در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مسجد جامع اصفهان خرقهای هزارگونه است، به ارث رسیده از گذشتگان که در طول 12 قرن، هر وارثی نقشی زیبا بر اندام آن انداخته؛ از معماری ساده قرن دوم هجری قمری گرفته تا آجرکاریهای سلجوقی و نقوش کاشیکاری صفوی.
این مکان مقدس که با داشتن کتابخانه و مدرسه، جامعیت خود را کامل کرده است و طی 80 سال گذشته هر باستانشناسی که در مورد دورههای اسلامی تحقیق میکرده بیشترین مطالعات خود را روی این مسجد متمرکز کرده است، بیاغراق یکی از افتخارات معماری این سرزمین است، اثری که نشانههای 12 قرن تحول در فرهنگ اسلامی ایران را در خود گرد آورده و به گفته مهندس نیکو، کارشناس حفاظت و مرمت آثار تاریخی به احتمال قریب به یقین چون اعراب خود سبک معماری مشخصی نداشته و از معماری بومی هر کشوری برای ساخت مساجدشان استفاده میکردند این مسجد روی خرابههای آتشکدهای که شاید مربوط به دوره ساسانیان بوده بنا شده است.
وی میگوید: در حفاریهای صورت گرفته و در حدود یک متر و نیم پایینتر از گنبد خواجه نظامالملک آثاری از زیر محراب کشف شده که دارای نقوشی شبیه نقوش پیش از اسلام و متعلق به دوره ساسانیان بوده است.
مسجد جامع اصفهان با 22 هزار متر مربع بزرگترین مسجد اسلامی از نظر وسعت دورههای تاریخی است که کلنگ اولیه آن در نیمه دوم قمری برابر با سال 156 هجری قمری و در دوره امویان زده شد. در سال 226 هجری قمری نیز همزمان با دوران خلفای عباسی پایه اصلی این مکان بنا و چهاردیوار خشتی و شبستانهای آن ساخته شد که خشتهای به کار رفته در این دوره به خشت گبری معروفند.
وحید نیکو میافزاید: در بررسیها نشان میدهد که وسعت اولیه این مسجد یک سوم وسعت مسجد کنونی آن و درست رو به قبله بوده است که در دوره عباسی معماری آن نزدیک به 15 درجه به سمت شرق چرخش میکند.این مسجد یکی از عجایب مساجد جامع در طول تاریخ است که هر دوره و حکومتی که میآمد و میرفت این گنجینه هنر و معماری را از بین نبرد و سعی بر تخریب آن نداشت، بلکه با تعمیر و حفظ و نگهداری قسمتهای ساخته شده، مکانی نو به آن اضافه میکرد و ساخته دست خود را در کنار معماری گذشته به نمایش میگذاشت و سعی در نمایش هنر و خلاقیت خود داشت. به نحوی که در دوران آل بویه ستونهایی به این مسجد اضافه و بعد از آن در دوران پادشاهان سلجوقی 2 گنبد بر آن احداث میشود. اما در دوران مغول که به دوران غارتگری شهره بوده است محراب و در دوره آل مظفر مدرسهای معروف به مدرسه عمر در این مکان ساخته و بر جامعیت آن افزوده میشود. همچنین بعد از دوره ایلخانان شبستانی در شمال غربی مسجد معروف به الجایتو ساخته میشود که درون آن نیز محراب الجایتو قرار گرفته است. همچنین پشت این شبستان ایوان بیتالشفاء بر روی خرابههای مدرسه دوره آل مظفر ساخته شده است.
گفته میشود که در زمان ملکشاه سلجوقی نیز کتابخانه بزرگی از سوی یکی از نظامیان وی در این مکان بنا میشود و فقط چندین کتاب قطور، اسامی کتابهای موجود در کتابخانه را در خود ثبت میکند. اما به گفته مهندس نیکو، کارشناس حفظ و مرمت آثار تاریخی این کتابخانه توسط حسن صباح دوست خواجه نظامالملک از فرقههای اسماعیلیه به آتش کشیده میشود اما با گذشت زمان و این آتشسوزی سقف این مکان حتی کج نشده و فرو نریخته است چون فقط سقف چوبی مسجد در آتشسوزی از بین میرود و ستونها از حالت قائم به سقف خارج میشوند و در دوران مغول این ستونها حفظ یا به یک ستون چهارگوش تغییر مییابند. اما نکته مهمی که در این مسجد باید بدان توجه کرد تبدیل این مسجد از سبک دو ایوانی به چهار ایوانی ایرانی در دوره سلجوقی است که در زمان صفویه ایوان جنوب شرقی به صفه صاحب، ایوان شمال شرقی به صفه درویش و ایوان غربی به صفه استاد و ایوان شرقی به صفه شاگرد معروف شده است.
نیکو در وصف ایوان استاد و شاگرد میگوید: در آن زمان استادکاری، در ایوان غربی مشغول ساخت این ایوان بوده است که شاگرد وی نیز در در شرق ایوان استاد، کار کوچک و بزرگی را مشابه استادکار خویش انجام میدهد اما چون به فوت کوزهگری وارد نبود کار بزرگ وی حتی بعد از چند بار مرمت فرو میریزد و در زمانهای بعدی نیز قطاربندیهای جدیدی بر این ایوان ایجاد میشود.
دردوران پرشکوه صفویه نیز شاه عباس صفوی در سال 909 هجری قمری به شکرانه کشف یک معدن سنگ مرمر در نزدیکی اصفهان، به مرمت این مسجد پرداخته است و دور تا دور حیاط مسجد و ایوانهای آن را سنگ مرمر کرده و شبستان چهل خیمه یا بیتالشتاء یا بیتالسیف را بر خرابههای شبستان دوره آل مظفر بنا میکند.
البته در این دوره جانشینان شاه عباس، علاوه بر تعمیرات قسمتهای ساخته شده، با توجه به سبک معماری خود، بنا یا هنری را به این مسجد اضافه کردهاند. در دوره زندیه نیز با توجه به سبک کاشیکاری آن زمان، شبستانی در مسجد بنا شده و در عصر قاجار تعمیرات اساسی در این مسجد صورت گرفته است که مهمترین آن مرتبط به در ورودی مسجد و زنجیرهای آن است؛ در دوره پهلوی هم با پول جمعآوری شده از مردم مطالعاتی بر مسجد انجام میشود و در دوران معاصر علاوه بر تعمیرات مسجد، کتابخانه علامه مجلسی نیز به بافت آن اضافه شده که محلی برای جمعآوری نذورات است. علاوه بر آن چندین مرتبه نیز در دوره معاصر این مسجد مورد مطالعات باستانشناسی قرار گرفته است که به گفته نیکو، کارشناس حفظ و مرمت آثار تاریخی در اصفهان، در حفاریهای سال 57 هجری شمسی، در 22 هزار مترمربع این مسجد 20 هزار قطعه شیء شامل فلز، سنگ، شیشه و سفال کشف شد که بیشترین این آثار سفالینههایی مرتبط به دوران صفویه و سلجوقیه است.
پرفسور آرتور آپهام باستانشناس، در مورد این بنای تاریخی مینویسد: من آن روز وقتی به تماشای مسجد جامع اصفهان رفتم و در زیر این گنبد قرار گرفتم، متوجه شدم که تمام وجودم در تسخیر گنبد و مسجد است؛ چون در زیر این گنبد به خوبی میتوان به شاهکار فناناپذیر و خلاقه ایرانیها پی برد و به عظمت مسجد و گنبد آن اعتقاد پیدا کرد. من از آن به بعد، بارها به مسجد جامع اصفهان رفتم و با تماشای گنبد این مسجد، زبان به تحسین گشودم و عشق و علاقه خود را به اصفهان و ایران روز افزون دیدم. به همین دلیل میخواهم بعد از این که دیده بر هم نهادم جسدم را در این خاک مقدس دفن کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: