در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همان سالها جرایم زیادی که به صورت موازی با فعالیتهای شرکتهای هرمی انجام میگرفت گزارش شد. روزنامهها از قاتلان سریالی گلدکوئیست نوشتند که به دلایل مالی چند سرشاخه را در تهران به قتل رسانده یا تهدید به قتل کرده بودند. خبر مرگ یک دانشجوی دختر دانشگاه تهران منتشر شد که در میان درگیری به دلیل اختلافات مالی در راستای فعالیت در یک شرکت هرمی، توسط دوست خود به قتل رسید. موضوع اما، تنها محدود به تهران نمیشد. در قزوین، دختر دانشجویی که از یک شرکت هرمی، برنده یک دستگاه زانتیا شده بود، بعد از اینکه راضی نشد خودرو را به سرشاخههای خود پس دهد، در پی درگیری به قتل رسید. در اصفهان نیز، نزاع خانوادگی شوهر خاله و خواهرزاده یک زن، بر سر عضویت او در یک شرکت هرمی، به قتل شخصی دیگر و خودکشی قاتل انجامید.
بعد از این ماجراها و با تصویب الحاقیهای بر قانون اخلالگران در نظام اقتصادی، فعالیتهای شرکتهای هرمی در ایران کمرنگ تر شد، اما همچنان ادامه دارد.
از آن زمان تاکنون مقالات زیادی در نکوهش فعالیت جوانان به ویژه قشر تحصیل کرده در شرکتهای هرمی نوشته شده، اما به انگیزههای این گرایش کمتر پرداخته شده است. از امانالله قراییمقدم، جامعه شناس، درباره دلایل این گرایش پرسیدم. او معتقد است بیکاری و بیانگیزگی جوانان مهمترین دلایل برای گرایش به سمت چنین شرکتهایی هستند: در ایران نرخ بیکاری بسیار بالاست و بسیاری از جوانان احساس میکنند قادر نیستند شغلی که شایسته آنهاست پیدا کنند. جوانی که به سن استقلال یا ازدواج رسیده باید بتواند از عهده مخارج اداره یک خانواده یا پرداخت اجاره خانه بر بیاید. امروز بسیاری از جوانان توانایی مالی حداقلی نیز ندارند. از طرفی امنیت شغلی و اجتماعی وجود ندارد. هر جوانی دغدغه این را دارد که ممکن است کارش را از دست بدهد و بیپول بماند. به همین خاطر به سمت کارهایی چون فعالیت در شرکتهای هرمی میرود و تنها به پولی فکر میکند که به دست خواهد آورد. نبودن امنیت اجتماعی و عدم مسوولیت پذیری مسوولان باعث شده نسل سومیها برای کسب درآمد به هر کاری فکر کنند. این راه همیشه یک شغل آبرومندانه نیست، گاهی هم دزدی است و دلالی.
بی انگیزگی یکی از دلایلی است که قرایی مقدم به آن اشاره میکند:وقتی امنیت شغلی نباشد، جوان فکر میکند گذاشتن تمام وقتش روی کار بیهوده است. ممکن است هر آن اخراج شود. بی انگیزه میشود و به مسیرهای انحرافی کشیده میشود.
م.ص عضو سابق یکی از شرکتهای هرمی به نوعی صحبتهای این جامعه شناس را تایید میکند. او با بیان اینکه به سختی برای عضویت در یک شرکت هرمی متقاعد شده میگوید: در طول چند ماه به مسائل مختلفی درباره این شرکت فکر میکردم. اینکه پولش کجا میرود و چه فوایدی برای من و افراد جامعه من دارد. آن موقع در یک شرکت مهندسی کار میکردم و دانشجوی فوق لیسانس هم بودم. وقتی در جلسات معارفه شرکت کردم و نمونههایی را دیدم که پول زیادی از این طریق به دست آورده بودند با خودم گفتم چقدر باید کار کنم که این پول را به دست بیاورم؟ الان که به آن دوران فکر میکنم متوجه میشوم با تکنیکهایی که به کار میبردند ما را شست و شوی مغزی میدادند و ما هم همین کار را با زیرشاخههای خود میکردیم و همه برای عضویت متقاعد میشدیم. فکر میکردیم اگر تلاش کنیم شکستی در کار نیست و سخت هم نیست. هم خودمان پولدار میشویم و هم دیگران را پولدار میکنیم و پولی هم که از مملکت خارج شده به صورت سودی که به ما میدهند دوباره باز میگردد.
او ادامه میدهد: من بیکار نبودم و کار خوبی هم داشتم. اما فکر میکردم پولی که قرار است بدست بیاورم هنگفت است و حقوق من در برابرش چیزی نیست و تازه چرا باید در جامعهای تلاش کنم که کمتر کسی نتیجه تلاشش را میبیند؟ بهتر است من هم میان بر بزنم.
از او میپرسم حالا نسبت به فعالیتهایی که داشته چه احساسی دارد. پاسخ میدهد: من معتقد نیستم که تجربیاتی که برایم به جا مانده 100 منفی و به درد نخور است. من کار گروهی، مذاکره و متقاعد کردن را یاد گرفتم. اما دو سال از زندگیام را از دست دادم و حالا به جرات میگویم که به هیچوجه ارزشش را نداشت. حتی 20 میلیون تومانی که به دست آورده بودم، بین زیرشاخههایم که ضرر کرده بودند تقسیم کردم. آنها همه دوستها و فامیلهای من بودند و در برابرشان احساس مسوولیت میکردم.
آیا حس پشیمانی و مشکلات روحی و روانی تنها ضرری است که شرکتهای هرمی در جامعه به جا میگذارد. قرایی مقدم نظر دیگری دارد: فعالیت شرکتهای هرمی به لحاظ اجتماعی یک آسیب است و آثار مخرب زیادی به همراه دارد. مهمترین آن ضربه زدن به اقتصاد کشور است. سرمایههای ملی از کشور خارج میشود و به دست بیگانگان میافتد. نوعی اشتغال کاذب و بیکاری پنهان در جامعه به وجود میآید. از نظر فرهنگی هم روحیه دلالی و تن پروری را بین جوانان گسترش میدهد. مهمتر از همه به دلیل اینکه فعالیتهای آنها زیر زمینی است، جرایم دیگری هم به دنبال دارد.
جرایمی که این جامعه شناس به آنها اشاره میکند متنوع است: از دزدی و فحشا گرفته تا قتل. این مسائل و زیانهای اقتصادی و فرهنگی شرکتهای هرمی باعث شد تا در سال 1385 تبصرهای الحاقی به قانون اخلال گران در نظام اقتصادی اضافه شود. قاضی صفر خاکی در این باره میگوید: مبنای تشکیل شرکتهای هرمی و کاغذی، کسب سود بدون زحمت است. در واقع نوعی بازی با پول در این شرکتها صورت میگیرد و بازی با پول هم تقلب را به همراه دارد. در این جریان عدهای متضرر میشوند. شکستی که هم معنوی است و هم مادی. در این جریان خسارت جبران ناپذیری به جامعه وارد میشود. در همین راستا و به دلیل اخلالی که این شرکتها در نظام اقتصادی کشور وارد کرده بودند و سرمایهها را از سمت بانکها به سمت خود سوق داده بودند، تبصرهای به قانون اخلال گران در نظام اقتصادی اضافه شد که مطابق آن کسی که در این شرکتها اقدام به عضو گیری کند و با این عمل در نظام اقتصادی اخلال ایجاد کند، محارب شناخته میشود و مجازاتش اعدام است. اگر فعالیت مجرم در سطح پایین باشد به 2 تا 5 سال حبس تعزیری محکوم میشود. در این قانون عضو شدن به تنهایی جرم نیست اما اگر با عضوگیری همراه باشد مجازاتهای گفته شده را به همراه دارد.
اما به عقیده قاضی خاکی، اهمیت شرکتهای هرمی در جرایمی است که به صورت موازی در آنها اتفاق میافتد. جرایمی نظیر آدم ربایی، تجاوز به عنف و قتل. او با اشاره به این موضوع تصریح میکند: در موارد بسیاری خانوادهها از هم پاشیده میشود. بسیاری از افراد متاهلی که وارد این کار میشوند، با مخالفت خانواده خود رو به رو میشوند و کارشان به طلاق میکشد. در مورد زنان این اتفاق بسیار دیده شده است. تجاوز به عنف و آدم ربایی هم بیشتر اعضای زن را تهدید میکند.
بعد از تصویب این قانون فعالیت شرکتهای هرمی کمتر شد، اما از بین نرفت. در عوض بسیاری از اعضای این شرکتها از شرکتی به شرکت دیگر پیوستند. قرایی مقدم، جامعه شناس عقیده دارد این افراد کسانی هستند که شکست خود را نمیپذیرند: کسی که در یک شرکت شکست خورده، با خود میگوید اگر به شرکت دیگری بروم از صفر شروع میکنم و اینبار به درستی رقابت میکنم و موفق میشوم. طمع هم به انگیزههای دیگرش اضافه میشود و دست نمیکشد.
قاضی خاکی معتقد است اغفالگری شرکتهای هرمی باعث این مساله شده است: شرکتهای هرمی هنوز هم به فعالیت خود ادامه میدهند و این فکر را به مردم تزریق میکنند که سرمایهگذاری در بانک سودی ندارد و باید پول خود را در این شرکتها سرمایهگذاری کنند.
م.ص، عضو سابق یک شرکت هرمی دلیل دیگری را بیان میکند: من از شرکتی به شرکت دیگر رفتم چون زیرمجموعه بزرگی داشتم. نمیتوانستم آنها را ناامید کنم. آنها به من اعتماد کرده بودند و پولشان را داده بودند و انتظار داشتند سود ببرند. من میدیدم که بی فایده است اما نمیتوانستم آنها را به حال خود رها کنم. با تمام زیر مجموعه ام به یک شرکت دیگر رفتم و باز شکست خوردیم.
در سالهای اوج فعالیت شرکتهای هرمی، بسیاری از دانشجویان درس خود را و کارمندان نوپا کار خود را رها کردند به امید اینکه به شیوهای آسان پول به دست بیاورند. این تصور واهی به سختی در نسل جوان ریشه دواند و اگر چه در یکی دو سال گذشته تغییر کرده اما هنوز از بین نرفته است. آگاه سازی شیوهای است که جامعه شناسان برای این مشکل پیشنهاد میدهند. قرایی مقدم میگوید: جوانها به سریالهای تلویزیونی علاقه دارند. باید سریالهایی با این مضمون ساخت و پخش کرد. در برنامههای دیگر صدا و سیما هم باید به این موضوع پرداخته شود. باید از کارشناسها خواست فعالیت این شرکتها را تشریح کنند.
قاضی صفر خاکی معتقد است: بیشتر جوانها نمیدانند پولشان کجا میرود. اگر چند کارشناس به صورت واضح روند کاری این شرکتها را برایشان توضیح دهند ممکن است متقاعد شوند. از این گذشته بانکها هم باید تبلیغات موثری داشته باشند. جایزه بگذارند و سودها را بیشتر کنند. باید اعتماد مردم را جلب کنند که آنها به سراغ شرکتهای هرمی نروند.
پرونده شرکتهای هرمی اما، با این گزارش بسته نمیشود. اگر مجازات و تبلیغ نصف و نیمه نتوانسته جلوی رشد این شرکتها را بگیرد، فکر دیگری باید. فکری که باید زودتر به ذهن مسوولان برسد.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: