آسیب‌‌شناسی ورزش کشور در گفتگو با رئیس انجمن علمی جامعه شناسی ورزش

ورزش کشور نیاز به شایسته‌سالاری دارد

اگر دوست دارید مثل همیشه از برد و باخت یا دربی پایتخت و... صحبت‌هایی بشنوید و این‌که چرا این تیم چنان شد و آن بازیکن فلان، بهتر است وقتتان را تلف نکنید. این‌بار می‌خواهیم ورزش کشورمان را ریشه‌یابی کنیم؛ یک ریشه‌یابی علمی و جامعه‌شناختی. دکتر سید مهدی آقاپور، رئیس انجمن علمی جامعه‌شناسی ورزش ایران و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، یک ورزشکار و یک پرورش‌دهنده معلمان ورزش ایرانی است. او که نزدیک به 2 دهه در حوزه ورزش و نیز جامعه‌شناسی ورزش تدریس و تحقیق کرده است؛ درد‌‌دل‌هایی دارد که شنیدنی است.
کد خبر: ۳۰۳۷۰۱

پیش از هر چیز شاید بد نباشد بدانیم علم جامعه‌شناسی ورزش به چه چیزهایی می‌پردازد؟

جامعه‌شناسی ورزش حوزه‌ای جدید و درعین‌حال بسیار لازم برای ورزش است. این علم حوزه کاری خود را در دهه 70 پیدا کرد، البته پیش از آن هم افرادی بودندکه نظریه‌هایی داشتند و کتاب‌‌هایی نوشته بودند، اما به‌صورت ساختارمند و با برنامه این علم از دهه 70 به‌وجود آمد. متاسفانه جامعه‌شناسی ورزشی در ایران به‌خوبی جا‌نیفتاده و فواید آن بخوبی شناخته نشده است در حالی ‌که جامعه ورزش ما بشدت نیازمند چندین نظریه جامعه‌شناختی ورزش است تا بدانیم ارتباط آن با سیاست باید به چه ترتیبی باشد یا این‌که اقتصاد چه تاثیری بر آن می‌گذارد و از همه مهم‌تر این‌که نهادهایی مثل خانه و خانواده چه ارتباط سازمان ‌یافته‌ای باید با ورزش داشته باشند؟ در واقع در این علم، با بحث کلان ساختار اجتماعی ورزش روبه‌رو هستیم. جامعه‌شناسی ورزش علمی است که از ورزش و تربیت‌بدنی به عنوان یک نهاد و پدیده اجتماعی و کارکردهای این پدیده، زمینه‌ها، علل و عوامل موثر بر آن و ارتباط آن با نهادهای اجتماعی به‌ روش نظری و تجربی صحبت می‌کند.

اگر این علم در ایران شناخته و دنبال شود، تبیین ساختارهای اجتماعی ورزش در جامعه ایران خیلی راحت‌تر خواهد بود و جایگاه ورزش و شاخص‌های آن در کشور بخصوص در نظام جمهوری اسلامی مشخص می‌شود. اگر می‌خواهیم به مسائل زیرساختی ورزش در جامعه ایران و جهان فکر کنیم، لازم است ابتدا روی زمینه‌های فکری و اجتماعی و حتی تاریخی مرتبط با آن کار کنیم. اگر ما از نظر تئوریک ضعیف باشیم و نتوانیم ورزش را در ارتباط با نظام اجتماعی تبیین کنیم و فرهنگ‌سازی نداشته باشیم؛ در این‌صورت پایه‌های ورزش در جامعه ایرانی ضعیف خواهد بود.

از فرهنگ‌سازی گفتید و ریشه‌های سست ورزش؛ وضعیت ایران در این زمینه چگونه است؟

اتفاقا مساله همین‌جاست. ما باید اول موضوع را روشن کنیم و بعد به دنبال درمان باشیم. ما باید ببینیم چرا آسیب‌های اجتماعی ناشی از ورزش مثل پرخاشگری، استفاده از مواد نیروزا یا ناهنجاری‌های رفتاری و دخالت عوامل سیاسی و اقتصادی در ورزش وجود دارد بعد به دنبال درمان آنها باشیم. بهتر است اول بفهمیم چرا پول‌مسلکی و پول‌مداری در دنیای ورزش امروز و ایران حرف اول را می‌زند یا این‌که چرا باید مدام در اخبار از مسائلی مثل تنبیه‌ها، جریمه‌ها، آیین‌نامه‌های انضباطی یا مسائل اخلاقی بشنویم؟

ما هم به دنبال یافتن جوابی برای همین مساله هستیم. نظر شما در این رابطه چیست؟

برای این‌که جوابی برای این سوال داشته باشیم، بهتر است اول به مقایسه ورزش سنتی با ورزش نوین بپردازیم. ما امروز مدام به دنبال اخلاق هستیم اما باید بدانیم اخلاق با ورزش سنتی توام است و ورزش نوین خصوصیاتی دارد که در درون خود مسائل آسیب‌زایی را پرورش داده است. در گذشته دور ما ایرانی‌ها ورزش باستانی داشتیم که با ساختار جامعه ایرانی هماهنگ بود و می‌توانست گرهی از مشکلات مردم باز کند. اما امروز این ورزش جذاب به حاشیه رانده شده است. تفاوت جامعه سنتی و نوین است که باعث شده همه نهادها اعم از فرهنگ و سیاست و اقتصاد و حتی مذهب دستخوش تغییراتی شوند. در جامعه جدید سازمان‌یابی و عقلانیت و قانون و مقررات و هنجارهای اجتماعی حرف اول را می‌زنند و خانواده‌ها به‌صورت هسته‌ای هستند و علاوه براین دنیای امروز را دنیای فراغت نامیده‌اند، چون زندگی‌ها ماشینی شده‌اند و مردم زمان کمتری را برای انجام کارهایشان صرف می‌کنند.

در جامعه جدید مهم‌ترین خصوصیت ورزش براثر مدل تحلیل مارکسیستی یا وبری است و گفته شده ورزش همانند جامعه جدید به‌سوی سکولاریسم پیش می‌رود یعنی با اخلاق و ارزش‌ها اصلا کاری ندارد. در واقع فقط نتیجه‌گرایی مطرح است.

متاسفانه ما در ایران نوین نتوانسته‌ایم یک ساختار علمی و جامعه‌شناختی برای ورزشمان به‌وجود آوریم. ساختار ورزش در دنیا با نظام‌های اجتماعی آن هماهنگ است مثلا در دنیا اقتصاد محور است و سیاست به‌دنبال آن حرکت می‌کند و فرهنگ در واقع یک فرهنگ حرفه‌ای برای سرویس‌دهی به بخش سیاست و اقتصاد است. رسانه هم در دنیا تکلیفش مشخص است. البته من نمی‌گویم ما باید در را به روی خود ببندیم؛ ایرانی هیچ‌وقت ملت منفعلی نبوده است و این در نوشته‌های بزرگانی مثل هگل، گوته یا گریشمن به‌صورت نوعی ایرانی‌زدگی جلوه دارد.ایران ما دو ویژگی بسیار مهم دارد که یکی جنبه ملی است و دیگری مذهبی. ایران از 5000 سال پیش در بیشتر مواقع دارای فرهنگی درخشان و مستحکم و دارای برجستگی‌های خاصی مثل ورزش و نیرومندی بوده است. آثار کشف شده از 5 هزار سال پیش حاکی از این است که ملت ایران مسابقه‌های ورزشی برگزار می‌کرده، درحالی‌که یونان باستان تنها از 770 قبل از میلاد المپیک را شروع کرده است. پس ایرانی پیشرو بوده است. از نظر مذهبی نیز همین‌طور. یکی از مهم‌ترین دلایلی که برای طرفداری ایرانی‌ها از حضرت علی(ع) ذکر شده، پهلوان‌مسلکی ایشان بوده چون فرهنگ پهلوانی در ایران بسیار اهمیت داشته است.

اخلاق با ورزش سنتی توام است و ورزش نوین خصوصیاتی‌ دارد که در درون خود مسائل آسیب‌زایی را پرورش داده است

هم در ادبیات ایرانی و هم در تاریخ جهان، اخلاق ورزشی همیشه مورد توجه اندیشمندان بوده است. مثلا کوبرتن گفته است ورزش در دنیای جدید مشعل مشتعل قلب انسان‌هاست. وی به‌ این‌ ترتیب خواسته است احساسات پاک و همزیستی انسان‌ها را تقویت کند. گریپس هم در همان دوران گفته است ورزش یعنی تعالی ورزشکار در زمین ورزش و انتقال آن به جامعه. این گفته اصلا خیالی و ایده‌آلیستی نیست. مگر تختی خیالات بود؟ او از رفتار منصفانه گذشته و به رفتار پهلوانانه رسیده بود و جامعه را تحت‌تاثیر خود قرار داد. این همان حرفی است که در فرهنگ پهلوانی ما نیز وجود داشته است. اما امروزه این چیزها فقط به‌صورت سطحی گفته می‌شود و به آن عمل نمی‌شود. این موارد را باید درونی کرد و به زیرساخت‌ها پرداخت تا ورزش دچار مشکل نشود.

منظور شما از زیرساخت‌های ورزش چیست؟

وقتی صحبت از زیرساخت‌های ورزش می‌شود، ذهن همه بسرعت به طرف موارد سخت افزاری قضیه معطوف می‌شود و مثلا این‌که باید سرانه ورزش را به یک متر مربع رساند یا سالن ساخت و... در حالی‌که اولین زیرساخت، زیرساخت نرم‌افزاری مثل تفکر، تئوری، سیاست و راهبرد و تصویب قوانین و مقررات است. مثلا در برنامه 5 ساله چهارم ماده 117 بند الف به ورزش دانش‌آموزی و پایه و جنبه‌های تربیتی و فرهنگی ورزش با اولویت ورزش دختران پرداخته شده، اما باید دید آیا تنها نوشته کفایت می‌کند و اصلا ارزیابی عملکرد برای آن شده و چقدر در کشور پیاده شده است؟ البته بند دیگری هم در این ماده هست که بسیار شناخته شده است. چرا؟ چون بحث مالی و پول را مطرح کرده است. در این بند که بند ب نام دارد، آمده است یک درصد از بودجه کل دستگاه‌های کشور باید صرف ورزش شود. اما این بودجه که درکل 2 هزار میلیارد تومان است، چقدر جذب ورزش شده است؟ و از همه مهم‌تر این‌که این پول چه سهمی در بودجه آموزش و پرورش کشور داشته است؟

یا این‌که ماده 92 تا 97 منشور نسل جوان بسیار عالی و جامع به ورزش اشاره دارد اما عملا چقدر ارزیابی عملکرد شده است؟ مورد دیگر، شورای عالی انقلاب فرهنگی است که ورزش را یک پدیده فرهنگی تعریف کرده است و مصوبه 565 آن در خصوص راهبردهای ورزش و تربیت‌بدنی در جمهوری اسلامی ایران است. این مصوبه هم 1210 بند دارد اما براستی نسبت به این آیین‌نامه رسمی فرهنگی، تربیتی و ورزشی چه کاری انجام شده است؟ البته هدف من این نیست که از زاویه دید قهری با موضوع برخورد کنم، بلکه به‌عنوان یک معلم که سال‌هاست در این کار هستم، دوست دارم از جنبه شناخت آسیب‌ها و کمک به ارتقا و رفع نواقص و نیز انجام کار عملی به موضوع نگاه انتقادی داشته باشم.

به نظر شما چگونه می‌توان این مشکلات را حل کرد؟

رفع مشکلات به یک عزم ملی در عرصه ورزش نیاز دارد. نهادهای بالاسری ورزش یعنی نهادهای مشرف بر ورزش مثل مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، آموزش و پرورش، دولت و رسانه‌های گروهی باید حواسشان باشد که در کشور ما ورزش به کدام سو می‌رود. نهادهای اصلی شامل آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و سازمان تربیت‌بدنی درون ساختار ورزش ما هستند. این‌طور نیست که همه بار فقط روی دوش سازمان تربیت‌بدنی باشد. اما برای این‌که کاری انجام شود، باید میان مسوولان این نهادها به‌صورت مدام و موثر و برنامه‌ریزی شده، همفکری و هم‌اندیشی باشد.

از آموزش و پرورش به‌عنوان مهم‌ترین نهاد درون ساختار ورزش کشور نام بردید. آیا در این زمینه به کارهای زیربنایی اقدام شده است؟

خوشبختانه چند وقتی است یکی از متخصصان علوم ورزشی، دکتر بهمنی، مدیرکل تربیت‌بدنی وزارت آموزش و پرورش شده و جنبه‌های علمی و پرورشی را مورد توجه قرار داده است. وی شورای راهبردی ورزش را راه‌اندازی کرده و از اساتید برجسته و نمایندگان اصلی ورزش و نهادهای مشرف بر ورزش در این شورا استفاده می‌کند. کارهایی مثل فدراسیون ورزش دانش‌آموزی را که تا‌به‌حال فعالیت بسیار اندکی داشته زنده و اساسنامه‌اش را دنبال کرده است. دکتر بهمنی به دنبال این است که طرح ورزش دانش‌آموزی به‌صورت ملی اجرا و برنامه درسی برای معلمان ورزش تهیه شود. ما اکنون در سطوح ابتدایی با مشکل معلم ورزش و کمبود آن روبه‌رو هستیم.

برای ترمیم ریشه‌ها باید به مدارس و ورزش مدارس پرداخت. معلم ورزش رکن اصلی و شاخص این زمینه است که متاسفانه به حاشیه رفته است. معلم ورزش باید میداندار باشد، اما چطور؟ در مصوبات باید نقش معلم ورزش را پررنگ کرد. متاسفانه توجه به ورزش مدارس و دانش‌آموزی کم است. نمونه آن بودجه ورزش دانش‌آموزی است که طبق برآورد حدودا 30 میلیارد تومان است. اما این مبلغ باید برای 14 میلیون دانش‌آموز و 5/1 میلیون معلم خرج شود. این رقم را در کنار بودجه 1000 میلیاردی سازمان تربیت‌بدنی قرار دهید که عمدتا برای 5 هزار نفر در سطح قهرمانی هزینه می‌شود. این عدالت نیست. در حال حاضر سرانه بودجه آموزش و پرورش حدود 300 تا 800 تومان است! سرانه فضا هم همین‌طور و تقریبا 31 سانتی‌متر است.

و نکته پایانی؟

خیلی‌ها معتقدند در عرصه ورزش باید متخصص‌سالاری باشد. من با این موضوع مخالف نیستم اما به‌نظر من تخصص باید جزئی از ملاک‌های شایسته‌سالاری و شایسته‌سالاری در جامعه ورزش حاکم باشد که تخصص هم یکی از ملاک‌های آن است. شایسته یعنی کسی که تخصص و تعهد و تخصصش را در راستای ورزش کشور به‌کار می‌گیرد و نگاه مردمی دارد.

فریبا فرهادیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها