در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
3 - عزل قائممقام رهبری
این نوشتار بر آن بوده و هست تا بگوید امام تلخترین تصمیمات زندگی خود را در دو موضوع پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ و عزل آقای منتظری از قائممقامی خود اتخاذ کرد. به دیگر سخن، امام با بیان نگرانیهای خود از آینده انقلاب، دست به این اقدام زد.
پیش از ادامه بحث لازم میدانم به ضرورت طرح این نکته بپردازم و تصریح کنم که رحلت آیتالله منتظری یا هر فرد دیگری نمیتواند حقیقت تاریخ را تغییر دهد. هرچند عدهای در تلاشند تا «نهضت تحریف» را با هدف انحراف اذهان و البته در قالبی پیچیده دنبال کنند. این تلاشها پس از رحلت حضرت امام نیز رخ داد و کسانی سعی کردند تا نامه 6/1/68 امام به آقای منتظری را مجعول جلوه دهند؛ نامهای که میتوان در آن عمق نظر امام به ایشان را دریافت.
اصالت این نامه هم به وسیله بزرگانی نظیر رهبر معظم انقلاب و آقایان هاشمی رفسنجانی، اردبیلی و سیداحمد خمینی که در همان روز در جریان قرار گرفتند و بعدها توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی تایید شد. هرچند با اصرار بسیارآقای هاشمی در همان مقطع، جلوی پخش نامه از صدا و سیما، گرفته شد و مقرر شد آقای منتظری خود نامهای به امام بنویسند.جالب اینکه ایشان نیز در نامه 7/1/68 خود خطاب به امام وصول نامه 6/1/68 امام را اعلام مینماید.
درخصوص مبانی و مقدمات تصمیم قاطع امام در مورد عزل آقای منتظری، چند نکته قابل تامل است:
1 - امام در پس پرده و به شکل خصوصی بیش از 2 سال به شیوههای مکتوب و شفاهی به آقای منتظری هشدار داد که برخی افراد فاسد در بیت و اطرافیان شما حضور دارند که «اطلاعات غلطی» به شما میدهند که منشأ مکاتبهها، تصمیمها و اظهارنظرهای نادرست شما و درنتیجه سوءاستفاده دشمنان میشود.
2 - حمایت آیتالله منتظری از فردی به نام سید مهدی هاشمی که پرونده جنایتهای وی در دست بررسی بود؛ از جمله دلایل برکناری وی محسوب میشد. حمایتهای آقای منتظری و اعتمادش به این شخص، تا آن حد بود که پیگیری پرونده قضایی و اطلاعاتی سید مهدی هاشمیبه سختی صورت میگرفت. به نحوی که آیتالله ریشهری وزیر اطلاعات وقت، مجبور بود، برای انجام اقدامهای عادی درخصوص این متهم (مهدی هاشمی) بارها از امام اجازه مکتوب دریافت کند.
نامه مورخ 23/10/65
وزیر اطلاعات درخصوص تبعید این متهم و موافقت امام (24/10/65) شاهدی بر این مدعاست.
در تاریخ 15 آبان 65 امام طی حکمی به وزیر اطلاعات دستور برخورد با باند مهدی هاشمی را صادر نمود و تاکید کردند: «این امر، عبادتی است که دامان بزرگانی (منظور آقای منتظری است) را، از اتهامات پاک و توطئه منحرفان را خنثی میکند.»
امام پیش از این حکم در نامهای خطاب به آقای منتظری با تجلیل از سوابق و مقام علمی، عملی و مبارزات ایشان، تذکراتی را درخصوص حمایت از باند مهدی هاشمی میدهند و اعلام میکنند؛ حیثیت مقدس شما باید محفوظ و مصون بماند، هر چند این حیثیت واجب المراعاه به احتمال قوی، بلکه به ظن نزدیک به قطع، در معرض خطر است... این خطر بسیار مهم از ناحیه انتساب آقای سیدمهدی هاشمی است به شما. (صحیفه امام جلد بیستم ص 136)
در پایان این نامه، امام از آقای منتظری میخواهد دامن خود را از ارتباط با سیدمهدی پاک کند و هیچ عکسالعملی در مسیر رسیدگی به پرونده از خود نشان ندهد.
3 - نامه 6/1/68 و 8/1/68 امام نشان میدهد باوجود آن که آقای منتظری بارها اعلام کرده بود؛ از امام اطاعت میکند و نظرات ایشان را مقدم بر دیدگاههای خود میداند (نامه 7/1/68)، اما همچنان بر ادامه راهی که امام از 3 سال پیش به ایشان هشدار داده بود، اصرار ورزید و در آن هیچ تغییری ایجاد نشد.
4 - چند توصیه در نامه 8/1/68 امام به ایشان به چشم میخورد. از جمله: از رفت و آمد مخالفان نظام که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا میزنند جدا جلوگیری کنید. بیت خود را از افراد ناصالح پاک کنید. از پخش دروغهای رادیوهای بیگانه متاثر نباشید. مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر مصلحتی است و در نامه 6 فروردین 68 که صراحت بیشتری دارد؛ امام نامه را با این عبارت آغاز میکند که: «با دلی پرخون و قلبی شکسته چند کلمهای برایتان مینویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند...»
...« از آنجا که سریعاً تحریک میشوید، در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید؛ شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد... دیگر برای من نامه ننویسید... شما از این پس وکیل من نمیباشید... شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزههای علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید، مسلما تکلیف دیگری دارم و میدانید که از تکلیف خود سرپیچی نمیکنم... من کار به تاریخ و آنچه اتفاق میافتد ندارم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیبمان پیمان بستهام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها درمیان گذارم... از خدا میخواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران، صبر و تحمل، عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم خیانت دوستان را بیش از این نچشد» صحیفه نور ج 21 ص 330)
توصیههای امام به ثمرهِ عمر خویش، میتوانست دستمایه خوبی برای ادامه راه باشد؛ هر چند مردم به خوبی میدانند که نه در زمان حیات امام و نه پس از آن به این توصیهها عمل نشد.
و اگر رهبر معظم انقلاب در پیام تسلیت درگذشت آیتالله منتظری اشارهای به این دوران دارند و یا حضرت آیتالله مکارم شیرازی هوشمندانه تصریح میکنند که بخشی از مواضع ایشان مخصوصا در اواخر حیات امام راحل (قدسسره) مورد قبول نبود، برای جلوگیری از تحریف تاریخ و فراموشی حقایقی است که همیشه دوستداران واقعی امام و مدعیان پیروی از خط امام باید به آن توجه داشته باشند.
برای نسل جوانی که علاقمند به پیگیری این موضوع هستند؛ توصیه میکنم به رنجنامه مرحوم حجتالاسلام سیداحمد خمینی، بویژه نامه آقایان کروبی و امامجمارانی و مواضع آقای عبدالله نوری درست پس از عزلآقای منتظری مراجعه نمایندو با مواضعی که امروز اتخاذ میکنند، مقایسه نمایند بیتردید از رهگذر این مقایسه حقایق بسیاری بدون هیچگونه توضیحی - جلوهگر خواهد شد.
بیژن مقدم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: