در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردم سالاری:درباب ضرورت تبلیغ یک خبرگزاری
«درباب ضرورت تبلیغ یک خبرگزاری»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم پژمان موسوی است که در آن میخوانید؛
1- دیر زمانی از انتصاب رئیس جدید سازمان ملی جوانان نمی گذرد; سازمانی که بنا بر آنچه که در شرح وظایفش آمده، بسیار می تواند در گره گشایی از معضلات و مشکلات قشر جوان موثر واقع شود; تاثیری که این روزها به حداقلی ترین شکل خود رسیده است.
2 - این روزها در گوشه و کنار شهرمان با تابلوهای بزرگی روبه رو می شویم که در آن خبرگزاری برنا با عنوان خبرگزاری جوانان ایران با حروفی بسیار درشت تبلیغ می شود; در کنار این تابلوها هم البته مثل بیلبوردهای روزهای گذشته، نام سازمان ملی جوانان و شعار معروف آن «آینده اینجاست، کنار شما» به چشم می خورد; در این باره طرح چند سوال و ابهام ضروریست: تاکنون کدام خبرگزاری آن هم از نوع دولتی اش در سطح شهر با صرف این هزینه گزاف، مبادرت به تبلیغ برای خود کرده است؟ مگر خبرگزاری یک کالای فرهنگی مثل روزنامه ها یا مجله است که به تمنای فروش بیشتر، اینگونه خود را برای شهروندان عرضه می کند؟ تا آنجا که ما می دانیم خبرگزاری ها در ایران تنها با یک کلیک بالا می آیند و هیچ هزینه ای هم برای بالا آمدن آن پرداخت نمی شود...
3- در روزهای گذشته اخباری مبنی بر همکاری سازمان ملی جوانان ایران با ونزوئلا منتشر شد که براساس آن سازمان ملی جوانان خود را به همکاری های بیشتر با این کشور متعهد کرده است...
4- در یک نگاه موشکافانه به نظر می رسد، در شرایطی که سایت های منتقد دولت با محدودیت هایی مواجه هستند، این حجم تبلیغات آن هم برای رسانه ای که قرار است ارگان خبری سازمانی باشد که برای جوانان کار بکند چرا و برای چه منظور صورت می گیرد؟
از طرف دیگر وظیفه اصلی و اساسی سازمان ملی جوانان همانا سیاستگذاری برای ایجاد ساختارهای بنیادین در جهت رفع معضلات و مشکلات خاص قشر جوان است و نه تبلیغ خبرگزاری ای که قرار است دستاوردهای خود را منتشر نماید; اساسا براین باوریم که زمانی این سایت و سایت های مشابه آن می توانند مملو از محتوا باشند، که اساسا محتوایی برای عرضه وجود داشته باشد وگرنه راه اندازی خبرگزاری ای مانند سایر خبرگزاری های رسمی و دولتی این کشور که نیاز به این همه سر و صدا و هزینه های هنگفت ندارد...
کیهان: خشم مقدس
«خشم مقدس»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن میخوانید؛
1- دیروز سراسر کشور شاهد امواج خروشان ملتی بود که برای اعلام انزجار از سران فتنه و غائله آفرینان روز عاشورای حسینی، به خیابانها آمدند. آمدند تا وفاداری خود به آرمانهای امام، انقلاب و رهبری را بار دیگر به کینه توزان و دشمنان نشان دهند و بگویند که اگر حضرت امام حسین(ع) در عاشورای 61 قمری تنها شد و لبیک فرزند رسول خدا(ص) بی پاسخ ماند، مومنان به انقلاب و نظام، ولی امر زمان خود را تنها نگذاشته و علیه یزیدیان می خروشند.
دیروز تهران و تمامی شهرهای کشور یک صدا «فریاد» بود. فریاد اقیانوس بی کران ملت در محکومیت فتنه جویانی که جرات جسارت به ساحت قدسی حضرت سیدالشهداء(ع) را، آن هم در ظهر عاشورا به خود دادند. فریاد محکومیت سران فتنه و فرقه ای که با رفتارهای ساختارشکنانه خود، بستر اهانت به امام و رهبری را فراهم کرده و اذناب آنان در روزی که عرش و فرش در عزای خون خدا در اشک و ماتم اند، همچون اسلاف خود به پایکوبی و کف و سوت! پرداختند؛ یوم تبرکت به بنو امیه... آیا واقعا لقب «سبز اموی» به این جماعت بی مقدار نمی چسبد؟!
دیروز خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایران اسلامی آکنده از «خشم» بود، خشم مقدس مردمی که مظلومیت مولای خود را بعد از هزار و اندی سال، در سرزمینی دیدند که جان مردمش به او وابسته است.
بیش از 6 ماه از تولد شوم فتنه ای که به قصد تقابل با انقلاب، نظام و باورهای دینی مردم به دست عده ای مزدور و عامل بیگانه به راه افتاده، می گذرد. مردم ایران در برابر ناملایمات و حوادثی که از سوی فرقه موسوی و سایر سران فتنه بروز می کرد، سعه صدر نشان داده و در انتظار اقدام مسئولان امنیتی و قضایی ماندند، اما اهانت به امام خمینی(ره) و بعد از آن جسارت به ساحت مقدس حضرت سیدالشهدا(ع) چیزی نبود که رگ غیرت انقلابی و اسلامی مردم را نجنباند. مردم با یک چشم سرخ از اشک و یک چشم پرخون از خشم به صحنه آمدند تا دشمنان بدانند که آنان تا پای جان برای حفظ نظام و دین خود ایستاده اند.
فرقه فتنه سبز در روز عاشورای حسینی اوج هتاکی و - البته- حقارت خود را به نمایش گذاشت. آنان با بهره گیری از حضور توده های مردم در عزاداری و استفاده از غیبت آنها با حمله به منازل مردم، بانک ها، اماکن عمومی و به آتش کشیدن آنها و ضرب و جرح عده ای از عزاداران حسینی به رقص و پایکوبی پرداخته و با مرگ مشکوک چند نفر، پروژه کشته سازی، برای ادامه اغتشاشات خود را عملی ساختند.
اکنون یک سؤال بزرگ در ذهن مردم شکل گرفته است. مدتهاست افکار عمومی- خصوصاً بعد از اهانت به امام(ره)- دنبال جواب این سؤال می گردد، سؤالی که متأسفانه جواب مشخص و قانع کننده ای نیز از سوی مسئولان امر پیدا نکرده است و آن اینکه؛ چرا مراجع مسئول در برابر هتاکی ها، ساختارشکنی ها، اقدامات غیرقانونی و تخریب اموال عمومی و شخصی مردم از سوی عده معدودی از خود فروختگان که وابستگی آنها به دشمن و دستگاه های اطلاعاتی بیگانه با صدها سند غیرقابل انکار اثبات شده است، مماشات می کنند؟ احکام مربوط به دادگاه هایی که چندی پیش درباره برخی از عوامل میانی و میدانی اغتشاشات برگزار شد، به کجا انجامید؟ چرا درباره سران فتنه که آشکارا نقش ستون پنجم اسرائیل، آمریکا و انگلیس را برعهده داشته و دارند کمترین اقدامی نمی شود؟ آیا شواهد و اسناد به اندازه کافی برای بازداشت و یا حتی احضار آنان وجود ندارد؟!
اینها سؤالاتی است که مردم می خواهند پاسخ آنها را از زبان مراجع مسئول بشنوند. کاسه صبر مردم لبریز شده و شاید برای مجازات سران «فرقه سبز» خود وارد میدان عمل شوند.
2- دشمن و جریان فرقه «فتنه سبز» تلاش می کنند تا با تمسک به بهانه های مختلف و با پمپاژ مرتب دستورالعمل های مسموم و محرک از سوی شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی اینترنت و همچنین پیاده کردن پروژه هایی چون کشته سازی، هرچند گاه یک بار، طرفداران و اغتشاشگران را به صحنه خیابان ها کشیده تا پرده ای دیگر از آشوب و ناآرامی را به نمایش بگذارند. آنها سعی دارند تا روند حرکات ساختارشکنانه و غیرقانونی خود را به صورت «فرسایشی» درآورده تا از این رهگذر و به زعم خود، ناآرامی و اعتراض را در بدنه بخشی از جامعه نهادینه کنند.
متاسفانه مماشات و تسامح برخی از مجریان قانون و مراجع ذیربط نیز در این راستا بی تاثیر نبوده است. به نظر می رسد برنامه ریزی و تصمیم مسئولان امنیتی، انتظامی و قضایی کشور باید به گونه ای باشد که با برخوردی قاطع و کارساز، چشم فتنه کور شده و بساط فتنه گری برچیده شود.
سران فتنه نزد افکار عمومی مردم مسلمان ایران، محکوم شده اند. راهپیمایی های میلیونی مردم در سراسر کشور و مشت های گره کرده و شعارهای کوبنده آنان در محکومیت فتنه گران به روشنی این واقعیت را نشان می دهد. محاکمه و مجازات عوامل اصلی که آتش فتنه را به پا کردند نه تنها نزد مردم ایجاد سؤال نمی کند، بلکه این امر نزد آنان به یک مطالبه و «خواسته عمومی» تبدیل شده است.
از سوی دیگر خروش خودجوش مردم و امواج بلند آنان در حمایت از اسلام و انقلاب و دفاع از آرمان های امام و رهبری، باعث شده تا همه تیرهای دشمن ضد انقلاب به سنگ بخورد.
دشمنان، اگر عاقل باشند- که نیستند- می بینند که انقلاب اسلامی در قبال ریزش های کم شمار، شاهد رویش های میلیونی است. نسل سوم و چهارم انقلاب در کنار سایر مردم طی چند ماه اخیر و چند روز گذشته حماسه های بزرگی از حضور در صحنه دفاع از نظام و آرمان های امام و رهبری آفریدند که در خاطره تاریخی ایران اسلامی باقی خواهد ماند.
اهانت به ساحت مقدس حضرت سیدالشهدا(ع) آخرین منزل فتنه گران بود. اگر آنها فکر می کنند می توانند بهانه دیگری بتراشند و بار دیگر امنیت و آسایش مردم را مختل کنند، باید منتظر باشند تا موج توفنده ملت، دودمان آنها را بر باد بدهد.
ابتکار:رهیافتی جامعه شناختی
«رهیافتی جامعه شناختی»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم روح الله دهقانی است که در آن میخوانید؛موضوع حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 22 خردادماه 1388 در تهران و برخی دیگر از شهرهای بزرگ ایران، پس از حدود شش ماه از گذشت آن، هنوز تاثیرات خود را باقی گذاشته است. تحلیلهای موجود از این حادثه، بیشتر موضوع را در سطح عرصه سیاسی و منازعات نخبگان سیاسی تحلیل میکنند.
اما به نظر میرسد، اعتراض به نتیجه انتخابات که حتی در شکل شورشهای خیابانی نیز خود را نشان دادهاست، شکل آشکار و روبنایی مساله را نشان میدهد و چالش موجود، بیش از آن که سیاسی باشد و مبارزهای برای کسب قدرت، وضعیت خاص اجتماعی را به تصویر میکشد که تحلیل و موشکافی آن، میتواند کمک بهتری به حل مساله نماید. به عبارت دیگر به نظر میرسد اگر نخبگان سیاسی درگیر در این منازعه، به آشتی و مصالحه رضایت دهند و به هر شکل، این دعوای سیاسی را خاتمه بخشند، باز هم چالش موجود ادامه خواهد داشت و به بهانههای مختلف، ادامه حضور رادیکال برخی نیروهای اجتماعی را شاهد خواهیم بود.
درست است که جرقه شروع جنگ جهانی دوم، با ترور ولیعهد یکی از کشورهای اروپایی اتفاق میافتد، اما این بشکه باروت، پیش از این مهیا شده بود و برای اثبات این تحلیل همین بس که عظمت و عمق جنگی در مقیاس جهانی و با آن همه کشتار و تخریب، قابل مقایسه با آن حادثه کوچک نیست. در انتخابات ایران هم دقیقا وضع همین گونه است.
درست است که اعتراضات با دستاویز تقلب در آرای انتخاباتی آغاز شد، اما شدت اعتراضات و شکل مبارزات و شورشها و عمق مخالفتها، با آن شروع، اصلا قابل مقایسه نیست. چنان که مبارزات اخیر، دیگر در قالب اعتراض به نتیجه انتخابات نیست، بلکه به صورت نفی اصل نظام درآمده است. برای همین هم هست که تحلیل جامعهشناختی این وقایع، تصویر بهتری از واقعیت را نشان خواهد داد.نیروهای درونی زمین با استفاده از شکافهایی که در لایههای زمینی به وجود میآید، خود را به شکل زلزله و یا رانش زمین نشان میدهند.
در جامعه شناسی سیاسی با استفاده از این تمثیل، شکافهای اجتماعی را زمینه خروج نیروهای اجتماعی از سطح جامعه و پیدایش درگیریها، منازعات و کشمکشهای اجتماعی-سیاسی تحلیل میکنند. در عرصه امروز حیات جامعه ایرانی، مهمترین شکافهایی که منجر به شکلگیری مبارزات پس از انتخابات شدند را میتوان به صورت زیر نشان داد:شکاف طبقه متوسط: مطالبات طبقه متوسط تفاوت زیادی با مطالبات طبقه پایین جامعه دارد. با این که در سطح طبقه پایین، مطالباتی چون رفع فقر و بیکاری بیش از همه به چشم میخورد، طبقه متوسط خود را از سطح این مطالبات فراتر آورده و حضور و مشارکت در عرصههای مختلف اجتماعی سیاسی و فعالیتهای فرهنگی و هنری را دنبال میکند.
انتخابات اخیر به وضوح فاصله مطالبات این دو قشر از جامعه را به نمایش گذاشت و دو نامزد اصلی رقیب، هر کدام بیانگر مطالبات طبقهای از جامعه بودند. این سخن بدان معنا نیست که هیچ کدام از طرفین، در شعارها و مواضع خود به مطالبات آن طبقه مقابل توجهی نداشتند، بلکه نوع تیپبندی هواداران این نتیجه را به دنبال خود داشت.
البته این هواداری و حمایت و انتخاب نامزد، صرفا بر اساس محاسبات و بررسیهای دقیق کارشناسی نیست، که اصلا امکان تخصص افراد جامعه در همه زمینهها وجود ندارد (برای همین هم هست که در دموکراسیهای پیشرفته، احزاب را جایگزینی برای این کارشناسیها قرار دادهاند) بلکه بیشتر نوع تصوری که افراد از یک نامزد پیدا میکنند، آنها را به حمایت از یکی و مخالفت با دیگری سوق میدهد.
اگر چه در انتخابات دوم خرداد هم به نوعی مطالبات طبقه متوسط در صدر انتخابات قرار گرفت، ولی چون طبقه پایین، در میان نامزدهای انتخاباتی، مطالبات خود را به وضوح نیافته بود و یا حداقل این احساس را داشت، خود را در قالب مطالبات طبقه متوسط تعریف کرد و برای تغییر وضع موجود و رهایی از مشکلات خود، به جامعه مدنی و توسعه سیاسی چشم دوخت. شروع درگیریها و مبارزات انتخاباتی و وقایع اولیه پس از آن، بیشتر از این شکاف اجتماعی تغذیه میشد و جمعیت حداقل چند ده هزار نفری 25 تیرماه را به خیابانها کشاند.
اما ادامه این اعتراضات و تشدید مبارزات را در قالب شورشهای خیابانی باید در شکاف دیگری جستجو کرد که شکاف اعتقادی است.شکاف اعتقادی: زمان طولانی اصلاح فرهنگی و عقیدتی، نظام تربیتی ناکارآمد، و ضعف دستگاههای فکری و فرهنگی در کنار تهاجم فرهنگ مسلط غرب که همه ابزارهای لازم را نیز در اختیار داشته است، شکاف جدیتری را در جامعه ایجاد نمودهاست. شکافی که نه نسل گذشته که بیش از همه، نسل جوان جامعه که در دوره سی ساله نظام جمهوری اسلامی رشد و تربیت یافتهاند را هدف گرفتهاست.
البته فاصله این شکاف با شورش و درگیری و حتی کمتر از این، مبارزات سیاسی، مسافت زیادی است، اما نوع جهتگیریها به گونهای بودهاست که تا جایی که قدرت و نفوذ نظام، اجازه میدادهاست، کمترین آزادی مذهبی و فکری را نیز از شهروندان سلب مینمودهاست. برخوردهای شدید نیروی انتظامی که با عنوان «طرح امنیت اجتماعی» انجام میشد، نمونهای است که اثرات عمیق خود را بر ذهنیت و در جایی که زمینه بروز پیدا کند، در رفتار عدهای که آزادیهایی را در این عرصه دنبال میکنند، نشان میدهد.
سخن پایانی
همواره مخالفان و دشمنان، برای دستیابی به منافع و اهداف خود، از زمینهها و عواملی که در سطح جامعه وجود دارد، بهره میگیرند و مهمترین هدفی که دنبال میکنند، فعالسازی شکافهای اجتماعی است. اگر نظام سیاسی با تحلیل دقیق شکافهای اجتماعی، طرح و نقشه کاملی داشته باشد، کمترین فرصت برای دشمنان باقی میماند.
چنان که علی رغم تلاشهای مختلفی که از سوی دشمنان برای ایجاد رخنه در میان قومیتهای مختلف صورت گرفتهاست، تاثیر قابل ملاحظهای بر جای نگذاشته است.به نظر میرسد نظام سیاسی با درک این فضای اجتماعی سیاسی، میتواند رویکردهای خود را به صورتی تنظیم نماید که شمول بیشتری از سلایق و افکار را داشته باشد و نمایندگان قشرهای مختلف، خصوصا در عرصههای فرهنگی و اجتماعی مانند هنر، رسانه و... که برای طبقه متوسط اهمیت بیشتری دارند را در درون خود داشته باشد.و از طرف دیگر اندیشمندان و نخبگان فکری و فرهنگی خصوصا حوزوی، باید چارهای برای شکافی که در سطح عقاید جامعه خصوصا در میان جوانان بروز کردهاست، بیاندیشند.
بازیگر جوانی که برای آزادی خود از یک روسری حاضر است به خارج از کشور رفته و حتی در مصاحبه با شبکههایی مانند بی بی سی، آرزوی خود را حضور آزادانه در ایران بداند، نمونهای از جوانان زیادی است که در عین اعتقاد به باورهای مذهبی، رفتارهای مذهبی در آنها درونی نشده و از این اجبار گریزانند.
رسالت:دیروز در ایران چه خبر بود؟
«دیروز در ایران چه خبر بود؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛دیروز در کشور غوغایی بود . همه آمده بودند به عشق حسین، به عشق انقلاب ، سینه ها پراز کینه از حرامیان بود. دیروز مردم ایران شورانگیزترین روز خود را گذراندند. تهران دیروز عظیم ترین تظاهرات تاریخ سیاسی اش را به خود دید. مردم آمده بودند بگویند تا پای جان برای اسلام و انقلاب ایستاده ایم . مردم آمده بودند بگویند به پسمانده های عمر سعد و شمر رحم نخواهیم کرد.
مردم آمده بودند از سران فتنه تبری بجویند. مردم آمده بودند بگویند وقتی ما در عزای حسین گریه می کردیم و به سر و سینه می زدیم چرا اینها آمدند کف و سوت زدند و رقصیدند و خندیدند؟ آنها چطور توانستند از غفلت ما استفاده کنند و این فاجعه را به بار آورند؟ مردم آمده بودند بگویند ما در صحنه حاضریم و این نبرد تا هرکجا و هرزمان طول بکشد ما ایستاده ایم.
دیروز در کشور غوغایی بود . همه آمده بودند به عشق حسین،به عشق انقلاب ، سینه ها پراز کینه از حرامیان بود.
دیروز مردم ایران شورانگیزترین روز خود را گذراندند. تهران دیروز عظیم ترین تظاهرات تاریخ سیاسی اش را به خود دید.
مردم آمده بودند بگویند تا پای جان برای اسلام و انقلاب ایستاده ایم . مردم آمده بودند بگویند به پسمانده های عمر سعد و شمر رحم نخواهیم کرد. مردم آمده بودند از سران فتنه تبری بجویند.
مردم آمده بودند بگویند وقتی ما در عزای حسین گریه می کردیم و به سر و سینه می زدیم چرا اینها آمدند کف و سوت زدند و رقصیدند و خندیدند؟ آنها چطور توانستند از غفلت ما استفاده کنند و این فاجعه را به بار آورند؟
مردم آمده بودند بگویند ما در صحنه حاضریم و این نبرد تا هرکجا و هرزمان طول بکشد ما ایستاده ایم.
عاشورای امسال دشمن بی پرده و بی حیا مستقیما به جنگ دین ، امام حسین و کربلا آمده بود.
فتنه گران روز قدس آمدند پشت به امام و انقلاب با رژیم صهیونیستی اعلام بیعت کردند و شعار نه غزه نه لبنان سر دادند. روز13 آبان آمدند پشت به مردم اعلام دوستی و مودت با آمریکا کردند و برجنایات آمریکا طی نیم قرن اخیر در ایران مهر تائید زدند. روز16 آذر آمدند به ساحت پاک منورترین چهره ایران و جهان یعنی امام (ره) اهانت کردند و بالاخره روز عاشورا آمدند، زدند و رقصیدند و نسبت به شعائر الهی عاشورا و کربلا هتک حرمت کردند.
راستی گام بعدی آنها چیست؟
تردید نیست دشمنی با انقلاب و مردم نقطه پایان ندارد . پرده ها یکی پس از دیگری بالا می رود. مردم در مقابله با این پرده ها هر روز حضورشان پررنگ تر ، جدی تر و وسیع تر می شود. دیروز تهران و ایران یک صدا علیه فتنه گران و فتنه گری آمریکا و انگلیس بود.
گام بعدی آنها تظاهرات علیه خدا خواهد بود. باید هوشیار بود.
آنها خوب تشخیص داده اند خداست که طی سه دهه گذشته انقلاب را نگه داشته است.خداست که به ملت ایران فرمود در برابر ستم آمریکا و رژیم صهیونیستی سکوت نکنید و با کافران بجنگید . خداست که فرمود در برابر منافقان بایستید، قدمی عقب نگذارید و ذره ای کوتاه نیایید.آنها چون نمرودیان با خدا اعلام جنگ کرده اند. ما باید خود را برای روزهای دیگر آماده کنیم، این قصه سر دراز دارد.
آنها در عاشورای امسال موفق شدند اصحاب جمل و صفین و نهروان را در چند خیابان به مصاف اصحاب علی زمان بفرستند.
دیروز مردم ایران پاسخ شرارت در روز عاشورا و هتک حرمت شعائر حسینی را سر دادند.
خداوند در قرآن کریم به مومنین می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین»
سوره مائده - آیه51
ای کسانی که ایمان آورده اید! یهود و نصاری را دوست خود نگیرید، آنان بعضی شان دوست بعضی دیگرند و هر کس از شما آنان را دوست خود گیرد حتما از آنان خواهد بود. همانا خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند.
خداوند صریحا در قرآن مسلمانان را از روابط دوستی با یهود و نصارا نهی کرده است.
قریب یک سال است یک ضلع رقابت در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با پذیرش ولایت آمریکایی ها و اسرائیلی ها به آنها اجازه دادند در امور داخلی ایران دخالت کنند. اینها وصل شدند به رسانه های آنها به امید اینکه در انتخابات پیروز شوند. آنها هم با تمام قوا از این ضلع حمایت کردند . اما مردم ما هوشیار بودند زیر بار آنها نرفتند. جا داشت مسئله را تمام شده بدانند اما دوستی و ولایت سران این جماعت ادامه پیدا کرد.
خدا در قرآن می گوید:« هر کس از شما آنان را دوست خود بگیرد حتما از آنان خواهد بود» باور نکردند آمدند و آمدند روز قدس و13 آبان و16 آذر را پشت سر گذاشتند و بالاخره رسیدند به عاشورا!
و هتک حرمت پسر رسول خدا و بدترین ستم را به خود و مردم ایران کردند.
این است عاقبت دوستی با یهود و نصاری!
امروز اوباما صریحتر از نخست وزیر رژیم صهیونیستی و این دو صریحتر از انگلیس و فرانسه وقیحانه سخن از دوستی وحمایت از یک مشت ورشکسته سیاسی به میان آورده اند . آنها فکر می کنند حمایتهای آنان برای این جماعت اعتبار و حیثیت می آورد . در حالی که نمی دانند خداوند از این جماعت به عنوان یک جماعت ستمکار یاد می کند.
مردم دیروز به خیابانها آمده بودند بگویند؛ به این ستم پایان دهید و از دوستی با یهود و نصاری بپرهیزید.
مردم دیروز حضور خود را به رخ جهانیان کشیدند و حیات بالنده انقلاب را پیش از پیش نشان دادند.
مردم آمده بودند بگویند نبض انقلاب منظم می زند.
دنیای اقتصاد:چرا این همه دشوار است؟
«چرا این همه دشوار است؟»عنوان سرمقالهِ روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن میخوانید؛دولت برای هدفمند کردن یارانهها لایحهای به مجلس تقدیم کرده، مجلس با تغییراتی آن را تصویب کرده، شورای نگهبان، اشکالاتی در آن دیده و حالا مجلس در حال اصلاح نهایی لایحه است.
تا اینجای کار روال طبیعی قانونگذاری طی شده است، کسانی به همه یا بخشهایی از لایحه و شکل اصلاح شده آن خرده گرفتهاند و گروهی دیگر، همه یا بخشی از آن را تایید کردهاند. این هم روال طبیعی تضارب آرا در هنگام اخذ تصمیمهای بزرگ است. اما حالا که لایحه اندک اندک به سوی تصویب نهایی و لازمالاجرا شدن پیش میرود، نحوه اجرای آن به موضوعی تازه تبدیل شده است.
گفته میشود، قرار است سازمانی جدید برای اجرای این لایحه تشکیل شود. مقایسه، همه جا و بیش از همه چیز کار پسندیدهای نیست؛ اما گاه به لحاظ تجربهاندوزی و احیانا پرهیز از کارهای زاید و پرهزینه میتوان به تجربه ملل دیگر رجوع کرد. در دهه 1990 میلادی یعنی پس از جمعشدن دیوار برلین و اتحاد دو بخش آلمان، سیاستمداران کشور جدید با مشکلی بزرگ مواجه شدند. بخش شرقی آلمان که میراث کمونیستها بود، نسبت به بخش غربی، فقیر و عقب مانده بود و میبایست برای آن کاری میکردند. تصمیمی که در این باره گرفته شد، روشن و نحوه اجرای آن روشنتر بود: باید همه اموال، داراییها و صنایع دولتی به بخش خصوصی منتقل شود.این کار هم باید توسط یک موسسه پیمانکار و در زمانی کوتاه (کمتر از 7 سال) انجام شود. تصمیم گرفته شد و آلمان در کمتر از پنج سال دست کم از بقایای ظاهری عصر کمونیستها خلاص شد و بخش شرقی به رنگ بخش غربی درآمد.
شرکتی هم که قرار است در ایران تشکیل شود، علیالظاهر قرار است در زمینه احصا و توزیع یارانهها چنین کاری بکند. اما با هر درجه خوش گمانی، از هماکنون معلوم است که از چنین سازمان یا شرکتی نمیتوان انتظار سرعت عمل و حل و فصل سریع و قاطع مساله یارانهها را داشت. این پیشداوری که بدبینانه و خردهگیرانه به نظر میرسد، ناظر به توانایی یا ناتوانی مجریان لایحه هدفمندسازی یارانهها نیست، بلکه اشارهای است به فضای مبهم و چشمانداز ناروشنی که پیش پای مجریان قرار دارد.
وقتی هنوز سفره دعوا بر سر دهکهای درآمدی کشور پهن است و بعید است به این زودیها جمع شود، هر اقدامی در زمینه توزیع یارانهها لاجرم آغشته به ابهام و نارضایتی بخشهایی از جامعه خواهد بود.
نارضایتی امری اجتماعی است، اما تاثیر آن به تصمیمهای اقتصادی آتی، اجتنابناپذیر است. وقتی شروع هدفمندسازی یارانهها نه در قالب تقسیم مساوی و بیتفسیر، بلکه با روش انتخاب واجدان شرایط باشد، بیتردید سازمان یا شرکت مسوول این کار، زیر آوار ابهامها و تفسیرها میماند و احتمالا داستان یارانهها از نو و در قالبی دیگر نوشته میشود. دشواری تصمیمهای اقتصادی در ایران از جمله همین تصمیم پرداخت یارانهها که آخرین آنها است، علاوه بر پیوند آن با کارآمدی اجرایی، در فقدان بنیانهای نظری روشن ریشه دارد.
مادام که تکلیف ما با الگوی اقتصادی مورد نظر معلوم نشده و هر تصمیم اقتصادی آغشته به انواع ملاحظات و مصلحتها است، از قانونگذار و مجری قانون انتظار زیادی نمیتوان داشت. ریشه دشواری کارها و موانع اجرای تصمیمهای اقتصادی اگرنه به طور مطلق، تا حدود بسیار زیاد در همین فقدان نگاه و آونگ بودن بین اقتصاد دولتی و اقتصاد خصوصی و ایضا تقسیم جامعه به افراد ذیحق و غیرذیحق و خرج کردن از کیسه اقتصاد به نفع سیاست است.
جهان صنعت:گام مثبتی به سوی پولشویی
«گام مثبتی به سوی پولشویی»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت است که در آن میخوانید؛
جهان امروز بازار جهانی است که در آن هر روز میلیاردها دلار و یورو از یک قاره به قاره دیگر منتقل میشود و در نتیجه جرایم مالی نوع متفاوتی از رفتارهای مجرمانه شده که مستقیما با اعمال خشونتآمیز مالی در ارتباط نیست.
از همین رو پولشویی یکی از عواملی است که موجب فساد اقتصادی جوامع میشود و آنان را از پیشرفت و توسعه اقتصادی باز میدارد همچنان که در بسیاری از کشورها شاهد ضعف فعالیت اقتصادی به خاطر استفاده از پولهای نامشروع هستیم.
اجرای دقیق قانون مبارزه با پولشویی بدون شک هزینههایی را در قبال نقدینگی کلی در بازارهای مالی داخلی به دنبال خواهد داشت اما در درازمدت منافع حاصل از آن در زمینه ایجاد اقتصادی سالمتر و قویتر متجلی و زیانهای ناشی از اجرای قانون پولشویی تا حد زیادی جبران میشود. مبارزه با پولشویی حلقه مفقودهای در مجموعه فعالیتهای دولت برای سالمسازی اقتصادی است. برای تحقق مبارزه با پولشویی اول باید نحوه معاملات اقتصادی را شفاف و نحوه نظارتها را قانونمند کرد و بعد به کشف و مقابله یا تطهیر پولهای سیاه پرداخت.
آنچه چهره پولشویی را بیش از بیش زشت جلوه میدهد، دستگاههای تبهکاری و انجام عملیات بانکی توسط آنهاست که گاه به عنوان جریانی خارج از نظام اقتصادی موجب فلج شدن چرخههای پولی و مالی کشورها میشود. در کشور ما نیز نمونههای مختلفی از این پولهای کثیف مشاهده میشود، مانند پولهای سیاه (قاچاق مواد مخدر) و پولهای خاکستری (فرار از مالیات، کلاهبرداری، حیف و میل منابع ملی و عمومی). اکتساب پولهای کثیف و تطهیر آن عملی خلاف و غیرقانونی بوده و دارای تبعات منفی بسیاری بر اقتصاد کشور است. به همین دلیل مبارزه با پولشویی مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفته و کشورها برای نیل به این مقصود به تصویب قوانین و مقررات ویژهای اقدام کردهاند.
بیتردید پیشرفت و توسعه اقتصادی، احساس امنیت بیشتر اقتصادی، بهبود جایگاه ایران در عرصه اقتصاد جهانی و تقویت منافع ملیاز نتایج مبارزه با پولشویی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: