در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ترس فیلمسازان از ساختن فیلمهای ترسناک
فیلمهای ترسناکی که در سینمای ما ساخته شدهاند، انگشت شمارند. مردم معمولا برای خندیدن، گریه کردن، سرگرم شدن یا غصه خوردن پا به سالنهای تاریک سینما میگذارند. اما کمتر شده که به نیت ترسیدن و وحشت کردن به سینما بروند. آنها ترجیح میدهند چند تا دیویدی ترسناک خارجی مثل اره را از ویدئو کلوپ سر کوچهشان بخرند و در اتاق تاریک خانه بنشینند و تماشا کنند. وقتی هم از آنها میپرسی چرا فیلم ترسناک ایرانی نگاه نمیکنی، میگویند: ای بابا! این ایرانیها که ترسناک نیستند شاید هم راست میگویند. از بین فیلم ترسناکهای قدیمی میتوانیم به فیلم شب بیست و نهم (حمید رخشانی) اشاره کنیم که با نشان دادن ماجراهای یک زن باردار و شبحهایی که به دنبالش بودند به نوعی پرونده فیلمهای ترسناک بعد از انقلاب را باز کرد.
در چند سال قبل ساخت فیلم ترسناک ایرانی سرعت گرفته و چندین کارگردان دیگر شانسشان را در این حوزه امتحان کردهاند. حریم (رضا خطیبی)، کلبه (جواد افشار)، اقلیما، پارک وی (فریدون جیرانی)، پستچی سه بار در نمیزند (حسن فتحی) و خواب لیلا (مهرداد میرفلاح) فیلمهایی هستند که به قصد ترساندن مخاطبان ساخته شدهاند. البته باید به فهرست این چند نام عنوان فیلم آل ( بهرام بهرامیان) را هم اضافه کنیم که قرار است امسال در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شود. از نکات جالب توجه این فیلم یکی حضور مصطفی زمانی (بازیگر معروف نقش یوزارسیف) است و دیگری حضور هدایت فیلم به عنوان مسوول پخش فیلم. علی معلم که تهیه کنندگی آل را پذیرفته گفته فیلم در نوروز 88 اکران میشود و احتمالا فروش بالایی خواهد داشت. راستی نام یک فیلم دیگر جا ماند. مهرداد فرید هم دارد فیلمی به نام از ما بهتران را میسازد که به قول خودش کمدی وحشت است. اتفاقا چند روز پیش که سرصحنه این فیلم رفته بودم، همین سوال را از فرید پرسیدم. این که یک فیلم چطور میتواند هم بترساند و هم بخنداند. فرید میگفت نمیتوانم نمونهای را در سینما برایتان مثال بزنم. باید صبر کنید و ببینید. در این فیلم رضا عطاران در نقش یک روزنامه نگار بازی میکند. روزنامه نگاری به نام احسان که گرفتار مجلس ارواح و اجنه شده است. البته وقتی رضا عطاران بخواهد نقش اصلی یک فیلم ترسناک را بازی کند طبیعی است که فیلم لحظات بامزه و خنده دار هم داشته باشد!
گیشههای خالی فیلمهای دلهره آور
فیلمهای ترسناک معمولا فروش خوبی نداشتهاند. به یک علت مهم که عادت دیدن فیلمهای دلهره آور در مردم ایجاد نشده است. از بین تمام فیلمهای نامبرده شده فقط خوابگاه دختران (محمدرضا لطیفی) بود که توانست گلیمش را از آب بیرون بکشد و خوب بفروشد. اگر بعد از خوابگاه دختران چند تا فیلم ترسناک دیگر هم ساخته میشد، میتوانستیم انتظار داشته باشیم که بازار گیشه این جور فیلمها رونق بگیرد. اما یک ضربالمثل قدیمی هست که میگوید: با یک گل بهار نمیشود.
فیلم خواب لیلا هم خوب نفروخت. با داشتن 15 سالن سینما در طول 20 روز حدود 60 میلیون تومان فروخت که رقم قابل توجهی نیست. با این حساب اگر فقط فروش تهران را مبنا قرار دهیم احتمالا فیلم سرمایه اولیه را هم نمیتواند برگرداند و تهیهکننده باید منتظر آمار گیشه شهرستانها و فروش سیدیهای فیلم بماند. خواب لیلا تبلیغات تلویزیونی خوبی داشت. پژمان بازغی و لیلا زارع هم بازیگرانی بودند که میتوانستند به جذب مخاطب کمک کنند.
اما خواب لیلا به فروشی که استحقاقش را داشت، نرسید. پژمان بازغی در مصاحبه با رادیو جوان اعلام کرد که فیلم قربانی زمان نامناسب اکران شده است. او راست میگفت. فیلم در یکی از نامرغوب ترین زمانهای سال سینمایی اکران شد. یعنی در آستانه ایام سوگواری و یک ماه مانده به جشنواره فیلم فجر. ضمن این که از زمان ساخت فیلم خواب لیلا بیش از دو سال میگذرد و تا به حال چندین بار اکران آن به تاخیر افتاده است.
خواب لیلا گیشه کم باری داشت. اما تجربه ساختش برای کارگردانش آن قدر لذت بخش بوده که او وسوسه شده فیلم بعدیاش را هم در ژانر وحشت بسازد. مهرداد میرفلاح پیش از این دو فیلم اجتماعی خاکستری و کمدی زن بدلی را کارگردانی کرده است.
مزاحمتهای شنل قرمزی
خط اصلی فیلمهای ترسناک ایرانی معمولا بر دو گونهاند. یا یک شخصیت جدید وارد زندگی قهرمان اصلی داستان میشود و یا این که قهرمان داستان وارد یک مکان جدید و ناآشنا میشود. داستان فیلم خواب لیلا از نوع اول است. دختری که شنل قرمز دارد مزاحم لحظات تنهایی لیلا (لیلا زارع) میشود. تنها لیلاست که این دخترک را میبیند. او اول از دست دخترک فرار میکند اما بعد تلاش میکند که ببیند او از جانش چه میخواهد.
خواب لیلا دو فضای متفاوت دارد. لحظاتی که لیلا در جمع خانواده است به خوبی و خوشی میگذرد. اما مشکل اصلی او زمانی شروع میشود که تنها میشود. در این لحظات سر و کله دخترک مزاحم پیدا میشود. برای این دخترک فرقی نمیکند که لیلا داخل خانه اش باشد یا پشت فرمان در حال رانندگی. او به چشمهای لیلا خیره میشود و به طرفش حمله میکند و...
خواب لیلا لوکیشنهای متنوعی دارد که اصلیترینش جنگلهای شمال کشور است.
جلوههای ویژهاش در سینمای ما متفاوت است و باورپذیر اجرا میشود. مثل لحظهای که روح دخترک از داخل جسم دکتر روانپزشک (پژمان بازغی) گذر میکند. داستان فیلم ریتم تند و پرجنب و جوشی دارد. یعنی در فیلنامه گرهها و تعلیقهای زیادی طراحی شده. به طوری که شما نمیتوانید ادامه داستان را پیشبینی کنید.
می توانیم به خواب لیلا به عنوان یک فیلم دینی نگاه کنیم. به ویژه جاهایی که درباره مرگ و عالم برزخ و گناه و مجازات صحبت میکند. لیلا گذشته خودش را فراموش کرده است. خواهر کوچکش میخواهد با حضور آزاردهنده اش لیلا را به بازخوانی گذشته وادار کند. خواهر دوقلوی لیلا مرده است. اما لیلا در هر لحظه حضورش را حس میکند. آیا لیلا قدرت خارق العادهای دارد که میتواند روح یک مرده را ببیند؟ یا این که او دچار توهم شده است؟ یا شاید دارد مجازات عملی را که انجام داده (قتل) میبیند؟ هر کدام از این پیش فرضها را در نظر بگیریم، این تعبیر که افراد مرده هم میتوانند وارد زندگی زندهها شوند، تعبیر زیبا و شاعرانهای است.
در نیمه دوم داستان گره اصلی فیلم به کمک هیپنوتیزم و خواب مصنوعی باز میشود. لیلا از یک دکتر روانپزشک میخواهد که او را به دنیای کودکیاش ببرد تا او گذشته را به یاد آورد. به گفته مهرداد میرفلاح شخصیت اصلی در این لحظه دچار مرگ مصنوعی میشود. یعنی برای لحظاتی زندگیاش متوقف میشود و دوباره به شرایط اول بر میگردد. میرفلاح میگوید از این روش میتوان برای درمان بیماریهای روانی استفاده کرد. او به ماجراهای جنگ جهانی اول اشاره میکند و این که خیلیها در آن جنگ دچار فراموشی شده بودند. او میگوید: دکتر کارلو مارچزی انگلیسی که خودش اسیر نظامیان آلمانی بود از این روش (هیپنوتیزم و مرگ مصنوعی) برای درمان بیماریهای روانی اسیران تحت شکنجه استفاده میکرده است.
احسان رحیمزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: