در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با ترس به دوستش گفت: «دوست من چرا رو لاکت نوشتهای که لطفا مزاحم نشوید؟»
دوستش به او گفت: «آخر من...»
لاکپشت گفت: «فهمیدم. تو میگویی که من سرما خوردهام و باید استراحت کنم.»
دوستش گفت: «بله همین طور است.»
لاکپشت جواب داد: «اما من نمیگذارم تو ناراحت شوی.»
دوستش جواب داد: «بله.»
لاک پشت گفت: «پس تا تو خوب شوی من مزاحم تو نمیشوم.»
چند روز بعد دوست لاک پشت خوب شد و توانست با لاک پشت بازی کند.
بهشید رجبی، کلاس دوم ابتدایی از ارومیه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: