن دوران گرفتار جمعیتی بودیم که حداقل سه دهه برای افشای ماهیت آنها فرصت لازم بود.  امروز که پرده ها بالا رفته و همه چیز عریان در نگاه مردم وجود دارد آنچه که می گفتیم خیلی راحت شنیده می شود.

آن روز عده ای به ناحق ما را متهم به دفاع از سرمایه داری و طبقه مترف جامعه معرفی می کردند  امروز همین جماعت در آغوش سرمایه داران علیه آرای مستضعفان و محرومان، تبدیل به بزرگترین تهدید علیه جمهوریت نظام شده اند.

آن روز همین جماعت خود را طرفدار اسلام ناب و ما را متهم به اسلام  آمریکایی می کردند.  امروز تمام بوق های  آمریکایی و صهیونیستی یکصدا از آنها دفاع می کنند و با کسانی همپیمان شده اند که با تمام نمادهای دینی و مذهبی و بزرگان اسلام اعلام جنگ کرده اند.

کار را به آنجا رسانده اند که حتی در روز عاشورا کف و سوت می زنند و هلهله می کنند و به شعایر الهی فرهنگ عاشورا و کربلا اهانت می کنند.

امروز نگاه ما به تلخی های گذشته نیست.  امروز حتی نگاهمان به تبهکاری های این قوم و فرقه جفاکار نیست. ما به آینده فکر می کنیم. آینده ای که در آن پیشرفت کشور تضمین شده و خدمت به مردم یک هدف مقدس و بسط عدالت در جامعه ما یک رسالت الهی باشد!

امروز ما می گوییم باید از باب تکریم جمهوریت به رای محرومین و مستضعفین احترام گذاشت و صدای آنها را که از صندوق های رای به گوش می رسد به رسمیت شناخت.  امروز ما می گوییم چهره اسلام در ایران، منطقه و جهان نورانی تر از سه دهه گذشته است. نباید یک فرقه با سوء استفاده از آزادی در کشور به خود اجازه دهد که آن را سیاه نشان دهد.  اما آنها به تبهکاری خود ادامه دادند و در سیاه نمایی رکوردی باقی گذاشتند که لعن و نفرین ملت ایران و همه آزادیخواهان جهان را رایگان برای خود خریدند.

امروز ما با همان قوت و قدرت بر عهد روزهای آغازین خود استوار هستیم.
عهد و پیمان ما تلاش در تبلیغ رسالت الهی، تحقق همه جانبه احکام الله و حاکمیت فقه و ولایت فقیه است.ما طرفدار حق هستیم و مدافع حزب الله و بر این مسیر به یاری خداوند پای می فشاریم.

اعتماد:مطبوعات به صف، صف

«مطبوعات به صف، صف»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی اعتماد به قلم احمد پورنجاتی است که در آن می‌خوانید؛اگر وضع به همین سیاق پیش برود، به سلامتی متولیان مطبوعاتی وزارت ارشاد، کار به جایی خواهد رسید که هر روز صبح، سردبیران روزنامه ها در محوطه دفتر آقای معاون به صف شوند و پس از استماع نطق ارشادیه ایشان، دیکته مفصلی بنویسند، متاسفانه فضای غبارآلود و بدبینانه یی هم که در ماه های اخیر عرصه سیاسی داخل کشور را فراگرفته، انگار مجال مناسب و مغتنمی برای پختن یک غذای مطبوع و مطلوب از این «مرغ عزا و عروسی» یعنی مطبوعات البته از نوع مستقل و بی پشت و پناهش- فراهم ساخته است.

مساله دیروز و امروز نیست. می دانم که همیشه کم یا بیش همین گونه بوده است. دیواری کوتاه تر از مطبوعات و رسانه های مستقل پیدا نمی شود که دست آخر همه کاسه کوزه ها بر سرش شکانده شود. گیرم که غرولندی هم می کنند اما چه فایده؟، انگار هیچ پناه و مرجع و ملجایی هم نیست یا ترجیح داده می شود که نباشد که آه و استغاثه این جماعت روزنامه نگار را بشنود و اگر حتی کار نمی تواند کرد، دست کم غمگساری کند و سنگ صبور شود و آهنگ «بزک نمیر» را برای آنها زمزمه کند، ای همه آنان که دغدغه آسیب دیدن رابطه اعتمادآمیز «نظام و مردم» را دارید، این قلم به عنوان کوچک ترین شهروند این کشور که دل در گرو آرمان های اصیل انقلاب اسلامی و موفقیت نظام و حشمت و محبوبیت آن دارد، هشدار می دهم؛ این روند «گیر سه پیچ» که به ویژه در این چند ماه به صورت پیشرونده از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و هیات نظارت و جاهای دیگر در جریان است مصداق «عاقبت سرکنگبین صفرا فزود» خواهد شد.

کار به جایی رسیده که حضرات وزارت ارشاد، صدور اخطاریه در پی اخطاریه، امریه در پی امریه، «به این موضوع و آن شخص نپردازید و وارد فلان حریم نشوید» را کافی و وافی به مقصود ندیده اند و برخلاف روح و نص صریح قانون اساسی و قانون مصوب مجلس، رسماً و بی تعارف به مطبوعات رهنمود می دهند و حتی الزام می کنند که به چه چیز بپردازند و به چیز نپردازند و حتی خبر و تصویر مربوط به کدام مقام مسوول را در چه حد و اندازه در نشریه خود درج کنند.

اگر شخصاً در برخی روزنامه ها نخوانده بودم باور کردنش بسیار سخت بود اما ملاحظه کنید که آقای معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در جلسه توجیهی با خبرنگاران مطبوعات چه می گوید و از کجا به کجا می رسد؛ «اگر کسی بخواهد به هر نحوی- چه مستقیم و چه غیرمستقیم- مرتکب این موارد (وهن و افترا) شود مصداق خلاف قانون است و با او برخورد می شود. به عنوان مثال اینکه در رسانه یی خبر یا تصویر یک شخص حقوقی رده دوم و سوم، بالاتر و بزرگ تر از یک شخص حقوقی ردیف اول قرار گیرد در واقع حاکمیت مورد وهن و اهانت قرار گرفته است. کوچک سازی بزرگان و بزرگنمایی دیگران قطعاً خلاف قانون است.» مفهوم واقعی سخن آقای معاون این است که مثلاً اگر روزنامه یی به طور همزمان بخواهد خبر و تصویر مربوط به تشرف یک آقای وزیر را به حرم حضرت عبدالعظیم(ع) برای زیارت و سیاحت شخصی و در همان حال گزارش یا خبر مهمی از برنامه های آن وزارتخانه توسط مدیرکل جناب وزیر درج کند، لازم است تیتر و تصویر درشت را به خبر اول و عنوان و تصویر کوچک تر را به دومی اختصاص دهد، در غیر این صورت حاکمیت مورد وهن و اهانت قرار گرفته است. وقتی «زاویه دید» یکسره بدبینانه و پیشداورانه باشد و سعه صدر و ساحت فرهنگی حکم کیمیا را پیدا کند و از همه مهم تر، آنگاه که سکان برخی مسوولیت ها بی توجه به معیارهای حرفه یی و تخصصی در اختیار امثال بنده قرار گیرد، «این هنوز از نتایج سحر» خواهد بود، هر کارآموز مبتدی و طرح کادی در عرصه فعالیت خبرنگاری و اطلاع رسانی نیز می داند که آنچه «جایگاه» خبر را در رسانه تعیین می کند، «اهمیت خبر» است.

متاسفانه برخی از دوستان روزنامه یا نشریه را با «اعلامیه مجلس عروسی یا مجلس ترحیم» عوضی می گیرند که معمولاً ترتیب درج نام ها بر اساس از بزرگ تر به کوچک تر یا حتی بر مبنای حروف الفباست. همکاران عزیز من در سازمان صدا و سیما- به ویژه پیشکسوتان حوزه خبر- به خوبی خاطرشان هست که در همان سال های نخست پس از استقرار نظام که حضرت امام خمینی(ره) در هفته چندین بار با مردم یا مسوولان یا مقامات خارجی دیدار و سخنرانی داشتند، به حرمت جایگاه والای ایشان، خبر و گزارش آن دیدارها در صدر برنامه های خبری صدا و سیما پخش می شد اما به گواهی مدیران و مسوولان وقت سازمان، شخص ایشان از آن روند غیرحرفه یی و غیررسانه یی جلوگیری کردند و حتی با ذکر مثال فرمودند؛ «چه بسا خبر مربوط به فعالیت یک کشاورز در گوشه یی از کشور، مهم تر از خبر مربوط به من (یعنی امام(ره)) باشد. آن را باید ترجیح بدهید. تصویر او را باید نشان بدهید.»

حال ببین، تفاوت ره از کجاست تا به کجا،

بعدها که این حقیر نیز برای مدتی در صدا و سیما مسوولیت پیدا کردم، شاهد بودم همین مبنا و رویه درست مورد تاکید مقامات نظام بود. رسانه و مطبوعات نبض هوشمند و وجدان کنجکاو جامعه است. جز حریم خصوصی اشخاص و مصالح ملی و مبانی دینی خط قرمزی ندارد. باید دست رسانه باز باشد تا با معیارهای حرفه یی و به تشخیص خود- حتی اگر بر اساس نوع خاصی از نگرش و سلیقه رسانه یی باشد- جایگاه و نوع پردازش خبر را انتخاب کند.

اگر کسانی تصور کنند که می شود به شیوه موسسه استاندارد یا کارخانه پلاستیک سازی، مطبوعات را «قالب گیری» کرد و محصول کاملاً مشابه را به خط تولید انبوه رساند، اشتباه می فرمایند. البته حساب مطبوعات وابسته به دولت و شبه دولت و ارگان های رسمی جداست. گرچه آنها نیز اگر بخواهند گستره نفوذ واقعی و طبیعی داشته باشند لاجرم نیازمند رعایت اصول حرفه یی اند اما «صلاح مملکت خویش خسروان دانند». شاید آن گونه که جناب معاون مطبوعاتی فرموده اند بخواهند روزنامه یک میلیون و حتی 10 میلیون تیراژی منتشر کنند، ما که بخیل نیستیم. اما باید پیدا کنند پرتقال فروش را. عزت زیاد،

جمهوری اسلامی:راه باز است

«راه باز است»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛هر چند اراده بیگانگان بر اینست که نگذارند ایران کشوری مستقل پیشرفته و آزاد باشد اما این اراده شوم فقط تا بهمن ماه 1357 عملی بود و با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 نفوذ آمریکا انگلیس و صهیونیسم بین الملل که تا آن زمان حاکمیت ایران را در دستان خود داشتند قطع شد و اراده ملت ایران جای اراده آنها را گرفت . این جابجائی هرچند برای قدرت های شیطانی بسیار گران تمام شد و آنها برای باز گرداندن نفوذ خود به عرصه حاکمیت ایران از هیچ توطئه ای فروگذار نکردند ولی استقرار نظام جمهوری اسلامی و پایه های مستحکمی که توسط امام خمینی برای این بنای رفیع تدارک دیده شد چیزی نبود که با تکان های ناشی از این توطئه ها بلرزد و آسیب ببیند.

این واقعیت همواره در کلام امام خمینی به این شکل بیان میشد که قدرت های خارجی نمی توانند به نظام جمهوری اسلامی آسیبی برسانند اما امام همواره نسبت به خطری که این نظام را از درون تهدید می کند هشدار می دادند. اختلاف و تفرقه رفاه طلبی دنیازدگی بدبینی قدرت طلبی و خودمحوری اموری بودند که امام خمینی از آنها به عنوان مواد اولیه کارگاه خطرسازی یاد می کردند و همگان را به پرهیز از آنها توصیه میفرمودند.

بدون مجامله بگوئیم و بپذیریم که امروز آن خطر رخ نموده و همه را تهدید می کند. البته ما چه بخواهیم و چه نخواهیم چه بپذیریم و چه نپذیریم زنگ خطر به صدا درآمده است . خطر زنگ می زند اما برای ورود اجازه نمی گیرد و منتظر باز شدن در هم نمیماند حتی از در بسته هم وارد می شود.

با اینحال هنوز دیر نشده و فرصت مقابله با این خطر وجود دارد بشرط آنکه به هشدار آن پیر فرزانه توجه کنیم و توصیه هایش را بکار ببندیم .

اولین توصیه اینست که هر کسی تلاش نکند خود را تبرئه نماید و طرف مقابل را مقصر جلوه دهد. دوم اینست که طرفین بپذیرند که اشتباه کرده اند. سوم آنکه برای تعیین میزان اشتباهات چانه زنی نکنند مهم این نیست که هر طرف چه میزان اشتباه کرده بلکه پذیرفتن اصل اشتباه مهم است . چهارم اینکه همه درصدد جبران این اشتباهات برآیند و اراده ای جدی برای این کار داشته باشند و پنجم اینکه همه حفظ نظام را اصل بدانند و برای تامین این هدف که اساس است هر جا که لازم باشد گذشت کنند.
امروز دانستن صورت مساله بسیار مهم و حیاتی است . بدون آشنائی باصورت مساله و یا با پاک کردن آن نمی توان خطر را احساس کرد. هیچیک از دو طرف هم نباید ناامید باشند فقط با امید است که می توان برای حل مشکل اقدام کرد و موفق هم شد.

اجمالی از صورت مساله فعلی اینست .
1 مردم در موقعیت ها و مناسبت های مختلف نشان داده اند که با اسلام انقلاب و نظام جمهوری اسلامی همراهند و برای حفظ استقلال ایران و پاسداری از اعتقادات خود آمادگی دارند هر هزینه ای را بپردازند. بدون آنکه وارد ماهیت حوادث ماه های اخیر شویم این واقعیت را همه با تمام وجود لمس کرده ایم که وقتی پای مقدسات و اساس و اصول به میان می آید همه مردم به صحنه می آیند و از هیچ تلاش و کوششی برای پاسداری از آنها دریغ نمی نمایند.

2 همین مردم با اظهارنظرهائی که می کنند این واقعیت را هم نشان داده اند که از دعواها خسته شده اند و تحمل ادامه این کشمکش ها را ندارند. مردم ایران از اینکه برای حفاظت از استقلال کشور و پاسداری از دین و اعتقادات و مقدساتشان تا ابد در صحنه باشند هرگز احساس خستگی نمی کنند ولی از اینکه مشاهده کنند مسئولان و نخبگان و فعالان سیاسی کشور به جان همدیگر افتاده اند و وقت و امکانات کشور در این میان تلف می شود و دشمنان نیز شادی می کنند خسته می شوند و ادامه این وضعیت را تحمل نمی کنند.

3 علاوه بر خسته شدن مردم احساس خطر هم می کنند . دعواها در هفته های اخیر بقدری بالا گرفته و تند و خشن شده که همه را نگران کرده است . به کف زدن ها و ابراز احساسات عده ای خاص نگاه نکنید توده مردم از اینکه اطراف دعوا برای همدیگر خط و نشان می کشند و به همدیگر عناوینی همچون یزید و ابن زیاد و عمر سعد و شمر میدهند نگران می شوند و به همدیگر می گویند آیا قرار است در آینده شاهد جنگ داخلی و برادرکشی باشیم این نگرانی و احساس خطر را باید عقلای قوم جدی بگیرند و برای رفع آن چاره ای بیندیشند.

4 گستاخی هاو اهانت ها به مقدسات بسیار زیاد شده و تردید نباید کرد که این روند به نفع کشور و ملت نیست . هیچکس نباید از شعارهای گستاخانه ای که علیه مقدسات دینی و ملی و حاکمیتی داده می شود خرسند باشد. این سیل که به راه افتاده اگر متوقف نشود همه چیز را با خود می برد و گزینشی عمل نخواهد کرد. این گستاخی یکباره متولد نشده نتیجه عملکردهای ناصواب است . هرچه زودتر باید ریشه ها را شناخت و سوزاند تا جلوی این سیل بنیان کن گرفته شود.

5 ادبیات خشونت آفرینی که اکنون بسیاری از زبان ها قلم ها و بلندگوها و متاسفانه بعضی از منبرهای نماز جمعه را در بر گرفته بهیچوجه در شان نظام جمهوری اسلامی نیست . نظام جمهوری اسلامی یک نظام اخلاقی و فرهنگی است که باید با کارکرد مومنانه و متدینانه خود جامعه را به سوی اخلاق و احترام و ادب و متانت و اخوت و وحدت سوق دهد نه تهمت و بی حرمتی و تهدید و اختلاف و تفرقه . امروز ادبیات بعضی زبان ها و قلم ها و بلندگوها ادبیات خون است و چنین ادبیاتی از ساحت مقدس نظام جمهوری اسلامی دور است . اینکه از روی خشم و عصبانیت سخن از جویدن خرخره طرف مقابل به میان بیاید و این و آن از منبر نماز جمعه مفسد فی الارض معرفی شوند و از فلان بلندگو فتوای قتل صادر گردد و تکفیر و تفسیق به نرخ شاه عباسی و سکه رایج جامعه تبدیل شود با کدامیک از موازین اسلامی سازگاری دارد آیا اسلام جدیدی درحال ظهور است که درباره آن تاکنون در هیچ کتابی چیزی نخوانده ایم.

6 در کشور ما فرهنگ اعتراض جائی ندارد . نه اینکه فقط حقوق معترضین به رسمیت شناخته نمی شود بلکه حتی خود معترضین هم قواعد اعتراض را رعایت نمی کنند. به جای آنکه در موقع مقتضی مواضع خود را با صراحت روشن کنند همواره حرف خود را تکرار می کنند و ساختارشکنان را محکوم نمی کنند. طرف مقابل هم تا زمانی که معترض مواضع و دیدگاه های خود را درباره مسائل مختلف روشن نکرده او را آمریکائی و انگلیسی و منافق و ضد نظام و مخالف امام حسین علیه السلام معرفی می کند و هنگامی که صریحا علیه منافقین و آمریکا و انگلیس موضعگیری می کند و در بیانیه خود می نویسد « السلام علیک یا اباعبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم وعدو لمن عاداکم » می گویند ببینید او ثابت کرده که در اردوگاه عمر سعد است ! تا زمانی که فرهنگ اعتراض در جامعه ما اینگونه بی حساب و کتاب است و طرفین به قواعد آن پای بندی نشان نمی دهند ما نمی توانیم شاهد شکوفائی آرمان های نظام اسلامی باشیم .

7 رسانه ها و متولیان امور رسانه ای که باید فرهنگ ساز باشند و بستر حاکمیت عقل و قانون و اخلاق و تدین و تعهد را در جامعه فراهم کنند خود دچار مشکلات حاد هستند. رسانه ملی کشور را خیابان یکطرفه ای می داند که هیچکس حق ندارد در جهت مقابل حرکت کند و متولیان مطبوعات وقتی آن بخش از بیانیه فلان شخص معترض که در حمایت از نظام و ابراز تنفر از آمریکا و انگلیس و منافقین است در یک روزنامه چاپ می شود به آن روزنامه به خاطر آنکه تیتر خبرش سبز بود تذکر می دهند! گوئیکه این حضرات دستگاه « نیت خوان » دارند و می توانند کشف کنند که قسمت فنی روزنامه که به آن تیتر رنگ سبز داده هدفش سبز معاویه ای بوده یا سبز علوی !!

8 سیاست حذف اکنون تا سرمایه های ملی دینی و سیاسی در بالاترین رتبه ها پیش رفته است . این تیغ تا کجا قرار است به بریدن ادامه دهد این چه تفکری است که حتی مرجع تقلید را نیز مشمول تیغ حذف میداند و به جای شنیدن سخنان او و به جای راه انداختن بحث علمی با او و نقد فتاوای او اعلام عدم صلاحیت را ترجیح می دهد ما با مواضع سیاسی و بعضی از فتاوای آیت الله صانعی موافق نیستیم اما سیاست برخورد را به نفع روحانیت و نظام جمهوری اسلامی نمیدانیم .

اینکه فردی از رسانه ملی چنین بحثی را مطرح کند و آقای صانعی را با آقای شریعتمداری مقایسه کند و نتیجه بگیرد همانطور که آنجا اعلام عدم صلاحیت برای مرجعیت کار درستی بود اینجا هم درست است این یا ناشی از بی اطلاعی است و یا خود را به بی اطلاعی زدن . زیرا آقای شریعتمداری از دهه 30 با دربار شاه مرتبط بود و بعد از پیروزی انقلاب غائله خلق مسلمان را به راه انداخت و در کودتای قطب زاده شرکت داشت و به این جرم های سنگین فاقد صلاحیت برای مرجعیت شناخته شد. چنین واقعه ای را با آنچه این روزها رخ داده مقایسه کردن آنهم از رسانه ملی یا مطبوعات رسمی و یا بلندگوی مجلس آیا حتی مادران تازه فرزند مرده را به خنده وادار نمی کند اگر به جای این اقدام غیرمدبرانه تلاش های وسیعی برای جذب و یا حل مشکلات از طریق نقد علمی صورت می گرفت فواید بسیاری عاید میشد بدون آنکه زیان های فعلی حاصل شود. میدانید حاصل کار آقایان چیست افزایش مقلدان آقای صانعی کما اینکه حاصل یکطرفه رفتن های رسانه ملی نیز بالا رفتن سرسام آور مشتریان تلویزیون های ماهواره ای و رادیوهای بیگانه بوده است و زهی تاسف از اینهمه بی تدبیری .

9 یک جریان صاحب اقتدار در کشور اکنون فقط بر طبل جنگ می کوبد و هر اقدامی برای آشتی را محکوم و طرد می نماید . از ابتکارات این جریان اینست که همه را به جان همدیگر انداخته و حملات را متوجه اساس نظام ساخته و خود را دور از تیررس شعارها و حملات نگهداشته و همواره منتظر فرصت است تا از این آب گل آلود ماهی مقصود را بگیرد. به جرات می توان ادعا کرد که هدف این جریان از اینهمه هیزم ریختن به تنور داغ دعواها خدمت به نظام و دین خدا و پیغمبر و مردم نیست . حرف های دیگر درباره این جریان بماند برای بعد...

10 امروز آتش اختلاف به خانه ها راه یافته و دشمنی های سنگینی میان پدران و فرزندان مادران و دختران و برادران و خواهران پدید آورده است . این اختلاف حتی به درون جبهه اصولگرایان نیز نفوذ کرده و همان جریان افراطی هر سخن خردمندانه ای را اگرچه از درون همین جبهه و از افراد شناخته شده در جهت وحدت و حل مشکل صادر شود محکوم می نماید و خود او را به انواع تهمت ها متهم و به شکل های مختلف تخریب می کند. این یعنی خطر!

اکنون با ترسیم صورتی اجمالی از مساله روز جامعه میخواهیم بر این واقعیت تاکید نمائیم که علیرغم این وضعیت بغرنج و پیچیده معتقدیم راه باز است . درست در همین شرایط دشواراست که باید عقلای قوم وارد صحنه شوند و با سرپنجه تدبیر مشکل را حل کنند.

حل این مشکل به مشخص کردن محور نیاز دارد. محور باید ولایت فقیه باشد همان که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر آن تکیه دارد. ما معتقدیم رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای محور وحدت هستند و همه باید زیر چتر ولایت فقیه با تدبیر و درایت عمل کنند و به حل مشکل بپردازند. ما معتقدیم باید همه بزرگان و نخبگان و حتی سران معترضان پشت سر رهبری قرار بگیرند و برای پایان دادن به وضعیت کنونی تلاش کنند. این کاری است قابل انجام که فقط به مقداری شجاعت تدبیر و از خودگذشتگی نیاز دارد. ولایت فقیه ستون فقرات نظام جمهوری اسلامی است و امروز دشمنان ملت ایران برای درهم شکستن این نظام و ستون فقرات آن بسیج شده اند. غفلت عقلای قوم در این برهه حساس تاریخ بشدت زیان بار است زیانی که هرگز قابل جبران نخواهد بود. خشونت و برخورد و حذف نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه اوضاع را پیچیده تر خواهد کرد. راه حل فقط تدبیر است و این راه باز است .

مردم سالاری:جلب اعتماد جوانان به سیاست ها و برنامه ها

«جلب اعتماد جوانان به سیاست ها و برنامه ها»عنوان یادداشت روز روزنامه ی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن می‌خوانید؛حضرت علی (ع) در خطبه 216 نهج البلا غه به صراحت از تقابل حقوق سخن می گویند و «یک سویه بودن» حق را نفی می کنند و در فرازی از این خطبه می فرمایند: «خداوند سبحان برای من بر شما به جهت زمامداری و حکومت حقی قرار داده و برای شما همانند من حقی تعیین فرموده است... حق به نفع هیچکس به جریان نمی افتد، مگر این که علیه او نیز جاری شود، و علیه هیچکس جاری نمی شود مگر این که به نفع او نیز جریان یابد.» حقوقی که حضرت علی (ع) به آن اشاره دارند، هم شامل عرصه هائی است که منشا آسمانی و وحیانی دارند و هم عرصه هائی است که مستقیما منشا آسمانی ندارند و ریشه های آن را باید در قرار دادهای اجتماعی که شهروندان با یکدیگر و حاکمان خود منعقد ساخته اند جست و جو کرد.

در همین زمینه می توان به خطبه 34 نهج البلا غه اشاره کرد که در آن جا هم حضرت می فرماید:
«مردم، به درستی که مرا بر شما حقی است و شما را بر من حقی، حقی که شما بر من دارید این است خیرخواه شما باشم، در راه افزون ساختن دارائی های شما همت گمارم، در امر آموزش شما بکوشم تا از ورطه جهل رهایی یابید و به شما آداب زندگی بیاموزم تا دانا و فرهیخته گردید و اما حق من بر شما این است که بر بیعتی که با من بسته اید وفادار بمانید در حضور من و در پشت سر من، خیرخواه باشید و نصیحتم کنید و...» جامعه جوان امروز ما و جوانان جامعه ما حق دارند که از دولت و مسوولین بپرسند، برنامه شما برای تحصیل، اشتغال، ازدواج، تفریح، مسکن، بهداشت، درمان، امنیت و... من چیست؟ و چگونه من می توانم به این رنامه ها اعتماد کنم؟

برای جلب اعتماد جوانان باید برنامه های دولت از پشتوانه علمی، تجربی و جهانی برخوردار باشد. وقتی به صراحت همه برنامه های اجرا شده گذشته را نفی می کنیم و گاهی خیانت بار می خوانیم، وقتی هیچ اعتبار و اعتمادی به دولتمردان گذشته را نمی پذیریم، به جوان القا می کنیم که ده سال دیگر، بیست سال دیگر، آیندگان در مورد ما چنین خواهند گفت. در این شرایط محورها و پایه های اعتماد کجا بنا شده است؟

تفاهم در کلیات، وظیفه فلاسفه و نظریه پردازان است. با عامه و بدنه جامعه و در رابطه با زندگی روزمره نمی توان کلی سخن گفت.باید اجزای زندگی جوان را در نظر گرفت و در رابطه با هر جز» با او سخن گفت. باید از برنامه  و کارنامه مسکن مهر او را آگاه کرد و در تاخیر آن با او به تفاهم رسید. باید از خیل بیکاران به ویژه در قشر تحصیلکرده با او سخن گفت و به تفاهم رسید. باید از توانمند سازی ها و ظرفیت های اشتغال به صورت موردی در هر منطقه با او سخن گفت و به تفاهم رسید. باید از چگونگی در نظر گرفتن مسائل او در برنامه پنجم با او سخن گفت و به تفاهم رسید و بالا خره باید حقوق شهروندی  و حقوق اجتماعی او را به رسمیت شناخت و با او سخن گفت و به تفاهم رسید.

تفاهم در اجزا و تفاهم در مسائل عینی یعنی مسائلی که در ظرف جامعه صورت وقوع دارد، باید با  او سخن گفت و به تفاهم رسید، که اگر چنین شود اعتماد حاصل خواهد شد و گسترش اعتماد، رابطه حسنه را به ارمغان خواهد آورد و رابطه حسنه  عالی ترین تجلی زندگی اجتماعی و هدف نهایی حکمرانی خوب است. جوهره اصلی نظریه حکمرانی که تاثیر ماهیت حکومتگران بر وضعیت شهروندان و سطح توسعه جامعه است، به وسیله آموزه های اسلا می تایید می شود.
جلب اعتماد  جوانان به سیاست ها و برنامه ها را مهم بشماریم و جوانه های امید را در جوانان آبیاری کنیم.

ابتکار:روبه فردایی که بناست مثل دیروز نباشد

«روبه فردایی که بناست مثل دیروز نباشد»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی ابتکار به قلم امیر فضل اللهی است که در ان می‌خوانید؛رویکرد جدید صدا و سیما برای پرداختن به حوادث اخیر اگرچه در این موقعیت ظاهر خوبی دارد و می تواند آغازگز نگاه جدید متولیان صداوسیما به وضعیت خاص کشور، موقعیت رسانه ای که عنوان ملی را برخود دارد و انبوه مخاطبانی که سرمایه یک رسانه را تشکیل می دهند، باشد و بدون تردید می تواند منشا تغییر مسیر نگاه مخاطبان به شبکه های داخلی باشد،این حرکت قدم در مسیر مطالباتی است که سال هاست به عنوان نخبگان جامعه همواره مطرح می شد، بنا براین حرکتی مبارک و مغتنم ارزیابی می شود. اما با نگاهی به آنچه در شکل و محتوای آنچه که تا کنون دیده شد خود سوالات بسیاری را به دهن متبادر می کند.برنامه "رو به فردا"که در چند شب پیش با حضور مهمانانی بر روی آنتن رفت یکی از این موارد است.اگر چه شکل و شمایل آن انتظار یک برنامه چالشی -از نوعی که ماههاست وعده آن داده می شود-را ایجاد می کند اما آنچه در پایان به مخاطب می رسد آن نیست که مورد انتظارش بوده است.مخاطبانی که هر قدم صدا و سیما برای منصفانه تر کردن رفتارش را با تمام وجود استقبال می کنند اما آنچه که درباره این برنامه به نظر میرسد را می تواند در چندمورد بیان کرد.

1-مجری این برنامه خود به پیش داوری درباره آن دامن می زند او از جمله کسانی است که در ماههای گذشته شدیدترین حملات را به یک گروه از دو طرف صف آرایی کرده در فضای کشور انجام داده است.نگاهی به نوشته های وی در چند ماه گذشته نشان می دهد که او حتی اگر قصد توجه به عدالت و انصاف را هم درباره ماجرا داشته باشد نمی تواند به این مهم بپردازد. او بدون تردید نمی تواند میانه ی ماجرا را بگیرد.به نظر می رسد که حضور یک مجری که منویات ذهنی اش را پیش از این افشا کرده نمی تواند به ایجاد نگاهی سالم و فارغ از پیش داوری کمک کند و مخاطبان را قبل از شنیدن و دیدن محتوای آن به سمت و سوی خاصی خواد راند.

2-مهمانان دو برنامه گذشته (آنچه من دیدم)تنها از یکی از دو گروه مخالف در کشور می باشند موضوعی که یکی از آسیبهای مهم آن محسوب میشود. وقتی دو نفر که پیش از این دیدگاههایی درباره حوادث اخیر منتشر کرده و بر تخطئه یک گروه نسبت به دیگری بیشتر اصرار می کنند، طبیعی ست که حضور در یک برنامه با مخاطب میلیونی چیزی را عوض نکند و بلکه بر عکس دیدگاههای پیشین خود را در وسعتی بیشتر از پیش منتشر کند.یکی از برنامه ها با حضور "سلیمی نمین"و" مرتضی نبوی" برگزار شده بود.افرادی که پیش از تمایل آنها به یک جناح آشکار شده و در ماههای پس از انتخابات نیز انتقادتی را به یک گروه ابراز کرده اند. اینک حضور آنها در یک برنامه ورویارویی آنها بر سر موضوعی و ابراز مخالفت یکی با دیگری بر سر یک موضوع به مخاطبان حس خوبی القا نمی کند، چنانکه ممکن است برخی اذهان مردد را به این نکته سوق دهد که سناریویی است از پیش نوشته شده و طبیعتا اگر هم چنین نباشد مخاطبانی که عملکرد های چند ماه گذشته افراد و رسانه ها را دیده و نپسنیده اند بر این باور خود اصرار خواهند کرد. به هر حال تلویزیون یک رسانه است و باید از آسیب هایی که ممکن است میان خود و مخاطب فاصله می اندازد پیشگیری کند. همه این موارد تنها به تحکیم مخاطبانی منجر می شود که پیش از این صدا و سیما را با خود هسمو دیده اند و آن سو هیچ کمکی به جذب مخاطبان مخالف نخواهد کرد.

3-غایبان این برنامه در هنگام تماشای برنامه اذهان را به سوی خود می کشانند چرا که غیبت آنها به خوبی محسوس است.وقتی قرار است پیرامون گروهی در این برنامه صحبت شود و احتمالا سخنان و خواسته های آنان نیز مطرح شود چه بهتر که بدون واسطه و از جانب خودشان صورت پذیرد و اگر قرار است انتقادی از آنان شود حضور داشته باشند و یا حتی اگر بنا بر دفاع از آنها باشد چه کسی بهتر از خودشان می توانند این کار را انجام دهد؟ چه بسا حضور چهره های معروف گروه مخالف در این برنامه و اذعان آن ها به اشتباهات خود به اهداف برنامه به مراتب بیشتر از آنچه دیده شد، کمک کندو در حقیقت برنامه معرف چند صدایی باشد.به هر تقدیر آنها حداقل به عنوان مخالف به رسیمت شناخته شده اند.دفاع کسانی که در روزهای گذشته به شدت به آنها حمله کرده اند به چیزی نمی افزاید مگر بی اعتمادی مخاطب.

اکنون که این برنامه عنوان "رو به فردا "را برخود گذاشته است، بی تردید نمی توان بدون نگاهی به دیروز راه خود را برود.دیروز هم سرشار از التهابات، موافقت ها و مخالفت ها و اتفاقات ریز و درشت ناخوشایند است. این برنامه باید نشان بدهد که رو به کدام فردا دارد. همان فردایی که تفاوتی با دیروز شش ماهه گذشته ندارد؟ یا نه فردایی که قرار است اشتباهات دیروز را تصحیح کند

دنیای اقتصاد:پذیرش رکود در بخش مسکن

«پذیرش رکود در بخش مسکن»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است که در آن می‌خوانید؛آیا دولت به عنوان سیاستگذار کلان و بازیگر بی‌بدیل و همه‌کاره در بازارهای پول و سرمایه، کالا و کار، حاضر است این داوری را که فعالیت‌های اقتصادی در حال حاضر با گره‌های کور مواجه شده است، بپذیرد؟

در صورتی که پاسخ دولت منفی باشد و وجود سردرگمی و ابهام و رکود در کسب و کار را نپذیرد، که دیگر حرفی برای گفتن و تلاشی برای ارائه راه‌حل وجود ندارد. اما اگر دولت داوری معاون اقتصادی بانک مرکزی مبنی بر وجود رکود در بخش مسکن را می‌پذیرد و قبول دارد که دست کم تعدادی از رشته‌های صنعتی نیز رکود را تجربه می‌کنند، آنگاه باید به این فکر باشد که کار از کجا شروع شود و گره بزرگ کدام است تا با دست این گره بزرگ باز شود.

گره بزرگ دست کم در شرایط فعلی، طولانی شدن دوره رکود در بخش مسکن است که منجر به کاهش سرمایه‌گذاری در نیمسال اول امسال نسبت به مدت مشابه پارسال شده است. این گره را چگونه باید باز کرد و موانع حرکت در مسیر حل این مساله کدام است؟ به نظر می‌رسد دشواری فعلی در بخش مسکن در ذهنیت دلتمردان است که می‌خواهند قیمت مسکن را – هر چند اگر کامیابی به دست آید، گزینه مناسبی است- تثبیت کرده و این را یک موضوع حیثیتی و نقطه عطف قرار داده‌اند و در این ذهنیت‌سازی، مناسبات سیاسی بیش از ملاحظات اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است.

چرا دولت می‌خواهد قیمت مسکن تثبیت شود؟ شاید اعتقاد دولت این است که با این کار، خرید مسکن به ویژه توسط گروه‌های کم درآمد جامعه ممکن شود. اما واقعیت چه چیزی را نشان می‌دهد؟ رکود در خرید و فروش مسکن در ماه‌های گذشته آیا تنها به انتظارات متقاضیان برمی‌گردد که توقع کاهش قیمت‌ها بیش از آنچه رخ داده است را دارند؟ شاید بخشی از رکود در تقاضا از این ناحیه باشد، اما بخش مهم‌تر این است که فاصله آورده و پول نقد متقاضیان به اضافه تسهیلات خرید با قیمت مسکن فاصله قابل توجهی دارد که این شکاف با افزایش میزان تسهیلات پرخواهد شد. در حالی که خواست اصلی دولت در این حوزه محقق نشده و طرح مسکن مهر نیز کامیابی کامل نداشته است، تداوم رکود فعلی بخش مسکن گره‌ها را کورتر و بزرگتر خواهد کرد و مشکل فعلی را با یک تاخیر زمانی به دو سه سال بعد انتقال خواهد داد و شرایط انفجاری ایجاد خواهد شد.

اگر دولت داوری معاون اقتصادی بانک مرکزی درباره رکود مسکن را نپذیرد و راه‌حل‌های مناسب ارائه ندهد، شاهد تداوم رکود در صنعت نیز خواهد بود و آنگاه باید منتظر افزایش نرخ بیکاری نیز باشد. گره را باید سروقت و با دست باز کرد تا نیازی به کمک گرفتن از دندان نباشد.

آفرینش: بازار پولی کشور در کما  

«بازار پولی کشور در کما»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم حسین نوری هشجین است که در آن می‌خوانید؛ درپی رکود اقتصادی حاکم بر بخشهای اقتصادی کشور، بازار پولی کشوروضعیت نگران کننده ای پیدا کرده است. به نحوی که برخی گزارش ها حاکی از کاهش سپرده های دیداری (شامل حساب های جاری و امثال آن) در13 بانک از مجموع 18 بانک موجود درکشوراست.  به طوری که از 11 بانک دولتی فعال 9 بانک به این معضل گرفتار شده اند. از میان 7 بانک خصوصی نیز 4 بانک  درگیر کاهش این سپرده ها هستند.کارشناسان بانکی دلیل این امر را عدم وصول چک ها به دنبال رکود حاکم بربازاراقتصادایران، انتقال حساب های جاری بدون استفاده مانده با هدف کسب سود به حساب ها دیگر(مانند:کوتاه مدت، روزشمارو چند ماهه) و حذف چک پول بانک ها در سال 86 و 87 توسط بانک مرکزی برای کنترل تورم از گردونه معاملات می دانند.

در چنین شرایطی برای خروج از این حالت، ساده ترین راه کمک به توسعه پس انداز با فرهنگ سازی و توجه به صرفه و صلاح پس انداز کننده است.از موضوع کاهش سپرده های دیداری که بگذریم مشکل دیگری که بازار پولی کشوررا طی دو و سه سال اخیربه شدت رنج می دهد افزایش مطالبات معوق بانک هاست.براساس اعلام مدیرکل نظارت بر بانکها و موسسات اعتباری بانک مرکزی، میزان مطالبات معوق بانکها در پایان آبان ماه سال جاری به 48 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است.این رقم نسبت به آخرین رقم اعلام شده پیش از این، 8 هزار میلیارد تومان افزایش نشان می دهد.

این درحالی است که تا کنون اقداماتی که در این زمینه صورت گرفته در سطح برپایی جلسات بوده و نتوانسته است بر کاهش میزان این معوقات تاثیر گذار باشد.هرچند که بانک مرکزی اخیرا در راستای اجرای آئین نامه وصول مطالبات سررسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول ریالی و ارزی کلیه بانکهای دولتی و غیر دولتی در بخشنامه جدیدی به نظام بانکی خواستار ارائه لیست کامل مطالبات معوق بانکی بیش از پنج میلیارد ریال یا معادل ارزی آن همراه با فهرست و جزئیات اطلاعات بدهکاران به این بانک شده است.در همین راستا، سازمان بازرسی کل کشور هم اخیرا از شناسایی 9 هزار و 831 فرد حقیقی و حقوقی خبرداده است که بیش از یک میلیارد تومان از بانکها وام گرفته اند و پس نداده اند.

پس بدیهی است پرداختن به این معوقات دیرتر ازآنچه می بایست انجام شده تا جایی که ارقام نجومی آن امکان حل و فصل این مشکل را دشوار ساخته است.در این میان پرسش اساسی این است که چرا وام های کلانی به عده ای پرداخت شده  که از واریزاقساط ماهیانه خود امتناع ورزیده و در مقابل به بسیاری از مردم برای حل مشکلات اقتصادی که به کمترین میزان تسهیلات راضی اند ، این امکان داده نشده و نمی شود.نکته ای  که اخیرا رئیس قوه قضاییه نیز بدان اشاره کرده و معتقد است: معوقات بانکی از جمله مفاسد اقتصادی است که جلوگیری از آن ضروری بوده و سازمان مبارزه با مفاسد اقتصادی باید بر این امر متمرکز شده و با عاملان آن برخورد کند.

در ریشه یابی دلایل افزایش این معوقات هم عمده ترین دلیل عدم نظارت بانک ها و بویژه بانک مرکزی بر تسهیلات پرداختی از سوی کارشناسان امرعنوان می شود.صدق گفته کارشناسان در حالی تائید می شود که در سایر کشورها بانک ها متقاضیان تسهیلات را با توجه به گردش عملیات فروش صاحبان کسب وکار ارزیابی کرده و سپس تسهیلات مورد نیاز آنان را پرداخت می کنند. براین اساس افرادی که طرحی را به بانک پیشنهاد می کنند بر اساس صورت های مالی حسابرسی شده، وام می گیرند.

با این همه سخت گیری و نظارت، بانک هایی در این کشورها وجود دارند که ورشکسته می شوند. در حالی که در ایران هیچ کنترل و نظارتی بر پرداخت توسط بانک مرکزی وجود ندارد. ازدیگر عوامل افزایش مطالبات بانک ها در کشور ما بالابودن سود بازار و بانک های خصوصی نسبت به سود بانک های دولتی است که موجب شده وام گیرندگان پول را نزد خود نگه داشته و از پرداخت آن جلوگیری کنند چراکه دریافت دوباره وام با شرایط قبلی از بانک های دولتی تقریبا نا ممکن است .               

برای حل این مشکل نخست لازم است، سیستم اطلاعاتی به روز و شفاف شامل اطلاعات مربوط به مشتریان، وضعیت شاخص های بانکی و عملکرد آنها تحت نظارت و هماهنگی بانک مرکزی به گرد آوری و پردازش اطلاعات بانکی بپردازد. با وجود چنین بانک اطلاعاتی،  امکان اینکه برخی مشتریان بدحساب بتوانند با وجود عدم پرداخت به موقع اقساط وام در سررسید معین، از بانک های متفاوت وام دریافت دارند کاهش خواهد یافت. همچنین لازم است در خصوص وجود چنین نظام اطلاعاتی در سیستم بانکی و چگونگی استفاده از ابزارهای "نرخ جریمه بانکی" و "محرومیت از استفاده از تسهیلات" و سایر ابزارها، اطلاع رسانی لازم صورت گیرد. دوم اینکه لازم است، بانک های کشور در مرحله اعطای وام دقت لازم را در تشخیص توجیه پذیری اقتصادی طرح اعمال کنند. در این میان نظارت مستمر بانک مرکزی نیز موجب می شود که بانک هارفتارهای مختلف وام گیرنده را درک کرده و از برنامه ریزی های او مطلع باشد و در صورت لزوم حمایت های دیگری در جهت رفع مشکلات وام گیرنده انجام دهد و دچار شتابزدگی در صدور اجرائیات و اقدامات قانونی نشود.

هر چند که این اقدامات نیازمند بهبود سطح علمی و تخصصی کارکنان است. بدیهی است استفاده از ابزارهای قانونی و اعمال فشار بر بدهکاران کلان بانکی که تا کنون به حال خود رها شده اند می تواند در کاهش میزان معوقات بانکی موثر باشد . به هرحال معوقات بانکی در کشور تبدیل به معضلی بزرگ شده است که اگر به زودی از رشد تصاعدی آنها جلوگیری نشود، بانکهای دولتی در ارائه هر نوع تسهیلات به ویژه به واحد های تولیدی نیز ناتوان خواهند شد. همانطوری که الان نمونه هایش را شاهد هستیم.                                              

جهان صنعت:مجلس و ویژگی‌های مناطق ویژه اقتصادی‌

«مجلس و ویژگی‌های مناطق ویژه اقتصادی‌»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت است که در آن می‌خوانید؛تجربه ایجاد مناطق آزاد تجاری و مناطق ویژه اقتصادی در ایران جز در چند مورد محدود به تجربه‌ای ناموفق تبدیل شده است چراکه به زعم مدیران مناطق ویژه اقتصادی در سال‌های اخیر روند روبه رشد کسب و کار و تجارت در این مناطق رو به کاهش گذاشته و بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های انجام شده هم با موانع بسیار مواجه شده‌اند. تغییر سیاست‌های دولت و گاهی بی‌توجهی به نحوه اداره امور مالیاتی و تسهیلات از جمله گله‌مندی‌های سرمایه‌گذاران است که در کنار فراهم نبودن زیرساخت‌ها در این مناطق یاد می‌کنند.

در چنین شرایطی سرپرست مرکز امور مناطق آزاد و ویژه اقتصادی که با حفظ سمت در سازمان میراث فرهنگی هم تولیت دارد، مکررا از ایجاد مناطق جدید ویژه اقتصادی خبر می‌دهد و این موضوع را باعث رشد و توسعه اقتصادی می‌داند.

در این وضعیت که مدیران دولتی مناطق ویژه هم از دولت و سیاست‌هایش در این بخش گله‌مند هستند با چه رویکردی افزایش مشکلات را مدنظر قرار داده‌ایم؟
آیا با شرایط نامساعد مناطق موجود، ایجاد مناطق جدیدتر مطلوبیت دارد؟
یا آیا قرار است برای ارتقای رضایت نمایندگان در مناطق مختلف کشور وعده ایجاد مناطق ویژه داده شود و کلنگ‌های تازه‌ای به زمین خورد و تابلویی بر عرصه‌ای بیابان‌گونه مزین شود که اینجا منطقه ویژه اقتصادی ... است؟

جای آن است که خود مجلس‌نشینان بر این موضوع نظارتی تازه از سوی مردم داشته باشند که چرا در چنین شرایطی این‌گونه اعلام‌های عجیبی بیان می‌شود، به جای رفع مشکل‌های موجود، فرافکنی می‌شود و ایجاد مناطق جدید مدنظر قرار می‌گیرد که در حال حاضر ویژگی خاصی ندارند!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها