در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در مجموع فعالیتهای خود کدامیک را کاربردیتر ارزیابی میکنید؟
از سال 83 که آزمایشگاه سلولهای بنیادی بزرگسال پژوهشکده را تاسیس کردم، هدفم کاربردی کردن سلولهای بنیادی مزانشیمی در درمان ضایعات صعبالعلاج استخوان و غضروف بود و طی این 5 سال هم طرحهای تحقیقاتی را به گونهای طراحی کردم که به این هدف نایل شوم. چون تحقیقات سلولهای بنیادی تحقیقات نوپایی است و ناشناختههای فراوانی دارد، عمده تحقیقات من بر این پایه استوار بود که بتوانم تا حدودی این ناشناختهها را کشف کنم و مقدمات کاربردی کردن سلولها را فراهم آورم.
برای رسیدن به این هدف چندین مرحله کاری تعریف شد؛ یعنی بررسی زیستشناسی سلولهای بنیادی مزانشیمی، تولید استخوان و غضروف در محیط آزمایشگاهی با استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی، استفاده از سازههای بافتی در درمان ضایعات استخوان و غضروف مدل حیوانی و استفاده از این سازهها در کارآزماییهای بالینی انسانی. در حال حاضر، ما توانستیم به مرحله چهارم نایل شویم و از سازههای بافتی ساخته شده از سلولهای بنیادی مزانشیمی در ضایعات صعبالعلاج استخوان و غضروف انسانی استفاده کنیم، ضمن اینکه 3 مرحله قبلی را نیز انجام میدهیم تا شناخت خود را از سلولهای بنیادی مزانشیمی کامل کنیم.
فضای کنونی تحقیق و پژوهش را در حوزه فعالیت خود یعنی سلولهای بنیادی چگونه ارزیابی میکنید؟
واقعیت آن است که سلولهای بنیادی با توجه به توانمندی درمانی بینظیری که دارند در جهان به عنوان یکی از مصادیق انقلاب در زمینه پزشکی در نظر گرفته میشوند. در کشور ما نیز این اهمیت کاملا درک شده و سرمایهگذاریهایی در این زمینه صورت گرفته ولی متاسفانه به نظر من چندین مساله باعث شده کار با سرعت مطلوب پیش نرود. یک مساله این است که محققان درگیر این کار، گویی فراموش کردهاند که اهمیت سلول بنیادی در کاربردی کردن آنها برای درمان بیماریهای صعبالعلاج است و تمام تلاششان معطوف به این شده که کاری را در این زمینه انجام دهند و یک مقاله در ژورنال با Impact Factor بالا به چاپ برسانند. مساله دوم این است که اغلب محققان متاسفانه در تحقیقات خود، زمینه مشخص و اختصاصی را دنبال نمیکنند و به این شاخه و آن شاخه میپرند و نتیجه مطلوب حاصل نمیشود. سلولهای بنیادی انواع مختلفی دارد و از طرفی، طیف وسیعی از ضایعات بافتی وجود دارد که میتوان با سلول بنیادی آنها را درمان کرد. برای حصول نتیجه مطلوب محقق باید روی یک سلول بنیادی خاص و برای ترمیم یک ضایعه بافتی خاص، متمرکز شود.
این عرصه در حال حاضر با چه چالشهایی روبهروست و حمایتهای مجامع علمی معتبر دنیا از نظر تایید نتایج تحقیقات صورت گرفته تا چه اندازه بوده است؟
شاید یکی از چالشهای عمده و اساسی در تحقیقات سلولهای بنیادی، نبود همکاری بین گروه علوم پایه و گروه علوم بالینی باشد. سلول بنیادی برای اینکه بتواند کاربردی شود لازم است که محققان متخصص علوم پایه این سلولها را آماده کنند و متخصصان علوم بالینی آن را در محل تخریب بافتی انسان پیوند بزنند تا اثرات سوء احتمالی و کارایی سلول ارزیابی شود. در کشور ما این همکاری به صورت مطلوب وجود ندارد. متاسفانه پزشکان کمتر تمایل به کارهای تحقیقاتی دارند، چون علم سلولهای بنیادی، علم نوپایی است و ناشناختههایی دارد و متخصصان علوم پایه موظفند تحقیقات بنیادی در این زمینه را انجام دهند. البته این کار در سطح جهانی صورت میگیرد و در کشور ما و در پژوهشکده رویان نیز تحقیقات در زمینه کشف ناشناختههای سلول بنیادی به طور همزمان با دیگر کشورها انجام و نتایج کار به ژورنالهای معتبر بینالمللی ارسال میشود و پس از داوریهای سختگیرانه صحت و درستی یافتهها تایید و به صورت مقاله به چاپ میرسد. تمامی این موارد مقدمهای هستند برای کاربردی کردن سلولهای بنیادی که نیل به این هدف تلاش گروهی و همکاری متخصصان علوم بالینی را میطلبد.
برگزاری جشنواره پژوهشی کشور را تا چه اندازه در تشویق و جذب حمایتهای ضروری از جامعه محققان کشور موثر میدانید؟
در حقیقت کار تحقیق، کار خیلی سختی است. محقق همیشه فکر و ذهنش درگیر کار تحقیقات است و با این افکار شب را به صبح و صبح را به شب میرساند. زمانیکه از محققی در چنین جشنوارهای تقدیر میشود، وی حس میکند کسانی بودهاند که زحمات و رنج او را رصد کردهاند. این حس، هم برای محققی که برگزیده شده و هم برای محققی که خبر چنین جشنوارهای را میشنود، انگیزه قوی ایجاد میکند.
به اعتقاد شما آیا نباید انتخاب پژوهشگران برتر از سوی هیات داوران این جشنوارهها بر اساس ارائه طرحهای کاربردی صورت بگیرد؟
در جشنواره پژوهشگران برتر کشور، موضوع کاربردی بودن طرح یکی از ملاکهای امتیازدهی بود. البته مواردی نظیر تعداد مقالات در 5 سال گذشته، مقاله پراستناد و داغ و تعداد طرحهای اجرایی نیز دیگر ملاکهای ارزیابی بود. اصولا در کشور ما جشنوارههای گوناگون برگزار میشود که هر کدام هدف خاصی را دنبال میکنند. برای مثال در جشنواره پزشکی رازی ملاک ارزیابی، یک مقاله برجسته محقق است یا در جشنواره بین المللی خوارزمی ملاک ارزیابی، طرح تحقیقاتی است. جشنوارهای که صرفا بر اساس طرح کاربردی، محققان خود را انتخاب کند، در کشور سراغ ندارم و امیدواریم این خلا‡ روزی پر شود.
به بیان دیگر، ارائه مقالات علمی در مجلات معتبر بینالمللی یا در کنفرانسهای بینالمللی را تا چه اندازه میتوان در ارائه پژوهشهای کاربردی برای جامعه، بویژه در حوزههای وابسته به سلامت مردم مهم ارزیابی کرد؟
واقعیت این است که در سطح جهانی چندین هزار ژورنال تخصصی در زمینههای مختلف علوم چاپ میشود. محققان از نقاط مختلف دنیا یافتههای تحقیقاتی خود را به این مجلات ارسال میکنند. این یافتهها پس از داوری و اطمینان از صحت آنها چاپ میشود و در دسترس همه قرار میگیرد. به چاپ رساندن یک مقاله در یک ژورنال بینالمللی به خودی خود، کار ارزشمندی است ولی کاربردی کردن تحقیقات امر دیگری است. در کشورهای پیشرفته گروههایی هستند که کار آنها مطالعه یافتههای پژوهشگران جهان است که به صورت مقاله منتشر شده است. در واقع این گروهها، زحمات دیگر محققان را که در این ژورنالها به چاپ رسیده، رصد و از کنار هم قرار دادن آنها، پازل را تکمیل میکنند. متاسفانه در کشور ما تا جایی که من اطلاع دارم، از این گروهها وجود ندارد.
پژوهشگران امروز ما بیش از همه، به چه حمایتهایی نیاز دارند؟
به نظر بنده، در این باره چند نکته باید مدنظر قرار گیرد. نخست این که محقق باید به این باور برسد که پژوهش، امر ارزشمندی از نظر مسوولان مربوط است که خوشبختانه به نظر میرسد این باور در محققان بویژه با تبلیغات و برگزاری جشنوارههای مختلف طی سالهای اخیر در حال شکل گرفتن است. مساله دیگر، حمایتهای مالی برای اجرای ایدههای محقق است. بسیاری از پژوهشگران کشور ایدههای بزرگی دارند؛ ولی امکانات مناسب برای اجرای آن فراهم نمیشود. همین پژوهشگران چه بسا ایده خود را به صورت پروپوزال با یک دانشگاه یا مرکز تحقیقاتی خارجی مطرح و با اخذ پذیرش، مهاجرت میکنند. وضعیت معیشتی پژوهشگران، نکته دیگری است که نیاز به توضیح بیشتری ندارد. تا ذهن پژوهشگر آزاد نشود، نمیتواند به ایده تحقیقاتی خود به طور کامل بپردازد.
پژوهشگر خستگیناپذیر
محمدرضا باغبان طی 5 سال گذشته فعالیت تحقیقاتی خود را در زمینه سلولهای بنیادی مزانشیمی با هدف کاربردی کردن آنها در درمان ضایعات صعبالعلاج استخوان و غضروف متمرکز کرد و کوشید تنها در این زمینه کار کند و از پراکندهکاری بپرهیزد.
او طی این مدت، توانست حدود 20 طرح پژوهشی را به سرانجام برساند، 70 مقاله در ژورنالهای ISI و ISC منتشر کند، حدود 10 نوآوری را به ثبت برساند و توالی 9 ژن مربوط به استخون و غضروف را در بانک بینالمللی ژن NCBI Gene Bank به ثبت برساند. بعلاوه با ارائه یکی از مقالات، برگزیده چهاردهمین جشنواره تحقیقات پزشکی رازی در گروه فناوریهای نوین شد.
از سوی دیگر، مقاله وی در کنگره بینالمللی بمبئی شایسته گرفتن جایزه بهترین مقاله شد و عنوان پژوهشگر برتر استان تهران در سال 1386 را کسب کرد. با توجه به مقالات منتشر شده، توانست به عنوان عضو هیات تحریریه مجله آمریکایی Natural Science برگزیده شود و بالاخره امسال نیز به عنوان پژوهشگر ممتاز کشوری در دهمین جشنواره پژوهشی انتخاب شود.
پونه شیرازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: