در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فوتبال باشگاهی را از چه تیمی شروع کردی؟
از 13 سالگی در تیم لاستیک دنا شیراز زیر نظر آقای کاظمذوالنوریان فوتبال باشگاهی را شروع کردم که در تیمهای نوجوانان و جوانان و امید این باشگاه هم بازی کردم.
در مورد پرسپولیس امسال صحبت کنیم. چطور شد که به این تیم رفتی؟
من همیشه آرزو داشتم که روزی برای پرسپولیس بازی کنم چون از بچگی عاشق این تیم بودم.
چون عضو این تیم هستی این حرفها را میزنی؟
نه، تمام کسانی که مرا از بچگی میشناسند خوب میدانند که پرسپولیسی هستم و از بچگی آرزو داشتم که در این تیم بازی کنم. در گذشته هم چند بار با من برای حضور در پرسپولیس مذاکره شده بود ولی قسمت نشده بود که به پرسپولیس بیایم. حتی همان سالی که به استقلال تهران رفتم، پای قرارداد با پرسپولیسیها بودم اما در آخرین لحظه قرارداد امضا نشد و به استقلال رفتم اما همان موقع هم همه میدانستند که علیرغم میل باطنیام به این تیم رفتهام و دلم با پرسپولیس بود.
سال سختی را هم با استقلال پشت سر گذاشتی.
بله، واقعا سال بدی بود و روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتم. البته الان اصلا دوست ندارم در مورد آن روزها صحبت کنم و به آن فکر هم نمیکنم چون دوست دارم به مسائل مثبت در زندگیام فکر کنم. به هر حال آن روزها گذشته و امروز به رویای دوران کودکیام در پرسپولیس رسیدهام و برای این تیم بازی میکنم.
فکر نمیکردی همان اتفاقی که در استقلال برایت افتاد، در پرسپولیس هم بیفتد؟
نه، اصلا به این مسائل فکر نمیکردم. در استقلال هم شروع خوبی داشتم و تا چند هفته فیکس بودم اما مشکلاتی به وجود آمد که بعد از آن نتوانستم کار کنم و نیمکتنشین شدم. اصلا نمیخواهم در مورد اتفاقات آن سال صحبت کنم.
اما در پرسپولیس هم نتوانستی آن طور که انتظار میرفت، بدرخشی. چرا؟
در پرسپولیس تا امروز فرصت آنچنانی بازی به من نرسیده است که دلایل مختلفی دارد اما مهمترین دلیل آن این بود که کرانچار شناخت کاملی از من نداشت و به همین دلیل به من بازی نمیداد. البته هر وقت که به زمین رفتم، خوب کار کردم و خیلی چیزها را به او ثابت کردم. متاسفانه گاهی اوقات هم بدشانس بودم و تا یک بازی خوب کار میکردم، مصدوم میشدم و از روند خوبی که داشتم، فاصله میگرفتم. البته چیزی که مهم است این که کرانچار به من آن طور که باید اعتماد نکرد و میدان نداد.
البته در این باره هیچگاه هم موضعگیری تندی نداشتی. چرا؟
چون من عاشق پرسپولیس هستم و موفقیت تیم برایم مهمتر از خودم است. من اینطوری فکر میکردم که شاید نیمکتنشینی من به پرسپولیس کمک میکند و به همین دلیل هیچوقت اعتراض نمیکردم.
مگر با نیمکتنشینی هم میشود به تیم کمک کرد؟
بله، یک تیم خوب، علاوه بر این که بازیکنان خوبی در زمین دارد باید بازیکنان آماده و خوبی هم روی نیمکت داشته باشد تا هر وقت به زمین رفتند، تیم کمبودی احساس نکند. من هم با آماده نگهداشتن خودم و عدم مصاحبههای جنجالی به تیمی که عاشق آن هستم، کمک کردم.
اما قطعا برای نیمکتنشینی به پرسپولیس نرفتی؟
بله، ولی شرایط طوری پیش رفت که نتوانستم بازی کنم.هیچ بازیکنی دوست ندارد که روی نیمکت باشد و همه دوست دارند که بازی کنند ولی همیشه شرایط آن طور که شما میخواهید، پیش نمیرود. این فوتبال حرفهای است و همیشه باید انتظار چنین روزهایی را داشته باشید ولی چیزی که مهم است این که باید به آینده امیدوار بود و منتظر شانس بازی ماند.
خیلیها فکر میکردند با توجه به تکنیک بالایی که داری جایگزین علی کریمی در پرسپولیس میشوی اما عملا چنین اتفاقی نیفتاد.
آدم وقتی بازی نمیکند، نمیتواند انتظار بیشتری داشته باشد. من همان روزها هم اعلام کردم که اگر دو سه تا بازی پشت سر هم برای پرسپولیس انجام دهم، جای علی کریمی را پر میکنم و کاری میکنم که مردم جای خالی او را احساس نکنند اما چنین شرایطی به وجود نیامد. البته آقای کریمی بازیکن بسیار بزرگی در پرسپولیس و تیم ملی است و نمیشود براحتی جای او را پرکرد. علی کریمی محبوبیت خاصی در بین پرسپولیسیها دارد و این مساله را در بازی پرسپولیس مقابل استیلآذین همه دیدند.
کرانچار برکنار شد. در این رابطه چه صحبتی داری؟
در مورد کرانچار هیچ صحبتی نمیکنم.
چرا؟
اگر میخواستم صحبت کنم، همان موقع که سرمربی ما بود، صحبت میکردم. حالا که کرانچار از پرسپولیس رفته است، اصلا درست نیست که در مورد ایشان صحبت کنم.
حضور علی دایی در پرسپولیس را چطور ارزیابی میکنی؟
آقای دایی بازیکن بزرگ و پرافتخاری است و اصلا نیازی به تعریف من نیست. علی دایی تجربه بالایی دارد و بازیهای بینالمللی حساس زیادی را تجربه کرده و در فوتبال آلمان هم بازی کرده است. به نظر من نیت کمک به پرسپولیس است و قطعا حضور ایشان میتواند به تیم کمک کند و ما را به هدفمان برساند.
پرسپولیس چه هدفی را دنبال میکند؟
اول تلاش میکنیم تا سهمیه آسیایی را بگیریم. ما روی کاغذ شانس قهرمانی داریم و باید تلاش کنیم تا اگر قهرمان نشدیم، حداقل سهمیه آسیا را بگیریم اما جام حذفی فرق میکند. جام حذفی امسال مال پرسپولیس و هوادارانش است و این جام را به هواداران تیم تقدیم خواهیم کرد.
با اطمینان خاصی در این رابطه صحبت میکنی.
چرا با اطمینان صحبت نکنم. پرسپولیس تیم بزرگی است و بازیکنان خوبی هم دارد. ما پتانسیل قهرمانی داریم و با حمایت هواداران در جام حذفی قهرمان خواهیم شد.
تضمینی هست که دایی با پرسپولیس موفق شود و به این اهداف برسید؟
فکر کنم با شناختی که بچهها از آقای دایی و ایشان از بچهها و تیم دارد، میتوانیم به هم کمک کنیم. ایشان کاملا به فرهنگ ایران آشناست و میتواند به تیم سر و سامان بدهد و موفقیت تیم را تضمین کند.
پرسپولیس با کرانچار هم در جدول سوم بود و ناموفق نبود که برکنار شود. ما امتیازات بدی از دست دادیم. در بعضی از بازیها امتیازاتی از دست دادیم که کسی باور نمیکرد. این تغییرات به خاطر موفقیت تیم بود و مدیریت باشگاه تصمیم به تغییرات در کادر فنی گرفت تا پرسپولیس به جایگاه اصلیاش برسد. به نظر من سومی رتبه خوبی است اما انتظارات از پرسپولیس خیلی بالاتر است. همه از پرسپولیس قهرمانی میخواهند.
و اگر پرسپولیس با علی دایی نتیجه نگیرد؟
اگر با دایی نتیجه نگیریم، با هیچ مربی دیگری نتیجه نمیگیریم.
چرا؟
چون دایی تجربه بالایی دارد و از نظم و دیسیپلین بالایی هم برخوردار است و میتواند حاشیههای پرسپولیس را جمع کند.
با این تغییرات وضعیت تو در پرسپولیس چطور خواهد شد؟
من کاملا آمادهام. تمام تلاشم را میکنم تا همانطور که به کرانچار خیلی چیزها را ثابت کردم، به آقای دایی هم ثابت کنم که میتوانم به پرسپولیس کمک کنم.
یک خاطره جالب از دوران کودکیات تعریف میکنی؟
من در دوره بچگی خیلی شیطون و بازیگوش بودم. در تیم جوانان و امید دنا بودم که بازی داشتیم. روزهای بعد از جنگ بود و رختکن ما سنگر بود و در این سنگرها از داخل و بیرون قفل میشد. من در را از داخل قفل کردم چون آخرین نفری بودم که وارد رختکن شدم. بعد از اینکه در را قفل کردم، کلید را پرت کردم بیرون و کسی نبود که در را باز کند. کسانی که بیرون بودند، حدود 45دقیقه میگشتند تا کلید را پیدا کنند، چون کلید درون زمین چمن افتاده بود و 20 تا آدم دنبالش میگشتند تا بالاخره بیرون آمدیم. مربی هم در آن بازی مرا بازی نداد تا تنبیه شوم؛ اما چه فایده، باز هم همان بازیگوشیها و شیطونیها را داشتم.
بزرگترین آرزوی ورزشیات چیست؟
آرزوهای زیادی بوده که به آنها نرسیدهام یا به بعضی از آنها هم رسیدهام؛ اما الان بزرگترین آرزویم قهرمانی با پرسپولیس در لیگ یا جام حذفی است.
یعنی با تیم ملی به حضور در جام جهانی فکر نمیکنی؟
برای من یک مقدار دیر شده که به فکر تیم ملی باشم. الان اصلا به تیم ملی فکر نمیکنم و فعلا هدفم فقط پرسپولیس است تا با این تیم به موفقیت برسم.
برای هر بازیکنی افتخار است که پیراهن تیم ملی کشورش را به تن کند اما قسمت من هم این بود همانطور که گفتم به مسائل گذشته و خاطرات بدی که دارم فکر نمیکنم و فقط به آینده و مسائل مثبت فکر میکنم.
پدر و مادرت با فوتبال بازی کردن تو مخالفتی نداشتند؟
مخالف نبودند؛ اما چون شطینت میکردم و به درسم نمیرسیدم سخت میگرفتند، ولی آقای ذوالنوریان با پدرم صحبت کرد و او را قانع کرد و من هم راحت شدم و در تیم باشگاهی لاستیک دنا بازی کردم.
بزرگترین افتخار ورزشیات چیست؟
فکر کنم با پیراهن تیم ملی که مقابل کانادا بازی کردم، خاطره و افتخار بزرگی برای من بود. آن بازی تنها بازی ملی من بود.
یک بازی ملی برای بازیکنی مثل تو کم نیست؟
شرایطی برای من در گذشته پیش آمد که نمیخواهم آن را باز کنم. در برق شیراز که بازی میکردم، خیلی اذیت شدم. مربیان و مسوولان نمیگذاشتند که در اردوهای تیم ملی شرکت کنم. میتوانستم بیشتر از این برای تیم ملی بازی کنم اما قسمت نبود.
حالا ناراحت نیستی که چرا بیشتر بازی ملی نداری؟
برای هر بازیکنی افتخار است که پیراهن تیم ملی کشورش را به تن کند اما قسمت من هم این بود. همانطور که گفتم به مسائل گذشته و خاطرات بدی که دارم فکر نمیکنم و فقط به آینده و مسائل مثبت فکر میکنم. دوست ندارم این مسائل تمرکزم را به هم بریزد و روی کارم در آینده تاثیر بگذارد. به هر حال هر چه که بوده، گذشته و نباید به این چیزها فکر کرد.
الگوی فنیات چه کسی است؟
مارادونا الگوی فنی من است.
اگر بخواهی یک جمله در مورد مارادونا بگویی؟
مارادونا یک جادوگر واقعی در زمین بود. هیچگاه تصویر بازیهای او را فراموش نمیکنم. او اسطورهای است که تاریخ فوتبال هرگز او را فراموش نخواهد کرد.
فکر میکنی مارادونا با آرژانتین در جام جهانی موفق میشود؟
مردان بزرگ همیشه کارهای بزرگ انجام میدهند و امیدوارم که مارادونا در جام جهانی موفق شود. او برای صعود به جام جهانی هم سختیهای زیادی کشید و روزهای بسیار پراسترس و سختی را پشتسر گذاشت اما همانطور که خودش گفت، باز هم خدا دست مارادونا را گرفت و موفق شد. به نظر من او میتواند در جام جهانی هم موفق شود و امیدوارم که این اتفاق بیفتد.
بعضیها اعتقاد دارند که لیونل مسی بهتر از مارادوناست. تو چه نظری در این رابطه داری؟
مارادونا بهتر است و فکر نکنم در دنیا کسی روی دست او بیاید. البته لیونل مسی هم بازیکن خوب و با استعدادی است که میتواند بزرگ و اسطوره شود اما مثل مارادونا دیگر نمیآید.
بزرگترین حسرت زندگیات چیست؟
فصل قبل وقتی با برق شیراز به لیگ یک سقوط کردیم، بزرگترین حسرت و شکست زندگیام بود. این سقوط برایم خیلی سخت بود و آن لحظات را هیچگاه فراموش نخواهم کرد. برق شیراز را با تمام وجودم دوست دارم و نمیتوانم شکست این تیم را ببینم. امیدوارم که هر چه زودتر برق شیراز به سطح اول فوتبال ایران برگردد.
وقتی اسم شیراز را میشنوی یاد چه چیزی میافتی؟
یاد صفا و صمیمیت، شیراز مردم باصفایی دارد که برای من خیلی بیشتر از آنچه که فکرش را بکنید، دوستداشتنی هستند.
بهترین جا برای زندگی در دنیا کجاست؟
شیراز، حتی شیراز را به لاس وگاس هم ترجیح میدهم. صفا و صمیمیت مردم شیراز را با هیچ چیزی عوض نمیکنم.
خوشتیپترین بازیکن پرسپولیس چه کسی است؟
علیرضا حقیقی.
و بیریختترین بازیکن پرسپولیس؟
مهدی شیری، اسم کسی را نمیآورم. اسم خودم را بنویس.
بعد از دوران بازیگری چهکار خواهی کرد؟
قطعا مربی نمیشوم چون اصلا این کار را دوست ندارم.
بهترین مربی که داشتی چه کسی بود؟
همیشه گفتهام که ذوالنوریان بهترین مربی من بوده و هست. در این چند سال هم با محمد عباسی خیلی راحت بودم.
بهترین باشگاهی که دوست داشتی در آن بازی کنی، کدام باشگاه است؟
پرسپولیس بود که به آن رسیدم. فکرش را هم نمیکردم که به پرسپولیس هم برسم، اما خدا را شکر به این تیم رسیدم.
بزرگترین مربی که دوست داشتی با او کار کنی چه کسی بود؟
از بچگی عاشق کارلو آنچلوتی بودم و دوست داشتم یک روزی مربی من باشد.
مهدی نوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: